جرم
عباس لسانی
چیست؟
حق
داشتن هویت
برای هر انسان
یکی از حقوق
ذاتی او می
باشد. بشر
امروزی در قرن
21 به این نتیجه
رسیده است که
این حق را به
رسمیت بشناسد
و در همین
راستا یونسکو(نهاد
فرهنگی ملل
متحد)
اقداماتی را
در جهت احیاء
فرهنگ و زبان
مردم دنیا
انجام داده
است. اگر ما
هویت و مدنیت
یک جامعه را
قطاری فرض
کنیم
لوکوموتیو
این قطار زبان
آن مردم و
اولین واگن
این قطار
اسطوره های آن
ملت است
معماری و مذهب
و آداب و سنن
دیگر مولفه
هایی هستند که
یک ملت بر اساس
آنها عینیت می
یابد. اما در
ایران امروز
علیرغم عضویت
در سازمان ملل
متحد و امضای
تعهدات بین
المللی مبنی
بر عدم تعرض به
حق داشتن هویت
که جزو حقوق
اولیه هر
انسانی است
اتفاقاتی می
افتد که انسان
را به یاد قرون
وسطی و دادگاه
های کلیسا می
اندازد که در
آنها انسان ها
مورد تفتیش
عقاید قرار می
گرفتند و
انسان ها باید
به گونه ای
بودند که کشیش
ها می خواستند
و اگر به غیر
این بودند
باید به گناه
هایشان
اعتراف می
نمودند و
تطهیر می شدند.
در آذربایجان
فردی به نام “عباس
لسانی” صرف
تحریر دفاعیه
اش به زبان
ترکی(به گفته
خود قاضی) به
یک سال زندان و
یک سال تبعید
محکوم می شود.
مگر عباس
لسانی چه کرده
است؟ آیا دوست
داشتن فرهنگ و
هویت آبا و
اجدادی جرم
سنگینی است که
لسانی ها باید
هزینه اش را
بپردازند؟!!!
سخن ما این است
که در ایران به
تعدادی از
انسان ها صرفا”
به خاطر ترک(تورک)
بودنشان ظلم
می شود و این
ظلم نه در یک
جنبه(زبان)،
بلکه در همه
جوانب اعمال
می شود و در
حقیقت
عملیاتی است
همه جانبه در
جهت از بین
بردن مدنیت
ترک ها (تورک
ها) در
آذربایجان
ومحروم کردن
آن ها از حق
داشتن هویت
انتخابی و
قالب کردن
هویت ساختگی
دیگری به
تعدادی از
انسان ها، و
این امر چه در
مکاتب آسمانی
و چه در میثاق
های بین
المللی هیچ
فرقی با نسل
کشی و جنایت
ندارد.آیا
تاکنون از خود
پرسیده ایم که
ترک ها (تورک
ها) چه نقشی در
پازل هویتی
منطقه ای که
ایران نامیده
می شود دارند؟
آیا از خود
پرسیده ایم که
زمانی که صحبت
از فرهنگ
ایرانی می شود
این فرهنگ با
فرهنگ فارس چه
تفاوت ها و
شباهت هایی
دارد؟ و یا
منظور از
فرهنگ ایرانی
همان فرهنگ
فارسی نیست؟
آری
در ایران تنها
جرم بعضی ها
تورک بودن است!!
از
جمله
اعترافاتی که
در حکم صادره “عباس
لسانی” آمده
است جرم تلقی
شدن “انتشار(تقویم
ترکی) است”، که
نشان دهنده
برخورد
ضالمانه با
فرهنگ و زبان
سی و پنج
میلیون ملت
تورک
آذربایجان در
محدوده ایران
است و این
نمونه بسیار
کوچکی از
پروسه “نسل
کشی فرهنگی”
است. که طی
هشتاد سال
گذشته کما بیش
از جانب
سردمداران
پان
؛آریائیست در
حال اجرا بوده
است.
در
حالی که ایران
خواستار
رهبری جهان
اسلام است
کمترین
اهمیتی برای
احقاق حقوق
اقلیت های این
کشور قائل
نیست. اقلیت
های قومی
ایران نمی
توانند به
زبان مادری
تحصیل کنند،
کانال
تلویزیون
خصوصی تاسیس
کنند،
مطبوعات آزاد
به زبان خود
داشته باشند،
باید مطبوعات
به زبان فارسی
منتشر شوند.
