Saygilar ve salamlarla! Sitenizde yerleshen MESUD bey INTIZARin "Her huren ite sumuk atmazlar amma ... " Meqalesinde, MESUD bey bir sehve qaynaq baximindan yer veribler. O sehv budur ki ishare olunan qaynaqi KEYHAN Sherietmedari teqdim edibler halbuki sitenizde yerleshen KEYHAN qezetiden olan aqynaq KEYHANE LONDON dir. KEYHANE LONDON Ingilterede seltenettelebler terefinden neshr olunur. Lutfen bu sehvi MESUD bey intizara xeber vererken onun duzelishine sey gosterin.
امروز
عکس صفحه اي از
روزنامه حسين
شريعتمداري (کيهان
ولي فقيه)
بدستم رسيد (در
انتهاي مقاله
آورده شده است).
آقاي م-ي آنرا
به آدرس وب
سايت ما ارسال
داشته
بودند
که از ايشان
تشکر ميکنم.
عکس
از مقاله اي
تهيه شده که
طبق معمول در
ايران اسلامي
ولايي به
فارسي نوشته
شده و من قصد
دارم به همان
زبان نقد
مانندي بر آن
بنويسم. همه
ميدانيم که
استفاده
و
اشاعه زبان
فارسي بايستي
از بين ما
آذربايجانيان
ريشه کن شود
ولي بايستي
بين عامه مردم
و فعالان
تفاوت در عمل
قائل شويم. اين
زبان تحميلي
البته که
بايستي منسوخ
شود
اما زبان دشمن
را دانستن
براي فعالان
آذربايجاني
يک امتياز مهم
محسوب ميشود.
نوشته
شدن مقاله اي
در خصوص گون آذ
تي وي و اشاره
به تغذيه
کانالهاي
فارسي لس
آنجلسي توسط
رژيم ٫ آنها را
مجبور به جبهه
گيري کرد و
اطلاعيه
ممنوعيت دادن
آگهي
به
اين شبکه ها
صادر شد* پس
ميبينيم که
نوشته شدن چند
مقاله از
هزاران مقاله
نوشته شده
براي
آذربايجان
ميتوانند به
فارسي بوده و
منفعت زا نيز
باشند.
اين
مقاله به صورت
آشکار به
ايراد اتهام
به جمهوري
آذربايجان
پرداخته و
روزنامه
مربوطه نيز در
اين جرم سهيم
است. من در حد
امکان با
مسولين و
مقامات
آذربايجاني
در اين مورد
کم اهميت
کنوني مکاتبه
خواهم نمود
ولي بهتر است
از اين به بعد
دقت بيشتري
داشته باشيم.
روزنامه
کيهان يکي از
تيغهاي برنده
ولي فقيه
فاشيست ايران
است و در اصل
منعکس
کننده نظرات
رسمي او. اين
جبه گيريهاي
آشکار بايستي
بصورتي
کارساز پاسخ
داده شوند.
اولين
نکته جالب
توجه خودِ
خودِ نويسنده
مقاله است. اين
شئي خنده دار
اسمش را
محمد
علي کريم زاده
تبريزي
گذاشته
تا خود را
آذربايجاني و
يا به قول
خودش
آذري فارس جا
بزند ! اين
نکته اي است که
در گون آذ تي
وي به آن اشاره
شد٫ يعني
اسامي تورکي
دليل بر تورک
بودن نيست و يا
تورک بودن
دليلي بر
وفادار بودن
شخص
به سرزمين و
ملت تورک
نميباشد. بهتر
است در انتخاب
دوست ٫
نماينده و يا
همکار دقت
بيشتري داشته
باشيم.
اي کاش از
پيشه وري
ميدانستي و
مينوشتي
دومين
نکته قابل
اشاره مغلطه
اي است که
نويسنده در آن
دست و پا ميزند.
اين مغلطه با
به هم ريختن
تاريخ و قفقاز
ناميدن
آذربايجان و
سپس
آذربايجان
ناميدن قفقاز
اوج
ميگيرد.
