بازار
سیاه ؛ فروش
کلیه ایرانی
در کشورهای
همسایه
تهران،
خبرگزاری
سینا _ بیتا
مهدوی
وارد کوچه
فرهنگ حسینی
که می شوی غمی
غریب بردلت
سنگینی می کند.اینجا
همان جایی است
که جان می خرند
و جان می
فروشند گاه به
گاه نسیم ، بوی
عجیبی را
همراه خود می
آورد بوی یاس ،
ناامیدی ،
فلاکت ، فقر،
تهیدستی و
سرانجام مرگ.
در و دیوار
کوچه پر است از
آگهی های فروش
کلیه، درست
اینکه کالایی
بی ارزش را
بخواهند به
فروش برسانند
و جان به چه
راحتی معامله
می شود و مردان
و زنانی را می
بینی که با
چشمانی بی
فروغ در دهلیز
انتظار چشم به
راه قطار مرگ
دوخته اند و
براستی در آن
چشمها چه رازی
نهفته است، چه
نامی، چه
صفتی، چه
عشقی، آنها
تنها می
خواهند زنده
بمانند و
زندگی کنند
زیر آسمان آبی
قبل از آنکه
مرگ چشمانش را
پر کند.
ناگهان خیالی
وحشت انگیز از
سایه روشنی
گریبانم را می
گیرم انگار
هزاران بیمار
مرده با دهان
بسته در این
کوچه مویه می
کنند و پژواک
طنین خفته شان
به گوش هیچکس
نمی رسد.
باحالت سوزان
خفقان آوری به
سراغشان می
روم ، می خواهم
از چون و چرای
جان
فروختنشان
بدانم . با
نگاه پس
افتاده اش
داشت خوشی را
با سرنگی زیر
پوست می
لغزاند شل و
وارفته روی
نیمکت نشسته
بود آمده بود
تا کلیه
بفروشد وقتی
کنارش می
ایستم می گوید:"هرکس
بیشتر پول
بدهد کلیه ام
را به او می
فروشم " .حوصله
حرف زدن ندارد
آمده کلیه
بفروشد تا پول
آن را دود هوا
کند تا با آن
مواد بخرد و
لحظات خوشی را
تجربه کند.مانند
او زیاد هستند
آمده اند تا
کلیه بفروشند
تا پول
موادشان در
بیاید و دیگر
سربار
خانواده
نباشند و همه
گوشه و کنار
خیابان ولو
شده اند.
نگاهش را به من
می دوزد و می
گوید: "خریداری
یا فروشنده
جنس تضمینی
شده است 24
ساعته
برات ردیف می
کنم فقط گروه
خونت را بگو
مشکلت حله "
قیافه اش
بیشتر به
توزیع
کنندگان مواد
مخدر می خورد
تا دلال کلیه .
"رضا هفت خط "
نام دارد ، ده
سال است که
درکار خرید و
فروش کلیه است
و کارش برو
برگرد ندارد.
می گوید:" دفعه
اول همه
اینجوری هستن
بعدش عادت می
کنن اگه
خریداری یه
بابایی هست
کلیه می دهد
گروه خونش هم A
مثبت است
معاوضه با
پراید، حاجیت
هم حق
کمیسیونش کم
است ارزون
حساب می کنیم
مشتری بشی یا
دوتا جوان و
قبراق هم هستن
که کلیه اشون
حرف نداره یکی
دیگه هم هست 5
میلیون پول
نقد می خواد
خیلی جوان
نیست ولی خوب
سرحاله کلیه
هایش سالمند".
براساس
آمارهای
جهانی از هر 1
میلیون نفر 40
تا 45 نفر به
درمانهای
جایگزین کلیه
نیازمندند و
این در حالی
است که تاکنون
23 هزاربیمار
دیالیزی و
پیوندی
درکشور
شناسایی شده
اند و طبق
استاندارد
باید حدود 35 تا 40
هزار بیمار
دیالیزی
درکشور وجود
داشته باشند
که هنوز
شناسایی نشده
اند.سال 1960 شروع
پیوند کلیه در
ایران است تا
پیش ازسال 57
نزدیک به 90
مورد پیوند در
ایران انجام
شد که عمدتا
کلیه ها از
اروپا و
باقیمت های 80
تا 100 هزاردلار
وارد کشور می
شد و در اختیار
بیماران قرار
می گرفت تا
اینکه خرید و
فروش کلیه
درکشور باب شد
و تاکنون بالغ
بر 15 هزار و 100
مورد پیوند
صورت گرفته
است که قسمت
اعظم آن از
افراد زنده و 358
مورد آن از
افرادی بوده
است که مبتلا
به مرگ مغزی
شده اند.
