هم آغوشي فاشيسم مذهبي و خوني

 

"... دريادار محسن رضايي طرحي مطرح نموده است تحت عنوان : منطقه‌گرايي ايراني با محوريت زبان پارسي ، كه در جاي خود درخور نگرش است.محسن رضايي در تازه‌ترين كتاب خود با عنوان «ايران منطقه‌اي» نظريه تشكيل آسياي جنوب غربي به مركزيت ايران را تشريح كرده است.

در اين كتاب با پرداختن به اين موضوع كه تبديل شدن ايران به يك قدرت منطقه‌اي هم در دوران نظام پهلوي و هم در دوره جمهوري اسلامي يكي از اهداف ايران بوده است، با ارائه نظريه آسياي جنوب غربي، راهكارهاي تحقق اين ايده بررسي شده است."

اين جملات در يكي از رسانه هاي دولتي چاپ نشده است بلكه مربوط به وبلاگ حزب پان ايرايست است.اين وبلاگ محسن رضايي با اين جملات توصيف مي كند: "محسن رضايي فرديست صميمي تر از ديگر سياستمداران ما و افكارش جسورانه تر از سايرين. وي در تازه ترين تئوري هاي خود "پارادايم كشورهاي آسياي جنوبغربي در برابر طرح خاورميانه بزرگ " را مطرح كرده. "  چند روز پس از نشر اين مطلب در يك وبلاگ نژاد پرست، "بازتاب" سايت متعلق به رضايي به شدت به مبارز محبوب آذربايجاني عباس لساني كه در زندان مركزي اردبيل محبوس است حمله مي كند. در نوشته منتشره سعي شده است خبر اعتصاب غذاي لساني تكذيب و وي به عنوان يك لمپن معرفي شود.البته اين فقط بخشي از حمله به لساني را در بر مي گيرد.روز تاسوعا وزنه بردار اردبيلي حسين رضازاده مجبور به يك عزاداري نمايش شده بود و كانالهاي مختلف تلوزيوني اين نمايش رقت انگيز يك جوان بي خبر از سياست را نشان مي دهند، در حالي كه در بسياري از نقاط دنيا نسبت به سلامت لساني ابراز نگراني شده بود.اما خبر بازتاب به نظر تير خلاص حاكميت است. درست چند ساعت پس از اين كه عباس لساني به خواهش جمع كثيري از فعالان حركت ملي آذربايجان اعتصاب غذايي را بيش از يك ماه طول كشيده بود شكست بازتاب مطلب فوق الذكر را در سايت قرار داد. تمجيد پان ايرايست ها از رضايي و آخوندهاي مزدور در آذربايجان و در عين حال حمله رضايي و امام جمعه هاي فارس پرست به هويت تركي و فعالان هويت طلب چه ارتباطي باهم دارند؟ نسبت امامان جمعه با حاكميت مشخص است. از طرفي سايت رضايي هم اخباري را پخش مي كند كه فقط  دستگاههاي امنيتي و اطلاعاتي به آنها دسترسي دارند. يعني همه مي توانيم يقين داشته باشيم كه سردار محسن رضايي يك مقام بلند پايه اطلاعاتي و امنيتي است كه چنين اخبار كاملا مجعولي را با اهداف اطلاعاتي  نشر مي دهد.

آنچه به نظر مي آيد استفاده آشكار حاكميت از گروه بدون بدنه اجتماعي پان ايرانيست بر عليه يك جريان اجتماعي و سياسي پويا و محبوب است. معقول نيست كه يك گروه اپوزيسيون اين چنين از يك پاسدار خونخوار و روحانيون متحجر حمايت كند. حكومت نيز در واقع از يك طرف در قاب يك گروه فاشيست با ادبيات لمپني به مخالفانش حمله مي كند و از طرف ديگر به بازسازي چهره هاي مهره هايش در محافل اپوزيسيون  مي پردازد.

ناظر خارجي اگر دقت كند مي تواند در كنار فاشيسم عريان مذهبي رزيم ايران چهره مخفي نژادپرستانه را هم ببيند.ادبيات سايت بازتاب در ماههاي اخير در قبال ملي گرايان ترك عمق نفوذ فاشيسم و شووونيسم فارسي را در حكومت ايران عيان مي كند.عدم توجه و افشا نكردن هم آغوشي فاشيسم مذهبي و خوني، قطعا ادبيات سياسي ايران را آلوده تر خواهد كرد.