به اين بند
توجه کنيد:
"ناحیه
شمالی ایران
آذربایجان
عزیز را که در
حقیقت تاج
پرافتخار
کشور ایران
محسوب میگردد
و سالیان
متمادی است با
این
نام
در تواریخ و
استنادات
قدیمی یاد شده
و به نام جعلی
آذربایجان
جنوبی شناخته
و نظریات شو
خود را دنبال
می نمایند..
" ناحيه
شمالي ايران
که آذربايجان
عزيز ناميده
شده و تا تاريخ
به ياد دارد
آذربايجان
بوده است !!
تبديل به نام
جعلي
آذربايجان
جنوبي ميشود !!
جنوبي و يا
شمالي ناميدن
يک بخش مهم
تاريخي
نميتواند
دليل
بر جعلي بودن
آن داشته باشد.
مثلا ما
ميتوانيم
شمال يک کشور
را با افزودن
پسوند شمالي
مشخصتر نشان
دهيم. از بعد
سياسي ميتوان
ايراد گرفت
ولي در لفظ عام
اتفاق
معمولي محسوب
ميشود.
البته
نويسنده تنها
به اين بند
اکتفا نکرده و
ادامه ميدهد:
" سعی
در یکی کردن دو
آذربایجان
فرضی و الحاق
آن دو ناحیه با
یکدیگر دارند.
" اگر
آذربايجان
اسمي تاريخي
است پس چرا در
اين بند فرضي
ناميده ميشود
؟ و اگر فرضي
است٫ آن
استنادات بي
منبعي که
نويسنده بر
آنها تکيه
کرده
است
چه ميگويند؟
به
اسم
آذربايجان در
نقشه قديمي
ايران اشاره
ميکنند که با
نام قفقاز
شناخته شده
است !! ولي غافل
از آن هستند که
آذربايجان يا
همان
آتورپاتکان
مشهور هماني
است که
هرودوت
نيز به آن
پرداخته است ٫
حدود
آذربايجان
اينگونه در
تاريخ ثبت شده
است:
-
ابن
خرداد به: زيرا
سرزمينهاي
آذربايجان
يعني ري ٫
دماوند٫
طبرستان،
گيلان و
تيلسان و
خزرلان و
سقالب در اين
اسبهبدي قرار
داشتند.
-
بنا
به نوشته هاي
طبري: منوچهر
در آذربايجان
با ترکان
جنگيد. کيخسرو
و فرزندان او
در آذربايجان
با ترکان
جنگيدند.
گشتاسب در
آذربايجان با
ترکان جنگيد و
عده زيادی از
آنها را
کشت.
وی حدود ترکان
را از آسيا تا
روم می داند.
-
طبق
نوشته یانوش
هارماتا محقق
مجار٫ مزاری
که در اوچ تپه
جمهوری
آذربایجان
کشف شده متعلق
به افسری ترک
است که رییس
گارد سلطنتی
بوده است. سنگ
مزارنام او
را
سیلیگ ذکرمی
کند که از
اسامی رایج
ترکان بوده و
در دیوان
اللغات الترک
نیز آمده است.
اين
نوشته ها حضور
ترکان را در
آذربایجان
توضيح داده و
ثابت ميکنند. و
بنا بر اين در
اينکه در بخش
آذربايجان (چه
بالاي رود
آراز - ارس و چه
در پائين آن)
تورکها ساکن
بوده و
هستند.
با راه
انداختن بازي
با اسامي
قديمي و کنوني
نميتوان يک
واقعيت را
انکار کرد.
مثلا تا قبل از
هجونامه
فردوسي٫ اسمي
از ايران در
تاريخ ثبت
نشده و حتي بعد
از آن نيز
به
اسم ايران
برنميخوريم
تا ميرسيم به
دوراني که
انگليس يک
طويله چي (اين
چي
را
بعدا توضيح
خواهم داد)
تبديل به شاه
ميکند و با
ظاهر کردن
تاريخ
جعلي
آريايي !! اسم
ايران را
انتخاب کرده و
ممالک محروسه
قاجار را
تبديل به
زندان ممالک
ميکنند. حالا
ما بايد
بگوييم که
ايران بخشي از
بريتانياي
کبير بوده و
بعدها طي
قراردادهاي
ننگيني ! اسم
آن را تغيير
داده اند.