رئیس هیات
مدیره و
مدیرعامل
انجمن خیریه
حمایت از
بیماران
کلیوی می گوید:زواج
فروش کلیه در
کشور به هیچ
عنوان قابل
کتمان نیست و
مفهوم نوع
دوستی و ایثار
را در این بین
تحت الشعاع
قرار داده است
متاسفانه
دولت با انجام
اقدامی
غیرکارشناسانه
مبنی بر
پرداخت حدود
یک میلیون
تومان به
عنوان پاداش
به اهدا
کنندگان
بهاین امر
دامن زد.
"مصطفی قاسمی"می
افزاید:روزانه
یکصد نفر به
منظور فروش
کلیه از
شهرستانها
روانه تهران
می شوند بر این
باورند که
وقتی قیمت
دولتی یک کلیه
یک میلیون
تومان است به
طور یقین قیمت
غیر دولتی آن
باید بیش
ازچندمیلیون
باشد امروزه
بدبختانه
دیگر تمایلی
ازسوی
خویشاوندان
نیز برای
اهداء کلیه
وجود ندارد
بانی و
بنیانگذار
خرید و فروش
کلیه در کشور
بنیاد امور
بیماریهای
خاص است.
وی تاکید می
کند:براساس
آخرین
آمارها،بیش
از 16 هزارنفر
درکشور مبتلا
به نارسایی
کلیه هستند و
سالانه 15 درصد
برتعداد این
بیماریان
افزوده می شود
و ایران جزء
محدود
کشورهایی است
که تعداد
بیماران
دیالیزی آن
بسیار کمتر از
بیماران
پیوند کلیه
است درسال
گذشته 1504 مورد
عمل پیوند
کلیه انجام
شده است که
پیشرفت قابل
توجهی را نشان
می دهد اما رشد
فراینده
اشخاص که به
خاطر فقر و
نداری تن به
فروش کلیه می
دهند نگران
کننده است.
قاسمی تصریح
می کند:روزانه
30 تا 40 نفر برای
فروش کلیه به
انجمن حمایت
از بیماران
کلیوی مراجعه
می کنند که 94
درصد از آنان
به علت مشکلات
مالی تن به این
کار می دهند.
براساس
اطلاعات
موجود تاکنون
صدها نفر در
کشور کلیه های
خود را اهدا
کرده اند و
روزبه روز بر
تعداد این
افراد افزوده
می شود.
دکتر"حسین
زاده" متخصص
کلیه در این
باره می گوید:باتوجه
به طبیعت
برگشت
ناپذیرنارسایی
کلیه بیماران
مبتلا به
نارسایی مزمن
کلیه نهایتا
نامزد پیوند
کلیه خواهند
شد و درمانهای
محافظتی و
نگهدارنده
مانند دیالیز
معمولا به
صورت موقت و
تازمانی که
دهنده مناسب
کلیه برای
آنها پیدا شود
دریافت می کند.
پیوند کلیه
کاستن یا
جایگزین کردن
کلیه سالم از
یک دهنده
سازگار به جای
یک کلیه از کار
افتاده بیمار
است به این
ترتیب درصورت
موفقیت پیوند
فرد به زندگی
بازخواهد گشت.
وی تاکید می
کند:اگر انجام
پیوند کلیه
قبل از رسیدن
وضعیت بالینی
بیمار به حد
بحرانی انجام
شود از میزان
مرگ و میر ناشی
از پیوند
کاسته خواهد
شد میزان مرگ و
میر ناشی از
پیوند کلیه در
سال اول پس از
پیوند کمتر از
5 درصد است و پس
از آن هم کاهش
می یابد.
" پیوند کلیه
برای دومین و
حتی سومین بار
در بیمارانی
که پیوند قبلی
را به سرعت دفع
کرده اند قابل
انجام است ولی
میزان موفقیت
و زنده ماندن
آنها 10 تا 20 درصد
نسبت به اولین
پیوند کاهش
نشان می دهد"
این متخصص
کلیه می
افزاید:
متاسفانه
خرید و فروش
کلیه در کشور
تجارت شده است
و دلالان
زیادی به این
کار مشغول
هستند و مردم
قربانیان اصل
این خرید و
فروشها هستند.
