ببین که چگونه شوونیسم فرزندان آذربایجان را در آتش فقر پر پر می کند

نگذاریم روح پیشه وری بزرگ بیش از این آزرده شود

226563.jpg

 

جهنم را ديدم، همين نزديكى ها، جايى كنار من و تو، لابه لاى طومار در هم پيچيده زندگى دختركى ۱۱ ساله اهل ارومیه و ساكن پايين ترين نقطه شهر كه در آتش فقر خاكستر شد
«بهار» ۷ سال بيشتر نداشت كه خيلى زود مفهوم فقر را آن وقت كه برادر بزرگش ازدواج كرد و اعضاى خانواده چشم به سرانگشتان كوچك او دوخته بودند، فهميد.
بايد مى رفت مثل همه دختركان فقر، به آن سياه خانه اى كه سرپنجه هاى كودكانش «بهار» را زير پاى جهان مى گسترانيد.
او راضى نبود، آرزو داشت كيفش را روى دوشش بيندازد و راهى مدرسه شود. اما آزار و كتك پدر و برادر و خواهش و تمناى مادر، سرانجام مجبورش كرد كه چشمان دريايى اش را تا دم غروب به رنگ رنگ نخهاى قالى بدوزد و نافرمانى  نكند. او مى دانست كه سركشى براى دختران ۷ ساله اصلاً عاقبت خوشى ندارد.
او حالا ۱۱ سال داشت و فكر ادامه تحصيل از وقتى مدرسه را ترك كرده بود، يك لحظه از ذهنش خارج نمى شد، دوست داشت وقتى به مدرسه مى رود، همراه با دختركان ديگر خنده هاى شادى بخش سر دهد و از شادى و ذوق درس بخواند و براى خود آينده اى شيرين تصور كند؛ اما چه حسرت دورى!
كلاس نهضت سوادآموزى بتازگى در كنار مسجد محل داير شده بود، برنامه ريزى كرد كه پدر را هم راضى كند. اعضاى خانواده قبول كردند بهار كه ترك تحصيل كرده است، به كلاس نهضت برود.
چند ماهى گذشت و او با اين اميد كه درس بخواند و به اصطلاح براى خود كسى بشود، تا دم غروب پنجه هاى ظريفش را به استقامت فرا  خواند و تار و پود قالى را در هم  بافت، اما اين شور و شوق زياد دوام نياورد.
روزى، وارد خانه شد و سراغ كتابهايش رفت، هيچ اثرى از آنها نبود. ورقهاى پاره شده آنها را ديد كه هر كدام در گوشه اى پراكنده شده اند.
به سراغ برادرش رفت كه با درس خواندن بهار مخالف بود، اعتراض كرد اما كتك مفصلى خورد و براى هميشه ساكت شد.
بهار براى تنهايى اش ساعتها گريست؛ اما همه از او فقط يك چيز مى خواستند. سهمى از درآمدزايى براى خانوده اى كه در فقر غوطه ور است.
مثل آدمهاى شكست خورده، مضطرب و پريشان به كار قاليبافى ادامه داد و نگذاشت هيچ كس در سياهى كارگاه قاليبافى، اشك چشمانش را ببينند.
اما تلخى روزگار، سختى كار و آينده اى كه بهار براى خود تصور مى كرد، او را به ستوه آورد.
يكى از روزهاى سرد زمستان، وقتى خورشيد تازه طلوع مى كرد، بهار تصميم خطرناكى گرفت، قلبش به شدت مى زد، عرق سردى بر پيشانى اش نشست. گريه كرد، آرام و بى صدا، سعى كرد خود را از وسوسه ها برهاند، اما نشد...
خانه را كه خلوت ديد از جا برخاست، وارد حمام خانه شد و گالن پر از نفت را روى خود ريخت و كبريت را كشيد.
حلقه هاى آتش مثل مار دور بهار پيچيدند، صداى فريادش همسايه ها و بعد اهالى خانه را به سوى او كشيد.
حالا از بهار چيزى جز دريايى كه در چشمان نگران او روى تخت بيمارستان موج مى زند، باقى نمانده است.