يعني
تجزيه
آذربايجان
اتفاق افتاده
و بايستي
اتحادي
دوباره شکل
گيرد. تجزيه
ايران يک
ترکيب نا
همگون است.
ايران متحد
نبوده که
تجزيه شود. اگر
اتحادي در کار
بود اينهمه
مليت
مختلف و
ناراضي دم از
استقلال
نميزدند. شما
تا زمان قاجار
نميتوانيد
مليتي را مثال
بياوريد که
ميخواسته
مستقل شود. تا
اينکه پاي غرب
به ممالک
محروسه باز شد
و مار
خانگي آريايي
را علم کرد.
ماري که جاي
نيش زهرآلودش
تا کنون مانده
است.
نويسنده
دوباره
اشتباه کرده و
مينويسند: "
رویهمرفته
دولت شوروی
سابق و روسیه
کنونی برای
دستیابی به
دریای آزاد به
دست اندازی بر
قفقاز مرکزی و
جنوبی که
همیشه
جزیی
از ایران
محسوب میشدند
سعی فراوان
داشته و
تحقیقات
مستشرقین
روسی در این
باره ها گو
اینکه پربار
است ..." يعني
دوباره نام
تاريخي
آذربايجان
فارسي گو
ميشود
قفقاز
! و آنهم قفقاز
شمالي و جنوبي
(بالا و پايين
رود آراز – ارس)
سومين نکته
بحث مربوط به
زبانشناسي
نويسنده است.
البته اگر
نويسنده
محترم
توضيحاتي در
خصوص ميزان
دانش و آگاهي
خود از مقوله
زبان و
زبانشناسي
ارائه
ميدادند
اکنون
راحتتر
ميتوانستم از
ايشان سوال
کنم. ولي چون
ايشان هيچ
اشاره اي
نکرده اند پس
به چند اصل
اشاره ميکنم.
امروزه
هر با سوادي که
اندکي در
زمينه زبان
مطالعه کرده
باشد ميداند
که زبان تورکي
و فارسي از بيخ
و بن با هم
تفاوت دارند.
يعني يکي
التصاقي است و
ديگري الحاقي !
اينها
را
در ديگ
بجوشانيد با
هم قاطي
نميشوند
همچنانکه
جهنم جوشان
شوونيسم فارس
موفق نشده است
تغييري در آن
ايجاد کند.
حالا
چگونه ميشود
ادعا کرد که ۵۰
درصد زبان
تورکي
آذربايجاني
فارسي است ؟
زبان فارسي که
خود سي و سومين
لجه از زبان
عربي بوده و
هنوز به عنوان
يک زبان علمي و
معتبر
شناخته نشده
است چگونه
ميتواند
پنجاه درصد
سومين زبان
معتبر دنيا را
تشکيل دهد؟
نويسنده
ميگويد ۵۰
درصد زبان
تورکي
آذربايجاني
يا به قول
ايشان آذري
فارسي از
فارسي است.
ايشان دوباره
مينويسند که ۳۰
درصد آن نيز از
عربي معمول در
فارسي
!! تشکيل
شده است.
اين
هم يک اشتباه
خنده دار که
نويسنده نا
آگاه مرتکب
شده اند.
اگر
۳۰
درصد از زبان
تورکي
آذربايجاني
از عربي معمول
در فارسي
تشکيل شده
باشد ٫ به يقين
بيشتر از ۳۰
درصد عربي در
زبان فارسي
متداول است که
قادر است ۳۰
درصد
آنرا
به ما وام دهد !
بنابراين
بيشتر از ۵۰
درصد زبان
فارسي را عربي
تشکيل ميدهد ! (در
محاسبات عادي
ميزان قرض از
اصل سرمايه
خيلي کمتر است)
حالا ما فرض را
بر ۶۰
درصد
ميگذاريم و بر
ميگرديم به
ادعاي قبلي که ۵۰
درصد زبان
تورکي
آذربايجاني
از فارسي
تشکيل شده است.
