حوادث پر التهاب و سکوت معنی دار روشنفکران ملی آذربایجان               مجید نظری

 

اینروزها فضای سیاسی در آذربایجان روزهای ملتهبی را پشت سر می گذارد. اگرچه به ظاهر بحث های داغی در جریان است اما به واقع میتوان خبر از رویاروئی دو جناح دمکراسی خواه و تمامیت طلب آذربایجان داد. طرح مباحث بنیادینی چون پرچم واحد، تشکیلات و جبهه واحد و سخنگو یا شورای رهبری در حرکت ملی آذربایجان جناح تمامت خواه را که توان سازگاری با شرایط جدید در فضای سیاسی آذربایجان و منطقه را نداشت به پرخاشگری هر چه بیشتر واداشته است. گاموح به عنوان تشکیلاتی که متاسفانه از ابتدا نتایج عملکرد وگام برداشتنش در مسیر احساسی و غیر عقلانی بارها توسط روشنفکران فعال آذربایجان مورد گوشزد رهبران آن قرار گرفته بود در آستانه فروپاشی است. بالطبع هیچ فعال صادق در حرکت ملی آذربایجان از این امر خرسند نیست. چرا که حرکت ملی آذربایجان هنوز در ابتدای مبارزه طولانی خود قرار داشته و نیازمند تشکیلاتهایی قوی و مقتدر در عرصه سیاسی آذربایجان است. سقط زود هنگام این تشکیلات نه در اثر سنگ اندازیهای پان ایرانیستها بلکه در اثر حمایت نابخردانه متاسفانه بعضی ناآگاهان از این تشکیلات و سکوت تایید کننده رهبران گاموح در برخورد با آنها بوده است. متاسفانه گاموح بجای بازسازی ساختاری خود صرفا با استفاده از روشهای سنتی و قدیمی سعی در از میان بدر کردن منتقدین خود را داشت. رویکردی دیکتاتورمابانه در مسائل آذربایجان، مصادره حرکت، پرهیز از خردگرایی و غلطیدن در ورطه شعارهای احساسی، برخوردهای پوپولیستی و ... باعث شد که گاموح خیلی پیش از موعد به انتهای راه برسد. بی شک بیشترین ریزش نیرو در بین تشکیلات سیاسی در همین گاموح روی داده است. متاسفانه در شرایطیکه گاموح می توانست بیشترین حامی را در بین فعالین و بویژه جنبش دانشجوئی داشته باشد و صد البته که تا قبل از پایان دهه هفتاد داشت، با رسیدن دهه هشتاد با ریزش گسترده نیروهایش مواجه شد و حتی باوفاترین و کاراترین نیروهای خود را از دست داد. دانشجویان و قشر فرهنگی حامی گاموح به منتقدین زودهنگام آن تبدیل شدند. همان دانشجویانی که در تالار وحدت دانشگاه تبریز و یا در مراسم ارتوگرافی تهران ساعتها روی پا ایستاده و با تقدیم لوح به تشویق و حمایت از رهبر گاموح پرداخته بودند و یا در ستادهای تبلیغاتی شبها تاصبح نخوابیده به نفع ایشان و آذربایجان وارد کارزار شده بودند به منتقدین سرسخت آن تبدیل شدند. متاسفانه برخوردهای ناشیانه بهترین و مناسبترین پتانسیل سیاسی در دهه هفتاد را از حرکت ملی آذربایجان باز ستاد.  با ریزش نیروهای فعال و بویژه فعالین صادق دانشجوئی جای آنها را تعدادی ... فرا گرفت که همانها نیز با دفاع ناشیانه از گاموح زمینه سقوط آنرا فراهم آوردند.

تعبیرهایی چون حمایت از رهبر عظیم الشان گاموح از سوئی موجب خنده و از سوئی موجب گریه آدمی می شود. خیلی جالب است بعد از نزدیک به سی سال از ادبیاتی استفاده می شود که ملت آذربایجان هر روز صدها بار آنرا از تلویزیونهای رسمی دولتی می شنود و از آنها دیگر خسته شد. این تعبیرها چیزی جز برگشت به گذشته نیست. و عجیبتر از آن سکوت معنی دار روشنفکران آذربایجان در قبال این موضوعات است. اصرار بیش از حد گاموح بر روی پرچم خود ساخته خود و سنگ اندازیهای فراوان در مقابل وحدت نیروهای آذربایجان را تاریخ هرگز فراموش نخواهد نمود. اگرچه استعفای بهنگام دکتر چهرگانی مناسبترین اقدام در جهت جلوگیری از ایجاد اختلاف بیشتر در حرکت ملی آذربایجان قابل تمجید می باشد اما کافی نخواهد بود. طیف خردگرای ضعیف در داخل گاموح بایستی در موقعیت فعلی موضع دقیق خود را اعلام کند یا ادامه سیاستهای پیشین و یا یک خانه تکانی گسترده و شکستن سدها و خطوط قرمز شناخته شده.

از سوئی دیگر روشنفکران آذربایجان نیز بایستی دست از سکوت برداشته و با موضع گیریهای شفاف خود زمینه را برای اتحاد گسترده و سراسری بین نیروهای سیاسی آذربایجان حول اهداف مشترک و بویژه رسمیت یافتن زبان تورکی در ایران بعنوان گام اول مهیا نمایند. رسیدن به سمبلی واحد و تاسیس شورای رهبری در حرکت ملی آذربایجان بایستی هرچه سریعتر در دستور کار قرار گیرد. در حالی که کمتر از دوماه به سالروز تاسیس حکومت ملی در آذربایجان و برگزاری مراسمهای مرتبط با آن باقی است ادامه وضع موجود هرگز به نفع منافع ملی آذربایجان نبوده و موجب خوشحالی شونیسم دولتی خواهد گردید. روشنفکرا آذربایجان بایستی توان مدیریت بحرانهای پیش رو را داشته باشند. بایستی موانع پیش رور در حرکت ملی آذربایجان با اقتدار کامل برداشته شود. به نظر می رسد منافع ملی آذربایجان تنها خطوط قرمز روشنفکران آذربایجانی خواهد بود. متاسفانه حوادث روزهای اخیر نشان داد که بلوغ سیاسی کمی در عرصه عمل سیاسی  آذربایجان حاکم است. فحاشی ها صورت گرفته در حق گوناز تی وی دل همه فعالین را به درد آورد. مطالب عنوان شده علیه این تلویزیون نشان داد که تا رسیدن به دمکراسی و پذیرش آن درعمل فاصله زیادی پیش رو داریم. حرکت ملی آذربایجان با این همه قدرت و پتانسیل هنوز در ابتدای راه است. این راه راهی بس دشوار و طاقت فرساست. اگر توان پیمودن مسیر را نداریم حداقل مانع حرکت دیگران نشویم.......