نماینده ویزه
کمیسیون حقوق
بشر سازمان
ملل متحد در
این مورد
اعتقاد دارد :
برخورد حکومت
ایران با
اقلیت ها با
ایین نامه،
کنوانسیون
بین المللی
حقوق مدنی و
سیاسی در تضاد
کامل است.
آری
در ایران ملتی
را به جرم تورک
بودن، تورکی
صحبت کردن و
تورکی نوشتن
تحت انواعی از
مظالم اعم از
شکنجه،
زندان،
تبعید،
تحقیر، و دهها
روش غیر
انسانی دیگر
قرار داده اند
تا به حیات
معنوی و شاید
فیزیکی آن
خاتمه دهند.
و
حرکت ملی
آذربایجان با
توجه به ماهیت
مطالباتی
خویش با هدف
احیای هویت
ملتی محروم از
اکثریت حقوق
اولیه
انسانی،
مبارزه ای
کاملا” مدنی و
خارج از خشونت
را در پیش
گرفته است.
آنهایی
که امروزه سعی
می کنند تا به
هر راهی حرکت
ملی
آذربایجان را
در تنگنا قرار
دهند نه تنها
به برآورده
کننده
آرزوهای آنها
در
رادیکالیزه
کردن حرکت ملی
آذربایجان
منجر نخواهد
شد ، بلکه
مبارزه ای
مدنی اما
بسیار جدی به
نمایش خواهند
گذاشت.
نتیجه:گرچه
با انقلاب
اسلامی ایران
حکومت نزاد
پرست پهلوی از
بین رفت اما
تفکراتی که در
طول 50 ساله
حکومت پهلوی
در جامعه ریشه
دوانیده بود
بطورکلی از
بین نرفته است.و
هنوز هم کسانی
هستند آرزوی
بلند
پروازانه
رضاخان بر
مبنای تبدیل
امپراتوری
چند قومی
ایران به یک
ملت – دولت
متحد را در سر
می پرورانند. و
ماشین
استبداد
تاریخی که در
طول ادوار فقط
رانندگانش
عوض می شود.
ما موقعی می
توانیم
بگوییم سلطنت
رفته که افکار
سلطه گرانه هم
رفته باشد،
یعنی افراد
عوض نشوند،
بلکه افکار
عوض شود، یعنی
مشکل ما مریض
ها نیستند،
بلکه بیماری
ها هستند.
اعتراض
عباس لسانی به
حکم دادگاه
بسمه
تعالی
اعتراض به حکم
پرونده ششم
خرداد
شماره ثبت ٢٩⁄۰۷⁄١٣٨٥
ریاست محترم
دادگاه تجدید
نظر استان
اردبیل ١٩٣
با سلام:
احترامأ
اینجانب عباس
لیسانی در
خصوص رای
صادره برای
پرونده کلاسه
٥٤٦-١٠٥⁄٨٥ که
از طرف شعبه
١٠٥ دادگاه
عمومی جزایی
اردبیل که با
استناد به
مواد مندرج در
دادنامه
شماره ٦٣٠-٥⁄۷⁄٨٥
ازقانون
مجازات
اسلامی و
تعیین مجازات
١٦ ماه زندان و
٥٠ ضربه شلاق
صادر شده است
را حکمی غیر
حقوقی،غیر
عادلانه
،سیاسی و
کاملأ
ظالمانه
دانسته و فاقد
پایه و اساس
قانونی می
دانم، که ذیلأ
به استحضار می
رسد:
١- در متن حکم
صادره اولین
اتهام این
جانب«شرکت در
اخلال در نظم و
آسایش و آرامش
عمومی جامعه
از طریق حرکات
غیر متعارف و
ایجاد هیاهو و
جنجال باشرکت
در تجمعات و
راهپیمایی
غیر قانونی
عصر شنبه
مورخه ٦⁄٣⁄٨٥
در سطح شهر
اردبیل»
الف- طبق اصل
بیست و هفتم
قانون اساسی
جمهوری
اسلامی ایران”تشکیل
اجتماعات و
راه
پیمائیها،بدون
حمل سلاح،به
شرط آنکه مخل
به مبانی
اسلام نباشد
آزاد است”. با
وجود این اصل
صریح قانون
اساسی وبا
توجه به نحوه و
علّت حضور
مردم در آن
حماسه ی ملّی
که در اعتراض
به اهانت بی
شرمانه ی
تریبون رسمی و
دولتی (روزنامه
ایران) به ساحت
مقدّس ملّت
تورک انجام شد
نه تنها غیر
قانونی نبود،
بلکه قانونی
ترین،محقترین،
نجیبانه ترین
و مسالمت آمیز
ترین عکس
العملی بود که
به جرات می
توان گفت تنها
شایسته ی ملتی
متمدن،بزرگمنش،صبور
و نجیب تورک
آذربایجان
بود که
آمران،عاملان
و تمامی
مجرمان را
فرصتی دیگر
بخشید.