«بهار» سرنوشت خيلى از دختران خودسوزى است كه هنوز آن قدر بالغ نشده اند تا در برابر فقر خشن، كمر راست كنند.
به گزارش ايسنا، با وجود ممنوعيت بكار گماردن افراد زير ۱۵ سال در مشاغل، بر اساس قانون اساسى، فقر چنان تار و پود زندگى محرومان در استانهاى مختلف كشور را در هم پيچيده است كه جداسازى اين تار و پودها، ديگر جز با بكارگيرى جثه هاى ضعيف دختركان نابالغ آرزومند تحصيل، در قاليبافخانه ها ممكن نيست.
اين درحاليست كه دستمايه هنر پنجه هاى ظريف اين كودكان براى آنها، چيزى جز بيمارى هاى ريوى، گوارشى، ضعف بينايى، صدمات روحى عميق و حتى عارضه هايى كه تا پايان عمر باقى است، در محيط هاى بعضاً غيربهداشتى كارگاههاى قاليبافى نبوده است.
اين كودكان به چشم خود ديده اند كه چگونه همسالانشان از درد فقر، فلج شده اند و آلامشان در رنگهاى قالى، محو شده است.
تحقير و توهين، حسرت دنياى پرنشاط و فقر و بدهكارى پدران، همه آن چيزى است كه دختران قاليبافخانه از آن رنج مى برند و گريزانند.
اروميه نيز از آن جمله شهرهايى است كه سرنوشت چنين كودكانى را در پاى دارهاى قالى صبح تا شام شاهد است.
فقر، مهاجرت روستاييان به شهرها، روى آوردن به مشاغلى غير از كشاورزى و دامدارى، فراوانى نيروى كار ارزان، و ... از جمله عواملى است كه استان آذربايجان غربى را كانون توجه تجار براى تأسيس كارگاههاى قاليبافى كرده است؛ به گونه اى كه اگر چه سود اقتصادى آن طى سال هاى نخستين تأسيس كارگاه، كلان نيست، اما در آينده اى نه چندان دور، از هنر دستهاى ظريف هزاران «بهار»، تبديل به تجارتى بسيار رغبت برانگيز مى شود.
دكتر على معينى فر، جامعه شناس، گرفتار آمدن كودكان در چنبره كار را به معناى فراهم شدن زمينه بروز آسيب هاى اجتماعى دانسته و به ايسنا مى گويد: مفهوم «كودكان كار» در جهان توسعه يافته امروز، از يك سو ملهم از نگرش چارلز ديكنز در قرن نوزدهم و كارخانه هاى تاريك انقلاب صنعتى فرانسه و از سوى ديگر نشأت گرفته از مفهوم «كودكان خيابانى» شهرهاى در حال توسعه است.
وى مى افزايد: زمانى اين مفهوم رواج بيشترى يافت كه جامعه بشرى به منظور توسعه اقتصادى، اجتماعى و ... به تأسيس نهاد رسمى آموزش و پرورش اقدام كرد و در پى آن تعداد بى شمارى از كودكان براى فراگيرى علم و داشتن آمادگى جهت رفع نيازهاى جديد و وسيع، روانه مدارس شده و مدارس بخشى از جامعه پذيرى افراد در دوران كودكى را نيز عهده دار شدند.
به گفته وى، اين درحاليست كه امروزه ميليون ها كودك در سراسر جهان، بخصوص در كشورهاى توسعه نيافته و در حال توسعه به جاى فراگيرى علم و دانش كودكى خود را فداى كار مى كنند.
اين جامعه شناس، به عنوان نمونه به كودكان كار در آسيا، آفريقا و آمريكاى لاتين اشاره و تصريح مى كند: كودكان به منظور تأمين نيازهاى مادى خود و خانواده و يا بر اساس قالب هاى فرهنگى، سنتى حاكم بر جامعه مجبورند در سنين بسيار پايين به سختى كار كنند.
