ايل ترك
آزربايجاني
توركمان٬ غير
از ملت تركمن
است
سؤزوموز
http://mehran1.persianblog.com/
مهران
بهاري
گوئني
آزربايجان٬
قوزئي
آزربايجان٬
گونئي ايران
توركلري و
عراق
توركمانلاري
بير بوتؤوون
پارچالاريدير
در فرق
بين دو
ائتنونيم
تركمن- Turkmen و
توركمان-Turkoman
در
تاريخ ملل
تركي و ايران و
همچنين اخبار
منطقه به ويژه
عراق٬ به
دفعات با دو
ائتنونيم "تركمنTurkmen" و "توركمانTurkoman"
برخورد مي
كنيمּ در واقع
اين دو
ائتنونيم كه
بويژه در
منابع فارسي
خلط شده و
يكسان تلقي مي
گردند٬ تماما
دو مفهوم غير
از هم و
متفاوتند:
تركمن نام
ملتي مستقل و
غير از تركان
آزربايجان
است در حاليكه
توركمان٬ نام
زيرگروه هايي
تاريخي٬ ايلي
و سياسي منسوب
به تركان
آزربايجان
ميباشدּ
تركمن و
توركمان دو
كلمه با ريشه و
منشاء يكسان
اما معاني
متفاوت هستندּ
دو كلمه با
منشاء يكسان
اما با فرم و
معاني
متفاوتي كه در
طول زمان كسب
كرده اند٬
دوبلت ناميده
ميشوندּ
دوبلتها به
وفور در زبان
تركي يافت مي
شوندּ از اين
جمله اند:
چاديرا-چادير٬
يالنيز-يالقيز٬
يئي-اييي٬
سايماق-سانماق٬
دخي-داها٬
اووا-اوبا٬
آلاي-هالاي٬
آغلاماق-ييغلاماق٬
اوتاق-اودا٬
قيشلاق-قيشلا٬
خاقان-قاآن٬
ساغري-چاريق٬
دوزمك-ديزمك٬
جيزماق-چيزمك٬
كؤنول-گؤيول٬
گوج-گوچ٬ گزه
يه ن-گزه گه ن٬
يازي-يازقي٬
يئنه-گنه٬ּּּּּּ
تركمن و
توركمان نيز
دو دوبلت از
اين قبيل در
زبان تركي اندּ
در قرون
وسطى در مقاطع
زماني
گوناگون
تركمن نامى با
معاني بسيار
متفاوت و سيال
بوده است كه
براى مشخص
نمودن
گروههاى
متفاوت تركى
از قبيل ترك
اوغوزي٬
اوغوز
كوچنده٬ ترك
مسلمان شده٬
ترك خالص
تبارى و غيره
بكار مي رفت.
به اين معني
قديمي اين نام
ژنريك٬ علاوه
بر اجداد ملت
تركمن امروزى
ساكن در شرق
درياي خزر٬ بر
اجداد
گروههاى
آذربايجاني
مانند
قاراقويونلو٫
آغ قويونلو٫
صفويان٫
افشار و
قاجار٫ حتى
تركهاى تركيه
و بالكان نيز
اطلاق شده است.
