فدراليسم
نسخه
انصافعلي
هدايت٫
سرآغازي بر
تجزيه ديگر
باره
آذربايجان و
يا ؟؟؟
ديشب برنامه
مباحثه گونه
اي در گون آذ
تي.وي با حضور
تلفني آقاي
انصافعلي
هدايت برگزار
شده بود. در
اين برنامه در
خصوص ايجاد
فدراليسم در
محدوده ايران
کنوني بحث
ميشد و آقاي
انصافعلي
هدايت با دفاع
از فدراليسم و
اعلام موارد
جديدي درباره
سيستم مورد
نظرشان٫
مشکلات ذهني
چندي براي من
بوجود آوردند.
فدراليسم
مورد نظر آقاي
هدايت به صورت
خلاصه بدين
گونه است:
-
آذربايجانيها
به هيچ وجه جدا
از ديگران
زندگي نکرده
اند و
نميتوانند
جدا باشند.
- آذربايجان
از نظر
اقتصادي
وابسته به
ايران است.
- آذربايجان
بخشي از ايران
است و بايد
باشد.
- هر منطقه
داراي آزادي
بوده و حق
ايجاد حکومت
محلي داشته
باشد.
- هر بخش فدرال
داراي قانون
اساسي باشد٫
يک قانون
اساسي عمومي
بر همه بخشها
نظارت کند.
- ارتش ملي هر
بخش بايستي
بخشي از ارتش
عمومي را
تشکيل بدهد٫
ارتش عمومي حق
حمله به
بخشهاي فدرال
را نداشته
باشد.
- حقوق بشر
رعايت شود.
- اسم مهم نيست
بلکه موجوديت
و آزادي مهم
است.
- دنيا اجازه
استقلال به ما
نخواهد داد.
سوالات
ايجاد شده در
ذهن من که
خودبخود جواب
داده ميشوند:
- در طول تاريخ
به اسم مخصوص
خود (تورکي)
نامبرده شده
اند. (در اين
باره خواهم
نوشت) استقلال
در خون
آذربايجانيان
است.
آذربايجان
نسبت به ايران
کنوني مقدمتر
است به گونه اي
که قابل قياس
نيست.
- با تکيه بر
آمار دولتي (که
به مرور عيان
ميشوند)
ميبينيم که
آذربايجان
غني ترين قطب
این مجموعه
است. کمبود آب
آشاميدني در
تبريز !!
نميتواند
مبناي
وابستگي به
ايران باشد.
مناطق سرسبز٫
کوههاي پر برف
و دسترسي به
خزر و رود ارس (آراز)
فقط نمونه اي
از توانمندي
آذربايجان
است.
آذربايجان
فقط و فقط نياز
به يک قدرت
دلسوز و ملي
دارد تا
بتواند منابع
طبيعي را
کنترل کرده و
فقط و فقط به
نفع
آذربايجان
استفاده
نمايد.
- آذربايجان
تنهاترين
عامل وجودي
ايران است٫
اگر
آذربايجان
نباشد ايراني
وجود نخواهد
داشت.
بنابراين هيچ
نيازي براي
تکيه کردن به
ايران٫ که خود
منتج از وجود
آذربايجان
است نميباشد.
آذربايجان
داراي
بيشترين
جمعيت٫
متفکر٫ منابع
و جنگاور است و
تکيه کردن بر
بخش ضعيفتر از
نظر عقلاني
مردود است.
- اگر هر بخشي
آزاد باشد که
حکومت محلي
تشکيل دهد کل
سيستم
فدراليسم به
سوي آنارشي
سوق پيدا
ميکند. چون که
هر بخشي٫ از
بخشهاي
کوچکتر و هر
بخش کوچک از
طايفه هاي
کوچکتر و
خانواده ها و
در خاتمه از
اشخاص تنها
تشکيل يافته
است. اين شعار
هم به شعار "يک
ملت , يکزبان"
رضا خان
افزوده
ميشود٫ "يک
فرد , يک دولت"
- قانون اساسي
نميتواند
گوناگون باشد.
اگر قرار است
هر دولت فدرال
داراي قانون
اساسي باشد٫
چه نيازي به
قانون اساسي
عمومي خواهد
بود؟ اگر دليل
آن ايجاد
قانون براي
حفظ اتحاديه
باشد که نبايد
به آن اسم
فدراليسم
نهاد.
- يکي از
مواردي که به
هيچ وجه
نميتوان به آن
اعتماد کرد.
کدام نيرويي
خواهد توانست
ارتش عمومي را
از حمله به يکي
از بخشهاي
فدرال باز
دارد؟
- با تعريف
ناقص از مفهوم
بشر در اين
سيستم فدرال٫
نميتوان از
حقوق بشر بحث
کرد.
- تنهاترين
موردي که تنها
آذربايجان را
هدف قرار داده
است.
آذربايجان طي
ساليان گذشته
به اجبار
تجزيه شده و
اسامي تاريخي
آن عوض شده است.
آذربايجانيان
ميخواهند
اسامي تاريخي
آذربايجان
برگردانده
شده و محافظت
گردند. اگر
قرار است
آذربايجان را
به بخشهاي
کوچکتر و بدون
دارا بودن اسم
آذربايجاني
تجزيه کنيم!!
