امام جمعه های نسل دوم آذربایجان و پان ایرانیسم
"چه خوب
بود اگر
انديشه والاي
آيت الله
شبستري،
چراغي در ذهن و
انديشه هاي
دولتمردان ما
روشن مي كرد و
به آن ها فرصت
مي داد كه به
حقوق از دست
رفتة ملت
ايران
بينديشند و
براي ظلمي كه
در عهدنامه
هاي كذايي
گذشته بر بخشي
بزرگ از ميهن
بزرگمان
ايران روا
داشته شده
چاره اي
بينديشند كه
اگر روزي
حاكمان وقت به
جاي ورود به
بحث هاي
جنجالي و بي
ثمر روز وارد
حوزه اين
مصلحت بزرگ
ملي شوند ما
پان ايرانيست
ها راه هاي
عبور موفقيت
آميز از اين
راه را تدارك
ديده ايم و
حاضريم با ميل
و رغبت در
اختيار
ديپلماسي
ايران قرار
دهيم." اين
جملات بخش
پاياني مقاله
منوچهر يزدي (سخنگو
و عضو شوراي
عالي رهبري
حزب پان
ايرانيست) در
نشرية داخلي
حاكميت ملت
است.كل مطلب در
وبلاگ "فرمان
آريا" درج شده
است.
براي يك ناظر
خارجي شايد
تصور يك چنين
همپوشاني نيز
ممكن نباشد
چرا كه دولت
جمهوري
اسلامي هميشه
خود را يك دولت
دين مدار و
اسلام پناه
نشان داده است
و اين چنين
تطبيقي ميان
سخنان يك مقام
مذهبي و يك عضو
ارشد حزب
اپوزسيون آن
هم در مورد يك
دولت مسلمان
ديگر، بسيار
بعيد به نظر مي
رسد.اما شواهد
و سوابق چيز
ديگري مي
گويند.آنچه
امروز از زبان
اين مقام
مذهبي شنيده
مي شود گوشه اي
از تفكر ملي
گراي فارسي
است كه جنبش
هويت طلب ترك
را در ايران
هدف گرفته است.همه
بازيها سر
آذربايجان و
تركان ايران
است و گرنه نه
اينان را
ياراي مواجهه
با جمهوري
آذربايجان
است و نه اصلا
چنين خيالاتي
به ذهن ارباب
قدرت مي آيد.
در آخرين
روزهاي
تابستان 1382 در
زنجان، به دست
ماموران
اداره حفاظت و
اطلاعات
آذربايجان
شرقي دستگير
و همراه يك
همشهري ديگر
كه در تيرماه
همان سال در
مراسم قلعه
بابك شركت
كرده بود به
همين اتهام به
تبريز منتقل و
بازداشت شديم.دو
روز تحت
بازجويي بودم
و روز سوم قاضي
جوان و خجالتي
دادگاه
انقلاب تشخيص
داد آدمي كه
آنها به
دنبالش بوده
اند نيستم.بازجوئيها
توسط دو بازجو
و به صورت
جداگانه بود.همه
حرفها و بازي
ميان من و
بازجوها به
كنار.يكي از
ايشان به
صراحت از
سركوب فرقه
دموكرات
آذربايجان در
زمان پهلوي
حمايت كرد.نمي
دانم آْيا آن
مامور خود
متوجه بود كه
چه مي گويد يا
فقط حرف روساي
احتمالا فارس
زبانش را
تكرار مي كرد.او
كشتار بيش از 25
هزار انسان و
زنداني شدن،
تبعيد و
آوارگي دهها
هزار ديگر را
امري درست
تلقي مي كرد؛
آنهم بدست
دولتي كه
اساسا دليل
وجود جمهوري
اسلامي در
بيان رهبران
آن طاغوت
بودن،وابسته
بودن و مستبد
بودن آن است.مگر
محمد رضا شاه
بدون رضايت
قدرت هاي شرق و
غرب مي توانست
چنان حمام
خوني راه
بياندازد؟اما
اكنون مامور
امنيتي نظام
اسلام ماب ما
نيز آن قتل عام
را تاييد مي
كند.حافظه و
نگاه آن مامور
ترك را تاريخ
آينده
آدربايجان به
شدت اصلاح
خواهد كرد.با
او كاري و بر
او و امثالش
حرجي نيست.اما
اين سخن و
گفتار امروز
امام جمعه
فعلي تبريز و
رفتار امام
جمعه هاي
اردبيل و
زنجان دقت
بيشتري مي
طلبد.