در اينجا بدون
پرداختن همه
جانبه به
مساله تطور
معاني اين
نام٬ به معني
مدرن دو فرم
رايج آن يعني
تركمن و
توركمان
اشاره ميشود:
ايل ترك
آزربايجاني
توركمان٬ غير
از ملت تركمن
است
تركمان
نام زيرگروهي
طائفه اي و
تاريخي-سياسي
منسوب به خلق
ترك در
آزربايجان و
تركيه است و با
ملت تركمن و
تركمنستان
عينيتي نداردּ توركمان
در گذشته يكى
از نامهاى
قديمى بكار
برده شده براى
تسميه خلق ترك
آذربايجاني و
يا واحدهاي
ايلي تشكيل
دهنده اين
خلق٬ بويژه از
سوى مولفين
عرب و در مناطق
عربى بوده استּ
اين نام
امروزه نيز
عمدتا در
اشاره به زير
گروههاي
طائفه اي-سياسي
و تاريخي خلق
ترك در
سرزمينهاي
عربي مانند
عراق٬ سوريه٬
اردن و مناطق
جنوبي تركيه
بكار ميرود:
- تركمن
امروزه نام
ملتي مستقل
استּدر
حاليكه
توركمان٬ نام
ملت مستقلي
نيست بلكه در
گذشته و امروز
براي مشخص
نمودن
گروههاي
طائفه اي-سياسي
خلق ترك در
آزربايجان و
تركيه و
دياسپوراي
تركان
آذربايجاني
در عراق و
سوريه بكار
رفته استּ
- توركمان
هويت- واحدى
ايلي است اما
تركمن هويتى-
واحدى ملي
است٬
- جمع
توركمان٬
تركمه است در
حاليكه جمع
تركمن٬
تراكمه است٬
- ملت
تركمن در شرق
درياي خزر
زندگي مي كند٬
در حاليكه
گروههاي
موسوم به
توركمان همه
در غرب درياي
خزر و در بين
النهرين و
آسياي صغير و
بالكان ساكن
بوده اندּ
-
توركمانها
عمدتا
گروههايي
معتقد به
اسلام
هترودوكس از
جمله غلات
شيعى مانند
مذهب تركي
علوي قزلباشي
بوده اند٬ در
حاليكه تركمن عمدتا
گروهي معتقد
به اسلام
اورتودوكس
حنفى استּ
- تركمنها به
لحاظ
فيزيوتيپ به
ديگر ملل تركي
آسياي ميانه٬
مانند ازبكها
مي مانند٬ در
حاليكه
توركمانها به
لحاظ
فيزيوتيپ با
ديگر گروههاي
تشكيل دهنده
خلق ترك در
آزربايجان و
تركيه
كوچكترين
فرقي ندارندּ
همانگونه
كه ملاحظه
ميشود٬
توركمان
زيرگروه
تاريخي- طائفه
اي خلق ترك
آذربايجاني
بوده و غير از
مليت تركمن
ساكن در شرق
درياي خزر استּ
بنابراين
هنگامي كه به
خلق ساكن در
شرق درياي خزر
اشاره ميشود٬
مي بايست شكل "تركمن"
و هنگامي كه به
زيرگروههاي
ترك در
آزربايجان و
تركيه و عراق و
سوريه اشاره
مي شود٬ فرم "توركمان"
بكار رودּ
توركمانان
قزلباش و
قزلباشان
توركمان
پس از
ظهور دول تركي
آزربايجاني
قاراقويونلو
و آغ قويونلو و
پيدايش مذهب
علوي قزلباشي
و آغاز كشمكش
آزربايجان و
تركيه (دولتين
صفوي-عثماني)
در معني و فرم
كلمه تركمن
دگرگوني و
اشتقاق رخ
داده و فرمي
جديد به شكل
توركمان و با
معني جديدي
ايجاد شده استּ
پس از اين نام
تركمن منحصرا
براي ناميدن
گروه ملي
تركمن ساكن در
شرق درياي خزر
بكار رفته استּ
در نتيجه
ائتنونيم تركمان از
آغاز كاملا
غيروابسته و
مستقل از نام
اصلي تركمن
مربوط به شرق
درياي خزر و
آسياي ميانه
بوده استּ
از
زاويه تاريخ
سياسي و مذهبي
خلق ترك در
آزربايجان و
تركيه٬ نام
تركمان را مي
توان بدين شكل
فرموليزه كرد:
تركمان٬ به آن
دسته از طوائف
ترك قزلباش (بويژه
به ايلات
آزربايجاني
آغ قويونلو)
اطلاق شده است
كه بر عليه
عثمانيان
عصيان نكرده
اند٬ و يا بر
عكس قزلباش به
آن دسته از
طوائف تركمان
گفته شده است
كه بر عليه
عثماني عصيان
نموده اندּاين
معني دوم
تركمان استּ
اين
نام بعدها به
صفويان و همه
طوائف ترك
قزلباش تشكيل
دهنده
قاراقويونلوها
و افشارها و
قاجارها٬
بويژه از طرف
منسوبين به
خود اين طوائف
تعميم داده
شده و سپس
در دورههاي
بعد با نام ترك
تعويض شده استּ اين
معني سوم
تركمان مي
باشدּ مثلا
ايل تركي و
آزربايجاني استاجلو
كه در تمام سطح
ايران (استان
كرمان
فارسستان٫
كردستان...) و
آذربايجان
پخش شده بود٬ و
بعدها
شاملوها و
ذوالقدرها (دولقادارها-دولقا
به مغولى به
معنى كلاه خود
است)٫ روملو و
تكه لوها كه
آنها نيز همه
از طوائف
تركان علوي
قزلباش (غلات
شيعه) آسياى
صغير-تركيه-سوريه
امروزى
بودند٫
توركمان-
تركمه ناميده
شده اند.
