حمله
احتمالی
آمريکا به
ايران ونقش
ملتهای ساکن
درآن!
اينروزها
چه درمحافل
بين المللی
وچه درداخل
ايران، بحث
برسرحمله
آمريکا به
تاسيسات اتمی
رژيم تهران
جريان دارد
وهمگان با
توجه به اعزام
ناوگانهای
نظامی ايالات
متحدآمريکا
به خليج
ودستگيری
تروريستهای
ايرانی
درعراق،
براين باورند
که اتفاقاتی
صورت خواهد
گرفت.
آمريکائيها
که کاسه
صبرشان
ازدخالتهای
گسترده حکومت
آخوندها
درعراق
لبريزشده وبه
پايان دوره
رياست جمهوری
جرج بوش
نيزمدت زيادی
باقی نيست،
نمی توانند به
وقت کشی ادامه
دهند وهمانند
گذشته
دوپهلوبرخورد
کنند. آنها
دوراه درپيش
روی دارند. يکی
اينکه تسليم
فشارهای
جمهوری
اسلامی ايران شده
وازمنطقه
خارج شوند
وشکست را
بپذيرند. که
بدينترتيب
تمامی منافع خود
ومتفقين خويش
را برای هميشه
درمنطقه
ازدست خواهند
داد. آخوندها
به ابرقدرت
مبدل گشته
ورفته رفته
درپی
کشورگشائی
برخواهند آمد و
صلح جهانی را
به مخاطره
خواهند
انداخت. ويا
اينکه با
قاطعيت مانع
پيشرويهای
تروريستی ـ
نظامی حاکميت
تهران شوند
ومنطقه را
ازلوث
تبهکاران
حاکم برايران پاک
کنند.
حکام
تهران که
هيچگونه میانه
ای
با عدل وانصاف
وانسانيت
وهمزيستی
مسالمت آميز
ندارند وهمه
چيزرا درقالب
افکاروانديشه
های قرون
وسطای خويش
مورد ارزيابی
قرارميدهند،
همچنان
برسياستهای
تحريک
آميزخود
ودستيابی به
سلاحهای
مرگبارهسته
ای ادامه
ميدهند
وماهيت واقعی
خويش را که
ساليان
متمادی
درابهام نگه
داشته بودند،
برای جهانيان
آشکارساختند.
آنها جنگ را
مايه
خيروبرکت
ووسيله ای جهت
بقای حاکميت
ننگين آخوندی
ميدانند. اما
اين جنگ
اگربوقوع
بپيوندد، با
جنگهای
ديگرتفاوت
آشکار
خواهد داشت
وبساط رژيم
قتل وجنايت
حاکم برايران
را همانند
حکومت صدام
درعراق
وطالبان
درافغانستان،
برخواهد چيد.
افرادی
اظهار
میدارند
که درصورت
حمله آمريکا
به ايران،
ملتهای ساکن
ايران ومنطقه
اعم ازشيعه
وسنی متحد شده
وبرعليه
نيروهای
آمريکائی
خواهند جنگيد.
اين افراد يا
کاملاً
ازاوضاع
درونی ايران
نا آگاهند ويا
اينکه دستی
درتبره شيوخ
حاکم دارند.
رژيم ننگین
آخوندی
درطول ۲۸سال
حاکمیت
خود، ايران را
به جهنمی برای
ملل ساکن کشور
مبدل ساخته
است.
آزادی
های اجتاعی را
ازمردم سلب
کرده وهمه
روزه درگوشه
وکنارايران
وبخصوص
بلوچستان،
احوازوکردستان
به اعدام جوانان
و مردم عادی
مشغولند.
بیکاری،
فقر، فحشا و...
از دیگر
دستاوردهای
رژیم اسلامی
میباشند که
برای ملتهای
ساکن ایران به
ارمغان آورده
است.