در حالي كه
تبليغات
مذهبي در اغلب
نقاط كشور تا
عمق خرافات
ريشه مي زنند
دولت در
آدربايجان
نهاد روحانيت
را را محمل
تبليغات پان
ايرانيستي و
ضد ترك قرار
داده است.از
چهار مركز
استانهاي
آدربايجان
امام جمعه سه
مركز زنجان ،
اردبيل و
تبريز از نسل
دوم امام جمعه
هاي پس از
انقلاب هستند.رفتار
شناسي هر سه
امام جمعه ما
را به نتايجي
رهنمون مي شود
كه جز با نگاه
ملي گرايانه
فارس قابل
تفسير نيستند.واعظي
امام جمعه
زنجان در اول
خرداد ماه
امسال وقتي در
مقابل جماعت
معترض به
كاريكاتور به
قول خودش "متعفن"
روزنامه
ايران ايستاد
به چنان تركي
سليسي سخن گفت
كه حاظران از
او انتظار
نداشتند و
چنان واژه ترك
را بي محابا به
كار برد كه از
سياستمداران
دول ترك فقط
تركيه اي ها آن
را چنان به كار
مي برند.او گفت
در طول تاريخ
هيچ كس
نتوانسته است
سلاح از دست
سرباز ترك
بگيرد.اين
جمله نيز چنان
ادا شد كه
سربازان ترك
از سپاه آتيلا
تا لشگر 31
عاشورا را در
بر مي گرفت.اما
همن امام جمعه
علي رغم
اعتراضات
مردمي و
نارضايتي
بسياري از
نمازگزاران
هنوز هم خطبه
هاي نماز جمعه
را تركي نمي
خواند.از طرف
ديگر از
زنداني شدن
رضا عباسي،
يكي از كساني
كه ميدان را
براي سخنراني
او مهيا كرد
چنين به راحتي
گذشته است.عجيب
نيست يك مقام
مذهبي اين
چنين وارد
باريهاي
سياسي ملي
گرايانه آن هم
بر عليه ملتي
شود كه قصد
دارد ايشان را
رهبر ديني
باشد.
در اردبيل
هنوز چند روز
بيشتر از
اعتراض عباس
لساني به حكم
دادگاه بدوي
نمي گذشت
كه در مغازه
اش دستگير شد.او
فراري نبود و
به قيد وثيقه
آزاد شده بود و
با يك احضاريه
خود به دادگاه
مي رفت.از طرفي
به شكل حداقل
كم سابقه اي به
سرعت دادگاه
تجديد نظر
اردبيل نه
تنها حكم قبلي
را تاييد كرد
بلكه به گونه
اي بي سابقه
مجازات را
افزايش داد.به
نطر مي رسد
چنين تعجيل و
خشمي ناشي از
متن اعتراضيه
لساني باشد.در
آن متن او
معاونت در هر
تخريبي را رد و
مانند سابق
تاكيد كرده كه
به اصرار مردم
سخنراني كرده
است و ايشان را
از هر گونه
خشونتي پرهيز
داده است.وي در
اين متن از آن
دسته ماموران
انتظامي و
امنيتي كه در
رفتار خود پس
از حوادث
خردادماه
تجديد نظر
كرده اند
تقدير كرده
است.تنها
انتقاد او
شامل سيد حسن
عاملي امام
جمعه اردبيل
مي شود و او را
به خاطر نقشي
كه در سركوب
تظاهرات مردم
اردبيل در ششم
خرداد داشته
است سرزنش مي
كند.شايد توجه
دوباره به متن
انتقاد لساني
از عاملي علت
سرعت عمل در
زنداني شدن
دوباره اش را
برملا كند.
اما امام
جمعه تبريز به
عنوان يك
روحاني شيعه
كه بايد بنا به
دستورات ديني
كه مكلف به عمل
بدانهاست غم
مشكلات مردم
شيعه جمهوري
آذربايجان را
داشته باشد
چشم طمع به آن
خاك دوخته است.اگر
يك مقام
آمريكايي
چنين ادعايي
مي كرد مي
گفتيم چشم طمع
به نفت دارند.آيت
ا... شبستري چه
مي خواهد؟جز
اين است كه
دولت ايران از
قدرت گرفتن و
بالندگي تمدن
تركي در
آذربايجان
خوف دارد و در
مقابل آن به
پان ايرانيسم
پناه برده است.يزدي
نامي كه از
شبستري چنان
ستايشي كرده
است در سمت
راستش در
تصوير وبلاگ
فرمان آريا
پرچم شير و
خورشيد دارد و
قيافه اش اصلا
جمهوري
اسلامي پسند
نيست.