 

مالك اوزانلو 

آرمانی که می شناسمش

 

به مناسبت تعلیق تشکل آرمان

 

چند روز قبل خبر تعلیق تشکل آرمان را در سایتها خواندم . خبری که مرا از ته دل ناراحت کرد . برای اینکه چند سالی با آن آشنا بودم و عملکرد آن بعنوان یک تشکل هویت خواه قابل تامل بود و نکته قوت این تشکل آن بود که هرگز سینوسی عمل نکرد و همواره بر روی خطی مستقیم حرکت کرد .در سرازیری ها آن چنان به سرعت نیافتاد که یارای کنترل نداشته باشد و در سربالاییها ضعیف نشد . در یک کلام نه آنچنان احساساتی و از خود بی خود گشت که راه بازگشتی نمانده باشد و نه در روزهای سخت در کنج پستوها پنهان شد . یک مثال از آنچه گفتم خرداد ماه امسال بود . یکی از اولین اعتراضات و اتفاقا پر جمعیت ترین اعتراضات مال دانشگاه آزاد بود و با سکانداری این تشکل . اعتراضی که در عین عظمت نکته ای که حاکمیت قدار بتواند بهانه ای برای مقابله با آن داشته باشد و بعد از حوادث خونین و افتخار آفرین نیز که بنابه خفقان سخت همگان سکوت کردند همین تشکل بود که برنامه تحلیل حوادث آذربایجان را گذاشت.

هیچ گروهی خالی از ضعف و عیب نیست آرمان نیز از این قاعده مستثنی نمی باشد .

اما اگر به روند آرمان بنگریم با گذر زمان عیبها و ضعف های آن کوچکتر شده و امروزه میتوان گفت که بهترین عملکرد را با توجه به شرایط زمان را دارد .

 اتحاد و دوستی اعضای آن  باعث شده است تا این تشکل یکی از تشکیلاتی ترین گروهها باشد و همین باعث نظم و انسجام این تشکل شود .

به خاطر سر و کاری که با دانشگاه آزاد تبریز دارم چندین سال است که با محیط این دانشگاه آشنایی دارم  و این را بخوبی لمس کرده ام که جو امروزی دانشگاه آزاد تبریز نعمتی بزرگ برای حرکت ملی می باشد. پتانسیل این دانشگاه بعنوان مهمترین قطب دانشگاهی از لحاظ تعداد دانشجو که اکثریت آنها نیز ترک میباشند و این مسئله ای است که حاکمیت در این روزها که جوانان با شور بیشتری خواستار حقوق ملی خود می باشند از این نقطه وحشت بیشتری دارد و امروز می داند که اگر آرمان بسته شود آرمان هویت خواهی دانشجویان خاموش نخواهد شد چه بسا که حرکات پراکنده تر و البته خطرناکتر برای حاکمیت به ارمغان بیاورد و این آرمانی که روزگاری در یک اتاق کوچک به آن همت شد در دلهای دانشجویان آذربایجانی کاشته شده است و هیچ احد الناسی توان بستن آن را ندارد .

حال روی سخنم با آرمانیان است که یک لحظه از خدعه دشمن دلسرد نشده و مبارزه تان را ادامه دهید و بدانید که فرزند آذربایجان هرگز فراموشتان نخواهد کرد و این وظیفه تان را هرگز فراموش نکنید که آرمان تنها مال شما نیست بلکه کلید آن دست شماست پس در حفظ آن تمام تلاش خود را بکنید.

و سخن آخر خطاب به مسئولینی که آرمان را بستند .

مطمئن باشید که بزرگترین ضربه را از این حرکات غیر دموکراتیک شما خواهید خورد . چرا که اگر روزی برای حفظ آرمان ملاحظاتی می شد دیگر آرمانی نیست که برای حفظ آن چشمان را از خیلی کارها بست و فعالان آرمان که البته کم هم نیستند فعالیتشان را ادامه خواهند که این فعالیتها برای میزهای شما خطرناک خواهد شد . می گوئید نه ؟ منتظر آینده باشید.