تهران
تنها پايتخت
کشوری
بظاهراسلامی
است که درآن
پيروان اهل
تسنن
مجازنيستند
تا به ادای
نمازجماعت
بپرداند و
مسجدی داشته
باشند. به
اعتقادات سنی
ها شديداً
توهين ميشود
ورهبران
معترضشان به
شيوه های
مخفيانه
ومشکوکی توسط
عوامل اداره
اطلاعات رژيم
ازپای درمی
آيند. آخوندها
براين باورند
که اسلام يعنی
شيعه وسنی ها
بايد به اسلام
دعوت شوند
وبرچنين
طرزتفکری است
که هم اينک ۷۵۰
آخوند وراج،
ازقم واصفهان
و... به
بلوچستان
اعزام گشته
اند تا درايام
محرم، مردم را
به راه راست
يعنی گرويدن
به مذهب تشيع
هدايت کنند.
دريک
کلام، ايران
به ملت فارس
وپيروان مذهب
تشيع تعلق
دارد. بلوچها،
کردها، عربها
و... اگرايرانی
می بودند، ازامکانات
واختياراتی
مساوی با
فارسها
برخوردارميشدند
که
اينطورنيست.
حال چگونه
ملتهائی که
همواره مورد
ستم واجحاف
رژيم تهران
بوده وهستند،
با حمله به
ايران، کاسه
داغترازآش
خواهند شد
ووای وطن
سرخواهند داد
وبا دشمنان
خود دريک
سنگروبا
آمريکا
خواهند
جنگيد؟ چنين
تصوری ازاساس
مردود است
ونميتواند جامه
عمل بپوشد.
اگربلوچ، کرد
و... ميتوانست
همانند فارس
درايران رئيس
جمهور، وزيرو...
شود وازحقوقی
مسای با
سايرين
برخوردارميبود،
آنگاه ايران
را کشورخود می
پنداشت وبه
دفاع ازآن بر می
خاست.
ملتهای ايران
نميتوانند بدون
هدف بجنگند،
برای ايرانی
که به آنها
تعلق ندارد....
امير
بلوچ
۲۷
جنوری ۲۰۰۷
ايران
اتمی به نفع
کيست!
پس
ازآنکه
آخوندها
درجنگ 8 ساله
با عراق شکست
خوردند و
خمینی
رهبرحاکمیت
ایران
ناگذیرازنوشیدن
جام زهرشد،
گرایش جدیدی
درسیاستهای
استراتژیکی
ایران اسلامی
پدید آمد،
جمهوری
اسلامی ایران
کمبود
سلاحهای اتمی
را در
زرادخانه های
خود به وضوح حس
کرده بود و به
همین دلیل
تلاش گسترده
ای را درجهت
دسترسی به
تکنولوژی
هسته ای آغاز
نمود.
از سوی ديگردو کشورجنوب شرقی ايران به قدرتهای هسته ای تبديل شده بودند که خود داستانيست طولانی. پاکستان که توسط انگليسی ها و پس از استقلال هند به رهبری مهاتما گاندی پايه ريزی شد، بزودی ۶۰ ساله ميشود ودرتمامی ايندوران، با کشورهندوستان بخاطرمسئله کشميردرگيربوده است. جنگ سرد بين دو بلوک شرق و غرب به رهبری آمريکا و شوروی سابق وتقسيم جهان بين ايندو ابرقدرت، سبب گشته بود تا غرب به تجهيزپاکستان متعهد شود و شوروی به کمک هند بشتابد. تبديل ايندو کشوربه نيروهائی اتمی، ثمره کشاکشهای بين روسها وآمريکائی هاست و به دوران جنگ سرد بر ميگردد.
رهبران
مذهبی ايران
بخاطرطرح
شعارهای ضد
آمريکائی
واشغال سفارت
آمريکا در
تهران، با
روسها احساس
نزديکی
بيشتری
داشتند. روسيه
که اقتصاد ش
بامتلاشی شدن
سيستم شوروی
از هم پاشيده
بود، شرائط را
جهت انعقاد
قراردادهای
بزرگ مالی
بمنظور ايجاد
تاسيسات هسته
ای در ايران
مساعد می ديد.
رژيم
اسلامی ايران
که در خدعه و
نيرنگ مهارت
آخوندی!! دارد،
تا مدتها سعی
در انحراف
افکار عمومی
داشت و طوری
وانمود ميکرد
که در حال
ايجاد
نيروگاههائی
ساده
بمنظورتامين
انرژی برق
کشور هستند و
قصد ديگری
ندارند. اما
بازديد
نمايندگان
آژانس بين
المللی انرژی
اتمی سازمان
ملل متحد
از تاسيسات
هسته ای
ايران، پرده
از اهداف
نظامی طرحهای
جمهوری
اسلامی
برداشت و غرب
راکاملاً
غافلگير ساخت،
زيرا
جهان کنونی با
شعار" منع
گسترس
سلاحهای اتمی
" نظری يکسان
دارند.