وى معتقد است: كار كودكان يعنى محروم شدن انسانها از بروز استعدادها، تحصيل و زندگى سالم و در نتيجه افزايش آسيبهاى اجتماعى از جمله فرار از خانه، سرقت، خودكشى، تجاوز، اعتياد و بزهكارى كه پرداخت هزينه سنگين آن، در نهايت بر عهده جامعه خواهد بود.
دكتر معينى فر، با اشاره به آمار سازمان جهانى كار و صندوق كودكان سازمان ملل متحد اظهار داشت: بيش از ۲۵۰ ميليون كودك در سراسر جهان به كار اشتغال دارند كه در اين بين آسيا با دارا بودن نيمى از اين تعداد مقام اول، آفريقا و آمريكاى لاتين در رده هاى بعدى قرار دارند.
به گفته وى اين بدان معنى نيست كه در كشورهاى توسعه يافته و اروپايى، كودكان كار وجود ندارند.
استاد دانشگاه اروميه با اشاره به پيوستن ايران به كنوانسيون حقوق كودك اظهار مى كند: بر اساس ماده ۲۰ اين كنوانسيون و بندهاى «۱» و «۲» آن، كودك نبايد به طور موقت و دايم از محيط خانواده خود محروم باشد و بايد از طرف دولت تحت مراقبت و مساعدت قرار گيرد؛ ضمن آن كه در ماده «۶» تعهدات دولت ها در مورد اين كودكان بيان شده است.
اين پژوهشگر علوم اجتماعى تصريح مى كند: رشد جمعيت ايران طى دهه هاى گذشته، زندگى بخشى از مردم در زير خط فقر و نيز مهاجرت بى رويه روستاييان به شهرها، باعث شده كه كار كودكان در شهرها و روستاها به اشكال مختلف مشاهده شود.
وى مى افزايد: با توجه به رشد حاشيه نشينى در شهرها كه نمادى از حلبى آباد ها هستند، كودكان خانواده هاى فقير تن به هر كار سختى مى دهند و به دنبال آن ممكن است در دام آسيب هاى اجتماعى هم گرفتار شوند. به گزارش ايسنا، رقيه الماسى عضو انجمن علمى فرش ايران نيز معتقد است هنر سرپنجه هاى ظريف كودكان ايرانى، عامل عقب ماندگى آنها شده است.
وى يكى از مشكلات امروزى كشورهاى جهان سوم را بكارگيرى كودكان زير ۱۵ سال مى داند و مى افزايد: به لحاظ وجود تنگناهاى اقتصادى در خانواده هاى كم درآمد (زير خط فقر) و همچنين به جهت وجود نيروى كار ارزان (كودكان زير ۱۵ سال) در برخى شهرها، مشكل كار كودكان به وجود آمده و رفع هم نشده است.
وى يادآور مى شود: در كشور ما نيز به دليل قرار گرفتن در ميان كشورهاى در حال توسعه و همچنين به خاطر وجود تفكرات سنتى در بين برخى خانواده ها، مخصوصاً مناطق روستايى، هنوز به كودكان به عنوان نيروى كار نگاه مى شود.
الماسى، در خصوص به كارگيرى كودكان زير ۱۵ سال در كارگاه هاى قاليبافى اظهار مى كند: صنعت فرش از دير باز جزو يكى از ريشه دار ترين چرخه هاى اقتصادى خانواده هاى روستايى بوده و اين هنر ريشه دار سال هاست كه در ايران ممر درآمد برخى خانواده هايى به شمار مى رود كه به دليل فقر مالى به هنر فوق روى مى آورند.
وى اضافه مى كند: كودكان ايرانى با سرپنجه هاى ظريف كودكانه خود اين توانايى را دارند كه بتوانند گره هاى ظريف و هنرمندانه اى بر تار و پود اين هنر اصيل و ريشه دار ايجاد نمايند اما متأسفانه توانايى فوق به نوعى خود عاملى مهم در بحث عقب ماندگى آنها شده است كه بعضاً داراى ضريب هوشى بسيار بالايى هستند.