در واقع
توركمان به
همراه
قزلباش٬ ترك و
افشار يكى از
چهار نام عمده
خلق ترك
آذربايجان در
تاريخ شمرده
مىشود. اين
معني چهارم
تركمان استּ
عينيت تركمان
با ترك
آزربايجاني
بدان حد است كه
تركي
آزربايجاني
معاصر را به
شكل ادامه
زبان قزلباشى
توركمانى (در
مقابل تركمنى
كه زبانى تركى
در آسياى
ميانه مىباشد)
توصيف نموده
اند.
ايل تركي
آزربايجاني
توركمان :
موصوللو-
پورناك- و آغ
قويونلوها
با گذشت
زمان در دوره
صفويان٬
تركمان كم كم
معناي خاص
محدودتري
پيدا نموده و
مرتبط با ايل و
تيره ويژه اي
از تركان
آذربايجان و
غرب آسيا (تركيه٬
عراق٬ ּּּ)
گرديده استּاين
معني پنجم آن
استּ در دوره
صفوي در ميان
ايلات ترك٬
ايلي بنام
توركمان وجود
داشته استּ در
اين دوره لفظ
توركمان
ابتدائا به
اتحاديه
ايلات تشكيل
دهنده دولت
تركي
آزربايجاني
آغ قويونلو و
مخصوصاً دو
ايل مهمش
به نام هاي
موصوللو (موصللو)
و پورناك (برناك)
و تيره هاي
وابسته به
آنها (بايندر٬
دگر٬ּּּּ) كه
در خدمت دولت
تركي
آزربايجاني
صفوي بوده اند
اطلاق مي شده
استּبواقع از
آنجائيكه همه
تركان
آزبايجان
اصلا توركمن
به معني قديمي
اوغوز و يا ترك
مسلمان بوده
اند٬ محدود و
منحصر نمودن
ايلات آغ
قويونلو به
نام تركمان٬
را مي بايست
آغاز تشكيل دو
ائتونيم
توركمان و
تركمن و
اشتقاق معني
بين آنها شمردּ
مادر
اسماعيل
ميرزا٬ دختر
موسي بيگ
تركمان از
اوباي موصللو
توركمان بوده
استּ بنابر
اين از
آنجائيكه
خاندان صفوي (و
شخص شاه
اسماعيل از
سوي مادربزرگ)
مستقيما
وابسته به
خاندان آق
قويونلو بوده
اند٬ دولت
تركي
آزربايجاني
صفوي را مي
توان پس از آق
قويونلوها
دومين دولت
ايل ترك و
آذربايجاني
توركمان به
حساب آوردּشاه
اسماعيل خود
با دختر يكي از
بيگهاي ايل
توركمان
موصوللو بنام
تاجلي خانيم
ازدواج كرده
استּ فرزند
حاصل از اين
وصلت شاه
طهماسب و
برادران وي هم
با دختراني از
ايل تورك و
آزربايجاني
توركمان (موصوللو)
ازدواج نموده
اندּ
سران
ايل ترك و
آزربايجاني
توركمان و
تيره هاي
وابسته به آن
در دوره صفوي
داراي مناصب
بسيار مهمي
بوده اندּ در
دوره ي شاه
تهماسب،
بغداد در دست
موصوللوها بوده
استּايل
تركمان و تيره
هاي وابسته به
آن در زمان
اسماعيل دوم و
محمد خدابنده
نيز جزو قبايل
درجه اول ترك
ايران و
آزربايجان و
قبايل مهم آن
دوره بودندּ
از جمله
بزرگان
توركمان مي
توان به اين
نامها اشاره
نمود: امير بيگ
موصوللو حاكم
دياربكر٬
برادر وي
ابراهيم
سلطان والي
بغداد٬ نوخود
بيگ والي
كلهر٬
ياديگار محمد
ترخان والي
ساوه
آزربايجان٬
توركمان موسا
سلطان والي
تبريز (برادر
زن شاه طهماسب)٬
انيك آغاسي