دسترسی
به بمب اتمی، طرحی
بود که هيتلررئیس
جمهور وقت
آلمان در
بحبوحه جنگ
جهانی دوم بر
روی آن کار
ميکرد. موردی
که توسط
آمريکائیها
عملی
و در ژاپن به
محک آزمايش
گذاشته شد و
آثارفاجعه
بارآن،
همچنان بعد از
گذشت بيش از ۶۰
سال
در آن کشور
قابل مشاهده
هستند.
کارنامه
حکومت جمهوری
اسلامی ايران
باگذشت ۲۷
سال از حياتش،
بعنوان يکی از
ننگين ترين
رژيمهای
عصرحاضر، به
ثبت تاريخ
رسيده است. در
ايران بدون
سلاحهای
اتمی،
آزاديهای
دمکراتيک به
شدت هرچه
تمامترسرکوب
گشته و
هراعتراضی را
درنطفه خفه می
کنند. از
حقوق بشر خبری
نیست. ملتهای
تحت ستم ايران
همانند
کردها،
بلوچها،
عربها و...
هيچگونه
اختياری
درمناطق خويش
ندارند و
تهران
برايشان
تعيين تکليف
ميکند و به
عبارتی ديگر
کشور را به
زندانی
برايشان مبدل
ساخته وهمه
روزه تعدادی
ازجگرگوشگانشان
را به بهانه
های ساختگی
دستگير،
شکنجه واعدام
ميکنند.
دررژيم
مذهبی
آخوندها،
پيروان ساير
اديان ازجمله
بهائيان و... که
هيچ، سنی
مذهبان که خود
شاخه ای ازدين
اسلام هستند،
به شيوه های
گوناگون مورد تبعیض
و آزار و اذيت
و تعقيب
قرارميگيرند.
بلوچها علاوه
برآنکه ازستم
ملی رنج
ميبرند،
بخاطرسنی
بودنشان
نيزبيرحمانه
سرکوب ميشوند.
درحاليکه
اکثرايرانيان
درفقروفلاکت
زندگی
ميکنند،
بودجه های
کلانی صرف اقدامات
تروريستی ـ
تبليغاتی
درگوشه
وکنارجهان
ميشود تا
بدينوسيله
سياستهای ضد
مردمی خويش را
ترويج ومذهب
تشيع را گسترش
دهند. آنها
براين باورند
که مذهب تسنن
مذهب باطلی
است وبايد
پيروانش به
اسلام(بخوان
مذهب تشيع) روی
آورند. مواردی
در بلوچستان
داريم که
افرادی را
تطميع و يا ناچاربه
گرويدن به
مذهب شيعه
ساخته اند.
اين
اقدامات
در
جمهوريهای
آسيائی شوروی
سابق
که
ساکنان آنها
عمدتاً سنی
مذهب هستند و
اطلاعاتشان
نيز بدليل
بسته بودن
مرزهايشان
نسبت به اسلام
بسيارمحدوداست،
با سرعت
بيشتری ادامه
دارد. البته
بدليل شرائط
سخت تری که
دراکثرکشورهای
عربی حاکم
ميباشد،
عوامل رژيم
ايران
موذيانه
ترعمل ميکنند
و برنامه
هايشان
طولانی مدت تراست.
رئيس
جمهورايران
درحمايت
ازمسلمانان
اهل تسنن
فلسطين،
خواهان
محوونابودی
اسرائيل
ميشود واين
خواست دقيقاً
زمانی مطرح میگردد
که
آخوندهای
ايران به
مسلمان بودن
هم مذهبان
فلسطينيان
درايران
باورندارند و
حتی به آنها
اجازه
نميدهند تا
درتهران
مسجدی داشته
باشند
ورهبران
مذهبی شانرا
به روشهای
موذیانه ای
محوو از بین
میبرند و....