حسین زاده می
گوید:درمان
بیماران
کلیوی درکشور
از
استانداردهای
جهانی پایین
تری قرار دارد
و این بیماران
با مشکلات
مالی فراوانی
روبرو هستند
آنها به شدت از
سوی تغذیه به
رنج می برند
فقر مالی هم به
آنها اجازه
نمی دهد که
مواد
پروتئینی
مصرف کنند و
همین مساله
درمان آنها را
با مشکل روبرو
می کند راه حل
نهایی در
بیماران
پیوند و
بسیاری از
مردم قادر به
تامین هزینه
خرید کلیه و
جراحی شدن
نیستند و
مسئولان نیز
بی تفاوت تنها
نظاهر گر
هستند.
دکتر "بهروز
برومند" دبیر
انجمن
نفرولوژی
ایران نیز در
مورد پیوند
کلیه می گوید:
من با پیوند
زنده مخالف
هستم.هیچ
دلیلی ندارد
که یک نفر را
ناقص کنیم تا
دیگری زنده
بماند در
سالهای گذشته
دهنده و
گیرنده کلیه
زنده فقط
فامیل و اقوام
درجه یک بودند
در سال 65 ، 66 که
پیوند عضو از
زنده
غیرفامیل
وجود نداشت
فقط در 37 مورد
عضوی زنده از
فامیل به فرد
دیگر فامیل
پیوند می شد و
این روند
ادامه داشت تا
در سالهای 72 ، 71
که در مقابل 100مورد
پیوند از زنده
غیر فامیل هیچ
پیوندی از
اقوام درجه یک
وجود نداشت با
مقایسه این
آمار متوجه می
شویم ظرف 7 سال
از 65 تا 72 میزان
پیوند زنده از
فامیل 100 درصد
کاهش یافته و
برعکس از زنده
غیر فامیل 100
درصد افزایش
پیدا کرده است.
به گفته وی این
در حالی است که
متخصصان کلیه
بهترین دهنده
زنده کلیه را
خویشاوندان
می دانند به
طوری که این
نوع پیوند به
بعضی موارد تا
34 سال دوام می
آورد.
دکتر برومند
می افزاید:
متاسفانه در
ایران وضعیت
بیماران بعد
از عمل پیوند
مشخص نیست و
نظارتی روی
آنها انجام
نمی شود و مشخص
نیست چند درصد
از آنها زنده
می مانند و چند
درصد دیگر فوت
می کنند این در
حالی است که
باید وضعیت
آنها برای
پزشک معالج
مشخص باشد
بسیاری از
بیماران پس از
پیوند فوت می
کنند و پزشک
معالج هم مطلع
نمی شود.
قاسمی مدیر
عامل انجمن
حمایت از
بیماران
کلیوی در مورد
فروش کلیه به
خارجیها می
گوید:
متاسفانه هم
اکنون در
مرزهای کشور
کلیه
ایرانیها به
اتباع خارجی
به بهای
ناچیزی بفروش
می رسد و
بدبختانه
بازار سیاه
فروش کلیه به
خارجیها هم به
وجود آمده است.
وی تاکید می
کند:هم اکنون
پیوند کلیه به
طور طبیعی
دربیمارستانهای
خصوصی و
متاسفانه حتی
بیمارستانهای
دولتی واقع در
مرزهای کشور
انجام می شود
به گونه ای که
در این
بیمارستانها
افرادی وجود
دارند که کلیه
افراد ایرانی
را به اتباع
خارجی پیوند
می دهند. در
بیمارستانها
هفته ای سه تا
چهار پیوند
کلیه انجام می
شود اما اگر
پیوند کلیه به
افراد خارجی
باشد آن را در
لیست قانونی
پیوند
بیمارستان
وارد نمی کنند.