اينجا به يک
واقعيت
ميرسيم که
زبان تورکي
آذربايجاني ۹۰
درصد
از
عربي و يا عربي
معمول در
فارسي تشکيل
شده است (۳۰
درصد از ۵۰
درصد فارسي
که ۶۰
درصد آن عربي
است به اضافه ۵۰
درصد بقيه که
نويسنده
ميگويد از
فارسي
عربي
قرض گرفته ايم
ميشود ۹۰
درصد٫ ببخشيد
که قاراشميش
شد٫
اين لغت نيز از
تورکي به
فارسي داخل
شده است) حالا
اگر از يک عرب
بپرسيم
چقدر
ميتواند يک
تورک
آذربايجاني
را بفهمد و يا
يک متن تورکي
را بخواند !
مشخص ميشود که
سطح دانايي
نويسنده
مقاله چه
اندازه است.
با
اين نتيجه
ميتوان به
نويسنده
آفرين گفت که
حداقل فهميده
است که ملت
تورک تورکيه
قادر نيستند
زبان عربي را
بفهمند و
اينکه آنها
زبان آذري
فارسي ۹۰
درصد عربي ابداعي
آقاي تبريزي
را نميفهمند
پر بيراهه
نيست.
نکته
چهارم مربوط
به آن
چي
است
که در بالا به
آن اشاره کرده
بودم. نويسنده
مينويسد: "آذری
ها با اضافه
کردن یک (چی) به
دنباله اسامی
فارسی از
قبیل
میوه چی - قهوه
چی - شکرچی -
فرشچی و صدها
نمونه دیگر،
کلمات را به
فارسی آذری
تبدیل کرده و
در گفتار
روزانه خود به
کار میبرند."
هميشه
ميتوان به
مسئله از عکس
آن نيز نگاه
کرد. مثلا چرا
نمينويسد
فارسها با
استفاده از
پسوند (چي)
تورکي
براي خود لغت و
فعل و فاعل
ميسازند تا
آبروي
زبان با
حلاوتشان حفظ
شود؟
ايهاال
آنهايي که
هنوز در بشقاب
تورکي غذاي
روزمره اتان
را ميخوريد
ولي با اينحال
از رو نميرويد
٫ برويد براي
آقا و خانمتان
اسم فارسي
بسازيد. زبان
تورکي غني تر
از اين است که
نادانهايي
مانند شما
بتوانند بر آن
نقصان گيرند.
نکات
عمده ديگري که
ميتوان
برشمرد
آذربايجاني
خوانده شدن
نظامي و مولوي
و خاقاني است
که خيلي از پان
فارسها
ميگويند آنها
نيز ايراني و
فارس بوده اند.
جاي خوشبختي
است
که اين
نويسنده آنها
را
آذربايجاني
فارسي نويس
ميداند که از
لهجه آذري
فارسي عربي
خود بيزار
بوده و به زبان
با حلاوت
فارسي خالص (با
عربي معمول در
آن !) پناه برده
اند.
ايشان حتي از
شهريار نيز
نام ميبرند و
به شعرهاي
فارسي او فخر
ميفروشند ولي
مشخص نميکنند
که شعرهاي
تورکي استاد
شهريار و
مخصوصا
شاهکار
حيدربابا ٫
جاودانه
ترين اثر
منظوم تورکي
در چه مقامي
قرار دارند؟
آيا آنها آذري
فارسي هستند
يا تورکي
آذربايجاني؟
ضمنا اگر
شهريار آذري
فارس بوده و
تورک نبوده (که
بوده) چرا در
جواب
به
توهين با
حلاوت فرهنگي
فارسها به
تورکها٫ شعر
با حلاوت٫ الا
تهرانيا
انصاف ميکن ...
تويي يا من ٫
را سروده و
آنهم به زبان
با حلاوت
فارسي؟
در
خاتمه
نويسنده خود
را از نژادي
ديگر ميدانند
و تورک بودن
آذربايجان را
انکار ميکنند.
اين نويسنده
محترم خيلي
خوش شانس
هستند که در
مدنيت
آذربايجان
دستور کشتار
مردم
براي انکار
چيزي نوشته
نشده است. شما
ميگوييد تورک
نيستيد ٫
نيستيد و
اجباري هم
نداريد تا
باشيد٫ بيشتر
خوشا بحال ما
که تورکهايي
همچون شما
نداريم. ولي
خود
را
آذري فارسي
عربي ناميدن
چندان
شرافتمندانه
نيست. يعني يا
شتر باش و يا
مرغ و يا !! سومي
را نتوانستم
بنويسم.