تمامی
مواردی که به
آنان اشاره شد
و شايد دهها
نمونه ديگر،
درحالی طراحی
و اجرا گشته
اند که
سردمداران
رژيم تهران
دشمنان
خطرناکی
همانند عراق
صدام حسين و
سپس
افغانستان
طالبان را
درغرب و شرق
خود داشتند و
به
ظاهرتحريمهائی
نيزبرعليه
شان اعمال
ميشده است.
حکومت آمريکا
و شخص جرج بوش
رئيس جمهور آن
کشور، با
صدورفرمان
حمله نظامی به افغانستان
و عراق و
سرنگونی
حکومتهای
طالبان و صدام
حسين،
بزرگترين
خدمت تاريخی
را به ايران
اسلامی کرده
اند.
حال
که اوضاع
بروفق مراد
حکام ایران پيش
ميرود و
دشمنان
سرسختی نيز پيرامون
خود نمی بينند،
درصورتيکه
جامعه بين
المللی
درمقابلشان
ضعف نشان دهد
وآنها
به
سلاح اتمی
نيزدسترسی
پيداکنند، به
آرزوهای
ديرينه
شوونيزم عظمت
طلبانه فارس
جامه عمل
خواهند
پوشانيد.
فارسها
براین باورند
که از نژاد
برتر آریائی
اند وبه عقیده
آنان، ایران
بزرگ
جمهوریهای
آسیای میانه،
افغانستان،
پاکستان
کنونی،
هندوستان و
بخشهائی
ازکشورهای
عربی را شامل
میشود. رژیم
فاشیستی ـ
مذهبی ایران،
لجاجت پایان
ناپذیری
درراستای
دستیابی به
سلاحهای اتمی
دارد تا بااین
پشتوانه قوی
بتواند به
ابرقدرتی
شیعی در منطقه
تبدیل شود.
ایران
اتمی، ملل
ساکن ایران را
وحشیانه
ترکشتارمیکند
وبیشتربه
سرکوب خواسته
های دمکراتیک
نیروهای ترقی
خواه فارس
میپردازد.
هرشیعه ای در
کشورهای
همسایه، با
توجه به اینکه
ایران
آخوندها را
قبله خویش
میدانند، به
بمبی خطرناک
تبدیل میشود
که سبب بی
ثباتی جدی
منطقه خواهد
شد.
ایران
اتمی،
تهدیدیست جدی
برای بقای
کشورهای
همسایه و
خصوصاً
اسرائیل.
پاسداران
ایرانی
ونیروهای
اطلاعاتی
رژیم آخوندی
در طول 27 سال
گذشته،
هیچگاه به
مرزهای
کشورهائی
همانند
پاکستان،
افغانستان،
عراق و...
احترام
نگذاشته و
هرزمان که
اراده کرده
اند، در آن
کشورها دست به
عملیات نظامی
زده اند.
آخوندهای
ایران مدعی
هستند که کشور
بحرین استانی
از ایران است و
باید مجدداً
ازدست عربهای
وحشی خارج
گردد، دقیقاً
همان کاری که
صدام حسین در
رابطه با کویت
انجام داد.
تهدیدهای
رئیس
جمهورایران
آقای احمدی
نژاد برای
نابودی
اسرائیل جدی
است و آنگاه که
ایران به
ابرقدرتی
لجام گسیخته
درمنطقه
تبدیل شود،
هیچ نیروئی را
یارای مقابله
با آن نخواهد
بود.
در
چنین شرایطی
نه دیپلماسی
غرب
کارسازخواهد
بود و نه مهار
ایرانیهای
مسلح به
سلاحهای اتمی.
تنها
آلترناتیوی
که باقی
میماند همانا
کشیدن ممالک
گوناگون به
جنگ ویرانگر"
جهانی سوم"
است و بس. با
این امید که تا
دیرنشده،
دنیای متمدن و
جامعه بین
المللی همصدا
وهمگام، جلوی
بلند
پروازیهای
رژیم مستبد و
قرون وسطائی
ایران را
بگیرند تا
جهان بیش از
این دچارهرج
ومرج نشود.
امیر
بلوچ
۲۶
خرداد ۱۳۸۵
ـ ۱۶
ژوئن ۲۰۰۶