الفبای
لاتین یا عربی
Yashar Tebrizli
خبر
تاسف بار
دیگری
خواندیم:
"استفاده
از الفباي
لاتين در
نشريات ممنوع
شد. به گزارش
خبرگزاري
دانشجويان
ايران(ايسنا)،
طبق آخرين
مصوبه
كميته
ناظر بر
نشريات
دانشجويي
دانشگاه
اروميه،
استفاده از
الفباي لاتين
به دليل
نامفهوم بودن
كلمات براي
اغلب مخاطبان
و همچنين براي
اعضا كميته
ناظر بر
نشريات،
ممنوع است."
کمیته
ناظر بر
نشریات
دانشجویی که
نگران حال
مخاطبین است
استفاده از
الفبای لاتین
را ممنوع کرد !
عجیب است در
کشور ما
نشریاتی به
زبان و خط
انگلیسی چاپ
می شود،ولی
آنها برای
ناظرین و
مخاطبین
مفهوم هستند؟!
البته
علت ممنوعیت
الفبای لاتین
برای زبان
ترکی آشکار
است ، آنچه
امروز اهمیت
دارد و باید به
آن پرداخت عکس
العمل و عدم
سکوت به این
اقدام
ناعادلانه
است که وظیفه
همه هموطنان
ترک زبان است.
همانطور
که می دانید
الفبای لاتین
جای الفبای
عربی را در
کشورهای
مجاور ترکیه و
آذربایجان
گرفته است. حتی
ایده تغییر خط
زبان فارسی
نیز مدتها قبل
مطرح بود و بنا
به دلایلی
مسکوت گذاشته
شد. می دانیم
که خط عربی
معایبی دارد
که این معایب
در زبان ترکی
خود را بیشتر
نشان میدهند ،
شاید بد نباشد
دوباره این
موضوع را ما هم
اینجا تکرار
کنیم.
1.
بیشتر
بودن اصوات
زبان ترکی از
حروف صدادار
درخط عربی .
مثلا حرف "و"
باید با چندین
شکل مشابه هم
نشانگر چهار
صدای ترکی
باشد.
متاسفانه
همین صدا باعث
مشکلات و
تفاوتهای
نوشتاری
زیادی در زبان
ترکی شده است.
2.
مشکل
نمایش حرکه ها(
َ ُ
ِ) که
مشکل بودن
نوشتن آنها
موجب حذف آنها
در نوشتار و
خواندن کلمات
بر اساس
مراجعه به
حافظه نه
خواندن تک تک
حروف می شود.
این موضوع
زمان یادگیری
خواندن و
نوشتن را زیاد
می کند.
3.
شباهت
بعضی حروف
خطوط عربی که
وجه تمایز
آنها نقطه می
باشد (مثلا ب و
ت و ث و پ و ي وئ )
4.
تکثر
نقاط در خط
عربی که باعث
انقطاع بیشتر
در نوشتار می
شود.
5.
تفاوت
نوشتاری بعضی
حروف خط عربی
در اول و وسط و
آخر کلمه (مثلا
ههه )
6.
مشابهت
تلفظی بعضی
حروف عربی در
زبان فارسی یا
ترکی که باعث
اشکالات
املایی می شود.
مثلا حروف ض ز
ذ ظ
ممکن است
تلفظهای
متفاوتی در
زبان عربی
داشته باشند ،
ولی تلفظ همگی
در فارسی یا
ترکی یکی است.
7.
تفاوت
سمت نوشتار
ارقام و حروف
در خط عربی.
8.
سختی
های کاربرد در
تکنولوژی
هایی چون
کامپیوتر که
متاسفانه
افسار این
تکنولوژیها
در اختیار ما
نیست.
مشکلات
فوق که برای خط
عربی شمرده شد
خود را در سه
زبان عربی ،
فارسی و ترکی
نشان می دهند
ولی این
ایرادات در
زبان ترکی دست
و پاگیرتر می
شود. ادعا نمی
شود که حروف
لاتین این
ایرادات را
صددرصد برطرف
می کند ولی
ایرادات این
خط برای زبان
ترکی به مراتب
کمتر است و از
ویژگیهای
دیگر این خط
هماهنگی با
همزبانان خود
در جمهوری
آذربایجان
وترکیه است. (
یعنی همان
چیزی که
شونیستهای
ناظر بر
مطبوعات را می
ترساند!)
