|
اشاره
:
توقيف
نويد
آذربايجان
در روزهاي
پاياني سال 84
حرف و حديثهاي
فراواني به
همراه داشت .
شايد شايعة
اين توقيف به
ماهها قبل برميگشت
، ولي
آنچه كه نمود
عيني داشت
سكوت
معنادار
مدير مسؤول
نويد
آذربايجان
در اين مدت
هفت ماه
توقيف بود كه
با هيچ رسانة
داخلي و
خارجي به
گفتگو ننشست
. حال كه
قانوناً از طريق
مراجع قضائي
نويد
آذربايجان
به مدير
مسؤولي
مهران
تبريزي حكم
برائت و منع تعقيب
قانوني
دريافت
نموده است ،
فرصتي پيش
آمد تا
گفتگوي
كوتاهي با
ايشان داشته باشيم
.آنچه در ذيل
ميآيد
ماحصل اين
گفتگوست
.
توقيف
نويد
آذربايجان
را
چگونه
ديديد؟
در
هيچ كجاي
دنيا سراغ
نداريم كه
نشريهاي را
قبل از
محاكمه ، فقط با
يك سطر نامه
توقيف كنند .
ما تعطيلي هر
نشريها ي را
به معناي
اعدام آن
نشريه ميدانيم
، لذا توصيه
ميكنيم
نبايستي در
اين امر عجله
كرد.
شما
قبلاً از
روند
توقيف نويد
آذربايجان
مطلع بوديد ؟
پرونده
سازي عليه
نويد
آذربايجان ،
از دولت
خاتمي شروع
شد و در دولت
جديد بپايان
رسيد. در
حقيقت نويد
آذربايجان
چون يك
رويكردي
منتقدانه
به سياستها و
برنامههاي
فرهنگي دولت
اصلاح طلب
داشت ، با
مقاومت شديد
دستگاههاي
حامي دولت
خاتمي روبرو
شد و ما ميبينيم
كه در آن
دوره ، اتهام
تراشي و
شبهه افكنيها
روز به روز
زيادتر شد و
در نتيجه ،
پروندة نويد
آذربايجان
را قطورتر
كردند . حال
اينكه بنده
تاكنون يك
تذكر كتبي هم
از هيأت
نظارت بر
مطبوعات نيز
دريافت
نكرده بودم
.
ولي
دولت خاتمي
با شعار
جامعه مدني،
ايران براي
همه ايرانيان
و . .. بر سر كار
آمدچه شد كه
يك دفعه با
روند نويد
آذربايجان
مخالفت كردند
؟
معمولاً
تحقق
مطالبات
فرهنگي مردم
آذربايجان
حتي در چهار
چوب قانون
نيز
براي
دولتمردان
خوشايند
نيست . يك
ذهنيت منفي
در
مركزنشينان
وجود دارد ،
عرض كردم
سنگ بناي
مخالفت با
نويد
آذربايجان
در زمان دولت
خاتمي پايه
ريزي شد .چون
نويد
آذربايجان
دولت اصلاح
گرا را ، هم
درعرصة
مسائل سياسي
و هم در
زمينه مسائل
فرهنگي
مورد
انتقاد قرار
ميداد و
آنها ناچار
بودند جلوي
نويد
آذربايجان
سد ايجاد
كنند و
اين مهم هم
با اتهام
تراشيهايي
نظير اينکه
اينها پان
تركيست و
تجزيهطلب
هستند و
. . .آغاز شد .آنچه
كه نويد
آذربايجان
مطرح كرده
است در چهار
چوب قانون
بوده است اما
خلاف به عرض
بزرگان
رساندهاند
.
البته
در اين پروسه
نبايد از
برخي جوسازيها
نيز غافل شد.
براي حذف
نويد از صحنه
، حريم
انسانيت و
اخلاقيات را
زير پا
گذاشتند.
شبهه افكني
كردند و
دوشادوش
مراكز قدرت ،
بر طبل نفاق
و اختلاف
كوبيدند تا
آنچه
نبايد ميشد
، شد. ولي
بگذار آن
حسودان
وكوته بينان
و كوتلههاي
فكر و انديشه
هر چه
ميخواهند
بگويند و
بنويسند
تيرآههاي
سحرگان خطا
نميكند . از
دلهايي كه
بدرد
آوردند و
جگرهايي كه
خراشيدند .شايد
مدتي سوار بر
اسب مراد
خويش شدند ،
ولي پيروز
ميدان
نبودند. آنها
ميخواهند
در دشت جهل و
ناداني برخيها
به چرا مشغول
باشند ،
ولي زخمهاي
ما هنوز تازه
است در آسمان
سياه ،
ستارگان فرو
نميريزنند .