این مقام
مسئول تصریح
می کند: برای
اینکه یک تبعه
خارجی بتواند
کلیه ایرانی
را بخرد از وی
پنج برابر
میزان هزینه
ای که معمولا
یک شهروند
ایرانی برای
انجام این
پیوند می دهد
گرفته می شود
تا چندی قبل
اغلب این کلیه
ها به افراد
عرب و حوزه
خلیج فارس
فروخته می شد
اما این خرید و
فروش گسترش
یافته و به
کشورهای
اروپایی نیز
فروخته می شود.
اين كليه به فروش میرسد
مدتهاست «كليه» جزو اموالی شده كه در ليست فروش در مواقع ضروری قرار گرفته است. هر كس دستش از هر كجا كوتاه میشود و پولی كم میآورد قصد فروش كليهاش را میكند. اين پول درد بسياری را درمان میكند. در ايران ديگر كسی برای دريافت كليه مدت طولانی در انتظار نمیماند. تا همين چند سال پيش روی ديوار كوچه پايينی ميدان ولی عصر، شماره تلفن هايی ديده میشد كه خواهان كليه بودند اما حالا اطلاعيهها و شمارههايی يافت میشود كه صاحبان شان كليه خود را عرضه میكنند
روزها از مرگ
دخترش گذشته
است. اين
روزها تبديل
به سالها
شدهاند. اما
بالاخره حكم
صادر شد.
اعدام. اما
خانواده دختر
بايد پول ديه
قاتلان را
بپردازند.
آنها میپذيرند.
دختر كه مرده
است، خانه هم
فروخته میشود
و چوب حراج به
روی زندگی میخورد.
اما باز هم
پول كم است. از
اين و آن قرض
میگيرند.
راهها باريك
میشوند.
مادر ليلا
كوتاه نمیآيد.
دختر جگرگوشهاش
را كشتهاند.
ليلای 11 سالهاش
را. كاش فقط میكشتند،
زجركشاش
كردهاند. با
سنگ بر سرش
زده، پيكر
نيمه جانش را
از بالای كوه
پرت كردند
پايين. مادر
ليلا پول جور
خواهد كرد.
اين را خودش
میداند. میخواهد
مرگ قاتلان
را به چشم خود
ببيند. روزها
میگذرد و
راه به جايی
نمیبرد.
ديگر اثاث
زندگی برايش
نمانده حتی
قابلمههای
آشپزخانه را
فروخته است.
خيلیها
خواستهاند
او را منصرف
كنند اما
نتوانستند.
مادر ليلا به
تنگنا كه
رسيد آخرين
راه به فكرش
آمد صبح به
خانوادهاش
اعلام كرد كه
كليهام را
میفروشم.
حداقل قسمتی
از پول ديه
جور میشود و
رفت كه
آزمايش دهد.
•••
مدتهاست «كليه»
جزو اموالی
شده كه در
ليست فروش در
مواقع ضروری
قرار گرفته
است. هر كس
دستش از هر
كجا كوتاه میشود
و پولی كم میآورد
قصد فروش
كليهاش را
میكند. اين
پول درد
بسياری را
درمان میكند.
در ايران
ديگر كسی
برای دريافت
كليه مدت
طولانی در
انتظار نمیماند.
تا همين چند
سال پيش روی
ديوار كوچه
پايينی ميدان
ولی عصر،
شماره تلفن
هايی ديده میشد
كه خواهان
كليه بودند
اما حالا
اطلاعيهها و
شمارههايی
يافت میشود
كه صاحبان
شان كليه خود
را عرضه میكنند.
يكی از
مسئولان
روابط عمومی
انجمن حمايت
از بيماران
كليوی میگويد
كه روزانه
بين 150 تا 200 نفر
فرم ثبت نام
دريافت میكنند
تا كليه خود
را اهدا كنند.
به كار بردن
كلمه اهدا
البته خالی
از اشكال
نيست چرا كه
حداقل پولی
كه از اين كار
نصيب شان میشود
پاداش يك
ميليون
تومانی بنياد
بيماران خاص
است كه
تقريبا از
اوايل دهه
هفتاد اقدام
به پرداخت
چنين پاداشی
كرد. تا همين
چند سال پيش
فقط همين
مبلغ يك
ميليون تومان
بين خريدار و
فروشنده كليه
رد و بدل میشد
اما با گذشت
زمان و
افزايش تورم
و گرفتاریهای
رنگارنگ مردم
اين مبلغ حتی
به چهار
ميليون تومان
هم رسيده است.
