دو
خصلتی د ر
فلسفه لنینیزم
Doppelmoral
سال1385
هجری شمسی
سال تاریخی
وبدون اغراق
سال تجدید
حیات (رنسانس)
هویت وفرهنگ
ملی
برای ترکهای
آذربایجان
بود. روح
شهیدان مان
در این
راه شاد
و نامشان جاودانی
باد.
سر
تعظیم فرودمی
آوریم در
مقابل آنهائی
که در
این راه
پیشگام
شدند،زحمت
کشیدند،آنهائی
که
در
خیابانها
قیام کردند،
زخمی شدند،
آنهائی که
بزندانها
افتادند و
شکنجه شدند و
آنهائی که
هنوز
هم
در زندان ها
هستند و شکنجه
میشوند.
هر
قیامی که
در تاریخ برای
از میان
برداشتن
نابرابری ها
وتظلمات
اجتماعی
بوقوع
پیوسته
از
این مشکلات
،موانع داشته
و قیام ملت
آذربایجان
هم مستثنی
از اینها
نبوده
ونخواهد بود.
ولی
شناخت این
موانع
ومشکلات و راه
های عبور از آن
وظیفه ای است
بزرگ بهر
روشنفکر
آذربایجانی
،زیرا از یک
روشنفکر
فارسی تا حال
جز
اغماض،کارشکنی
وخیانت
چیز
دیگری نه دیده
ایم و نه
خواهیم دید.
در
باره همه
این موانع
در فرصتهای
آینده مفصلا
بحث حواهیم
کرد .
لنینیستها (
سوسیال
شوونیست ها)،
چون هم از
سوسیالیزم
دفاع میکنند
وهم از
شوونیزم فارس
طبق
روال
سنتی شان این
بار هم تلاش
می کنند
بهرطریقی که
شده مانع آن
شوند که قیام
ملت
آذربایجان
برای
رهائی ازیوغ
شوونیسم
فارس از
هر لحاظ
به ثمر برسد.
بنظر
من بحث
وکلنجار با
اینها در باره
حقوق طبیعی
ملیتهای ساکن
در ایران
وقت کشی وبی
ثمر
است.
تنها شکافتن و
روشن کردن
ماهیت اینها
به ملت مان
،مخصوصا به
نسل جوان
آذربایجان
وسایرملتها
ها،حتی
فارسها مثمر
به ثمر خواهد
بود.
ما
باید فلسفه
لنین ویا
لنییزم را
عین فلسفه
مارکس ویا
مارکسیزم
ندانیم زیرا
اساسا
فلسفه
مارکس مخالف
دیکتاتوری،زور
وعاری از
دوخصلتی است.
ولی فلسفه
لنین
بنا
شده روی پایه
دیکتاتوری
پرولتاریا
وبرای رسیدن
به آن هدف
حتی استفاده
از زور.
پس
می بینیم لنین
صاحب دو خصلت
اساسی بوده
یکی خوشبختی
انسانهاو
دیگری زورو
دیکتاتوری
یعنی بدبختی
انسانها .
مارکس
مینویسد:
پیشرفت
وشکوفائی
صنعت تا درجه
ای معین تنها
تحت اداره
کاپیتالیستها
و در
یک
سیستم
اجتماعی
کاپیتالیستی
ممکن است .
جامعه صنعتی
پیشرفته با
نیروهای
تولید کننده
ای با تخصص
عالی و آگاه
بخودی خود(اوتوماتیک)
به یک سیستم
سوسیالیستی
با
رهبریت
خود تولید
کننده تبدیل
میشود. در
کشورهای غربی
به عنوان
نمونه در
آلمان کار
مزد
یک
کارگر فنی
در ساعت کمتر
از یک پزشک
متصص نیست و یا
همینطور است
یک مدیر
کاردان.
مارکس
هیچ موقع
از حکومت
دیکتاتوری
پرولتارائی
ننوشته بود.
البته سوء
تفاهم پیش
نیاد که
اینجا
فلسفه مارکس
تلیغ می شود .،نه
خیر: بهترین
جامعه آن
است که در آن
دموکراسی از
هر لحاظ
حکم
فرما است .
