به شصت هزار انتحاری نیازمندیم !؟

 

چندی پیش گزارشی از تلویزیون حاکمیت پخش شد دایر بر اینکه در ایران اسلامی شصت هزار نفر برای عملیات شهادت طلبانه انتحاری نام نویسی کرده اند ! صرف نظر از اینکه به علت اپیدمی شدن این بیماری فرهنگ عقیده تی ، دلیلی ندارد که این گزارش را بعنوان تبلیغات  مصرف داخلی تعبیر نمایم . اما این گزارش موجب تعجب بیجای من گردید که لااقل در تاریخ معاصر از هیچ دولت و ملتی در دنیا نشنیده بودم که مبادرت به تربیت هزاران نفر برای عملیات شهادت طلبانه انتحاری را جزو افتحارات خویش شمارند !!

بدون در نظر گرفتن انتحاریون عراقی که ظاهراً به ما مربوط نیستند ، اما در عوض دولتشان مسوولیت افتخار تربیت آنان را علناً اظهار نموده اند  ، اما از طرفی نیز بایک حساب سر انگشتی ، افتخار تربیت شصت هزار نفر انتحاری به وسیله دولت اسلامی را دلیل بر موفقیت تبلیغاتی ایدئولوژی نظام حاکم که در طی بیست و هشت سال میلیارد ها تومان هزینه در بر داشته ، نمی دانم . از طرفی باور صداقت و ایمان این شصت هزار نفر برایم مشکل است زیرا که به احتمال قریب به یقین باید چنین داوطلبیها را به نوعی ناشی از شستشوی مغزی و یا از شگردهای کاسبکارانه فرصت طلبان فقرای فرهنگی و اقتصادی به حساب آورد ! از طرفی نیز این سوال  پیش می آید در حالیکه ملتها و دولتها ی غیر انتحاری در قرن بیست و یکم به سرعت نور به سوی تکنولوژیهای حیرت انگیز می شتابند و ما با وجود ذخایر عظیم سیصد ساله نفت و گاز و تلاش جهادگرانه برای غنی سازی انرژی هسته ای چانه سیاسی میزنیم ، چه ضرورتی ما را به تربیت داوطلبانه عملیات انتحاری وا دار می نماید ؟! آیا تبلیغات چنین سیاست ارتجاعی با ادعای صلح آمیز بودن غنی سازی انرژی هسته ای ، در متقابل ردّ ادعا های تروریست پروری ما به وسیله جهان غرب منافات ندارد ؟! آیا کسی از این آقایان نخواهد پرسید که تربیت شصت هزار نفر داوطلب عملیات انتحاری ، با هزینه های میلیاردی از جیب ملت زیر خط فقر ، با کدام منطق انسانی ، دینی ، مذهبی ، عرضی ، و شرعی و طریقتی سازگاری دارد ؟! آنانیکه با اعتقاد پاک و انسانی مسلمان شیعی و سنّی هستند ، چه گناهی مرتکب شده اند که تحقیرات اعمال نابخردانه دولتمردان حاکمیت اسلامی را در همه کشور های جهان عقاید مختلف دینی و مذهبی تحمّل کنند ؟! ما کاری با اعمال ننگ آور امپریالیستی و فاشیستی دولتهای مختلف در گذشته نظیر بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی و کشتار میلیونها تن در کوره های آدم سوزی و ادامه نسل کشی در و یتنام ، کامبوج و عراق و بوسنی هرزه گوئین و غیره نداریم . زیرا که هیچکدام از عاملین آن جنایات ادعای نیابت خداوند در زمین نداشتند !

ما داریم چه کار می کنیم ؟ در حالیکه کشور های پیشرفته جهان که اغلب از منابع انرژی زیر زمینی هم محروم هستند ، و با استقاده از انرژی خورشیدی و بادی ، بعلت خطرات احتمالی ، در حال جمع آوری پیشرفته ترین نیرو گاههای خویش هستند ، ما با هزینه شانزده میلیارد دلار ، تازه می خواهیم صاحب نیرو گاه اتمی از جنس بنجل چرنوویلی بشویم که هنوز موفق نشده ایم حتی یک میگاوات برق از این هزینه نجومی به دست بیاوریم ! تازه اگر باور نمائیم که اینهمه جارو جنجال و چانه زنی تنها به خاطر تامین برق بوسیله انرژی هسته ای است و حالا به این هم بسنده نمی کنیم و می خواهیم برای پشتوانه تضمین اعمال اتمی شدن و در نهایت بقای نظام، مبادرت به ترتیب انتحاریون شهادت طلب که تنها وظیفه شان لت و پار کردن نا جوانمردانه انسان های بی گناه اعم از زن و بچه و پیر و جوان با عقاید دینی و مذهبی مسلمان ، مسیحی ، یهودی، بودایی ، لائیک ، سکولار، بهایی و سنی و شیعه از ملل مختلف جهان است به منظور پیاده کردن اسلام دولتی در سر تا سر جهان و احتمالاً اقدام به ظهور زود هنگام حضرت امام زمان (عج) بورزیم!

در حالی که غرب با تصور و یا بهانه مقابله با خطرات اتمی صدام ، بدون پیش بینی عواقب و خیم آن به عراق حمله کرد و رژیم و ملت آن را به خاک سیاه نشاند ، چه تضمینی وجود دارد که ما به سرنوشت مشابه دچار نشویم ؟

آیا سرنوشت ملتهای خاور میانه از مستعمره بیگانگان بودن و یا اسیر حاکمیتهای دیکتاتوری دست نشاندگان استعمارگران شدن رهایی نخواهند یافت ؟! و یا اگر از این بدبختی های تاریخی و سیاسی رهایی یافتیم ، آیا با کدام زمینه رشد فرهنگ سیاسی از پیله فرسوده عقب ماندگی فرهنگی که ما در تمام بدبختی هاست ، تضمین رهایی خواهیم یافت ؟!

تجربه تاریخ معاصر بسیاری از کشور های آسیایی مانند چین ، هندوستان، کره جنوبی، سنگاپور، مالزی و ... نام برد که درسی سال اخیر عقب مانده تر از ما بودند!برای نمونه می توان خودمان را با دو کشور مقایسه بکنیم که ماشین سازی را با هم با کشور کره شروع کرده ایم و ملت ژاپن پیشرفت خود را همراه با انقلاب مشروطه ما آغاز نمود که امروز از هیچ جهت با آنها قابل مقایسه نیستیم ! اما در عوض ( دارای تاریخ درخشان هفت هزار ساله هستیم ، داریوش و کورش داشتیم که منشور حقوق بشر را آنها نوشتند بعد آنها را کنار گذاشتیم ، اسلام را در آغوش گرفتیم ، سپس با شاهنامه فردوسی عقده گشائی کرده ایم و الی آخر ... که در حال حاضر برای رسیدن به دوران درخشان ! امپراتوری خلفای عباسی ، با پشتوانه شصت هزار داوطلب عملیات انتحاری به غنی کردن انرژی هسته ای مشغول هستیم !

 

                                                منوچهر عزیزی