باشي وزير
دربار شاه
طهماسب٬ حيدر
بيگ والي ساوه
آزربايجان٬
شاه قولو خان
امير اصفهان٬
سليمان خليفه
والي تون و
طبس٬ حيدر
سلطان والي قم
آزربايجان و
بيگلربيگي
تبريز پير
بوداق خان٬
والي كپنات٬
اؤردكلي حسن
سلطان٬ ּּּּ
با آغاز
حاكميت شاه
عباس و سياست
سركوب تركان و
تصفيه خونين
قزلباشان٬
امراي ايل
تركي و
آزربايجاني
توركمان نيز
از اركان سپاه
و دولت تصفيه
شدندּ
تئليم
خان ساوالي:
برجسته ترين
شاعر تركمان
آذربايجان
بخش
بزرگي از ايل و
تيره هاي
وابسته به ايل
ترك تركمان از
همان آغاز
غالبا در
نواحي ساوه٬
ري و قم
آزربايجان موسوم به
عراق عجم و
گروههايي از
آنها نيز در
ديگر نقاط
ايران مانند
خراسان و
استرآباد
مسكن گزيده
بودندּ در
نيمه دوم قرن
شانزده با
انتصاب
اميرخان
توركمان به
بيگلربيگي
آزربايجان٬
بخش مهمي از
ايل
آزربايجاني
توركمان به نواحي
مركزي و شمالي
آذربايجان حوالي
تبريز مهاجرت
نمودندּ اما بعداً به
دليل فتح اين
نواحي توسط
نيروهاي
عثماني دوباره به
بخشهاي جنوبي
آزربايجان
يعني حوالي
ساوه و قم و
كاشان عودت
كرده اندּ
از
خصوصيات بارز
و مهم ايل تركي
و آزربايجاني
توركمان يكي
نيز اين بوده
است كه اين ايل
بيشترين
مقدار اميران
داراي
تحصيلات عالي
و روشنفكر را
نسبت به ديگر
ايلات ترك
آزربايجان
تحويل داده
استּ از ميان
اينها ميتوان
به اميران كه
به تركي و
فارسي شعر مي
سروده اند
مانند سلطان
محمود خان٬
محمد مومن
بيگ٬ ּּּּ
اشاره نمودּ اسكندر
بيك تركمان
مولف كتاب
تاريخ عالم
آراي عباسي ملقب
به منشي ٬ نيز از اين
دسته ميباشدּ
او
به عنوان يك
صاحب منصب
قزلباش،
داراي رتبهي
بيگي بوده با
خاندان سلطنت
نيز نسبت سببي
داشتּ اسكندر
بيگ در كتاب
خود، زمان
مهاجرت طايفهي
تركمان و
چگونگي آغاز
فعاليت لشگري
و كشوري آنها
را ذكر كرده
است. وي در اثر
خويش از اشعار
تركي و از
تقويم دوازده
حيواني تركي
بهره برده استּ
يكي ديگر
از برجستگان
ايل توركمان
تركان
آذربايجان تئليم
خان ساوالي
استּ وي در جاي
جاي آثار خود
با افتخار به
وابستگي اش به
ايل توركمان
آزربايجان
اشاره نموده
است:
اؤلكه ميز
عراق´دير٬
شهريميز ساوا
مزه لقان
چاييندان
گؤتوردوم
هاوا
عاشيقلار
دردينه ائيله
ره م داوا
من طبيبم٬
هيندوستان´دان
گليره م
بيله نلر
بيلسينلر٬ من
تئليم خان´ام
بيلمه يه
نلر بيلسين٬
گؤوهره م٬
كانام
ساكين-ي
مرئغئي´م٬ اصل
توركمان´ام
گزه گزه بو
جاهاندان
گليره م
ويا:
هوشوم
يوخ٬ مست-و
حئيرانام
شاه-ي
مردان´ا
قوربانام
تئليم
خان٬ اصل
توركمان´ام
حاق
گوناهدان
ائيله سين بوش!
و يا
توركمان
تئليم٬ چكمه
بو جاهان غمين
دونيادا
قالان يوخ
گئده رلر هامي!