تجارت كليه
چنان سودآور
شده است كه به
تازگی از
كشورهای
همسايه هم
وارد میكنيم.
خبرنگار سايت
«بازتاب» از
مهاباد گزارش
داده است كه
شماری از
اتباع عراقی
با تشكيل يك
باند قاچاق
اعضای انسان،
اقدام به
قاچاق كليه
به ايران میكردند.
در اين گزارش
آمده است اين
افراد با در
اختيار داشتن
مدارك جعلی
كليه قاچاق
شده از عراق
را به عنوان
كليه اهدايی
در يكی از
بيمارستانهای
ايران معرفی
و اقدام به
فروش آن میكردهاند.
البته همچنان
مشخص نشده كه
اعضای اين
باند كليههای
مورد نياز
خود را به چه
شكلی از
شهروندان
عراقی به دست
میآوردند.
چه
كسانی كليه
میفروشند
چندی پيش
روزنامه
ايران در
گوشهای از
صفحات داخلی
خود نوشت: «تلفن
زنگ زد. صدای
گرفته خانمی
شنيده شد.
گريست و اشك
ريخت و گفت: «شما
را به خدا مرا
نجات بدهيد.
يك هفته است
فقط گريه میكنم.
ساكن ورامين
هستم، هشت
سال پيش
شوهرم به
خاطر سرطان
مرد. من ماندم
و پنج بچه بی
سرپرست. چندی
بعد يك كليه
خود را
فروختم تا
خانهای برای
فرزندانم
تهيه كنم. با
اين حال يك
ميليون و
دويست هزار
تومان كم آ
وردم و به
خاطر همين
نمیتوانم به
خانه ام بروم.
امروز موعد
خانهای كه
در آن مستاجر
هستم سر آمده
و صاحبخانه آ
مده بالای
سرم تا خانه
را تخليه كند.
او هم گرفتار
است مثل خود
من. به خاطر
همين
پسربزرگم كه 19
ساله است میخواهد
يك كليه خود
را بفروشد تا
پول تهيه كند.
خودم از
زمانی كه
كليه ام را
فروخته ام
مريض و بدحال
هستم. نمیخواهم
پسر جوانم
دست به
اينكار بزند.
پسر ديگرم
چهار ماه پيش
بر اثر ابتلا
به سرطان مرد.
هر چه داشتيم
خرج شيمی
درمانی او
كرديم و به
خاك سياه
نشستيم.
كميته امداد
هر دوماه 30
هزار تومان
به من كمك میكند.
خودم هم در
خانههای
مردم كلفتی
میكنم. سه
فرزند محصل
دارم. خواهش
میكنم،
نگذاريد پسرم
كليه خود را
بفروشد. ما را
نجات دهيد.»
اما زن و
شوهری كه به
انجمن حمايت
از بيماران
كليوی مراجعه
كرده بودند
هر دو با هم
توافق داشتند
عمر زندگی
زنانشويی شان
25 روز بود. آمده
بودند هر
كدام يك كليه
بدهند شايد
بتوانند پول
پيش خانه شان
را جور كنند.
مرد میگويد: «از
هر كجا كه میتوانستم
پول قرض كرده
و مراسم
عروسی را
برگزار كردم.
هر چه هم كار
كنم و پول
دربياورم سر
برج بايد قسط
وام هايم را
بدهم. ديگر
پولی برای
پول پيش خانه
نمیماند.»
مرد كه حرف میزند
زن با سر حرفهای
شوهرش را
تاييد میكند.
آنان فرمها
را پر میكنند،
میپرسم: «شما
میدانيد عمل
كليه چه
عوارضی دارد.
كوچك ترين
عوارضش اين
است كه شما
ديگر نمیتوانيد
كار سنگين
انجام دهيد.»
مرد میگويد: «خب
عوارض كه
دارد اما در
حال حاضر هيچ
راه چارهای
نيست. ما
عروسی مان را
گرفته ايم و
بايد يك خانه
برای خود دست
و پا كنيم.»
راهروهای
انجمن حمايت
از بيماران
كليوی شلوغ
است. عدهای
برای خريد
آمدهاند و
عدهای ديگر
برای فروش،
برخی داروهای
پيوند میخواهند
و...
طبق آمار
تاكنون 15 هزار
و 15 مورد عمل
پيوند كليه
در ايران
انجام شده
است كه 14 هزار و
600 مورد آن را از
شخص زنده و 385
مورد ديگر از
جسد بوده است.