بهتر
است دست از
تعصبات بی
مورد خود نسبت
به تغییر خط
برداریم و به
سوی خطی که
برای زبان ما
راحتتر است
پیش برویم.
باید دقت کنیم
که در دنیا
کمتر قومی
می تواند
ادعا کند که
زبان خود را با
خط اختراعی
اجداد خود می
نویسد. عده
ای از مخالفین
تغییر خط
نگران قطع
ارتباط با
میراث فرهنگی
و منابع مذهبی
هستند که
کاملا نگرانی
بی موردی است ،
چراکه با
تغییر خط ، خط
عربی نابود
نمی شود که ما
نتوانیم با
کتب دست نویس
یا کتب دینی
ارتباط
برقرار کنیم و
دیگر اینکه
امروز عصر چاپ
و اینترنت است
و مثلا کتب
اشعار کلاسیک
امروز شاید هر
سال در اقطاع و
اشکال مختلف
تجدید چاپ می
شوند و مانند
سابق نیست که
با چاپ سنگی یا
بصورت دست
نویس تکثیر
شوند. لذا بر
خلاف تصور
تغییر خط در
عصر حاضر
هزینه زیادی
هم ندارد.هنرمندان
خطاط ما هم
آنقدر هنرمند
هستند که هر
خطی را در قالب
هنری بنویسند
و مانع پیشرفت
زبان نشوند.
از
این بحث علمی
بگذریم و به
خبر اول نوشته
بپردازیم.
شاید یکی از
دلایلی که
ناظرین
شونیست به خود
اجازه چنین
جسارتی
میدهند که
برای ما تعیین
تکلیف و تعیین
خط کنند،
مسامحه خود ما
در این زمینه
است.
خودسانسوری و
ترس ناشرین
نشریات ترکی
نیز موثر بوده
است. و
متاسفانه
بعضی ریش
سفیدان
فرهنگی ما هم
که در
سمینارهای
اورتوگرافی
به تثبیت خط
عربی نیز صحه
می گذارند نیز
بی تقصیر
نیستند.
البته
انتقال از خط
عربی به خط
لاتین در زبان
ترکی در ایران
باید به تدریج
انجام
پذیراست تا (
به قول ناظرین
دلسوز شونیست
!) ارتباط با
مخاطبین
مخدوش نشود .
به خصوص که
متاسفانه در
ایران مانظام
آموزش زبان
ترکی نداریم
تا این تغییر
را به گونه ای
کلاسیک و
کانالیزه
انجام دهد.
امروز
لزوم ایجاد یک
فرهنگستان
زبان ترکی در
ایران ضروری
است تا با
همکاری
تشکیلات
مشابه خود در
ترکیه و
آذربایجان به
تثبیت اصول
استاندارد
زبان ترکی در
ایران
بپردازد.
سؤزوموز
ممنوع
كردن خط
تركى٫ كمدى ـ
تراژيكى ديگر
از
قوميتگرايى
فارسى
در ايران
عده اى از
هموطنان فارس
مدام از خطر
قوميتگرايى
سخن مىرانند و
در نكوهش و
دلسرد كردن
حتى ترسانيدن
جوانان و مردم
از آن نوشته
هاست كه چاپ و
پخش مىكنند.
اما در همه
اينها مسئله
اى به عمد
فراموش مىشود:
اينكه از
مساله
سازترين و
مخربترين
قوميتگرايى و
يا در واقع
تنها
قوميتگرايى
عملا موجود در
كشور يعنى
قوميتگرايى
فارسى سخنى به
ميان آورند. در
اينگونه
تبليغات به
عوض پرداختن
به
قوميتگرايى
فارسى واقعا
موجود با
مساله
هويتجوئى و
باز گشت به
خويشتن
ايرانيان و
مليتهاى
ايرانى
غيرفارس
برخورد
امنيتى مىشود.