چه
تفاوتي بين
برخوردهاي
نظارتي
مراكز ذيربط
مطبوعاتي
دولت قبلي با
فعلي وجود
دارد؟
دولت
قبلي مجبور
بود حتي در
ظاهر هم که
شده به برخي
از شعارهاي
خود پايبند
باشد لذا از
راه مقولة
گفتمان وارد
ميشدند .
بارها و
بارها بنده
به مركز
احضار شدم
و نسبت به
مطالب نويدآذربايجان
توضيح دادم .
در آن دوره ،
اشكال اساسي
آنها به
رويكرد
نويد
آذربايجان
در خصوص
مسائل
فرهنگي بود و
صد البته با
تركي نويسي
ما
مخالف
بودند. آنها
معتقد بودند
كه نويد
آذربايجان
با تركينويسي،
واژه سازي
ميكند.
براي
اين ادعاي
خود دليل هم
داريد ؟
در
جلسه معاون
مطبوعاتي
وزير
ارشاد دولت
اصلاح گرا كه
يكي از
نمايندگان
مردم اروميه
نيز حضور
داشت ،
صراحتاً
تأكيد
كردند كه
روند تركي
نويسي نويد
آذربايجان
براي كشور
خطرناك است و
هر چه
سريعتر
بايد اين
روند متوقف
شود . وي
عنوان ميكرد
كه مملكت يك
زبان دارد و
آن ،
زبان فارسي
است
. . . .
به
همين لحاظ
است كه عرض
ميكنم
مركزنشينان
تصوير درستي از
مسائل اقوام
داخل كشور
ندارند . من
بارها عرض
كردهام نميشود
از بيت المال
براي فربه
نمودن يك
زبان ، آنهم
از تمامي
امكانات
جامعه مايه
گذاشت و براي
ساير زبانها هيچ
اعتنائي
ننمود .شايد
در دنيا ، ما
استثنا
باشيم كه بخش
عظيمي از اين
مردم از تحصيل
به زبان
مادري محروم
باشند . در
اروپا براي
هر چهار نفر
، كلاس زبان
مادري وجود
دارد . ما ميگوئيم
يا اصول 15 يا 19
قانون اساسي
را حذف كنيد
و يا اجرا
. زماني
كه قانون
اساسي اين حق
را براي همه
اقوام
ايراني قائل
است ، اجرا
نكردن آن اصول
، ناديده
گرفتن حقوق
اقوام اين
مرز و بوم
است . تلاش ما
اين بوده است
كه دولتمردان
را از اين
ترس رها كنيم
كه اجراي اين
اصول امنيت
جامعه را بر
هم نميزند بلكه
مايه اقتدار
اين جامعه هم
مي شود
.
بسيار
تلاش كرديم
ذهنيت منفي
دولتمردان
را نسبت به
اين مهم
تعديل كنيم
اما توقيف
نويد
آذربايجان
در دولت
كنوني ،
بسياري از
معادلات
فكري و ذهني
ما را بر هم
زد . وجه
تمايز ما با
مخالفين در
اين نقطه بود
كه
ما ميگفتيم
در چهار چوب
قانون ميتوان
مطالبات
فرهنگي مردم
را مطرح كرد .
ميتوان
به ابتدائيترين
نيازهاي
فرهنگي مردم
كه همانا
آموزش به
زبان مادري
است دست يافت
. ولي توفيف
نشريه نشان
داد كه گويا
آنها راست ميگفتند
و ما در
اشتباه ديگر
نميشود
از تحصيل به
زبان مادري و
اجراي اصول 15
و 19 قانون
اساسي سخني
بميان آورد
.
نويد
آذربايجان
را به استناد
ماده 4 و 5
قانون
مطبوعات
توقيف كردند
اين مسئله
را چگونه
ارزيابي ميكنيد
؟
من
فكر ميكنم
آنچه اتفاق
افتاده است
يك سؤ برداشت
ناشي از يك
ذهنيت منفي
است كه
گريبانگير
نويد
آذربايجان
شد .
سياست
ما گسست يا
انفصال
نبود ، گسست
نتيجه يك
جدائي خواهي
است كه
معمولاً
بدنبال
مبارزهاي
طولاني
براي تشكيل
يك دولت خاص
صورت ميگيرد
. نويد
آذربايجان
در مدت 8 سال
انتشار خود
يك
سطر در اين
خصوص مطلبي
منتشر نكرده
است و هرگز
تلاش ما در
جهت بر هم
زدن امنيت
جامعه
نبوده است
.
شما
حتي يك سطر
مطلب در جهت
تحقير و
اهانت به
ساير اقوام
در نويدآذربايجان
سراغ نداريد.