سبك
مينياتوري
توركمان
تبريز
در
تاريخ هنر
اسلامي٬
كتابت نسخه ها
و
مينياتورهاي
همزمان با
سلطنت دولت
هاي تركي
آزربايجاني
آق قويونلو و
قاراقويونلو
به نام سبك
تركمان
شناخته
ميشوندּ اين
همان سبك است
كه
قوميتگرايان
فارس و دولت
ايران٬ نام
آنرا به
مينياتور
ايراني تغيير
داده اند! (همانند
فرش تركي و
آزربايجاني
كه توسط همين
گروه به نام
فرش پرشين-فارسي
به جهانيان
عرضه مي شود!!!)
بسياري از
صاحبنظران
منشا سبك
تركماني را
شمال غرب
ايران فعلي و
يا آذربايجان
دانسته اندּاما
آنچه در آن شكي
نيست٬ انتساب
اين سبك به
تركان
آذربايجاني
چه در شمال غرب
ايران و چه در
ديگر نواحي در
شمال شرق و
جنوب استּ اين
نامگذاري بار
ديگر عينيت دو
مفهوم تركمان
و تركان
آزربايجان و
يا قزلباشان
را تائيد مي
نمايدּ
از
ويژگيهاي
مشخصه مكتب
مينياتور
تركمان
تبريز٬ كه به
عهد
فرمانروائي
سلطان يعقوب
آق قويونلو به
اوج خود رسيده
است٬ تركيب
بندي پر تحرك و
رنگهاي غني٬
مهيج و پر
تلالو٬ و
طراحي سنجيده
بودּ مكتب
تركمان تبريز
بعدها در قرن
شانزده از
جمله شيوه
قزلباشي در
عهد صفوي را
زاييده استּ
نقاشان
قزلباش اين
سبك در تاريخ
هنر٬ بنام
نقاشان
تركمان
شناخته مي
شوندּ
توركمانها
و تركمه
امروزي
آزربايجان
همانگونه
كه گفته شد٬
اكثريت مطلق
توركمانهاي
آذربايجان از
جمله صفويان٬
قاجاريان و
افشاريان
نخست در زمرة
قزلباشان
قرار گرفته و
سپس نام عمومي
و ملي ترك را
پذيرا شده اندּ
امروزه از اين
توركمانها در
استانهاي
آزربايجاني
آذربايجان
شرقي و غربي،
قزوين،
زنجان،
تهران٬ همدان
و همچنين در
ديگر نقاط
ايران مانند
فارس، خراسان
و… هيچگونه
اثري نمانده
استּ فقط
گاهاً با نام
فاميلهايي
چون
تركمانلو،
توركماني.
تركماننژاد،
تركمان و …
برميخوريمּ
علاوه بر اين
امروز در
آذربايجان
شهرستان و
دهستان و
روستاهايي به
نام تركمنچاي
و تركمان باقي
مانده است كه
قلمرو بسيار
وسيع زندگي
توركمانها در
گذشته را نشان
مي دهدּ
با
اينهمه هنوز
در نقاط مختلف
آزربايجان
جنوبي در
استانهاي
همدان و مركزي
و آزربايجان
شرقي و غربي وּּּּּ
و بخشهاي ديگر
ايران٬
گروههاي
گوناگوني- به
لحاظ زباني و
مذهبي و ريخت
شناسي و
فرهنگي و ּּּكاملا
جدا از ملت
تركمن در
تركمنستان و
شرق درياي خزر-
با نام تركمان
يافت مي شوندּ بيشك
اعقاب آنها
تركمانهايي
هستند كه در
جايجاي
مختلف ايران
سكونت كرده
بودندּبه اين
قبيل گروهها
به ويژه در
استانهاي
آزربايجاني
همدان و مركزي
ميتوان
برخورد نمودּيكي
از همسران فتحعليشاه
از توركمانان
ساكن ملاير
آزربايجان
بوده است. و
همانگونه كه
ذكر شد
بزرگترين
شاعر ايل
تركمان يعني
تئليم خان نيز
از استان
مركزي
آزربايجان (ساوه)
بوده استּ
علاوه
بر اين
گروهها٬ بخشى
از توركمانان
قديم در قالب
طايفه ى مستقل
و جديدي بنام "تركمه"
متشكل شده اندּ
تركمه و يا
قاراپاپاقها
حتي هم اكنون
نيز با ذكر
مستندات
تاريخي خود را
«تركمان» ميدانندּ
محل اسكان اين
واحد ايلي٬
ناحيه اى از
آذربايجان
مىباشد كه
امروزه توسط
مرزهاي
ايران٬
آذربايجان (نخجوان)٬
ارمنستان٬
گرجستان و
تركيه به پنج
پاره تقسيم
شده است.