ب- در قسمتی از
اتهامات آمده
است« شرکت در
اخلال در نظم و
آسایش و آرامش
عمومی جامعه
از طریق حرکات
غیر متعارف و
ایجاد هیاهو…»
متاسفانه
قاضی و عوامل
تاثیر گذار بر
حکم صادره
چنان در گرداب
عطش محکوم
نمودن گرفتار
گشته اند،که
متوجه نیستند
اتهام مطروحه
به هیچ عنوان
نمی تواند بر
قیام مقدّس
ششم-خرداد-هشتادو
پنج مصداقیّت
داشته باشد.
زیرا فلسفه
حضور و شرکت
چند صد هزار
نفری مردم
اردبیل در آن
حماسه ی عظیم و
تاریخی به
مانند دیگر
شهرهای
آذربایجان و
مناطق تورک
نشین ، نه«اخلال
در نظم» که
برای ایجاد
نظم و آسایش و
آرامش بر عموم
ملت
آذربایجان و
پایان دادن به
آنارشیزم
موجود، که در
نتیجه ی فقد
امنیت فرهنگی
و اقتصادی در
جغرافیای
سیاسی ایران
برای ملل غیر
فارس به ویژه
ملّت تورک بود.
٢- دیگر اتهام
اینجانب در
حکم صادره
چنین آمده است«معاونت
در تخریب و
تحریق عمدی
اموال عمومی
دولتی و خصوصی
از طریق تحریک
و ترغیب و
تشویق افراد و
برانگیختن
احساسات تجمع
کنندگان غیر
قانونی مورخه
صدرالذکر که
نهایتا منتهی
به تخریب و
تحریق نزدیک
به شصت و شش
بانک دولتی و
خصوصی ایراد
خسارت به
اتومبیلهای
عبوری متعلق
به مردم خصوصا
خودروهای با
پلاک انتظامی
تهران و
فروشگاه رفاه
و تحریق
پاسگاه
راهنمای و
رانندگی در
سطح شهر
اردبیل»
الف- در تعریف
جرم آمده است:فعل
یا ترک فعلی که
قانون مقرر
کرده باشد
وهمچنین
عناصر تشکیل
دهنده ی جرم
عبارتند از:
مادی- معنوی و
قانونی که فقد
یا خلاء هر
کدام از این
عناصر مانع از
اطلاق جرم بر
فعل یا افعال
متهم می باشد.
واژه ی معاونت
فارغ از معنای
لغوی،در
اصطلاح حقوقی
به آمر و محرک
به فعل یا
افعال گویند
که در اتهام
دوم اینجانب
بر آن تاکید
شده است.
چنانکه همگان
می دانند در
عصر ششم خرداد
سال جاری بیش
از دویست هزار
نفر از مردم
غیور و آگاه
اردبیل در
اعتراض به چاپ
کاریکاتوری
توهین آمیز به
ملّت بزرگ
تورک، همانند
دیگر نقاط
آذربایجان به
صورت خود جوش و
سیل آسا در
خیابانها
حضور یافتند
تا با اعتراضی
مدنی و با
رعایت روح
مسالمت جوی
ملّت
آذربایجان،
با دادن
شعارهای مدنی
اعمال نژاد
پرستان فارس
را محکوم
نمایند که در
این فاصله
زمانی
اینجانب به
خواستهای
مکرر مردم
حاضر سر فرود
آورده و اقدام
به سخنرانی
هایی در محکوم
نمودن مظالم
فرهنگی و
اقتصادی که طی
یک قرن بر ملّت
مظلوم
آذربایجان
رفته است و با
تاکید بر
اینکه این
اعتراض و خروش
عظیم نه فقط بر
کاریکاتوری
موهن، که بر
سیاستهای
شوونیستی
حاکمان فارس
میباشد،ایراد
نمودم.