مدافعان دين
و حاميان سنت
را آن هم در
ميدان سياست و
با سلاح قدرت
دولتي و دين به
سراغ فرهنگ
تركي فرستاده
اند.در حالي كه
كه امام جمعه
هاي فارس زبان
تهران مبلغ
دينمداري شده
اند امامان
جمعه
آذربايجان
مورد حمايت
حزب پان
ايرانيست
قرار مي گيرند.اگر
فقط به جنايتي
كه روسها و
ارامنه در قره
باغ آفريدند
فكر كنيم آن
وقت فاصله
شبستري با
ديني را كه
نشان از آن بر
سردارد
خواهيم فهميد.بايد
هم چشم پوشي
امام جمعه
تبريز از
مظلوميت
آذربايجان به
مذاق يك پان
فارسيست خوش
آيد و تشويقش
كند.در همان
وبلاگ خبر از
اتحاديه
ارمنستان،
تاجيكستان و
ايران در
مقابل تركها
داده شده است.
تجربه
سالهاي اخير
نشان داده است
كه اكثريت
مردم در
انتخاب
راههاي سياسي
و منافع ملي
فارغ از منافع
قشري برخي
نهادها مي
انديشند و عمل
مي كنند.همين
را ارباب قدرت
به نيكي
فهميده اند و
شاهد بوديم
چگونه امام
جمعه زنجان در
اول خرداد
تندتر و بي
مهاباتر از
جوانان
احساساتي ما
صحبت كرد.اما
در اين ميان
باز قرباني
بزرگ دين و
اخلاقيات
وابسته به آن
است.بي گمان
حمله به دين در
آذربايجان و
زمين گير كردن
آن خواسته
اصلي و نهايي
سياستهاي پان
ايرانيستي
است.سنت
آذربايجاني
آميختگي
شديدي با مذهب
شيعه دارد.خصوصا
مذهب شيعه و
زبان تركي به
نوعي حافظان
يكديگر بوده
اند.تركي،
شيعه را در
ميان مردم
نفوذ داده است
و شيعه حافظ
تركي در نزد
ارباب قدرت
بوده است.دشمن
پس از صد سال
آزمون و خطا
محلي را كه
بايد بكوبد
شناخته است.باقي
بماند تا حركت
بعدي ...
http://zenganli.blogfa.com/post-42.aspx
يئني
وئبلاگ- وبلاگ
جديد
ائل٬
اوبا٬
اويماقلاريميز
http://elobaoymaqlarimiz.blogspot.com/
هدف از
بررسى
زيرگروههاى
ايلي٬ لهجه
اى٬
جغرافيايى و
مذهبى و... خلق
ترك در ايران
بررسى طوائف و
گروههاى تركى
ساكن در ايران
(و نامهاي
جغرافي-تاريخي
باقى مانده از
اقوام و طوائف
پروتوترك و
ترك در اسامى
جغرافيايى
اين كشور)٬ و
مسائل جنبي
مربوط بدين
تدقيقات
علاوه بر حيطه
علمي از جهات
بسيار ديگر
نيز هم ضروري و
هم سودمند استּ تاملي بر
فعاليتهاي
فرهنگي و
اتمسفر
روشنفكري در
جنبش
خودآگاهي
فرهنگي و ملي
خلق ترك در
دوران معاصر
نشان ميدهد كه
اكثريت مطلق
محققين٬
سياسيون٬
نخبگان و
فعالين ترك
ايران بويژه
در آذربايجان
در كنار مسائل
بنيادى بسيار
ديگر٬ بالكل
از "مساله
ايلات ترك"
نيز غافل اندּ
در
زير به برخي از
جنبه هاي
فرهنگي و
سياسي مربوطه
اشاره ميشود:
تبارشناسي
خلق ترك:
١- بررسي
طوائف معاصر و
يا تاريخي كه
در تشكل خلق
ترك نقش داشته
اند نشان