براي
اطلاعاتي در
باره تركمه
آزربايجان و
تركيه ميتوان
به اين آدرسها
مراجعه نمود: http://elobaoymaqlarimiz.blogspot.com/
تركمانهاى
عراق و سوريه:
دياسپوراى
تركان
آزربايجان
اين دو
گروه
دياسپوراى
آذربايجانى
كه تماما به
تركى
آذربايجانى
سخن مىگويند
با گروه ديگر
تركى يعنى
تركمنهاى
ايران٫
تركمنستان و
آسياى ميانه
تشابه اسمى
داشته و جدا از
ايشانند.
تركمنهاي
عراق و سرويه
ادامه طبيعي
تركان
آزربايجان
جنوبي در اين
مناط اندּائتنولوق
در باره زبان
توركمانهاى
عراق٬ سوريه و
اردن چنين
مىگويد:
١- بين
٣٠٠٫٠٠٠ تا
٩٠٠٫٠٠٠ نفر
حتى بيشتر در عراق
(تخمينهاى سال
١٩٨٢)٫ در
سوريه و عراق "توركمان"
ناميده
مىشوند. در
عراق در شهر
كركوك٫
اربيل٫
رواندوز٫ در
شهرها و
روستاهاى
جنوب كركوك تا
مقداديه٫
خانقين و
مندلى رايج
است. همچنين در
چند نقطه در
ناحيه موصل.
لهجه ها: كركوك.
اين لهجه
فرقهاى عمده
اى با لهجه
آذربايجانى
شمال دارد. به
خط عربى نوشته
مىشود اما
ادبيات
محدودى دارد.
بسيارى
مىتوانند به
عربى يا كردى
بخوانند اما
اكثرا در زبان
خودشان كه
آنرا در محيط
خانه ويا در
ميان گروه
قومى خويش
بكار مىبرند
بىسوادند.
زبان
آذربايجانى
جنوبى٫ جمعيت
300000 تا 900000 ويا
بيشتر(تخمين
هاى سال 1982). لهجه
عمده كركوكى.
زبان
توركمانان
عراق
اختلافات
فاحشى با زبان
تركى
آذربايجانى
در جمهورى
آذربايجان
دارد. اين گروه
در خانه و در
ميان خود به
زبان تركى
آذربايجانى
جنوبى سخن
مىگويند . اين
گروه در عراق و
سوريه
توركمان
ناميده
مىشوند.
بسيارى قادر
به خواندن و
نوشتن به تركى
آذربايجانى
جنوبى نبوده
ولى
مىتوانند
عربى ويا كردى
رابخوانند.
زبانشان به خط
عربى است.
مسلمان
٢-
٣٠٫٠٠٠ در سوريه٫
(سال ١٩٦١).
لهجه رايج در
سوريه از لهجه
كركوك عراق
متفاوت بوده و
ممكن است كه به
تركى عثمانى
نزديكتر از
تركى
آذربايجانى
بوده باشد. در
سوريه زبان
نوشتارى نيست.
در سوريه
دوزبانه در
زبان عربى اند.