اما متاسفانه
به مانند
همیشه ی تاریخ
عاملان جور،
منطق را
برنتابیدند و
با وارد نمودن
نیروهای
سرکوبگر غیر
بومی به عرصه،
اقدام به
سرکوب مردم بی
دفاع با تمامی
ابزار از جمله
باتوم
،چماقهای
مخصوص،گازاشک
آور و با شلیک
تیرهایی آن
فضای مدنی را
به صحنه جنگ
مبدل نمودند.
هر چند فعل
معاونت در آن
حرکت وسیع و
بسیط کاملأ
غیر ممکن می
بود اما چون
تصمیم
گیرندگان
پرونده
سخنرانی ها و
دیگر حرکات من
را دلیل بر این
مدعا آورده
اند باید
بدانند که
تمامی افعال
اینجانب از
جمله سخنرانی
هایم در
محضرمقدس
مردم آگاه و
تیزبین
اردبیل اتفاق
افتاد و
اکثریت
حاضران
شاهدند که
تمامی تلاش
اینجانب برای
فرو نشاندن
خشم ملّت بود
که تا لحظه
هجوم نیروهای
سرکوبگرتقریبأ
موفق بودم .
حال اگر تصمیم
گیرندگان بر
پرونده بدون
ارائه دلیل و
سند (فیلم و
صدای سخنرانی
اینجانب ) بر
ادعای خود،
تلاش نمایند
اینجانب را در
چهار دیواری
دادگاههای
غیرعلنی
محکوم
نمایند،اعلام
می نمایم اگر
لازم بدانم
،شاهدان چند
ده هزار نفری
در ششم خرداد
را برای شهادت
بر حقیقت به
خیابانهای
منتهی به
دادگاه فرا
خواهم خواند،
زیرا ملت بزرگ
آذربایجان
درهیچ مقطع
تاریخی
فرزندان
فدایی خود را
تنها نگذاشته
است.
البته امروز
نه فرزندان حق
طلب
آذربایجان
،بلکه آنانی
باید محاکمه و
مجازات شوند
که تلاش دارند
با هر وسیله ی
ممکن فرهنگ و
اقتصاد ملت
آذربایجان را
به نابودی
بکشانند،آنانی
که موجبات
سُخره،تحقیر
و توهین بر
ملّت تورک را
در رسمی ترین
تریبون دولتی(روزنامه
ایران) فراهم
آوردند.
و آنانی باید
محاکمه و
مجازات شوند
که بعد ازآن
توهین بی
شرمانه نه
تنها به خود
زحمت ندادند
تا از محضر
مقدس ملّت
تورک
آذربایجان
عذر خواهی
نمایند بلکه
فرمان سرکوب
ملت
آذربایجان را
صادر نمودند،
که با شهید و
زخمی شدن
فرزندان بی
شمار این ملت
به پا خاسته به
انجام رسید،
این برخورد
وحشیانه و
ننگین خاطره ی
تلخ قتل عام
بیش از هفتاد
هزار تن از
پدرانمان را
در بیست و یکم
آذر ماه
هزارسیصدو
بیست پنج زنده
نمود که تنها
گناهشان
خواستن سر
فرازی و حقوق
انسانی برای
ملت
آذربایجان
بود.
و باید مجازت
شوند آنانی که
اعتراض مدنی و
مسالمت آمیز
ملت تورک
آذربایجان را
به خاک و خون
کشیدند و
هزاران نفر را
با بی رحمانه
ترین و
وحشیانه ترین
روشها در
بازداشتگاههای
اداره ی
اطلاعات و
اطلاعات
نیروی
انتظامی تحت
شدید ترین نوع
ضرب و شتمها
،آزار و
اذیتها و
شکنجه های
فیزیکی و روحی
قرار دادند و
این همه،
تکرار پیام
شوم و همیشگی
نژادپرستان
فارس برملّت
تورک
آذربایجان
است که تو
آذربایجانی
اگر یوغ بردگی
من فارس را به
گردن بکشی حقّ
حیات خواهی
داشت اما اگر
روزی به خود
جرات بدهی و
هوس آن کنی که
حیاتی
شرافتمندانه
با قامتی راست
داشته باشی
حسابت با سُرب
داغ و شکنجه و
چماق است .
