جار و جنجال ببر سر ویدئوی تبریز در گوگل برای چیست؟

 

چندی است خبر یک ویدئو درباره تبریز سوژه اخبار سراسری ایران شده است. این خبر در سایتهای ایسنا و بازتاب درج شده و در تلویزیون سراسری ایران نیز خوانده شد. خبر ، موضوع بارگذاری شدن یک ویدئو در سایت گوگل ( video.google.com) در باره تبریز می باشد . در توضیح فیلم آمده است که تبریز از شهرهای آذربایجان جنوبی است که در حال حاضر در خطه ایران قرار دارد. وجود این ویدئو باعث واکنشهای شدیدی از طرف مرکزگرایان شده که ذکر گزیده ای از این اظهار نظرها خالی از لطف نیست: (: http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-822751&Lang=P )

 

دبير پيشين شوراي عالي اطلاع‌رساني گفت: بايد فعالان حوزه‌ي فرهنگي و سياسي در برابر چنين حركتي برخورد قاطع و جدي داشته باشند .

به‌گفته‌ي رييس دانشكده‌ي علوم اجتماعي و ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي، بطلان ادعاي سايت اينترنتي گوگل به‌قدري روشن است كه نيازي به پاسخگويي ندارد؛ مگر مي‌شود، به آساني تاريخ و جغرافياي مملكتي را تحريف كرد؟!

نماينده‌ي مردم اردبيل مطلب سايت گوگل را مبني بر اين‌كه شهر تبريز به جمهوري آذربايجان متعلق است، كذب، غيرمعقول و غيركارشناسي دانست و تصريح كرد: اسناد تاريخي نشان مي‌دهند كه جمهوري آذربايجان، باكو و شكي متعلق به ايران‌اند.

رييس پيشين سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري آذربايجان شرقي در واكنش به معرفي مجعول تاريخي و جغرافيايي تبريز در سايت گوگل، تاكيد كرد: دولت و حكومت ما به هيچ وجه نبايد در مقابل اين دسيسه‌ها عكس‌العمل تب‌آلودي را نشان دهند؛ اما ايراني‌ها به‌عنوان اشخاص حقيقي بايد مانند جريان تغيير نام خليج فارس، به‌پا خيزند و با ايميل‌هاي‌شان دنيا را متوجه كنند. اگر قرار است كاري كارستان شود، بايد مردم به سمت اين خيزش بروند و ايراني هرگز زير بار چنين پديده‌هايي نمي‌رود.

معاون حقوقي و امور مجلس وزارت ارتباطات و فن‌آوري اطلاعات گفت: همان‌طور كه در هشت سال جنگ تحميلي يك وجب از خاك ما دستخوش تغييرات نشد، هم‌اكنون نيز اجازه نمي‌دهيم، اين جسارت‌ها با نفوذ از طريق ابزار مدرن و تجهيزات رسانه‌يي جديد بر ملت ما تحميل شوند.

رييس كميته‌ي IT شوراي شهر تهران نيز در اين‌باره گفت: مديران كشور بايد بيدارتر با اين اتفاق برخورد كنند‌ و حتا ازسوي قوه‌ي قضاييه براي اين اشتباه اقداماتي صورت گيرد.

 

جالب توجه اینکه  این واکنشها تنها برای یک ویدئو در سایت گوگل می باشد که توسط یک کاربر شخصی نظیر من و شما در قسمت ویدئو های سایت گوگل بارگذاری شده است . این ویدئو توسط مسئولین رسمی سایت گوگل در سایت گوگل گذاشته نشده و هرکسی می تواند فیلم مورد نظر خود  را با توضیحات دلخواه در این بخش در معرض دید عمومی قرار دهد. اگر نام تبریز را در این بخش جستجو کنید متوجه می شوید 10 فیلم دیگر در مورد تبریز در این بخش وجود دارد که تعدادی نیز مربوط به قیام خرداد امسال مردم تبریز در برابر تبعیضهای مرکز و مرکزگرایان علیه آذربایجان است. البته منتقدینی پیدا خواهد شد که قیام چند صد هزار نفری پنج ماه قبل تبریز  و بقیه شهرهای آذربایجان را نیز به تحریکهای سایت گوگل نسبت دهند!