٥- همچنين
٤٫٠٠٠ نفر در اردن
در عراق
براي ناميدن
دياسپوراي
آزربايجاني
ساكن در اين
كشور٬ به
همراه
تركمان٬ فرم
تركمن نيز
بكار مي رودּ
اما از
آنجاييكه در
اين كشور
گروههاي
تركمن (شرق
درياي خزر)
حضور ندارند٬
اين كاربرد نه
چندان درست٬
مشكل بزرگي در
داخل اين كشور
ايجاد نمي كند
(در روابط ملي
اين گروه با
آزربايجان و
تركمنستان
البته
مشكلاتي ببار
مي آورد) اما
در ايران كه هم
ملت تركمن و هم
زيرگروههاي
توركمان
منسوب به ملت
ترك ساكن اند٬
نمي توان براي
ناميدن هر دوي
اينها از نام
تركمن
استفاده نمودּبلكه
ميبايست براي
ناميدن ملت
نخست كه در
آسياى ميانه و
شمال شرق
ايران مسكون
است٫ از فرم "تركمن"
و براي ناميدن
زيرگروه ملت
ترك كه در
كشورهاى عربى (عراق٫
سوريه٫ اردن و
لبنان و
فلسطين)
ساكنند ٬ از
فرم "توركمان"
اسفاده نمودּ
دولتهاي
توركمان
آزربايجان٬
نمونه
نادرشاه
افشار
به دليل
اينكه طوائف
تركمان
بنيانگذار
دولتهاي آغ
قويونلو٬
قاراقويونلو٬
صفوي٬ افشار و
قاجار
زيرگروههايي
تاريخي و
سياسي٬ ايلي و
مذهبي خلق ترك
آزربايجان مي
باشند٬ اين
دولتها همه
دولتهايي ترك
و آزربايجاني
اند٬ و نه
تركمن و
تركمنستاني!
مثلا اگر مي
توان كه دولت
سلجوقي را
دولتي تركمني
دانست٬
دولتهاي صفوي
و قاجار و
افشار و آغ
قويونلو و
قاراقويونلو
را به هيچ وجه
نمي توان
تركمني
دانست٬ زيرا
اين دولتهاي
توركمان٬ همه
ترك و
آزربايجاني
اندּ
علاوه
بر آن بزرگان و
سران اين
دولتها مانند
افشاريان و
قاجاريان نيز
خود و دولتشان
را توركماني
توصيف نموده
اندּ نادرشاه
افشار٬ كه
سياست جمع
آوري تركهاي
آذربايجاني
خاورميانه (شرق
تركيه٬
ايران٬
آذربايجان٬
خراسان٬ عراق
و افغانستان)
در زير چتر
اداره دولتي
تركي
آذربايجاني
واحدي را
تعقيب مي
نموده در
مراودات خود
با دولت
عثماني٬ بر
خواست الحاق
عراق و
آذربايجان به
خاك دولت تركي
افشاري اصرار
كرده است. وي
براي اثبات
حقانيت خود
چنين استدلال
ميكرد كه
مناطق مزبور (بخصوص
مناطق غربي
آذربايجان كه
به خاك عثماني
ضميمه گشته
است و مركز
تركان
آذربايجاني
عراق كركوك-موصل)
در ازمنه
سالفه به
سلاطين "توركمان"
تعلق داشته
كه به سبب
اختلاف
انگيزي شاه
اسماعيل به
دولت عليه
عثماني
انتقال يافته
است. (حد غربي
آذربايجان در
داخل خاك
عثماني شهر
ارزينجان است
كه شاه
اسماعيل حركت
تاريخي خويش
را به آسياي
صغير از آنجا
آغاز نموده
بود)
همچنين
وي در مكاتبات
خود با دولت
عثماني٬ اين
خاندان را به
عنوان
بزرگترين
خاندان "توركمانها"
– گروهي كه
منسوبيت خود
بدانها را نيز
تاكيد ميكند-
توصيف كرده
استּ وي در
نامه هاي
متعدد خود به
عثمانيها كه
برخي از آنها
به تركي
آذربايجاني
نوشته شده اند
(از جمله به
سلطان عثماني
محمود اول و
فرزندش) به
دفعات بر ترك
بودن خويش
تاكيد نموده و
خويشاوندي
قومي خود با
آنها را متذكر
ميشود. آشكار
است كه در تمام
اين مكاتبات٬
مراد نادرشاه
افشار از
توركمان٬ نه
خلق تركمن در
شرق درياي
خزر٬ بلكه
شاخه غربي
تركان اوغوز (آزربايجان
و تركيه) بوده
است (اساسا
نادرشاه و
بعدها
قاجاريان كه
خود را
توركمان مي
دانسته اند٬
به دفعات به
قتل و كشتار
اقوام تركمن
دست زده اند)ּ
سوء
تفاهمات ناشي
از اختلاط
تركمن و
توركمان
عدم وقوف بر ظرائف فوق مشكلات چندي را ٬ از جمله در عرصه هاي دياسپوراي آزربايجاني٬