ملّت
آذربایجان می
تواند ببخشد
اما نمی تواند
فراموش کند
آنانی را که در
نیمه ی اوّل
خرداد ماه
برده وار جسم و
اندیشه ی خود
را در خدمت
فاشیزم فارس
قرار دادند و
کمر همّت به
بدترین همّت
ها یعنی سر کوب
ملت به پا
خاسته ی خود
بستند. و چه
آسان و ارزان
پشت به ملّت
خود کردند آن”
بسیجی و سپاهی”
که بازیچه ای
بیش نبودند در
دست سیّاسانی
که این قشر از
فرزندان
آذربایجان
را، ابزار
سیاست سخیف و
مُلوّث مردم
برعلیه مردم
خود قرار
دادند.
آری ملّت
آذربایجان می
تواند ببخشد
اما فراموش
نمی کند آن
صدای درد آور و
جانکاه را،
یعنی صدای
شکستن
استخوان
برادری آزاد و
بیدار به دست
برادری اسیر و
مسخ شده ی
شوونیزم فارس
و ننگ ابدی باد
آن سیاست شومی
را که ملتی را
به دست
فرزندان نا
آگاه و الینه
شده ی خود اسیر
و سر کوب می
نماید.
آری ملت بزرگ
آذربایجان نه
تنها خاطیان
بلکه خائنان
را نیز می
تواند
ببخشد،اما
اگر پیام نیمه
ی اول خرداد را
درک نموده و به
آغوش ملّت خود
باز گردند . «فاعتبرو
یا اولوا
الابصار»
تمامی عوامل
زر و زور و
تزویر در نیمه
اوّل خرداد
دست به دست هم
داده بودند تا
از همگامی
فرزندان
ساوالان با
دیگر مناطق
آذربایجان
جلو گیری کنند
و هر روزی که
می گذشت سرمست
از پیروزی
مبهم خود به
همدیگر تبریک
می گفتند و به
مرکز مخابره
می کردند که«
در اردبیل هیچ
اتفاقی نمی
تواند بیافتد
» تا اینکه در
عصر ششم خرداد
با فداکاری
دلاوران گم
نام این خطه
رویاهای
شیرین خود
باخته گان و
مانقورتها در
هم شکست و
فرزندان
ساوالان نشان
دادند که در
صیانت از کیان
و شرف ملت تورک
در چهار چوب
حرکت
دموکراتیک و
مدنی، حتّی
قادر به سبقت
گرفتن از دیگر
مناطق
آذربایجان
نیز هستند.
آری علی رغم
تمامی دسیسه
ها فرزندان
ساوالان
اعتماد به نفس
و غرور ملی باز
یافته ی خود را
با وقار و
صلابت تمام به
نمایش
گذاشتند و به
همّت والای
خود موجبات
آشکار شدن
ماهیت ضد تورک
و فاشیستی
برخی از
مسئولین و
چهره های
استان را
فراهم آوردند
،از جمله می
توان از واعظ
جمعه ی شهر
اردبیل(سیّد
حسن عاملی) سخن
به میان آورد،
واعظی که در هر
خطبه از وعظ
خویش ،خود و
دیگران را به
تقوی دعوت می
کند، در عرصه ی
عمل و امتحان و
انتخاب،
سیرتی متفاوت
از صورت به
نمایش گذاشت.