مىدهد كه برخي
از اين اقوام و
طوائف تركي (آغاج
ارى٬ يازرلو٬
بوزچلو٬ ּּּּ) از
بازماندگان و
يادگارهاى
حضور تركان
قبل از اسلام و
ميلاد در
ايران و
آزربايجان
مىباشند. به
عبارت ديگر بر
خلاف گفتمان
نژادپرستانه
دولتي فارسي -پان
ايرانيستى
آريايي٬ خلق
ترك در ميان
قديميترين
ساكنان
خاورميانه-
قفقاز- آسياي
صغير بوده و
بويژه از
ساكنين بومي
هر سه منطقه اي
در ايران كه
امروز نيز در
آن به طور
متراكم ساكن
ميباشد (شمال
غرب-آزربايجان٬
شمال شرق-خراسان
و جنوب ايران)
استּ
٢-
بسيارى از
طوائف و
گروههاي ترك
ايران٬ اسلاف
و يا تيره هاي
منشعب از
آنها٬ در ميان
ديگر ملل
متكلم به
خانواده
زبانهاى تركى
بويژه دو خلق
تركمن و خلق
ترك آسياى
صغير-شبه
جزيره بالكان
نيز عينا ديده
مىشوندּ اين حقيقت
حكايت از تبار
مشترك دو خلق
مذكور با
تركان آذري (شامل
آذربايجان٫
جنوب ايران٫
شمال خراسان٫
قفقاز و عراق-سوريه)
و شرق آسياي
صغير دارد.
وجود دهها و
صدها گروه
ايلى-طائفه اى
تاريخى تركى
يكسان و مشترك
كه در تشكل
توده هاى
امروزى خلق
ترك ايران٬
آذربايجان و
عراق از سوئي و
تركيه از سوى
ديگر شركت
داشته اند٬
دليلى قاطع بر
اشتراكات و
تشابهات حتى
عينت تبارى
اين دو مىباشد
٣- بررسي
اقوام و طوائف
تشكيل دهنده
خلق ترك در
ايران آشكار
ميسازد كه
تقريبا هيچ
طائفه و ايل و
تيره تركي در
ايران وجود
ندارد كه شعبه
و يا تيره هاي
گوناگون آن
عينا در آسياي
صغير (تركيه)
وجود نداشته
باشدּ اين واقعيت
نشانگر
نزديكي تبارى
فوق العاده
اين دو خلق ترك
همسايه
ميباشدּ به
گونه اى كه
برخي محققين
حتي معتقد به
عينيت ملي اين
دو خلق ترك
همسايه
ميباشندּ گفته
مشهور حيدر
عليف پرزيدنت
فقيد جمهورى
آزربايجان كه
از آذربايجان
و تركيه به شكل
"دو دولت- يك
ملت" ياد
نموده است از
اين زاويه نيز
معنيدار استּ علاوه بر آن
در ميان تمام
ملل و خلقهاي
تركي معاصر٬
صرفا نام
تاريخي-ملي اي
كه اين دو خلق
خود را با آن
مي نامند "ترك"
ميباشدּ اين واقعيت
نيز٬ مويد
عينيت ملي اين
دو و يا اقلا
جدائي ملي
آنها تنها در
دهه هاي اخير
استּ
ايلات
ترك و جعليات
رسمى پان
ايرانيستى
١- تدقيق
دهها و صدها
طائفه و گروه
تركى باستانى
و طوائف و
ايلات معاصر
خلق ترك و نقش
بارز و تعيين
كننده آنها در
شكل گيرى
تبارى خلق ترك
در ايران و
آذربايجان٬
از محكمترين
دلايل علمي و
عيني تكذيب
كننده افسانه
بى اساس و
پنداربافي
نژادپرستانه
و رسمي-دولتي
آريايى بودن
منشاء تباري
خلق ترك در
ايران (جنوب
ايران-
آذربايجان-
خراسان) حتى
ديگر مردمان
اين كشور است.
