برگردان نامه ی «ایواز طاها» به «اورهان پاموک»

جایزه ی نوبل و زنجیره ی فاجعه ها

آقای اورهان پاموک!

مایه­ی خرسندی است که نام شما اینک در فهرست برندگان جایزه ی نوبل جای گرفته است. اگر ادبیات را فورانِ شعورِ ناخودآگاهِ یک ملت بدانیم، این جایزه صرفا پاداشی برای رنجها و نبوغ شما در نظر نخواهد آمد، بلکه ارزیابی جهانی وجدان یک ملت تلقی خواهد شد. این جایزه سبب خواهد شد که از این پس نه تنها آثار شما، بلکه آثار دیگر نویسندگان برجسته ی ترک  در سراسر جهان با شوق افزونتری ترجمه و مطالعه شود.  

آقای پاموک! می دانم که وجدان جمعی جامعه به معنای همسانیِ آهنینِ اندیشه­ها نیست. لیکن اگر نمی دانستم که این جایزه به نویسندگان مداح نهاد قدرت داده نمی شود و گهگاه  ویرانگران یکدستی دل­آزار افکار عمومی شانس بیشتری برای ربودنش دارند، این نامه ی سیاست آلوده را نمی نوشتم. و از شما استدعا نمی کردم: حال که در مسائل داخلی کشور خود بی پرده سخن گفته اید، از این پس فراسوی مرزهای کشور ترکیه را بیشتر بنگرید، و از زبان و هویت ممنوع ما و فاجعه ی قره باغ بیش از پیش سخن گویید. فاجعه ی نسل کشی، فاجعه ی آوارگی یک میلیون نفر از کودکان و زنان و پیرمردان آذربایجانی، فاجعه زندگی در چادرهای نمناک و واگن های پوسیده، فاجعه ی اشغال بیست درصد از اراضی یک کشور مستقل با همه ی پیامدهای ستم بار و انسان ستیزش. موضوع ساده است. درهمین نزدیکی ها، همنوعان و همزبانان شما یکی زبانش خود را باخته و آن دیگری  خانه اش را. جایزه ی نوبل سبب خواهد شد که جهانیان از این پس حرف­های شما را رساتر بشنوند و آسانتر بپذیرند.

آقای پاموک! چندی پیش وقتی فرانکفورتر الگماینه در باره ی رمان «نام من سرخ» شما نوشت که «این نویسنده ی ترک راه رمان نوشتن را به اروپا نشان داد» شادمان شدم. شادمان ازاینکه دانستم روزی خواهم گفت: جایزه ی ادبی نوبل گوارای کام شما و آحاد ملت ترک باد.

تبریز، 13 اکتبر 2006

Eyvaz TAHA