الماسى يادآور مى شود: در بازديد از كارگاه هاى سنتى فرش كودكانى مشاهده مى شوند كه عليرغم دارا بودن سن پايين، تنها به دليل مشكلات فوق از ادامه تحصيل محروم شده اند و در كارگاه ها مشغول به كار هستند.
به اعتقاد وى بى اعتنايى به حقوق كودكان معصوم در قاليبافخانه، سبب شده است كه آنها به دليل فقر مالى خانواده ها، از دستيابى به مدارج بالاى علمى و اجتماعى محروم شوند و اين بسيار دردآور است و بايد راه حلى اساسى براى آن انديشيد.
اما بازرس اداره كل كار و امور اجتماعى آذربايجان غربى عمده دليل به كارگيرى كودكان كار در قاليبافخانه ها را همكارى والدين با كارفرمايان مى داند و به ايسنا مى گويد: در طول سال گذشته ۱۳۰ مورد به كارگيرى كودكان در كارگاههاى مختلف اروميه گزارش و شناسايى شد.
نوروززاده مى افزايد: در سه ماه نخست سال ۸۴ با ۵۱ مورد به كارگيرى غيرقانونى كودكان، برخورد شد كه از اين
تعداد ۹ تن دختر و ۴۲ تن، پسر بودند.
به گفته وى در اين بين، ميانگين سنى ۴۲ تن از كودكان زير ۱۶ سال، ۶ تن ۱۶ سال، دو تن ۱۷ سال و يك تن هم ۱۸ سال بوده است.
وى همچنين در خصوص نحوه فعاليت بازرسى از كارگاههاى قاليبافى اظهار مى كند: بازرسان كار، ضمن آشنايى و داشتن تعهد به اجراى مواد كنوانسيون بين المللى منع كار كودك و نظر به بازرسى از هزاران كارگاه در سطح استان آذربايجان غربى در صورت مشاهده به كارگيرى كودكان، بلافاصله اقدامات لازم قانونى در جهت ممانعت از روند كار كودكان را انجام مى دهند.
نوروززاده در پاسخ به اين كه چرا با وجود بازرسى و صدور ابلاغيه و ...، كارگاه هاى قاليبافى به استفاد از كودكان در كارهاى سخت با شرايط غيرقانونى و دستمزد ناچيز ادامه مى دهند؟ مى گويد: بيشتر اين كارگاهها در روستاها و مناطق محروم و فقيرنشين شهرها واقع شده اند و نيز اين كودكان اغلب با خانواده ها كار مى كنند. در واقع در مواردى، كارفرماها به كارگاهها شكل خانوادگى داده اند و بازرسى از كارگاههاى خانوادگى مستلزم مجوز دادگسترى و مراحل پيچيده  است.
وى عمده دليل به كارگيرى كودكان كار را فقر مالى و فرهنگى مى داند و در زمينه تخلفات كارگاههاى قاليبافى در خصوص رعايت حقوق كودكان كار مى افزايد: بيشترين تخلفات در ارتباط با بهداشت محيط كارگاهها بوده است و در كارگاههاى غيرخانوادگى هم غالباً سر و كار ما بيشتر با به كارگيرى كودكان زير ۱۸ سال است.
به گفته نوروززاده، برخى كارفرمايان محله هايى را انتخاب مى كنند كه از ديد بازرسان كار خارج و پنهان باشد كه اصطلاحاً به كارگاه هاى زيرزمينى معروفند و البته در اثر برخوردهاى مستمر و شناسايى، مرتب مكان خود را تغيير مى دهند.
به گزارش ايسنا با وجود اذعان به مشاهده كودكان كار در كشورمان و دلايل ياد شده توسط مسؤولان در اين زمينه، بايد گفت: تا وقتى فقر در لايه هاى زندگى محرومان تنيده است، نمى توان به حذف پديده زشت كودكان كار اميد داشت؛ چه، اگر نظارتها نيز كافى باشد، درخواست خانواده ها براى كار كودكانشان و چشم دوختن به آنها به عنوان سهمى از درآمدزايى خانواده ها باقيست و به عنوان علت عمده كار كودكان همچنان نقش آفرينى مى كند.