اما حقيقت اين
است كه در سده
اخير
قوميتگرائى
فارسى ـ كه
اكنون در تار و
پود موسسات
آموزشى و
فرهنگى و
سياسى دولت
رخنه و جا خوش
كرده است ـ خود
يكى از
سنگينترين
بارها بر گرده
مردم شوربخت و
از اصلىترين
مشكلات ايران
عميقا توسعه
نيافته بوده
است. اين
تبليغات و
تدبيرات ـ كه
همه كمابيش به
آن عادت كرده
ايم ـ گاهى
اوقات از حد
زير پا گذاشتن
حقوق بشرى
فردى و گروهى
شهروندان و
مليتهاى
ايرانى و
توهين و
بىاحترامى به
تك تك آنها
فراتر رفته و
در كمال تاسف
به آبرو ريزى و
حتى به نوعى
مسخره بازى و
حماقت كشيده
مىشود. نمونه
اى كه من در
اينجا به آن
اشاره مىكنم
در رابطه با
ممنوع كردن
كاربرد
الفباى تركى
لاتين توسط
كميته اى
موسوم به ناظر
در يكى از
نشريات
دانشجوئى يكى
از
دانشگاههاى
آذربايجان (اورميه)
است. خبر چنين
است:
خبر: "استفاده
از الفباي
لاتين در
نشريات ممنوع
شد. به گزارش
خبرگزاري
دانشجويان
ايران(ايسنا)،
طبق آخرين
مصوبه كميته
ناظر بر
نشريات
دانشجويي
دانشگاه
اروميه،
استفاده از
الفباي لاتين
به دليل
نامفهوم بودن
كلمات براي
اغلب مخاطبان
و همچنين براي
اعضا كميته
ناظر بر
نشريات،
ممنوع است". من
نظراتم در
باره اين بدعت
را در چند بخش
مىنويسم:
چه كسى چه
چيزى را با چه
صلاحيتى
ممنوع مىكند؟
١ـ صحبت
از الفباى
لاتين كدام
زبان مىرود؟
آيا يك الفبا و
زبان خاصى
مورد نظر است
يا الفباى
لاتين همه
زبانها
همزمان قدغن
مىشود؟ آيا
كاربرد
الفباهاى
لاتين
زبانهاى
انگليسى و
فرانسوى و
ايتاليايى و
لهستانى و
اسپانيايى و .....هم
به نظر كميته
ناظر ممنوع
است؟ در اين
صورت تكليف
صدها و هزارها
نوشته كه
تماما و يا
بخشى از آنها
هر روز در
ايران به
الفباهاى
متنوع لاتينى
نشر و پخش
مىشود چه
خواهد شد؟ آيا
دولت (و شايد
كميته ناظر) در
صدد ممنوع
اعلام كردن
نوشته ها به
اين زبان و
خطها هم است؟
٢ـ و يا
اينكه اين
ممنوعيت
منحصر به
الفباى لاتين
زبان تركى
است؟ به نظر
مىرسد كه مطلب
از اين قرار
است. در اين
صورت بايد
پرسيد
قوميتگرايان
فارس حاكم بر
كميته ناظر بر
نشريات يك
دانشگاه
آذربايجانى٫
با چه صلاحيت و
به چه جراتى
تنها خط رسمى
زبان ملت
ديگرى يعنى
تركى
آذربايجانى
را قدغن اعلام
مىكنند؟
كميته ناظر بر
مطبوعات در يك
دانشگاه
آذربايجانى
چه دشمنى و
كينه اى با
زبان تركى و
الفباى آن و با
فرهنگ
آذربايجانى
دارد؟
٣ـ
اساسا بايد
پرسيد كميته
ناظر با چه
صلاحيتى
مىخواهد و يا
مىتواند
كاربرد
الفباى خاصى
در نشريات را
ممنوع اعلام
كند ؟
٤ـ
كميته مىگويد
دليل ممنوعيت
الفباى لاتين
اين است كه
الفباى لاتين
براى اغلب
مخاطبان
نامفهوم است.
اولا نشريات
مذكور نشريات
دانشجوئى
هستند و در
ايران گمان
نكنم
دانشجوئى
يافت شود كه با
الفباى لاتين
آشنائى
نداشته باشد.