بسياری از
كسانی كه
بايد عمل
پيوند انجام
دهند بيشتر
راغب هستند
كه از فرد
زنده كيه
دريافت كنند
كمتر كسی
حاضر به قبول
كليه از مرده
است از اين رو
برای كسانی
كه قصد دارند
كليه پيدا
كنند قيمت
بالا خواهد
رفت. تا دو سال
پيش بيشترين
پولی كه در
اين ميان
ردوبدل میشد
حدود دو
ميليون تا دو
ميليون و 500
هزار تومان
بود اما حالا
اين رقم تا دو
برابر افزايش
پيدا كرده
است. برای
همين محسن 25
ساله يك كليه
خود را فروخت.
اين را خودش
میگويد:
همين حدودها
گرفته است به
گفته خودش
برای تامين
شهريه
دانشگاه آزاد
كليهاش را
فروخته است. «رشته
معماری قبول
شدم. اصلا فكر
نمیكردم
شهريهاش اين
قدر بالا
باشد مخارج
جانبی آن
زياد. هر كاری
میكردم باز
هم كم میآوردم.
تا اينكه به
فكرم رسيد
اين كار را
كنم.» او
راننده آژانس
است و شبانه
كار میكند.
سه ماه از عملاش
گذشته است
اما همچنان
احساس
ناراحتی میكند.
• خانواده ات
مخالفت
نكردند؟
- آنها اصلا
نفهميدند. آن
چند روز هم كه
بيمارستان
بودم گفتم،
رفتم سفر با
دانشگاه بعد
هم فهميدند
آن قدر
ناراحت شدند
كه حساب
ندارد. مادرم
گريه میكند.
راستش حالا
كه همچنان
درد دارم كم
كم نگران شدم.
• حالا واقعا
تمام مخارج
دانشگاه
تامين شد؟
- «تا يك حد
زيادی تامين
شد. اما هنوز
ناراحتم. مدت
زيادی پشت
فرمان نمیتوانم
رانندگی كنم.
اول هم كه عمل
كردم يك ماه
خوابيدم.
برای همين
زياد
نتوانستم كار
كنم.»
• فكر میكنی
رفتن به
دانشگاه آن
قدر ارزش
داشت تا تو
كليه ات را
بفروشي.
«نمی دانم.
بالاخره كاری
است كه شده و
الان ترجيح
میدهم به
هيچ چيز
ديگری فكر
نكنم.»
درد
مشترك فقرا
فروش كليه
فقط به ايران
خلاصه نمیشود.
تنگدستان
كشورهای ديگر
نيز اگر
قوانين
كشورشان
اجازه دهد
همين راه را
انتخاب میكنند.
لياقت علی
نيز كليهاش
را بدون توجه
به گريه و
زاریهای
همسر و
خانوادهاش
فروخت. او
برای پرداخت
بدهی 104 هزار
روپيهای خود
معادل 1800 دلار
آمريكا تنها
راه حل
پرداخت اين
بدهی را فروش
كليههای خود
دانست. سه سال
پيش
بيمارستانی
خصوصی در پا
كستان بدهی 1800
دلاری لياقت
علی را
پرداخت كرد
ولی از آن
زمان به بعد
او هرگز از
درد ناشی از
نبود كليه
راست خود
رهايی نيافته
است. لياقت كه
به خاطر درد
شديد قادر به
حركت نبوده
از نظر
جسمانی هم
ضعيف شده و
ديگر قادر به
كار كردن
نيست. از اين
رو بار ديگر
اسير قرض و
ديون شده است
وی در مصاحبه
با رويترز»
گفته كهای
كاش هرگز
كليه خود را
نفروخته بودم
ولی افسوس كه
به ناچار تن
به اين كار
دادم ديگر
نمیتوانم
برای ساعات
طولانی كار
كنم. پاكستان
به سرعت به
كعبه آمال
تجار كليه
مبدل شده است.
تجارتی كه در
بسياری از
نقاط جهان از
جمله كشور
هند - همسايه
ديوار به
ديوار
پاكستان -
ممنوع است.