نقشی که واعظ
جمعه ی شهر در
سرکوب
بیرحمانه ی
مردم به پا
خاسته و حق طلب
اردبیل در ششم
خرداد و بعد از
آن حماسه ی
تاریخی ایفا
نمود بر همگان
واضح است ،او
بود که از
تمامی ابزار
حکومتی و فن
بیان آنچنانی
خود سود جُست
تا فرزندان
بیدار
ساوالان را در
مقابل بی
شرمانه ترین و
ناجوانمردانه
ترین هجوم
فرهنگی به
انفعال
بکشاند و
اوبود که تلاش
نمود در افکار
عمومی
فرزندان
مبارز و
شرافتمند این
ملّت را مزدور
و عامل بیگانه
معرفی نماید و
باز او بود که
با وارونه
نشان دادن
حقیقت و تبلیغ
سوء بر علیه
فعالان حرکت
ملّی
آذربایجان، “بسیج
و سپاه” را که
خود نیز
قربانی
سیاستهای
تبعیض نژادی و
شوونیستی
مرکز نشینان
می باشند را
ترغیب و تهییج
نمود تا خون
برادر بریزند
و شرمنده و رو
سیاه آنا وطن
خود باشند .
و این همه برای
آن بود که تا
صدای آزادی
خواهانه و به
حق آذربایجان
را خاموش
کنند، چه خام و
خود فریبند
آنانی که خیال
می کنند خروش
حق طلبانه ی
ملتی را می
توان با چماق و
شکنجه و گلوله
خاموش
کرد،چنانکه
در یکی از
دفاعیاتم در
سالهای قبل به
کرّات نوشتم
که:
« ملت بزرگ
آذربایجان
خاموش نخواهد
ماند »
و علل آن را به
اختصار بیان
نمودم و امروز
با اطمینان
قلبی کامل
اعلام می
نمایم که:
« ملّت بزرگ
آذربایجان
آزاد خواهد شد»
زیرا حماسه ی
بی بدیل خرداد
بشارت از آن
دارد .
زیرا علی رغم
قتل عامهای
نژادی و
فرهنگی که در
طول یک قرن
گذشته توسط
فاشیزم فارس
بر این ملت
رفته است
امروز شاهد
توانمند تر
شدن حضور مادی
و معنوی این
ملت در میان
ملل دیگر
هستیم و این
خبر حاکی از
شکست
سیاستهای
نژاد پرستانه
ای که به صورت
سیستماتیک بر
ملت
آذربایجان
رفته است می
باشد. ودر دیگر
دفاعیاتم بر
این مهم تاکید
نمودم که:
« اگربه جای
برخورد صحیح
با حرکات مدنی
ملت
آذربایجان،روشهای
نا معقول در
پیش گرفته
شود، با چشمان
خود روزی را می
بینم که با
وزیدن
کوچکترین
نسیم موافقی،
خاکستر از روی
آتش زدوده و
آتشفشان عظیم
ملت
آذربایجان سر
بر خواهد آورد
و آن روز
کاخهای ظلم و
تبعیض و
آپارتاید فرو
خواهد ریخت و
این فرمان
تاریخ است.»اگر
آن روز مستی
قدرت و تکبّر
شوونیستی،
گوشها را
سنگین نموده
بود تا نشنوند
و با “حماسه
خرداد” دنیای
پر زرق و
برقشان را
تیره و تار
ببینند، شاید
امروز فرصت
باقی مانده را
درک واین
سخنان را جدّی
بگیرند!!!. «فاعتبرو
یا
اولوالابصار»
حماسه تاریخی
خرداد پیش
لرزه ای بود
ازآن آتشفشان
موعود که اگر
شنیده
نشود،با
انفجاری بس
عظیمتر و
مهیبتری ،
اوقیانوس
ملّت تورک
آذربایجان به
حرکت در خواهد
آمد و نه با
امواج که با
سونامی های
بنیان کن،
کاخهای نژاد
پرستی و
آپارتاید
قرون وسطایی
فارس را از
تهران ریشه کن
و به اعماق
کویر،همان
سرزمین
گذشتگانشان
هدایت خواهد
نمود.
و سخن آخر
اینکه تاریخ
مبارزاتی
ملّت
آذربایجان
ثابت کرده است
که هر زمان این
ملت بزرگ
برمهمی اراده
نموده، با
قدرت تمام بر
آن دست یافته و
هیچ نیرویی
توان
بازدارندگی
در مقابل آن را
نداشته است و
امروز نیز
چنین خواهد
بود و بر
عاقلان است که
آزموده را
نیازمایند و
دست ازآزارو
اذیت و زندانی
کردن فرزندان
مبارز این ملت
بردارند که
نتیجه ای برای
آنان در بر
نخواهد داشت
جز پُخته و
بُرّنده تر
شدن فرزندان
تاریخ ساز
آذربایجان .