 

خودکشی دسته جمعی به خاطر فقر در اورمیه

 http://etdweb.blogfa.com/post-193.aspx

به گزارش خبرگزاری حکومتی ایسکانیوز، پدر یک خانواده شش نفری در ارومیه به خاطر فقر مالی، به قصد خودکشی، خود و اعضای خانواده‌اش را با قرص و مرگ موش مسموم کرد.

به گفته روابط عمومی دادگستری کل استان آذربایجان غربی، بر اثر این خودکشی، پسر 8 ساله و دختر 13 ساله خانواده جان باختند و پرونده به شعبه سوم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب ارومیه سپرده شد.

 

خودكشی ۸عضو خانواده درتبریز بخاطر فقر

وعده نان درسفره ها چی شد ؟

به روضه خوان ها بگویید غم انگیزترین روضه ها را  بخوانند

 

باسلام

 

وقتی این خبر را خواندم عرق شرم بر پیشانی ام نشسته بود وبه ذهنم میزد  ای انسانها كجایید ؟؟؟؟ 

شماهم خبر را بخوانید

 

روزنامه همشهری صفحه حوادث روز دوشنبه 14 فروردین

 

خودکشی هولناک 8 عضو یک خانواده در آخمیشه تبریز  به دلیل فقر

گروه حوادث: بررسی پلیس قضائی بر روی پرونده مرگ دردناك 8عضو یك خانواده در شهرستان تبریز ادامه دارد.

به گزارش همشهری، اولین روز سال جاری مأموران پلیس جنایی شهرستان تبریز بر بالین 8 جسد كه داخل منزل مسكونی واقع در منطقه آخمقیه قرار داشت حاضر شدند. شش فرزند یك زوج در كنار والدین خود جان سپرده بودند. جسد حلق آویز پدر خانواده به نام صابر نیز در كنار اجساد هفت عضو دیگر خانواده صحنه دلخراشی را ایجاد كرده بود.در فاصله اندكی از اجساد كاغذی بر روی میز قرار داشت كه بر روی آن پدر خانواده نوشته بود كه به دلیل فقر و عدم توانایی تأمین هزینه زندگی و پرداخت كرایه منزل اقدام به كشتن اعضا خانواده اش و سپس حلقه آویز كردن خود كرده است.

در ابتدا این فرضیه  كه اعضای خانواده در اثر گازگرفتگی جان سپرده باشند مورد بررسی قرار گرفت ولی معلوم شد پنجره منزل دارای هواكش برقی بوده است و پلیس در اولین تحقیق خود متوجه روشن بودن وسایل گازسوز خانه شد. بدین ترتیب این فرضیه رد شد.در همین جال جسد كودك ? ساله خانواده كه آثار خونریزی از دهان وی مشاهده می شد درحالی كه شكلات كوچكی در دستانش بود كنار اجساد دیگر اعضا ی خانواده قرار داشت.بررسی جسد این كودك خردسال این فرضیه را كه وی در اثر مصرف مواد سمی كه محلول در آب یا غذا دچار خونریزی داخلی شده و جان سپرده باشند، برای بررسی پلیس قوت بخشید.

این درحالیست كه همسایه ها در ابتدا با جسد دو گربه كه بر روی پشت بام و بالكن منزل مذكور جان سپرده بودند مواجه شدند و تصور كردند كه بوی تعفن پخش شده در فضا متعلق به اجساد آن دو حیوان است ولی بعد از دیدن اجساد این خانواده این احتمال كه آن دو گربه نیز از غذای مسموم كه منجر به مرگ اعضای خانواده شده باشد مصرف كرده و جان سپرده اند.