آذري
(همچنانکه در
جمهوري
آذربايجان
مرسوم است)
دلالت بر ملت
تورک
آذربايجان (هردو
سوي آراز - ارس)
دارد و هيچ جاي
شکي ندارد. ولي
نژاد آذري
فارسي عربي به
همراه
آذري (به مفهوم
کسروي) چيزي در
مايه هاي ح... ز...
است که خود را
به اين و آن
ميچسباند تا
بلکه بتواند
جايگاهي
بيابد. ولي زهي
خيال باطل
آذربايجان
به نيش مگسهاي
خانگي عادت
دارد. جنگ ما
با مارهاي
بيگانه است
مسعود
انتظار
۰۷/۰۹/۲۰۰۶
گلاسگو
*
گون آذ تی وی
و تشدید
مبارزه با
ماهواره در
ایران اسلامي
فارسها
http://www.baybak.com/Baybak/?p=2166

1
چند
ماهی است یکی
از
تلویزیونهای
ماهواره ای به
غلط نام قفقاز
را آذربایجان
شمالی نامیده
و بیست و چهار
ساعت تمام با
پخش انواع و
اقسام
گفتارها و
اریه
استنادات
جعلی تاریخی و
پخش برنامه
های انحرافی
توام با ساز و
آواز و کنسرت
ها و فیلم های
قفقازی و سایر
برنامه های
دیگر که بودجه
کلانی لازم
داشته و از
باکو تغذیه می
گردد ساز
جدایی طلبی
کوک کرده و با
انواع
ترفندها و پرت
و پلا گویی های
مختلف سعی
میکند ناحیه
شمالی ایران
آذربایجان
عزیز را که در
حقیقت تاج
پرافتخار
کشور ایران
محسوب میگردد
و سالیان
متمادی است با
این نام در
تواریخ و
استنادات
قدیمی یاد شده
و به نام جعلی
آذربایجان
جنوبی شناخته
و نظریات شو
خود را دنبال
می نمایند.
متاسفانه
بعضی از
خاینان و
جدایی طلبان
خود فروخته که
از اعقاب
سرگردان و فلک
زده پیشه وری
هستند ...
2
...
می دانند و سعی
در یکی کردن دو
آذربایجان
فرضی و الحاق
آن دو ناحیه با
یکدیگر دارند.
آنها به هر
حیله و ترفندی
دست می یازند
تا این افکار
خود را جامه
عمل بپوشانند.
3
در
نقشه مفصل
ایران
چاپخانه شمس
استانبول در
رجب سال 1331 که در
اسلامبول چاپ
شده ، اسمی از
آذربایجان در
بالای رود ارس
دیده نمیشود و
به نام قفقاز
است.
در
کتاب گلستان
ارم که تاریخ
اران و قفقاز
در سالیان 1259 ه.ق
و به سال 1970 در
باکو چاپ شده
نامی از
آذربایجان
نبوده و همه جا
به نام قافقاس
معرفی کشته
است.
4
رویهمرفته
دولت شوروی
سابق و روسیه
کنونی برای
دستیابی به
دریای آزاد به
دست اندازی بر
قفقاز مرکزی و
جنوبی که
همیشه جزیی از
ایران محسوب
میشدند سعی
فراوان داشته
و تحقیقات
مستشرقین
روسی در این
باره ها گو
اینکه پربار
است ...
5
اگر
زبان آذری را
عمیقا بررسی
نماییم بیش از
پنجاه درصد آن
فارسی و سی
درصد آن عربی
معمول در زبان
فارسی و بقیه
آن لهجه
بخصوصی شبیه
ترکی
ناشناخته ای
است که آن را
حتی در ترکیه
نیز که ایجاد
کننده مکتب
پان تورکیسم
است
نمیشناسند و
زبان آن دیار
نمی فهمند. پس
بسیار بجا
خواهد بود که
آن زبان را (فارسی
آذری) که فارسی
زبانان نیز آن
را می فهمند
نام گذاری
نماییم.