٢-
يكى از فوائد
بررسى
زيرگروههاى
ايلى٬ لهجه اى
و جغرافيايى
زبان و خلق ترك
در ايران٬
مشاهده
گستردگى پهنه
حضور زبان٬
خلق و فرهنگ
ترك در سراسر
ايران٬ از
شمال تا جنوب و
از غرب تا شرق
و كمك به درك
سراسرى بودن
آن است. بسيارى
از
قوميتگرايان
فارس و مقامات
رسمى تحت
تاثير و يا
مدافع
قوميتگرايى
فارسى٬ گسسته
از واقعيات
جهان خارج٬ در
مورد زبان
تركى در ايران
هنوز در
تعبيرات و
تلقياتى
مانند "زبان
محلى" درجا مى
زنند. غافل از
آنكه زبان
تركى در ايران
زبانى سراسرى
است نه محلى. و
يا اينكه زبان
تركى٬ زبانى
محلى است كه
محل كاربرد و
رايج بودن آن
سراسر ايران
است. سراسرى
بودن - خصوصيتى
كه هيچ كدام از
ديگر زبانهاى
ملى ايران از
آن برخوردار
نيستند-
خصوصيتى
كليدى براى
زبان تركى در
مباحثات
فرهنگي و
روندهاي
سياسي است.
زيرا كه زبان
تركى در ايران
مى بايد كه از
حقوق يك زبان
سراسرى و از
جمله رسمى و
دولتى شدن
برخوردار
باشد.
اشتراك
در پيدايش قوم
فارس:
از
ديگر فوائد
بررسى
گروههاى
تاريخى- تبارى
– طائفه اى ترك
در ايران٬
آشكار شدن نقش
آنها نه تنها
در تشكل خلق
ترك٬ بلكه در
تشكل قوم فارس
ويا به عبارت
ديگر نشان
دادن بى پايگى
افسانه
آريائى نژاد
بودن و دروغ
خلوص نژادى
گروههاى فارس
زبان امروزى
ايران است. به
زبان ساده٬ نه
تنها خلق ترك
به لحاظ نژادي
و تباري و
فرهنگي و ּּּּ آريائي
نيست٬ بلكه
حتي اقوام
موسوم به
ايراني مانند
فارس و لر و
كرد و تاجيك
نيز٬ خود به
لحاظ تباري
اساسا آريائي
نميباشند و
علاوه بر
اقوام سامي-عرب
و بوميان٬
عنصر قومي ترك
نيز در تشكل
اقوام ايراني
زبان نقش عمده
اي داشته استּ
به
عنوان نمونه
ايل و تيره هاي
ترك گرايلى-
قرائى علاوه
بر دو خلق
معاصر ترك و
تركمن٬ در
تشكل قوم فارس
-به طور مشخص
در تشكل تبارى
فارسزبانهاى
امروزى تربت
حيدريه - و نيز
برخى گروههاى
كردزبان حتى
لرزبان نيز
اشتراك و نقش
مهمى داشته
اند. و يا
دگرگشت زبان
گروههاى تركى
مانند آغاج
ارى به
زبانهاى
ايرانى (فارسي٬
لري٬ كردي٬
تاجيكي٬ּּּ) و عربي نقشى
بسيار مهم در
تشكل تبارى٬
فرهنگى و
زبانى اقوام
ايرانى زبان
لر٬ كرد و فارس
و عرب ساكن در
ايران بازي
نموده است.
اساسا
نبايد فراموش
نمود كه قوم
نوظهور موسوم
به فارس در
ايران – كه
تماما پديده
اي غير از
پارسيان
باستان است-
آميخته و
محصول تركيب
به تقريب ٣٠٪
ترك تبار٬ ٣٠٪
عرب تبار٬ ٣٠٪
بوميان
گوناگون غير
ايرانى زبان٬
غير ترك و غير
عرب (راجي٬
سغدي٬ ּּּּ) و ١٠٪
گروههاى
ايرانى-تاجيك
زبان وارد شده
به ايران از
افغانستان
امروزي است كه
به موازات در
هم آميزي و به
مرور زمان به
زبان فارسى
درى متكلم
گشته اند. (از
جنبه تاريخى
زبان فارسى
درى٬ زبان هيچ
گروه بومى
ايران نبوده
است ).
استحاله
ملي فزاينده
خلق ترك در
ايران٬ مسئله
آسيميلاسيون:
١- در طول
تاريخ اكثريت
مطلق طوائف و
ايلات تاريخي
ترك -به جز بخش
ساكن در
آذربايجان-
بويژه در
عربستان٬ در
فارسستان٬ در
كردستان و در
لرستان به
مرور زمان
تماما فارس
زبان شده و در
خلقهاى لر٬
فارس٬ كرد و
حتى عرب تحليل
رفته اند.