البته بسيار
ممكن است كه
اعضا كميته
ناظر خودشان
با الفباى
لاتين آشنا
نباشند ولى
آيا ناآشنائى
اعضا كميته با
الفباى لاتين
قابل تعميم به
همه قشر
دانشجو است؟ و
يا اينكه
جهالت و
بىسوادى اعضا
كميته
مىتواند
معذرتى براى
محروم نمودن
ديگران از
بيان آزاد
افكارشان
باشد؟
٥ـ
نشريات
دانشجوئى به
تعبيرى
نشرياتى
تخصصى اند. در
نشريات تخصصى
ايرانى همه
روزه صدها و
هزارها كلمه و
متن به
الفباهاى
ناآشنا براى
عموم٬ از
زبانهاى مرده
و خارجى تا
علائم
قراردادى چاپ
مىشود. بنا به
فتواى من
درآوردى
كميته٬ اينها هم
نيز ممنوع
است؟
٦ـ در
نوشته هائى كه
به هر زبانى در
ايران مخصوصا
زبانهاى
غيرفارسى
رايج در ايران
چاپ مىشوند
رسم است كه
تلفظ صحيح
كلمات را با
علائم
قراردادى كه
اكثرا هم همه
منشا لاتينى
دارند نشان
دهند. از
آنجائيكه
الفباى لاتين
تركى فونتيك
است اين الفبا
خودبخود تلفظ
صحيح و دقيق
كلمات تركى را
هم بدست مىدهد.
بنابراين
ممنوع كردن
كاربرد
الفباى لاتين
تركى يعنى
ممنوع كردن
كاربرد خط
آوانگار براى
نشان دادن
تلفظ دقيق و
صحيح كلمات
تركى٬ اين هم
يعنى ممنوع
كردن حق
آموختن و
آموزش زبان
تركى.
٧ـ اگر
دولت ايران به
الفباى
لاتينى تركى
آذربايجانى
اعتراضى
دارد٫
مىتواند به
لحاظ قانونى
الفباى مناسب
عربى براى اين
زبان را تصويب
نمايد (و قبل
از آن البته
بايد اقدام به
تاسيس
فرهنگستان
زبان٬
ادبيات و
تاريخ تركى در
ايران بكند) و
تا زمانيكه
اينكار را
نكرده است٫
تنها الفباى
مشروع و رسمى
تركى
آذربايجانى
در سطح كره
زمين٬
الفباى
لاتينى تركى
آذربايجانى
است. كميته
ناظر
نمىتواند
كاربرد
الفباى رسمى و
مشروع يك زبان
را در نشريات
دانشجوئى٬ خيره
سرانه ممنوع
اعلام كند.
٨ـ
افتضاح اساسى
تصميم كميته
ناظر در اين
است كه اين
ممنوع كردن
طالبانى در
محيط دانشگاه
كه قاعدتا محل
نوجوئى٬
نوآورى٬ ابتكار٬ تتبع٬ جستجو
و ايجاد
ابزارهاى
دقيق٬ مدرن و
عملى است
مىباشد. و چه
الفبايى
دقيقتر٬ مدرنتر و
عملىتر از
الفباى لاتين
براى نگارش
زبان تركى؟
همچو
ممنوعيتها و
تدبيرهائى
علاوه بر آنكه
موجب تشويق
محققان و
دانشجويان
نمىشود بلكه
باعث تضعيف
روحيه تتبع و
ابتكار در
محيطهاى علمى
نيز مىگردد كه
اين هم در
مخالف با اصل
سوم قانون
اساسى است.
قانون اساسى
در اين باره چه
مىگويد:
اصل 15: "زبان و
خط رسمي و
مشترك
مردم ايران
فارس است.
اسناد و
مكاتبات و
متون رسمي و
كتب درسي بايد
با اين
زبان و خط
باشد ولي
استفاده از
زبانهاي محلي
و قومي در
مطبوعات و
رسانههاي
گروهي
و تدريس
ادبيات آنها
در مدارس، در
كنار زبان
فارسي آزاد
است".
١ـ طبق
اين اصل تنها "اسناد
و مكاتبات و
متون رسمى و
كتب درسى"
مىبايست با
زبان و خط رسمى
و مشترك مردم
ايران يعنى
فارسى باشد.
بنابر اين
هيچگونه
محدوديتى در
چاپ و نشر به
زبان و خطهاى
غيرفارسى در
مواردى به جز "اسناد
و مكاتبات و
متون رسمى و
كتب درسى" كه
طبق اين اصل
رسمى شمرده
مىشوند وجود
ندارد. و از
آنجائيكه
نشريات
دانشجوئى نه
اسناد و
مكاتبات و
متون رسمى اند
و نه كتب درسى٬ كاربرد زبان
و خطوط
غيرفارسى در
آنها آزاد است.