چکیج
آلتیندا
محقّر ازیلیر
گونلرجه
بیر دمیر
پارچاسی بیر
تیغ مهیب
اولماق ایچین
عباس
لیساني ٢٩⁄۰۷⁄١٣٨٥
40
ماه حبس و سه
سال تبعید
برای عباس
لسانی
عباس لسانی
شاعر /روزنامه
نگار و فعال
سیاسی
آذربایجانی
در جریان
فعالیتهای
سیاسی و
فرهنگی خویش
که در جهت دفاع
از حقوق از دست
رفته ملت تورک
آذربایجانی
در ایران بود
در چند سال
اخیر بارها
دستگیر و
روانه زندان
شده بود.
دادگاه
اردبیل نیز در
رابطه با
حوادث 6 خرداد
اردبیل با
دادن 18 ماه حبس
تعزیری 50 ضربه
شلاق و 3 سال
تبعید در شهر
طبس عباس
لسانی را
روانه زندان
کرد.
÷یش
از این دادگاه
کلیبرهم عباس
لسانی را به
یکسال حبس
تعزیری به
خاطر حضور در
قلعه بابک در
تیرماه ۱۳۸۴ محکوم
کرده بود.
سال
گذشته دادگاه
اردبیل لسانی
را یه 1 سال حبس
و تبعید در
زندان مسجد
سلیمان محکوم
کرده بود. که
این حکم با
اعتراض لسانی
لغو شده و
رسیدهگی به
این حکم را در
اردبیل مناسب
ندیده و به
دادگاه تبریز
ارجاع دادند
که هنوز حکم
قطعی صادر
نشده است .
لازم بذکر است
که این حکم در
جریان
تحصن عباس
لسانی و چند تن
از همفکرانش
در مسجد
سرچشمه
اردبیل در
اعتراض به
آمدن هئیت
اقتصادی
ارمنستان به
اردبیل
صادر شده بود.
عباس
لسانی در سال
84در ۱۴
مرداد سالگرد
انقلاب
مشروطیت بر سر
مزار باقرخان
سالار ملی
دستگیر شد. و
پس از چند روز
به قید ضمانت
آزاد شدند. که
اکنون ایشان
را به مرور
زمان به
دادگاه فرا می
خوانند.
بر
اساس حکم های
که در رابطه با
شرکت عباس
لسانی در
سالهای
متمادی در
قلعه بابک/
تحصن در مسجد
سرچشمه
اردبیل در
اعتراض به
آمدن هئیت
اقتصادی
ارمنستان به
اردبیل و
اعتراضات
خرداد ماه در
شهرهای
آذربایجان به
40 ماه حبس / 50 ضربه
شلاق و 3 سال
حبس در شهر طبس
محکوم شدند.
عباس
لیسانینین
محکمه یه
یازدیغی
اعتیراض
مکتوبو

اولو
تانری نین آدی
ایله
خورداد
آیینین
آلتیسی
حادیثه لری
ایله باغلی
اردبیل
اوستانی
محکمه سینین
29.07.1385 سایلی
قرارنا
اعتیراض
مکتوبو.
دوسیالاری
یئنیدن ده یَرلندیرن
اردبیل
اوستانینین 193
سایلی محکمه
سینین سایین
باشقانی
سالام!
حؤرمتله
حضورلارینیزا
چاتدیرمالییام
کی، من عباس
لیسانی
اردبیلین 105- جی
جزایی شعبه
سینین 105.85- 546
سایلی قراری اساسیندا
16 آی زیندانا و 50
ضربه شاللاغا
محکوم
ائدیلمیشم.
قانونون 5.7.85-630
مادده سینه
ایستیناد
ائده رک، حاققیمدا
چیخاریلان بو
حؤکمو
عدالتسیز،
غئیری- حقوقی،
سیاسی و
تامامی ایله
ظالیمانه و
غئیری-
قانونی
اولاراق حساب
ائدیرم. بو
وسیله ایله ده
اعتیراضیمین
سببلرینی حضورلارینیزا
چاتدیریرام:
1. منیم
حاققیمدا
چیخاریلان
حؤکمده
بیرینجی
ایتتیهام
بوندان
عیبارتدیر
کی، "غئیری- قابیلی
قبول
حرکتلرله
جمعییتین
عمومی
آساییشینی
پوزماق، 6.3.86
تاریخینده
اردبیل
شهرینده
ایغتیشاش
مقصدی ایله
نیماییش
تشکیل ائتمک.