زيرگروههاى
معاصر ايلي-
تيره اى- تبارى
خلق ترك نيز كه
در سراسر
ايران٬
آذربايجان٬
فارسستان٬
خراسان٬
كردستان٬
عربستان٬
لرستان و
تركمنستان
ايران پخش شده
اند٬ بويژه در
استان خراسان
و فارسستان٬
در معرض
نابودى كامل
به لحاظ زبانى
و فرهنگى و
هويت ملي تركى
خويش قرار
دارند.
٢-
لرزبان و فارس
زبان شدن
گروههاى
طائفه اي و
ايلي متعدد
ترك (بخشهايى
از آغاج ارى
ها٬ گرايلى٬
افشار٬ بيات٬
هزاره٬
تيمورى٬ چهار
اويماق٬
قاجارها٬
شمار قابل
توجهي از
اتحاديه ايلي
قشقايى ....)
نشانگر تحليل
بسيار گسترده
و سريع خلق٬
زبان و فرهنگ
تركى در ايران
است. و اين
تثبيت٬ بر
خلاف ادعاي
قالبي بسياري
از پژوهشگران
آذربايجاني
است كه بى هيچ
سند و مدركي
فارس نشدن حتي
يك ده ترك زبان
در دوران
پهلوي و
جمهوري
اسلامي را
ادعا ميكنند
كه از پايه
نادرست است ּ
٣-
بر خلاف ادعاي
بي پايه فوق٬
واقعيات اين
است كه شمار
بسيار
فزاينده اي از
طوائف و ايلات
ترك در سراسر
ايران به
همراه دهها
روستا و شهر و
مركز جمعيتي
به ويژه در قرن
بيستم٬ (حتي در
استانهاي
آذربايجاني
تهران٬ قم٬
مركزي٬
همدان٬
قزوين٬ زنجان
و ּּּּ) فارس زبان
شده و در خلق
فارس استحاله
يافته اند و
اين روند
اسفبار با شدت
تمام ادامه
داردּ با
تاسف فراوان٫
با ادامه
وضعيت فعلى در
ايران٫ بقاء
تركهاى خارج
آذربايجان و
نواحي
پيرامونى اش
عموما و
گروههاي
ايلياتي تركي
خصوصا بعد از
يكى دو نسل
بسيار نا
محتمل مى
نمايد. در واقع
بخش بسيار
مهمى از
تركهاى خارج
آذربايجان و
استانهاي
حاشيه اي
آذربايجان و
بويژه
گروههاي ايلي
ترك٬
متاسفانه
اكنون هم
كاملا
فارسزبان
گرديده اند: از
جمله گرايلى
ها (در تربت
حيدريه مانند
طوايف ديگر
ترك فارس زبان
شده در خراسان
تيمورى ها٫
هزاره ها٫
چهار
اويماقها ...)٬
كردزبان (در
اطراف
بجنورد٬ در
كردستان و
همدان) و
لرزبان (در
طائفه بكش
لرهاى ممسنى٬
مانند طائفه
ديگر ترك
آقاجرى ها)
٤-
با فارسزبان و
فارس شدن
زيرگروههاي
ايلي و طائفه
اي و
ּּּ ترك٬ تمام
مشخصه هاي
هويتي و ملي و
ميراث فرهنگي
اين گروههاي
ترك٬ از
موسيقي و رقص و
پوشاك و خوراك
و قاليبافي و
فولكلور و
آداب و رسوم و
باورها و
آئينهاى ديني
تركي شانּּּּּ از
دست رفته و يا
دقيقتر از سوي
دولت و
قوميتگرايان
فارس و
استعمارگران
غربي عينا و به
عنوان هويت
فارسي و ميراث
فرهنگي قوم
فارس به
جهانيان و
ايرانيان و
حتي خود خلق
ناآگاه نگه
داشته شده ترك
تقديم ميشودּ
تجزيه
خلق ترك: سياست
استراتژيك
پان ايرانيسم
و
استعمارگران
غربي
١- از
سياستهاي
راهبردي و
استراتژيك
استعمارگران
و دول غربي و
همه طيفهاي
قوميت گراى
افراطى فارس
شامل سه جناح
دولتي٬
نيروهاي
سياسي
اوپوزيسيون و
جامعه
روشنفكري
فارس٬ ممانعت
از روند ملت
شدن گروههاي
پراكنده ايلي-
طائفه اي و