٢ـ آنچه
كه از اين اصل
فهميده مىشود
اين است كه كار
برد زبان (و
لابد) خطوط اين
زبانها را به
طور مطلق
ممنوع اعلام
نكرده است.
يعنى در
حاليكه چاپ٬ صدور و نگارش
"كل " اسناد و
مكاتبات و
متون رسمى و
كتب درسى به
غير خط فارسى
ممنوع مىشود٬ كار
برد خطوط غير
فارسى براى
نگارش كلمات٫
جملات٫
پاراگرافها و
يا بخشهايى از
نوشته جات فوق
يعنى نگارش "جز"
٬
محدوديتى
ندارد.
بنابراين هيچ
اشكالى در چاپ
نوشته اى و يا
بخشى از نوشته
اى حتى در
اسناد و
مكاتبات و
متون رسمى و
كتب درسى به
زبان و خط
غيرفارسى
وجود ندارد.
٣ـ اين
اصل اساسا در
باره زبانهاى
ايران (محلى و
قومى٬...) است.
بنابراين در
باره زبانها و
خطوط خارجى
كلا ساكت است.
از آنجائيكه
خطوط لاتينى
تركى فعلا در
ايران رسمى و
دولتى نيستند
مىتوانند به
عنوان خطوطى
خارجى (در
جمهورى
آذربايجان و
تركيه و
تركمنستان)
قبول شوند.
كاربرد خطوط
خارجى در
اسناد و
مكاتبات و
متون رسمى و
كتب درسى و
البته كه
نشريات
دانشجوئى طبق
اين اصل٬ ممنوع
نيست و
محدوديتى هم
ندارد.
بنابراين خط
لاتينى تركى
در ايران
مىتواند
آزادانه در
همه نوشته جات
رسمى و
غيررسمى (مانند
نشريات
دانشجوئى)
بكار رود.
٤ـ اين
اصل در جمله
اول مشخصا هم
در باره "زبان"
و هم در باره "خط"
فارسى (كه آنها
را مشترك و
رسمى اعلام
مىكند) و
در جمله بعدى
تنها در باره "زبانهاى"
محلى و قومى
نظر داده است و
نه در باره "خطوط"
زبانهاى محلى
و قومى.
بنابراين در
باره "خطوط"
زبانهاى محلى
و قومى و اينكه
كجا مىتوانند
بكار روند و يا
نروند ساكت
است. بنابراين
نشريات
دانشجوئى همه
خطوط زبانهاى
محلى و قومى را
مىتوانند
آزادانه بكار
برند.
٥ـ اين
اصل در باره
زبانهاى "محلى
و قومى" است.
تركها در
ايران "قوم"
نيستند (علاوه
بر آنكه در هيچ
جاى قانون
اساسى چيزى
بنام "قوم"
تعريف هم نشده
است) و زبان
تركىدر ايران
هم زبان "محلى"
نيست (باز
علاوه بر آنكه
در هيچ جاى
قانون اساسى
چيزى بنام "محلى"
بودن تعريف
نشده است).
٦ـ
به علت آنكه
در ايران
هيچگونه مرجع
قانونى و رسمى
و دولتى براى
پرداختن به
مسائل زبان
تركى وجود
ندارد٬ در سطح دنيا
فعلا تنها
مراجع صلاحيت
دار علمى و
حقوقى٬ قانونى٬ رسمى براى
تصميم گيرى در
باره زبان و خط
تركى
آذربايجانى
مراكز علمى٬
آكادمىها٬ دولت و
مجلس جمهورى
آذربايجان
است. طبق
پيشنهاد
مراكز علمى و
تصويب اين
مجلس و اين
دولت هم
الفباى زبان
تركى
آذربايجانى
لاتينى است.
بنابراين
كميته ناظر
حتى دولت
ايران٬ صلاحيت
ممنوع كردن
تنها الفباى
قانونى و رسمى
زبان تركى
آذربايجانى
را ندارد.
٧ـ
ممنوع نمودن
الفباهاى
زبانهاى ملل
ايرانى مانند
الفباى تركى
علاوه بر زائل
نمودن حقوق
شهروندان و
مليتهاى
ايرانى٫ از
آنجائيكه اين
زبان زبان
رسمى دولت
همسايه
آذربايجان
نيز هست٫ به
معنى ممنوع
كردن كاربرد
زبان و الفباى
كشورى دوست و
همسايه است.