اين صرفاً از
دست عدهائي
بر ميآيد كه
فقط براي خود محلي
قائل هستند و
داشتههاي
ديگران را
نفي ميكنند
. براي خود
تاريخ ميسازنند
و تاريخ
ديگران را
انكار ميكنند
.در روز روشن
زبان بخش
عظيمي از اين
مردم را به
سخره ميگيرند
، توهين ميكنند،
تحقير ميكنند
، اما كك
خيليها نيز
نميگزد
آنگاه كه نويد
آذربايجان
در مقام نقد
برميآيد ،
هياهو بپا ميكنند
كه اينها
تجزيهطلباند
. امنيت
ملي را بر هم
ميزنند @
من
فكر ميكنم
در اين برهه
حساس ، ضرورت
بازنگري در
بررسي مطالب
مطبوعات و
بهرهمندي
از افراد
متخصص و
پرهيز از سؤ
برداشتها،
و كنار
گذاشتن
ذهنيتهاي
منفي پيش از
پيش احساس ميشود
. تا مطبوعات
در
فضاي مطلوب
به رسالت
مطبوعاتي
خود عمل
نمايند و در
اين راستا
مطبوعات نيز
از توجه
به نقاط ضعف
و قوت خود
نيز نبايد
غافل بماند
.
از
دادگاههاي
مطبوعاتيتان
بگوئيد ؟
روند
برگزاري
دادگاهها
عادي و
معمولي بود
.
منظورم
موارد
اتهامي است
؟
بخشي
از شاكيان ما
حقيقي و بخشي
ديگر حقوقي
بودند .شاكيان
حقيقي ما ،
به زمان
قبل از
توقيف نشريه
مربوط ميشوند
كه دادگاه در
فاصلة اين
توقيف
برگزار شد و
برخي
نيز در
جريان است
.
چه
دستگاههايي
از نويد
آذربايجان
شكايت
داشتند ؟
بهتراست
اين سؤال را
از دادگاه
بپرسيد . اما
در خصوص
توقيف نشريه
، هيأت نظارت
بر مطبوعات
شاكي نويد
آذربايجان
بود
.
هيأت
نظارت بر
مطبوعات به
استناد ماده
4 و 5 قانون مطبوعات
يعني دامن
زدن بر
اختلافات
قومي و بر هم
زدن امنيت
ملي ،
نويدآذربايجان
را توقيف
نمود . رأي
دادگاه در
اين خصوص چه
بوده است؟
اين
اتهامات
بطور
جداگانه
بررسي شد.
اتهام دامن
زدن بر
اختلافات
قومي در
دادگاه
عمومي و
اتهام بر هم
زدن
امنيت ملي
در دادگاه
انقلاب مورد
بررسي قرار
گرفت .
دادگاه
عمومي با
مدنظر
قرار
دادن موارد
اتهامي به
لحاظ فقد
سؤنيت و عدم
احراز
بزهكاري ،
حكم برائت را
صادر نمود
. دادگاه
انقلاب
اسلامي نيز
بعلت فقد
دلايل بر هم
زدن امنيت
ملي قرار منع
تعقيب
بنده را
صادر نموده
است
.
آيا
هيأت نظارت
بر مطبوعات
براي دامن
زدن بر
اختلافات قومي
دلايل و
مستندات
قانوني
ارائه كرده
بود ؟
البته
پروندة
قطوري از
مطالب چاپ
شده نشريه
تشكيل داده
بودند كه
دادگاه
محترم در
حضور اعضاي
هيأت منصفة
مطبوعات كه
چند ساعت به
طول انجاميد
موارد اعلام
شده را بررسي
كرد. ما هم
دلايل لازم و
محكمه
پسندي
اعلام كرديم.
پس
دادگاه
محترم مطالب
نويد
آذربايجان
را جرم تلقي
نكرد ؟
ببينيد
در اينجا دو
حالت وجود
دارد يكي
اينكه اصل
مطالب جرم
باشد . دوم
اينكه
تلقي
مقامات و
دستگاههاي
كنترل كننده
مطبوعات از
مطالب
منتشره جرم
باشد .
دادگاه
محترم
مطبوعات
مطالب نويد
آذربايجان
را جرم تلقي
نكرد قلذا با
روح قانون
منافات
نداشت ولي
اينكه يك
آقائي يا
كارشناسي يا
مديري از
مطلبي خوشش
نميآيد و بر
وفق
مرادش نيست
اين يك امر
ديگر است .
ملاك ما
قانون است .
قصد ما زير
پا گذاشتن
قانون
نيست و عمل
به قانون
بايد معيار
ما و
دستگاههاي
نظارتي باشد
نه سلايق
افراد
.
پس
با اين
اوصاف نويد
آذربايجان
مجدد منتشر
ميشود ؟
بلي
، قانوناً
نويد
آذربايجان
ميتواند
به حيات خود
ادامه دهد
.
خط
و مش نويد
آذربايجان
چگونه خواهد
بود . آيا تغييراتي
در آن اعمال
ميكنيد؟
طبيعاً
شرايط كنوني
جامعه و
حساسيتهاي
موجود
ميبايست
مدنظر قرار
گيرد
.
|