مذهبي و
جغرافي ترك
زبان پراكنده
در سراسر
ايران استּ هدف غائي از
اين سياست
تبديل نمودن
خلق ترك در
ايران از يك
مليت واحد و
منسجم داراى
اكثريت مطلق (و
يا نسبي) به
دهها گروه
قومي مختلف
پراكنده و
جداى ترك زبان
كه همه در
اقليتند
ميباشدּ
٢-
در راستاي
همين دسيسه
استعمارى-پان
ايرانيستى
است كه تمام
منابع رسمى و
غيررسمى
ايرانى-فارسى
و دول غربي٬
بسيارى از
شرقشناسان و
تركى شناسان
اروپايى و حتى
تركيه اى٬ از
سوئي هر كدام
از
زيرگروههاى
ايلى و
جغرافيايى٬
لهجه اى٬
طائفه اى٬
جغرافيايى و
مذهبى خلق ترك
ايران را (به
عنوان مثال به
شكل آذرى٬
آذربايجانى٬
خراسانى٬
قشقائى٬
افشار٬
شاهسون٬
خمسه٬
همدانى٬
سنقرى ٬
ابيوردى٬
اينانلو٬
اراكى فريدني
...... ) به شكل
گروههاى
منفرد٫ جدا و
پراكنده ترك
زبان و به صورت
اقوام و
خلقهايى
متفاوت و نه به
شكل زير
گروههاى خلق و
مليت واحد ترك
معرفى مى كنند
و از سوي ديگر
بويژه جدائي
دو توده
پرشمار ترك
يعنى قشقايى
ها و تركهاى
خراسان را از
توده ترك شمال
غرب يعني
آذربايجان
تبليغ و تلقين
مينمايندּ
٣-
در عرضه سياسي
نيز دولتهاي
مركزي ايران و
استعمارگران
غربي از نبود
شعور ملي و
وجود گرايشات
طائفه گرائي و
محلي گرايي در
ميان برخي از
سران طوائف
ترك و نخبگان
ناآگاه و كوته
بين
آذربايجاني
استفاده
نموده٬ آنها
را با موفقيت
تمام بر عليه
يكديگر و بر
عليه منافع
ملي خلق ترك و
حركات
دمكراتيك اش
بكار برده اندּ
به
عنوان نمونه
در حركت
دمكراتيك
مشروطيت
آذربايجان
طوائف ترك
شاهسون بر
عليه اين حركت
و در دوره
حكومت ملي
آذربايجان
سران طوائف
ترك
ذوالفقاري و
قشقائي بر
عليه اين
حكومت ملي
بكار برده شده
اندּ از
سوي ديگر
متاسفانه
سران
آذربايجان
مانند
خياباني و به
درجاتى كمتر
پيشه وري كه
درك درستي از
روند ملت
شوندگي مليت
ترك در ايران و
منطقه و شمول
آن بر
دياسپوراي
آذربايجاني
جنوب ايران
نداشته اند٬
حركات
دمكراتيك
طوائف ترك در
جنوب ايران
را٬ بويژه
جنبش صولت
الدوله در جنگ
اول و جنبش
خودمختاري
اتحاديه ايلى
ترك قشقائي در
جنگ دوم را
بخشي از حركات
سياسي خلق
واحد ترك
نداشته و نسبت
به آن بيگانه
مانده اندּ
٤-
سياست فارس
سازى (فارسلاشديرما٫
تفريس) دولتي٫
با تراشيدن و
پررنگتر كردن
هويت هاى ايلي-طائفه
اى و جايگزين
كردن اين هويت
قبيله اى به
جاى هويت ملى
ترك براى
گروههاى ايلى
ترك ايران٬ از
سويي موفق به
تشديد روند
مسخ نمودن
فرهنگ و هويت
تركى و نابود
ساختن زبان
ملى-مادرى
تركى شده و از
سوي ديگر باعث
ايجاد بحران
هويت در ميان
گروههاى ترك
سراسر ايران٬
در داخل
آذربايجان و
يا خارج آن٬ در
گروههاي
طائفه اي و يا
غير طائفه اي
گرديده است.
ثمره طبيعى
اين سياست٬
تسهيل نمودن و
شتاب دادن به
روند فارس
سازي مليت ترك
در ايران است.