چرا ايران شما
را تجزيه
نکنيم؟ چرا؟
- دنيا با
خواست ملت
آذربايجان
بايد خود را
تطبيق دهد.
ميدانيم که
بسيار مشکل
است ولي نشدني
نيست. مونته
نگرو با داشتن
چند صد هزار
نفر جمعيت
توانست به
عنوان کشور
اعلام
استقلال کند.
چون اين کشور
قبلا داراي
دولت بود٫
همانگونه که
آذربايجان
دولت داشته
است٫ پس دنيا
مشکلي به آن
صورت با
استقلال
آذربايجان
نميتواند
داشته باشد
مگر اينکه
منافعي از زير
سلطه بودن ما
داشته باشند.
مهمترين
ابهام در
سيستم
فدراليسم
آقاي هدايت
طرز جداسازي
بخشهاي فدرال
از همديگر است.
ايشان از نظر
جغرافيايي٫
زباني٫ ملي و
ديني قادر به
تفکيک
دولتهاي
فدرال نيستند.
به هر بخش (کوچک
مانند کليبر)
حق داشتن دولت
و پارلمان
فدرال قائل
ميشوند ولي
توضيح
نميدهند که
آخرين
ايستگاه بخش
بندي اين
سيستم
فدراليسم
کجاست؟ ارائه
نقشه کاملي از
بخشهاي فدرال
با نامهاي
مورد نظر آقاي
هدايت
ميتواند مشکل
گشا باشد.
فدراليسم و
دفاع از آن فقط
همکاري با
شوونيسم و
دادن وقت
اضافي به
دشمنان
آذربايجان در
جهت چپاول ملت
ما تفسير
ميشود.
فدراليسم به
هيچ عنوان
سيستم اجرائي
قابل دفاع در
اين بخش از
دنيا نميباشد.
در سيستم
فدرال مورن
نظر آقاي
هدايت٫ آزادي
و حقوق بشر به
صورت نسبي
تعريف ميشوند
و به هيچوجه
داراي قدرت
اجرائي
ندارند. قدرتي
که بتواند
اجرا شدن آنها
را گارانتي
کند در دست
حکومت مرکزي
است که آن نيز
به نوعي تمرکز
قدرت تعريف
ميشود.
نکته
هر فردي که
صحبت از
فدراليسم در
چهارچوب
ايران ميکند (چه
آذربايجاني و
چه شوونيست) از
ستارخان مثال
مياورد که:
۱- ستارخان
گفته: من
ميخواهم
مملکتها زير
بيرق ايران
باشند.
۲- به حکومت
مرکزي (شاه)
گفته است: ملت
فرزند هستند و
دولت پدر٫
سايه شما از سر
فرزندان کم
مباد.
بايستي
توضيح دهم که
جملات ادا شده
توسط ستارخان
بسيار صحيح و
مستند هستند.
ما نيز به آن
سخنان ايمان
داريم و آنها
را سرمشق خود
قرار داده ايم.
ولي نقطه اي که
باعث گمراهي
افراد کم
اطلاع شده است
مفهوم دولت
مورد نظر
ستارخان
ميباشد. آن
دولتي که
ستارخان
ميخواسته است
صاحب چهارچوب
موجود باشد
دولت "تورک
قاجار" بوده
است نه دولت
فارس. ستارخان
ميگفت
دولتهاي دنيا
زير بيرق دولت
قاجار (تورک)
باشد و دولت (تورک)
مانند پدر ملت
(تورکها و
ديگران تحت
حمايت آنها)
ميباشد. اگر
حکومت فارس
ميخواهد اين
جملات
ستارخان را به
نفع خود
مصادره کند٫
چرا کساني که
خود را
آذربايجاني
ميدانند به
آنها کمک
ميکنند؟
بسيار خرسند
خواهم شد اگر
انصافعلي
هدايت به اين
سوالات پاسخي
ارائه دهند و
يا نوشته هاي
جامع خود را
معرفي نمايند
تا رفع ابهام
شود. انتخاب
کردن طرز
نوشتار فارسي
براي اين
نوشته نيز به
خاطر آسانتر
خوانده شدن و
جواب دادن
توسط آقاي
انصافعلي
هدايت ميباشد.
هر سیستمی که
برای آینده
آذربایجان
ارائه میشود
در وهله اول
بایستی
تمامیت ارضی
آذربایجان را
محافظت کند.
آذربایجان از
اشغال
سرزمینهای
اطراف تشکیل
نشده است (چون
ایران کنونی)
تا به آنها حق
بازگشت عطا
کند. با افکار
ناپخته سیاسی
و بازیهای
انساندوستانه!!
کسی حق بخشیدن
خاک
آذربایجان به
غیر را تحت هر
عنوانی ندارد.
خاک
آذربایجان
است که به
آذربایجانی
موجودیت
میبخشد. نه
زبان (در حدی) و
نه دین (درحدی)
نمیتواند
آذربایجانی
بودن را تغییر
دهد.
آذربایجان،
بایستی
آذربایجان
بماند
مسعود
انتظار
۰۸/۰۲/۲۰۰۷
گلاسگو