اين اقدام
سبكسرانه
قوميتگرايان
فارس البته كه
باعث افزايش
كدروت و تيرگى
روابط با كشور
دوست و همسايه
آذربايجان
خواهد شد.
مسئله خط
زبان تركى و
اشكالات اصل 15
قانون اساسى:
اسناد من
به اصل ١٥
قانون اساسى
به معنى بىنقص
بودن اين اصل
نيست٬ حتى
كاملا بر عكس٬ اصل ١٥
قانون اساسى
كه در آن صحبت
از خط و زبان
مىرود٬ داراى
نواقص و
ابهامات خيلى
بنيادين است.
اين اصل
دلبخواهانه
زبان و خط
فارسى را به
مقام خط و زبان
رسمى و مشترك
مردم ايران
ارتقاء و ديگر
زبانهاى
مليتهاى
ايرانى را به
زبانهاى محلى
و قومى تنزل
داده است. به
نظر اينجانب
اين اصل قانون
اساسى از
اولين اصولى
است كه با
گسترش آگاهى و
نهادينه شدن
آزادى در كشور
مطلقا و از
اساس عوض
خواهد شد.
١ـ عمده
ترين اشتباه
موجود در اين
اصل اينكه
نمىگويد كه
زبان و خطوط
مليتهاى
ايرانى همه در
مقابل قانون
برابرند و
آزادى
كاربرد آنها
در اسناد و
مكاتبات و
متون رسمى و
كتب درسى از
طرف قانون
تضمين مىشود.
٢ـ طبق
اين اصل همه
زبان و خطوط
ايرانى به جز
فارسى
غيررسمى اند.
اين اصل با
رسمى كردن
تنها يك زبان و
تنها يك خط (قوم
فارس) و تحميل
آنها به
مليتهاى ديگر
عملا
شهروندان
ايرانى را به
هموطنان درجه
يك (فارس) و
درجه دو (غيرفارس)
تقسيم كرده و
سنگ پايه
تبعيض دولتى و
آپارتايد
رسمى ملى در
ايران
مىگذارد و
آنرا تائيد
مىكند.
٣ـ اين
اصل همه
زبانها و خطوط
غيرفارس را
غير رسمى
مىشمارد! يعنى
پلوراليسم
زبانى و خطى
ملل ايرانى را
به رسميت
نمىشناسد. و به
اين ترتيب
عملا راه براى
نابود شدن و
كردن آنها را
باز هموار و
مىكند و
همچنين فاجعه
يكسانسازى
ملى و زبانى و
خطى در ايران
را خوش آمد
مىگويد.
٤ـ در
دنياى معاصر
متمدن هيچ
مقامى حق
غيررسمى
اعلام كردن
زبان و خط
مليتها را
ندارد٬ مخصوصا
دولتها كه
موظف به
شناختن رسمى
زبانها و خطوط
ملتهاى
باشنده در
كشورشان و حفظ
آنها هستند.
ذهنيت حاكم بر
اين اصل فوق
العاده
غيرمدنى و
واپس گرايانه
و علاوه بر
اينها در ضديت
با قبول
تكثرگرايى و
پلوراليسم
ملى٬ زبانى
و فرهنگى و
روند جهانى
سازى است.
٥ـ
همانطور كه
گفتم اين اصل
در حاليكه در
باره زبانهاى
قومى و محلى
نظر مىدهد ٬ مسئله خطوط
اين زبانها را
فراموش كرده
است.
٦ـ اين
اصل در باره دو
سرى از زبانها
يعنى زبان "رسمى"
(فارسى) و
زبانهاى "محلى
و قومى" سخن
گفته اما زبان
"سراسرى"
تركى را٬ كه نه زبان
رسمى و نه زبان
محلى ـ قومى
است٬ بلاتكيلف
گذارده است.
٧ـ اين
اصل به مسئله
عرصه هاى
كاربرد
زبانها (در
موسسات
دولتى؟ در
موسسات
خصوصى؟) اشاره
اى نكرده است.