                       *                             *                                  *

درایام عیدهمراه با نوشدن طبیعت  به جای جشن وشادی پدر فرزندان خود رامی كشد بعد هم خود را حلق آویز میكند ؟؟

تصوركنید چگونه  پدری فرزند ان خود را با خوردن غذای مسموم بكشد .بعد هم خودش رابكشد و نامه بگذارد كه ازشدت فقر ونداری ؟؟

الا اینكه ازشدت فشار های وارده، زندگی را تمام شده برای خود می بیند

 راستی دولت مردان حكومت اسلامی كجائید ؟؟كارنامه خود رامی خواهید بدانید این كارنامه شما درتعطیلات عید است؟؟؟

كجایید شما كه میخواهید نوحه خوان دردانشگاه ها تربیت كنید.

بگویید به روضه خوان ها غم انگیزترین روضه ها رابخوانند

 برای این كه  مردم لقمه نانی وزندگی بخور نمیرشان نمی چرخد ؟؟

آیا دین ندارید ؟؟مطمئنم كه  ندارید ؟؟آیا خانواده ندارید ؟؟؟مطمئنم كه  برایتان مهم نیست ؟؟؟آیا فرزند وخانواده ندارید مطمئنم كه  عشق وانسانیت مدت هاست ازشما رخت بربسته است

 

 

مطمئنم درحكومت جهل وجنایت اسلامی  جان انسانها ارزشی ندارد بقیه فسانه است .

آیا شرم نمی كنید ؟

خودكشی نه یك نفر بلكه هشت نفر درحكومت اسلامی شما یان است

راستی كجایید؟؟؟؟آنهمه وعده نان درسفره هاچی شد مهر ورزی تان چی شد  

بگویید روضه خوان ها غم انگیزترین روضه ها رابخوانید كه هنوزنشكفته درعنفوان جوانی به دلیل فقر خانماسوز، پدرخانواده همه را كشت .آخرش هم خودش راحلق آویزكرد.

ای ریاكاران  كه دین ،اسلام وخدا را برای ادامه حكومت ننگین خودتان ملعبه سیاست های كثیف خود قرار داده اید ننگ ونفرین ابدی برشما كه حرمت انسان وانسانیت راشكستید ؟؟؟

 

لختی بیاندیشید وبه خود بیایید ؟؟؟

 

هیچ فكر كرده اید برای پدری كه بخواهد فرزند وجان مایه اش وهمه امیدش رااینطوری غذای زهر آلود را بخوراند چقدر لحظات سختی گذرانده است بعد هم خودش را حلق آویز كرده است .

البته مطمئنم برای كسانی كه ازانسانیت سالیان است ، فاصله گرفته اندو جزجنایت درزندان ها ،تزویر ،ریا، سالوس چیزی برای ارائه كردن ندارند .

جان انسانها وحرمت انسانی  كه مهم نیست ؟حرف زدنهایتان بیشتر شبیه شكلك درآوردن های میمون هاست ؟؟؟البته حاشا وكلا كه حیوانات هم  به پای جنایات شمانمی رسند ونباید به آنها توهین كرد زیرا كه آنها یكبار فقط برای  سیرشدنشان وحشی می شوند وبس ؟؟؟ولی اینجا هرروزوهر لحظه انسانها را می درند .

جواب این را چه می دهید ؟به چه جرمی 8نفر خانواده خودكشی میكنند  ؟؟؟

چرا اینقدر فقر؟؟؟

ثروت های این مملكت به جیب چه كسانی می رود ؟؟؟

شما یان كه دم ازمهروزی می زدید ؟؟؟

شمایان كه دم ازآوردن  نان به سفره های مردم میكردیدچی شد ؟؟؟

آن دولت مهرورز چی شد ؟؟

چرا هرروز وهرروز لحظه مرگ وغم ویاس را می پراكنیدوترویج میكنید ؟؟؟؟

اما نه نه  اصالت بازندگی است؟؟؟

باید غم انگیزترین روضه ها رابرای این نظام   خواند ؟؟

باید به اینها گفت كه :

 

ظلمت كشیده  قد به فلك ،قامت امید

باشد بلندتر به یقین ازبلای شب

ای مبتلای عشق بشارت كزآن توست

فتح وظفر به عاقبت ابتلای شب

بشنو كه ظلمت ازعدم آمد عیان ،ازبن

افتد فروزهر دروبامی لوای شب

 

مهناز پویا