"
آ-
ایران ایسلام
جمهورییتینین
آنا
یاساسینین 27- جی
مادده سینده
دئییلییر: "سیلاحسیز
نیماییش
تشکیل ائتمک
ایسلامین اساسلارینی
اینکار ائتمه
مک شرطی ایله
جایزدیر."
قانونی اساسینین
بو شکیلده
آچیق- آیدین
صراحتی و
آیدینلاتماسی
اورتادا
ایکن،
میللتین او
میللی حماسه
ده دؤولتین
رسمی اورقانی
اولان "ایران"
قزئتینین
شرمسیز،
حیاسیز تحقیرینه
اعتیراض
اولاراق
خیابانلاردا
نیماییشلره
قاتیلماسی نه اینکی
غئیری - قانونی
دئییل، بلکه
بو میللتین ان
قانونی، ان
نجیب، ان
باریشجیل
حاققی
اولموشدور.
جرأتله سؤیله
مک اولار کی،
بو نجیب
و
اصیل رفتار آنجاق
آذربایاجان
میللتی کیمی
مدنی بیر
میللته
مخصوصدور.
آذربایجان
میللتی بو
باریشجیل و
جسور
داورانیشی
ایله تورک
میللتینی تحقیر
ائدن
عامیللره،
آمیرلره و
دیگر
مجریملره
اؤزلرینی
ایصلاح ائتمه
لری اوچون
یئنه ده فورصت
تانیمیشدیر.
ب-
ایتتیهامین
بیر قیسمینده
ادعا ائدیلیر
کی، "غئیری- قابیلی
قبول
حرکتلرله
جمعییتین
عمومی
آساییشینی
پوزماق و
ایغتیشاش
تؤرتمک..."
تأسفلر
اولسون کی،
قاضی و حؤکمون
وئریلمه
سینده تاثیری
اولان دیگر
عامیللر، منی
محکوم ائتمه
هیجانینا
ائله
قاپیلمیشلار
کی، بو
ایتتیهامین
خورداد
آیینین 6- داکی
میللتین مقدس
قییامینا
کئچرلی
اولمایاجاغینی
آنلامامیشلار.
چونکو یوز
مینلرله
اردبیل
اهالیسینین
دیگر تورک
شهرلرینده
اولدوغو کیمی
بو مؤحتشم و
تاریخی حماسه
ده ایشتیراک
ائتمه سی "ایغتیشاش
تؤرتمک"
دئییل، نیظام- اینتیظامی
برقرار ائتمک
و ایرانین
سیاسی
جوغرافییاسیندا
غئیری- فارس
میللتلره
تطبیق ائدیلن
مدنی،
ایقتیصادی
امنییتسیزلییه،
گوونسیزلییه
و بونون نتیجه
سی اولاراق
آذربایجاندا
حاکیم اولان
آنارشیزمه
سون وئرمک
اولموشدور.
2. منیم
حاققیمدا
باشقا بیر
ایتتیهام بو
شکیلده دیر:
" خصوصی و
دؤولت
املاکینی
تخریب ائتمک
آماجی ایله
اهالینی تحریک،
ترغیب و
اونلارا یاردیم
ائده رک ذیکر
ائدیلن
تاریخده 66
بانکین خسارت
گؤرمه سینه
سبب اولماق،
وطنداشلارین
خصوصی
ماشینلارینا
ضرر وئرمک،
ریفاه
دوکانینی زیانا
اوغراتماق،
اردبیل دؤولت
یول پولیسینی
تخریب ائتمک
"
آ. جورمون تعریفینده آنلاتیلیر کی، قانونون موعین ائتدیگی فعل یا ترکی-فعل همچینین جورمو تشکیل ائدن عنصورلر بونلاردان عیبارتدیر: ماددی- معنوی و قانونی بوشلوغون اورتادا اولماسی، متتهیمین فعللرینه جورم کیمی باخیلماسینا مانع اولور. یاردیم قاورامی (ایصطیلاحی) اونون لغت معناسیندان آسیلی اولمایاراق، ح