منوچهر عزيزي (هاراي)                                                                85/12/2

 

 

عشق اولسون سنه

     

از آن لحظه اي كه لقب "ارك" انتخاب كردي لا بد از استقامتت تاريخي و ضربه ناپذيري آن اسوه مقاومت خبر داشتي وخود را آماده اماج هزينه هاي گران مبارزات ملي شكست ناپذير آذربايجان كرده بودي؟ و صد البته استقامت تحسين بر انگيز است. ذره اي ترديد ندارم كه با همين استقامت رشيد و استوار باقي خواهي ماند.

تو زندگي طاقت فرسايت را از ثروت معنوي مبارزات ملي آذربايجان آراستي .قامت استوارت و روحيه والايت چه رنجها كه نكشيد اما با افتخار شاهدم كه خم به ابرو نياوردي .اما پيش بيني ضربات ناجوانمردانه حيثيتي و شخصيتي را نيز كرده بودي كه موجودات آدم نمايي به شخصيت والاي تو برنامه ريزي كنند؟! شايد پيش بيني چنين نامرديها را نكرده بودي ، اما من يقين داشتم كساني كه در باره خوديهاي خود نظير حاج سعيد امامي و همسرش چه بلاهاي وحشتناكي آوردند ، با ما چه ها كه نخواهند كرد ، و آن را در جزوه "ضرورت آسيب شناسي حركت ملي آذربايجان " پيش بيني كرده بودم. ليكن چه باك كه وجدانهاي بيدار انسانهاي پاك ، لكه هاي حيله گريهاي نامردانه را به خود نامردهاي انسان نما بر خواهد گرداند.

ما در آن روز توطئه چيني براي لكه دار كردن شخصيت تو ،در حالي كه هنوز مركب درخواست رد شده از سوي فرمانداري تبريز بمناسبت برگزاري كنگره روز جهاني زبان مادري خشك نشده بود ،ناراحت شديم ،اما تعجب نكرديم ،زيرا كه پستي هاي پست تري از اين ها انتظار داريم و هر آن آماده زدودن لكه هاي مسموم تر از اين تهمت ها و اهانت هاي ناجوانمردانه تري هستيم .زيرا خداوند ما را براي فدا شدن در راه انسانهاي محروم ،پاك پاك آفريده است .ساعت 12 شب است .زنگ تلفن حوادث حساس تاريخ بصدا در آمد كه " عقيل آذر دخت را هم در اردبيل به اطلاعات بردند."

Ma_haray@yahoo.com

منوچهر عزيزي(هاراي)                                                            85/12/01

هم زمان با بحران خارجي

اوضاع داخلي غير قابل تحمل شده است

هم زمان با بحران سياست خارجي و تهديد هاي نظامي و تحريم هاي اقتصادي به وسيله قدرتهاي جهاني ، به نظر مي رسد ارگانهاي حساس حكومت اسلامي ايران عامداً سياست هاي داخلي اعم از اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي را علناً با شدت هر چه تمام تر به سوي بحران تشنج آميز سوق مي‌دهد . پافشاري هاي لجوجانه و علني ارگانهاي سياسي و امنيتي كشور ، همانند ستون پنجم دشمن در به وجود آوردن بحران ، نا آرامي و نارضايتي ، به صورتهاي ايجاد تورم و گراني هاي بي‌سابقه در هر زمينه ، مقابله هاي هدف دار به بهانه امر به معروف و مبارزه با مفاسد اجتماعي ، حتي با مقاصد مغرضانه از پيش تعيين شده ، عدم صدور مجوز به برگزاري مجامع مدني ، فرهنگي ، هنري و ادبي به علت معذوريت هاي سياسي ، ترور شخصيت هاي ملي _ سياسي آبرومند و ذي‌نفوذ اجتماعي با مقدمه چيني هاي اتهام «روابط نا مشروع» ، جستجو هاي غير قانوني با انگيزه هاي امنيتي ، مُهروموم نمودن فروشگاه هاي كتاب و البسه با بهانه هاي «منافات اسلامي» مزاحمت هاي بي شرمانه به نواميس مردم با مقاصد بحران آفرين رعايت حجاب اسلامي و صد ها از اين قبيل تشنّج آفريني هاي اجتماعي به وسيله خود سريهاي سليقه اي ، خانخاني و ملوك الطوايفي و تيولداري ارگانهاي عقيدتي ، سياسي و امنيتي كشور ، عصبيّت اجتماعي را به صورت انفجار آميزي در آورده است.

چنين برنامه هاي رذيلانه و خصمانه از پيش تعيين شده و خزنده به نام حفظ ارزشهاي اسلامي نه تنها علناً به ارزش هاي فرهنگي و معنوي جامعه ضربات جبران ناپذير و غير قابل التيام مي زند ، بلكه نشان از اهداف خائنانه همسويي ايجاد بحران داخلي ، متوازي با اهداف توطئه آميز بحران سازي سياست هاي خارجي ايادي بيگانه مي دهد.

چنين دست آورد دوران رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد با چنان شتابي به سوي مردم آزاري ، فرهنگ و معنويت ستيزي به صورت علني در جامعه به منصّه ظهور مي رسد كه انگار چنين بحران سازي هاي بسيار دقيق و خطرناك ، به صورت لايحه قانوني از سوي دولت به مجلس فرستاده شده و يا به صورت بخشنامه علني به ارگانهاي عقيدتي ، سياسي و امنيتي كشور ابلاغ گرديده است. عكس اجراي اصول و قوانين داخلي و سياست هاي خارجي ، انحصارات اقتصاد و تجارت داخلي و خارجي ، بي اعتنايي و حتي شدت بخشيدن به تهديدات استقلال و امنيت كشور ، ناديده و ناشنيده گرفته شدن راهبردهاي رهايي از بحران عمومي و شكايات طبقات فقير و مظلوم جامعه ، ايجاد خفقان در آزادي بيان و انديشه و هزاران درد بي درمان ديگر ، نشان از نزديك شدن سايه سياه و شوم شيطان و ايجاد بدبختي مي دهد كه وجدان تاريخ را تا ابد عذاب خواهد داد . ارگانهاي حساس دولتي چنان نارضايتي هاي عميق اجتماعي  را ايجاد نموده اند كه كوچكترين اميدواري براي درك اين واقعيت هاي تلخ بسيار دير شده است كه حتي چنان اعصابي از اخلاقيات و معنويت و وجدان و مدنيت اجتماعي داغان شده است كه نمي توان به ايجاد آرامش از سوي وجدان هاي بيدار و مصلحان جامعه نيز اميدوار شد.

Ma_haray@yahoo.com