افراد
ثروتمند
پاكستان و
نيز خارجی
هايی از
عربستان
سعودی،
كشورهای خليج
فارس و
انگليس به
بيمارستانهای
خصوصی
پاكستان هجوم
آوردهاند تا
با خريد كليه
افراد فقير
به اشخاص
ديگر عمر
دوباره بدهند.
بر اين اساس
سالانه صدها
عمل جراحی
پيوند كليه
صورت میگيرد.
ولی ماحصل
چيزی جز
فقيرتر شدن
روستاييانی
نيست كه
قربانی اين
تجارت میشوند.
او از يكی از
بستگان خود
در شهر
راولپندی
شنيد
بيمارستانی
در ازای كليه
پول خوبی میپردازد.
لياقت میگويد
وقتی يكی از
پزشكان بخش
پيوند كليه
بيمارستان
راولپندی 10
هزار و 400 هزار
روپيه بدهی
او را پرداخت
كرد او تصور
كرد كه ديگر
همه چيز حل
شده است. شايد
بخت و اقبال
با لياقت
همراه نبوده
كه از زمان
عمل پيوند
كليه، درد
زيادی میكشد
و بسيار ضعيف
شده است.
نشريه انجمن
پزشكی آمريكا
سال گذشته
نوشت نتايج
بررسیها
نشان میدهد
كه حتی در
صورت موفقيت
آميز بودن
عمل پيوند
كليه، نجات و
رهايی اهدا
كننده از فقر
كوتاه مدت
خواهد بود.
براساس اين
بررسیها 96
درصد از 305 فرد
اهداكنندهای
كه در شش سال
گذشته در شهر «مدرس»
هند كليههای
خود را
افروخته،
صرفا برای
پرداخت بدهیهای
خود دست به
اين كار زدهاند
ولی سه چهارم
از اين افراد
باز گرفتار
دام بدهی شدهاند.
حدود 86 درصد از
اين افراد
نيز پس از
فروش كليه
دچار ناراحتیهای
جسمی شدهاند.
79 درصد از اين
افراد نيز به
ديگران توصيه
كردهاند كه
دست به چنين
كاری نزنند.
هر چند
برادرزاده
لياقت علی از
بدبختی عموی
خود آگاه است
ولی خود را در
دام مشابهی
گرفتار كرده
است. احمد خان
میگويد برای
عمل جراحی
آپانديس
همسرم 22 هزار
روپيه قرض
كردم و وقتی
پسرم نيز فوت
كرد 60 هزار
روپيه ديگر
قرض گرفتم.
حال چارهای
جز اين ندارم
كه برای
پرداخت قرض
خود كليه ام
را بفروشم. او
در پايان
تاكيد میكند
كه ارباب او
را تحت فشار
قرار داده و
گفته است حتی
اگر مجبور
شود دخترش را
بفروشد بايد
بدهی خود را
بپردازد.
ماريا
يک کليه از
ايران خريد
روزنامه
داگنز نی هيتر
اين
تيتر بزرگ
مقاله بزرگتر
ين روزنامه
عصر سوئد است.
در مقاله شرح
داده
ميشود
که 528 سوئدی
برای دريافت
کليه در صف
هستند. انتظار
آنها ممکن است
سالها به طول
بيانجامد.
اکنون حداقل 12
نفر سوئدی به
خارج سفر کرده
اند که کليه
بخرند. يکی از آنها
ماريا ست که به
ايران رفت و يک
کليه خريد. اسم
مستعار است.
زيرا در سوئد
خريد
کليه از کسانی
که به علت نياز
مالی مجبور به
فروش کليه خود
ميشوند،
تقبيح ميشود.
اما
ماريا پشيمان
نيست . او 15 سال
بود که بيمار
بود.پزشکان
سعی
کردند سنگ
را بشکنند و
خارج کنند ولی
موفق نشدند،
پس کليه را
سوراخ کردندو
سنگ را بيرون
آوردند. درد
کاهش يافت ولی
هفت سال پيش در
کليه او کيست
کشف شد، کار به دياليزانجاميد
و سرانجام
نياز به تعويض
کليه افتاد.کليه
پسر و شوهر را
نتوانستند
مورد
استفاده
قراردهندو
ماريا در صف
انتظار قرار
گرفت.
روزنامه
مينويسد خانواده
با دلالان در
ايران تماس
گرفتند. حق
الزحمه دلال
بطور معمول
حدود 2000 دلار
است.