در این بخش از گوگل با هزارها فیلم متنوع دیگر می توان مواجه شد. طبیعی است که سایت گوگل قادر به کنترل این اطلاعات انبوه نمی باشد. اما مسئولین مرکزگرا در اظهار نظرهای شگفت انگیز خود خواهان محکوم شدن سایت گوگل شده اند. و حتی نماینده اردبیل در اظهار نظری که میتواند بار سنگین سیاسی برای این شخص به همراه داشته باشد کشور جمهوری آذربایجان را متعلق به ایران دانسته است. همان کشوری که ایران خود جزو اولین کشورهایی بود که استقلالش را به رسمیت شناخت! این منتقدین نه تنها به خواست و مطالبات مردم در آذربایجان جنوبی (قسمتی از سرزمین آذربایجان که در محدوده سیاسی ایران قرار دارد! ) توجهی قائل نیستند، بلکه استقلال رای مردم در جمهوری آذربایجان را نیز به رسمیت نمی شناسند.

حال انگیزه این جار و جنجال برای یک ویدئو و اظهار نظر شخصی که در تاریخ 1 ژانویه 2000 بارگذاری شده است چیست؟! در اینترنت اطلاعات فراوانی از این نوع توسط اشخاص و گروههای آذربایجانی درج شده است و حتی استقلال آذربایجان جنوبی    در موضع رسمی بعضی احزاب آذربایجانی نیز تاکید می شود  . در همان شهر تبریز اصطلاح آذربایجان جنوبی ورد زبان خیلی هایی است که کاربر کامپیوتر و گوگل نیستند. پس چگونه شده است که یک فیلم چند دقیقه ای با یک توضیح چند سطری شخصی ناشناس تبدیل به سوژه اعتراضات انحصارگرایان شده است؟

آنهایی که بعد از قیام وسیع مردم آذربایجان در خردادماه امسال شوکه شده اند و حیات سیستم مرکزگرایی و شونیسم را در ایران رو به افول می بینند برای مبارزه علیه ملت آذربایجان و تحریف و لوث نمودن حق طلبی های مردم آذربایجان به هر دری میزنند. آنهایی که در مقابل تبعیضهای اقتصادی و سیاسی و فرهنگی علیه ملت آذربایجان سکوت کرده اند ، آنهایی که تاکنون نپرسیده اند که چرا کودک ترک باید در مدارس فقط به زبان فارسی تحصیل کند، آنهایی که توهین روزنامه ایران و صدها توهین دیگر را ندیدند ، آنهایی که پیام ملت آذربایجان را در قیام خرداد ناشنیده و شهدا و محبوسین این قیام را نادیده گرفتند، چگونه است چند سطر مشکوک آنها را اینچنین به تحرک واداشته است. آیا آنها فکر میکنند با بسیج اینترنتی علیه گوگل صدای آذربایجان خفه خواهد شد؟! صدایی که نود سال برای خفه کردنش کوشیدند و موفق نشدند؟ آنهایی که از پیدا کردن یک دلار آمریکایی یا یک لیره ترک یا یک منات آذربایجان در جیب محبوسین آذربایجانی مایوس شدند امروز چند سطر نوشته اینترنتی را پیراهن عثمان کرده اند! آنها بدانند که تبریز مال تبریزیهاست و آذربایجان مال آذربایجانی است سرنوشت آنرا تهران و یزد و اصفهان و گوگل تعیین نخواهد کرد، سرنوشت آنرا فقط و فقط خود تبریزیها و آذربایجانیها تعیین خواهند کرد. سرنوشت آذربایجان را کوروش ، داریوش و شاه صفی و نادر شاه و فتحعلی شاه و محمدرضا شاه الی الابد تعیین نکرده اند، بلکه این ملتند که تصمیم خواهند گرفت. کسانی که دوست دارند آذربایجان را در چهارچوب سیاسی ایران ببینند به جای ارائه قباله ازدواج فلان شاه خود خوانده به عنوان سند، صدای ملت آذربایجان را گوش فرادهند و با ندای حق طلبانه آنها همراه شوند.

 

به امید برابری و برادری ملتها

13 نوامبر 2006