چرا از جنبش دانشجوئی آذربایجان (گله جک بیزیمدیر) حمایت می کنم؟     

فرهاد علیپور، فعال دانشجویی

 

شاید اولین بار پس از انقلاب بود که انتشار ویژه نامه ای تحت عنوان جنبش دانشجوئی آذربایجان ( ویژه نامه آراز، نشریه اجتماعی، تاریخی و فرهنگی دانشگاه تبریز، یاز 1384، سایی 7-8) اولین قدم در راه شناساندن و رسمیت دادن به جنبشی بود که حداقل از 16 سال پیش تاکنون در بین جوانان دانشجو شکل گرفته بود و می رفت که آرام آرام اتمسفر سیاسی در آذربایجان را بسمت بازشناسائی هویت و منافع ملی آذربایجان سوق دهد، دانست. این جنبش قوی و پویا و البته بی تجربه درست در شرایط عصر پایان ایدولوژی قدم به عرصه سیاسی اجتماعی آذربایجان گذاشت و در کمتر از دو دهه نقشی بسیار سازنده در بیداری ملی آذربایجان بازی نمود. این جنبش نه مثل انجمنهای اسلامی و نه سایر تشکل های دانشجوئی در اتاقهای اهدائی دانشگاهها بلکه در اتاقهای محقر خوابگاههای دانشجوئی شکل گرفت و دیری نپائید که علیرغم تمامی سانسورها خود را به دانشگاها تحمیل نمود. اگرچه این جنبش در ابتدا از تجربه کافی برخوردار نبود اما سرد و گرمهای روزگار تجارب گرانسنگی را بدان آموخت که اینک همان تجارب چراغ راهنمای جنبش دانشجوئی آذربایجان است. این جنبش در اقدامی هوشمندانه با معرفی روز 19 اردیبهشت بعنوان روز دانشجو در آذربایجان فصلی جدید در تاریخ حرکتهای دانشجوئی گشود و با بیرون آمدن از فضای ساخته و پرداخته سنگین 16 آذر با هویت و رویکردی جدید به فعالیتهای هویت طلبانه اش ادامه داد. سرریز مطالبات ملی آذربایجان از دانشگاهها به میان مردم در خردادماه 1385 نتیجه مقاومت و پافشاری گسترده جنبش دانشجوئی آذربایجان همرا با سایر فعالین فرهنگی-سیاسی-اجتماعی در پی گیری اهداف خود و نفوذ به داخل توده ملت آذربایجان در هر شهر و روستائی بود. ذات دانشگاه وجود پویایی در درون خود است و اتفاقا این یک نکته قابل اتکا در مبارزات دانشجوئی است. این جنبش اگرچه زائیده ضرورتهای زمان بوده و نقشی سیاسی بخود گرفته است اما نه خواسته و نه توانسته است که در حد یک حزب سیاسی عرض اندام کند، اما بی تردید مهمترین تغذیه کننده احزاب سیاسی بوده است. بطوریکه اغلب دانشجویان پس از فارغ التحصیلی یا به احزاب سیاسی روی آوردند و یا سعی در سازماندهی تشکیلاتهای جدید بوده اند. جبر تاریخ جنبش دانشجوئی آذربایجان را پس از قیامهای اردیبهشت و خرداد به تحرک بیشتر و اتخاذ رویکردهایی جدید واداشت. آنچه که پیداست این جنبش آگاهانه تر از همیشه بدنبال منافع و سعادت ملی در آذربایجان بوده و روزانه هزینه های زیادی را نیز در این مسیر متحمل می شود. اما مشخصا چندین دلیل باعث می شود که من از آن بعنوان یک دانشجوی آذربایجانی حمایت کنم.

 

در کنار این نقاط قوت طبیعتا این جنبش بدلیل عدم وجود فضای سالم و جلوگیری از هرگونه فعالیت سازمان یافته نتوانسته است در حد شان ملت آذربایجان فعالیت نماید. شاید تنها ده درصد امکانات سایر تشکیلاتها همچون انجمن های اسلامی و جامعه اسلامی در اختیار این جنبش قرار داشت در آنصورت به دایره تاثیر گذاری این جنبش می توانستیم پی ببریم. با تمامی این اوصاف من به امید آینده ای بهتر برای آذربایجان از جنبش دانشجوئی آذربایجان حمایت می کنم و امیدوارم این جنبش با همکاری همه دانشجویان و فعالین حرکت ملی مسیر رستگاری ملت شریف آذربایجان را هموار سازد.

گله جک بیزیم دیر