بخش کوچکی از
اين پول به شخص
فروشنده
ميرسد. در
مقابل پرداخت
پول ، متقاضی خريد،
ليست اسامی 10
نفر را
ميگيردکه
همان گروه
خونی و تيپ
بافت شخص
بيمار را
دارند و حاضرند
کليه خود را
بفروشند.
خريدار
شخص مورد نظر
خود را انتخاب
ميکند و
سعی
ميکند کسی را
انتخاب کند که
جوان و سالم
باشد. ولی اين
وظيفه خريدار
است که همه آزمايشات
را انجام دهد.
بعلاوه
فروشنده
هميشه قيمت را
بالا ميبرد.
هرچه کليه
سالم
تر
باشد، قيمت
بالاتر است.
خانواده
ماريا تصميم
گرفتند کليه
يک دانشجوی 22
ساله را بخرند.
همسر اين جوان
حامله بود، او
زيربار قرض
زياد بود و حبس
او را تهديد
ميکرد.
در
بهار سال 2001
ماريا و همسرش
به تهران سفر
کردند. کلينيک
در يک
بيمارستان
خصوصی بزرگ در
مرکز شهر قرار
داشت. ماريا يک
اطاق خصوصی در
کلينيک گرفت . عمل تعويض
کليه در همان
سالنی انجام
گرفت که عمل
خارج کردن
کليه جوان
دانشجو در آن
انجام
پذيرفته بود.
در
سالن دو پزشک و
چند پرستار
حضور داشتند و
خود عمل
پنج
ساعت طول کشيد.
ماريا
ميگويد او به
شدت ترسيده
بود و قبل و
بعد از عمل
داروی
آرام بخش گرفت.
اما او بعد از
عمل به ويروسی
آلوده شد که سی
ام وی خوانده ميشودو
ميتواند
خطرناک باشد.
برا ی جلوگيری
از ابتلا به
اين ويروس
اکنون معمولا
از يک آنتی
ويروس
استفاده
ميکنند ولی در
تهران اين کار
انجام نشد.
ماريا 50 روز در
بيمارستان
ايزوله شد و
سرانجام از
تهران به سوئد
بازگشت.. اما
اظهار
پشيمانی
نميکند.
خانواده
ميگويند اين
عمل برايشان
خيلی گران
تمام شده ولی
حاضر نيستند
قيمتی را که
پرداخته اند
بگويند. آنها
ميگويند
مجبور شده اند
هزينه دو عمل ،
دو بستری شدن در
بيمارستان،
بستری شدن در
بخش ويژه و بخش
مراقبت و
هزينه سفر را
بپردازند.
ماريا
و همسرش
ميگويند برای
خشنود کردن
خاطر دانشجو ،
برای او مبل
خريده و
مخارج
زايمان همسرش
را پرداخته
اندو بعلاوه
همسردانشجو
مدتی که او در
بيمارستان
بود نزد
آنها زندگی
کرد.
دانشجو
نيمی از سن
گيرنده کليه
را دارد.
ماريا ميگويد من
برای او گاهی
احساس تاسف
ميکنم. او در
حاليکه از "شجاعت
"جوان تعريف
ميگويد،
به شدت انجام
اين کار توسط
ديگران را رد
ميکند.
روزنامه
مزبور همچنين از
مرد ديگری
مينويسد که
برای خريد
کليه به ايران
رفت. کشور
ديگری که
سوئدی
ها
از آن کليه
ميخرند عراق
است . به نوشته
روزنامه در
آنجا نيز
دلالانی
مشابه وجود دارند.
يک پزشک تعريف
کرده است که
دردهه نود يک
بيمار به هند
رفت و کليه
خريد.
اما به
نوشته اين
روزنامه
چندين بيمار
برای خريد
کليه به ايران
رفته اند.
در
ايران يک
سيستم نيمه
رسمی و جود
دارد که بازار
کليه را
سازمان ميدهد.
در عراق پيش از جنگ (
دوره تحريم)
همين سيستم
عمل ميکرد و
تجارت کليه
وسيع بود.
بازار
بين المللی
کليه ساليانه
ميلياردها
دلار خريد و
فروش ميکند.
بهای متوسط
کليه در يک
کلينيک مجهز
بين نيم و يک
ميليون است.د
رجنوب هند
ساليانه 500