6
آذری
ها با اضافه
کردن یک (چی) به
دنباله اسامی
فارسی از قبیل
میوه چی - قهوه
چی - شکر چی -
فرشچی و صدها
نمونه دیگر،
کلمات را به
فارسی آذری
تبدیل کرده و
در گفتار
روزانه خود به
کار میبرند.
7
جدایی
طلبان بر این
باورند که
زبان فارسی را
رضاخان به زور
و جبر بر آن
ناحیه تحمیل
کرده و
نگذارشته است
که اهالی
آذربایجان به
ترکی حرف
بزنند و
بنویسند. آیا
در دوران
قاجاری و پیش
از آن نیز قدرت
رضاخانی بود
که مردم در
مکتب خانه ها و
مدارس علمی آن
دوران به
یادگیری زبان
فارسی اشتیاق
داشتند و
کوچکترین
علاقه ای به
زبان ترکی
نشان نمی
دادند و
مکاتبات و
روزنامه ها و
نوشتجات
اداری و مردمی
و سایر
مراودات
کتابتی که بین
اهالی مرسوم
بود همه و همه
به فارسی
نوشته می شد و
اثری از زبان
ترکی مشاهده
نمی گردید.
جدایی
طلبان کلمه
شوونیزم
فارسی را بین
گفتارهای
تبلیغاتی خود
به کرات بازگو
می نمایند و
یگانه عامل
عقب افتادگی
نسبی آن سامان
را عوامل
مرکزی و فارسی
زبان میدانند
در صورتی که
غافلند از
اینکه رجال
نامدار و وزرا
و نویسندگان و
شعرا و
نظامیان میهن
پرست و
استادان و
دانشگاهیان و
تجار و کسبه
پراعتبار و
سایر
برجستگان حرف
و صنایع همه
آذری بودند.
8
حتما
تصور میکنند
که شوونیزم
فارسی بوده که
خاقانی و
نظامی و سایر
شعرای فارسی
گوی آذری را
مجبور کرده که
به فارسی شعر
بگویند و حتی
شاعر شهیر
آذری شهریار
را که حکومت
رضاخانی را
درک کرده
شوونیزم
فارسی کارساز
نشده و او
توانسته بغیر
از چند شعر
ترکی و
حیدربابای
خود جمله آثار
خود را به
فارسی بسراید
و افخار کسب
نماید. حتی در
آخرین اشعار
خود که درباره
مرگ مادرش
سروده گو
اینکه مادرش
آذری بوده و می
بایستی به
خاطر وی
اشعاری به
آذری بسراید
ولی به زبان
پرحلاوت
فارسی خاطره
مادر را گرامی
داشته و در
شروع چنین
گفته است:
آهسته
از بغل پله ها
گذشت
در
فکر آش و سبزی
بیمار خویش
بود
9
...
حتما به خاطر
میاورند که در
زمان سلطان
محمد فاتح
زبان فارسی ،
زبان مکاتبه و
تالیف شعر و
ادب بود. در
سروده های
مولوی همه
تعبیرات و
اصطلاحات
فارسی است و در
آسای صغیر
چندین قرن
زبان فارسی
رایج بود...
10
به
هر حال جدایی
طلبان با
گستاخی هر چه
تمامتر حتی
فردوسی کبیر
را نیز
نمیپسندند و
میگویند که به
تورانیان بد
گفته است و
علاقمندند که
ما آذری ها
عظمت و مقام
شامخ زبان
فارسی را که با
پوست و
استخوان ما
عجین شده و در
لهجه فارسی
آذری بین ما
معمول می باشد
فراموش کرده و
سرودهای معجز
و سید عطیم و
فضولی و
سایرین را
سرمشق خود
قرار دهیم. زهی
تصور باطل،
زهی خیال محال.
آنها غافلند
از این که ما
با چنگ و دندان
از ملیت و
ایرانی بودن
خود دفاع
میکنیم. ما ترک
و ترک نژاد
نیستیم و فارس
آذری زبان
ماست. ما به
حیله و نیرنگ
تجزه خواهان و
مقاصد
اهریمنی آنان
واقفیم و آن را
به هیچ
میشماریم و به
ایرانی بودن
خود میبالیم.