لنین
بود که به این
فلسفه مارکس
کت ودامن
پوشاند ،یک
کلاهی هم سرش
گذاشت واسمش
را گذاشت
کومونیسم،یعنی
یک کشور
کومونستی
باید تحت
دیکتاوری
پرولتاریا و
سایر طبقه
تولید کننده
اداره
شود. معلوم
است در
هر جامعه که
دیکتاتور حکم
فرما است
خداوند به
دادآن جامعه
برسد.
یک
کارگر ویایک
برزگر روسی
هیچ آگاهی
وآمادگی به
این سیستم
تولیدی و یا
اداری تازه
نداشت.
آن
کارگری که
مارکس تصور
میکرد که روزی
ازنظر فنی
وآگاهی سیاسی
بحدی برسد که
خودش
حکم فرمای
خودش باشد با
یک کاگر روسی
از زمین تا
ستاره ثریای
5000 تومانی
پارسها
فرق داشت.
یک
کار گر ویا یک
برزگر روسی
یا به
دستوراتی که
از مسکو میآمد
گردن مینهاد
ویا گردنش .....
مخالفین سیم
کومونیستی
اگرشانس
داشتند به
سیبری تبعید
میشدند.
لنین
از یک طرف
مدعی برقرارکردن
یک جامعه بدون
طبقه وبه
خیال خودش
خوشبخت در
شوروی
بود وا
طرف دیگر
باعث
بدبختی وبی
خانمانی
ملیونها مردم
بود.
لنین
از طرفی
یک
کارگرسالاری
انترناسیونال(
البته با
سرکردگی
روسها) را
می خواست
از
طرف دیگر
هر کس صدای
ناسیونالیستی
می آورد خفه اش
می کرد.
در
نظر لنین خوب
وبد فقط از نظر
خدمت به بر
قراری و تحکیم
کومونیسم
تمیز داده
میشد.
تانکهای
بولشویکها
در شوروی با
آن پهنائی ا ز
روی جسد
مخالفین عبور
می کردند و
نمونه
از
این ها درآ
ذربایجان
شمالی بود
سال 1919.
لنینیسم
Doppelmoral
ابن است خصلت
دوگانه
ا
وهمین
ایدیولوژی دو
خصلتی در
لننیستهای
امروزی ما در
داخل ویا خارج
ازکشور
در
آذربایجان در
تبریز و یا جای
دیگ ریشه
دوانده است.آذربایجانیها
در جلو چشم
اینها
وباهمکاری
اینها قتل عام
شده اند.
درآذربایجان
جوانهارا
می کشند و
هزاران هزار
را در زندانها
شکنجه میدهند
برای اینکه
گفته اند
بگذارید
ما در
زبان مادری
مان تحصیل
کنیم. این جناب
های توده ای
ویا فداییان
خلقی
اعتراضی
نمیکنند هیچ
بلکه رژیم
را با
سکوتشان و
شاید هم هم پشت
پرده به
این جنایات
تشویق
میکنندو
کنگره دهم
وغیره هارا را
ه می اندازند
ودر آن
رفیقهای جهان
را به
اتحاد بر
علیه
امپریالزم
جهانی ونجات
بشریت دعوت
میکنند.
ننگ باد به
این سوسیالیزم
که شماها
میخواهید
آنرا پیاده
کنید.
سوسیالیزم را
با شوونیزم
قاطی کرده اید.
خوب
میدانستید
همزمان با
کنگره رفیق
بیا ،رفیق
بروی شما صدها
جوان
آذربایجانی
در شکنجه
گاه
ها هستند.کدام
بیانیه تانرا
در این باره
بیرون دادید.
شما می خواهید
ناجی بشریت
شوید؟
اطمینان
داشته باشید
آذر بایجان
با نیروی
محرک 35 ملیونی
به حرکت
افتاده است.
اگر
اعترضی به دو
خصلتی بودن
تان دارید
بفرمایید ،
ما هنوز شاهد
های زنده
بر اعمالتان
هستیم.
21.03.2007
سلیمانی