ايجاد دهها
نهاد و سازمان
طويل عشايرى و
برگزارى دهها
كنگره و همايش
و جشنواره
موسيقي و زنان
و فولكلور و
پاسداشت
شخصيتهاي
ايلى و طائفه
اى مخصوصا در
مورد طوائف
ترك قشقائي و
شاهسون و
ּּּּ از سوي دولت
همه به هدف
نابودى
يگانگى مليت
ترك در ايران و
تجزيه آن استּ
مدارس
عشايري فارس
زبان٬ مراكز
قتل عام
فرهنگي ايلات
ترك
١- مدارس
عشايري٬
همانند همه
مدارس غير
عشايرى فارس
زبان دولتى در
مناطق ترك
نشين ايران و
آذربايجان٬
از موثرترين
ابزارهاي
دولت براي
استحاله خلق
ترك و اجراي
سياست
نژادپرستانه
فارس سازي
مردم ترك زبان
استּ تجربه موفق
مدارس عشايري (فارس
سازي ايلات
قشقائي) در
گسترش زبان
قاتل و فرهنگ
جانشين فارسي
در ميان اصيل
ترين گروههاي
تركي در جنوب
ايران و ضربه
زدن به زبان و
فرهنگ تركي
آنچنان موفق
بود كه دولت
پهلوي از
مسئولين و
معلمين مدارس
عشايري جنوب
ايران براي
پياده نمودن
طرح مشابهي در
آذربايجان (فارس
سازي طوائف
شاهسون)
استفاده
نموده استּ
٢-
متاسفانه
ناآگاهي خلق
ترك نسبت به
سياستهاي
يكسان سازي
ملي دولتي به
آن درجه است كه
بسياري از
جوانان ترك
بويژه در ميان
ايل قشقائي٬
بنيانگذاران
اين مراكز قتل
عام فرهنگي
عشاير مليت
ترك را به
عنوان پدر ايل
خود !!!!!! معرفي
ميكنندּ حال آنكه
مجريان جنايت
فرهنگي تبليغ
و جايگزين
نمودن زبان
فارسي در ميان
مليت ترك ٬
آگاه و يا
ناآگاه٬ هرگز
دوستان خلق
ترك نبوده و
بويژه اگر خود
از تركان
باشند٬ همه از
مجرمان و
فريفتگان پشت
كرده به فرهنگ
انساني و ملت
خويش اندּ
٣-
آموزش زبان
فارسي به
گروههاي ويژه
ترك مانند
عشاير٬
بزرگسالان٬
زنان و كودكان
ترك در حاليكه
اين گروهها از
آموزش زبان
ملي خود تركي
تماما
محرومند٬
آشكارا ظلم و
جنايتي
فرهنگي و
نژادپرستي
زباني است كه
متاسفانه
دولت ايران
كماكان مرتكب
آن ميشودּ اين جنايت
فرهنگي
ميبايست كه به
فوريت متوقف
گرددּ
سياست
دسيسه آميز
اسكان عشاير:
١- مساله
اسكان
داوطلبانه و
يا اجباري
عشاير ترك و
سياستهاي
دولت در اين
مورد٬ اهداف٬
فوائد و مضار
آن و كيفيت
اجراي آنها٬
نيز از جمله
مسائلي است كه
بالكل از دقت
روشنفكران
ترك ايران
بويژه
آذربايجان بر
كنار مانده
استּ
٢-
به نظر ميرسد
مقامات دولتي
در اسكان
عشاير ترك
خارج
آزربايجان
آنچنان عمل مي
كنند كه اين
ايلات بويژه
در جنوب
ايران٬
اكثريت نسبي
جمعيتى در
شهرستاني كه
در آن اسكان
داده ميشوند
را بدست
نياورده و يا
در اين
شهرستانها
مناطق پيوسته
ترك نشين
بوجود نيايدּ به
عبارت ديگر
ايلات ترك با
چنان نسبت و در
مناطقى آنهم
به صورت جزاير
جدا از هم پخش
و اسكان داده
ميشوند كه در
آن شهرستان
نسبت به
فارسها در
اقليت قرار
داشته باشندּ
٣- يكي از اهداف اين تدبير٬ يكي از ميان بردن كوچكترين احتمال خواست حكومت محلي از سوي تركان در جنوب ايران (فارسستان) در آينده٬ حتى در صورت فدرال شدن كشور استּ فايده ديگر اين تدبير براى دولت٬ آسان و سريع و عملي تر بودن امر فارس سازي و استحاله ملي جزاير كوچك زباني تركي از طرف دولت و اهالي فارس زبان شهرستانهاي مذكور استּ