معلوم نيست
آيا كاربرد
زبان و خطوط
فارسى فقط در
كتب درسى
مدارس دولتى
ممنوع است و يا
در كتب درسى
مدارس خصوصى
هم ممنوع است؟
٨ـ اين
اصل بين
زبانها و خطوط
گروههاى ملى
غيرمسلمان و
مسلمان فرقى
نگذارده است٬ بنابراين
طبق اين اصل
كاربرد مثلا
خط ارمنى (كه
خط رسمى
جمهورى
ارمنستان است)
در كتب درسى
مىبايد ممنوع
باشد. حال آنكه
همه شاهديم كه
ارمنيان از خط
ارمنى هم در
كتب درسى و هم
در نشرياتشان
استفاده
مىكنند. به نظر
مىرسد در
ايران و در عمل
اين اصل از طرف
مقامات تنها
براى ايجاد
فشار به
مليتهاى
مسلمان
غيرفارس بكار
مىرود. به همه
حال همانطور
كه ارمنىها
مىتوانند از
الفباى ارمنى
جمهورى
ارمنستان
استفاده
كنند٫ تركها
هم مىتوانند
از الفباى
تركى جمهورى
آذربايجان
استفاده كنند.
يعنى الفباى
تركى در ايران
همانقدر
غيررسمى است
كه الفباى
ارمنى٬ و مىتوان
از الفباى
تركى به همان
آزادى
استفاده نمود
كه از الفباى
ارمنى.
٩ـ و اصلا
اينكه اين اصل
ديگر اصول
قانون اساسى
را هم نقض
مىكند. مثلا
اصل ٩ را كه
مىگويد: "هيچ
مقامي حق
ندارد به نام
حفظ استقلال و
تماميت ارضي
كشور
آزاديهاي
مشروع را، هر
چند با وضع
قوانين و
مقررات، سلب
كند." آزادى
ملل ايرانى در
كاربرد زبان و
خطوطشان چه در
عرصه هاى رسمى
و دولتى و چه
در عرصه هاى
غيررسمى و
غيردولتى
بايد در قانون
اساسى قبول و
تضمين شود.
حقيقت
چيست:
من فكر
مىكنم كه
دلايل واقعى
ممنوع كردن
الفباى لاتين
تركى از طرف
كميته ناظر
همان دلايلى
است كه باعث
شده است كه اين
خط از طرف
تركها قبول
شود.
يك ـ
الفباى لاتين
تركى آوانگار
است و به
بهترين٬
دقيقترين و
صحيحترين
شكلى همه
آواهاى زبان
تركى را
مىتواند ثبت
كند. با اين خط
مىتوان
قوانين و نظم
دستورى حيرت
انگيز زبان
تركى را با
عريانى تمام
نشان داد. اين
خصوصيتهاى خط
لاتينى تركى
است كه باعث
مىشود آموزش و
آموختن زبان
تركى تبديل به
كارى بىنهايت
ساده و آسان
گردد. با خط
لاتينى
مىتوان زبان
تركى را با
سرعت فوق
العاده و بدون
هيچ زحمتى ياد
گرفت.
دو ـ با
آموختن و
دانستن خط
لاتينى تركى
مىتوان به
گنجينه
ادبيات
كلاسيك٬ متون ادبى و
منابع مدرن
تركى كه به خط
لاتين در خارج
كشور چاپ و نشر
شده اند دست
يافت.
سه ـ
علاوه بر آن
تسلط بر خط
لاتينى تركى
باعث تقويت
پيوند و
ارتباط بين
تركهاى ايران
و همزبانان و
همتبارانشان
در جمهورىهاى
آذربايجان و
تركمنستان و
تركيه مىشود.
خط لاتينى
تركى برترى
غيرقابل
انكارى در
عرصه هاى
ارتباطات و
كامپيوترى
دارد كه اين هم
به روند ادغام
با دنيا و
فرهنگ مدرن
بسيار يارى
مىرساند.
ابه علت اين و ديگر خصوصيتهاى اساسى است كه خط لاتينى تركى عملا به يكى از سودمندترين وسيله ها براى پى بردن تركهاى ايران به هويت ملىشان تبديل شده است. و اين همان چيزى است كه قوميتگرايان افراطى فارسى چندان طالب آن نيستند. به هر تقدير ممنوع نمودن الفباى تركى لاتين اقدامى زشت در محروم نمودن مليت ترك در ايرا