آخار سو

موج سوم هویت طلبی آذربایجان

 

پیدایش ناسیونالیسم

 (ریچارد کاتم ناسیونالیسم در ایران ترجمه احمد تدین انتشارات کویر1371- صفحه سه تا پنج ) 

ورود ناسیونالیسم به سیاست کلان وتشکیل کشورهای جدید بر این اساس پدیده ای تازه در جهان است که عمر آن از دوقرن فراتر نمی رود .وپیدایش آن را بایستی در از بین رفتن نظامهای پادشاهی و نظامهای دینی در اروپا جستجو کرد .زمانی در اروپا می توان یافت که اروپای مسیحی زیر نظر کلیسا وامپراطوری های سلطنتی اداره می شد ونتیجه جنگها ی صاحبان قدرت مرز بین امپراطور ی ها را مشخص می نمود وهیچ رابطه ای بین مرزها ی سیاسی ومرزهای فرهنگی وقومیتی وجود نداشت . به بیا ن دیگر قلمرو تحت سلطه حکومتها ، تابعی از میزان توانایی نظامی ، سیاسی ، اقتصادی وضعف رقبای بالقوه وبالفعل بوده است  واین بسیار متفاوت با مفهوم ناسیونالسیم جدید است .   هنگامی که انقلابات دموکراتیک ومردمی مانند انقلابهای فرانسه در قرن 18و 19 بر ضد نظامهای سلطنتی رخ داد وهمزمان با آن شمولیت کلیسا وپاپ بر اثر قضایایی چند شکسته شد ، خلا حاصل از مرگ امپراطوری های دینی ونظامی توسط ناسیونالیسم پر شد. وحکومتهای مردمی در مرزهای فرهنگی وزبانی خاص خودایجاد گردید .در این هنگامه بود که کشوری مانند فرانسه به معنی سرزمین فرانسوی زبانها معنی پیدا می کرد .این قانون در تمام دنیا صادق بود وترکیب واساس  امپراطوریهایی نظیر عثمانی ، مغول ، صفویه ، ساسانی ، روم ، قاجار ، هاپسبورگ ، شوروی و... به دلیل نا همگونی فرهنگها وملتهای تحت سیطره در ادبیات ناسیونالیستی امروز امپراطوری های ملی شمرده نمی شدند.

در واقع ناسیونالیسم را می توان آئین اصالت دادن به ملت وملیت گرایی دانست با این تلقی ملت گروهی هستند که خود را دارای پیوندها وعلقه هایی می بینند که این پیوندها نسبت به سایر علقه ها ارجحیت دارد .وجود علایق ومشترکات فرهنگی تنها شرط لازم تشکیل ملت است شرط کافی آگاهی یافتن به این پیوندها ورسیدن جامعه به خود آگاهی ملی است  .رسیدن جامعه به خود آگاهی مشترک تاریخی ، فرهنگی ، اقتصادی ، زبانی ،نژادی و... می تواند به عنوان ملاط ورکن اتصال دهنده بکار رفته وهر ملتی می تواند با اشاره به آمیزه ی تعدادی از این ملاطها ورکن ها برای معرفی وتوضیح ملت خود استناد کند . (صفحه 5). گاها ملتها وکشورهایی  حول محور ایدئولوژیکی مفهوم دارند از جمله ملت یا امت اسلامی ، جامعه کمونیستی شوروی ، ملت شیعه مذهب ایران  که این نیز با مفهوم ناسیونالیسم متفاوت می باشد .

وارد شدن مفهوم ناسیونالیسم در قرن 18و19 در ادبیات سیاسی بین الملی ، نظم نوینی در جهان پدید آورد .در برخی که کشورها که از تشتت وپراکندگی رنج می بردندناسیونالیسم  حالت ترکیب کنندگی وجمع کنندگی داشته است مانند ایتالیا ودر برخی نواحی دیگر ناسیونالیسم به مفهوم بازیابی اقوام ومللی بود که در قالب یک امپراطوری شکل گرفته بودند پس بناگزیر تجزیه امپراطوری می توانست در راستای ناسیونالیسم باشد همانند فروپاشی امپراطوری هاپسبورگ .( (ریچارد کاتم ناسیونالیسم در ایران ترجمه احمد تدین انتشارات کویر1371- صفحه11 )

موج جدید جدایی طلبی در پدیده جهانی شدن نیز تکرار شود .پدیده جهانی شدن علی رغم برخی تصورات که پیش بینی میکرد باعث وحدت جهانی وهضم فرهنگها شود باعث قوی تر شدن فرهنگهای بومی تحت سلطه گردیده است .واقعیت آن است که هیچ ملت وقومی که سابقه قوی قومیتی وفرهنگی دارد حاضر نیست هویت وفرهنگ خود را فدای جهانی سازی نماید . تجزیه پوگسلاوی و اتحاد جماهیر شوروی در فرآیند جهانی شدن به وقوع پیوسته است . در کشورهای خاورمیانه مانند عراق وافغانستان که استقلال وعدم تجزیه دو کشور مورد تایید واجماع جهانی قرار داشت ، قومیتها حق وحقوق وسهم خود از قدرت را به دست آوردند ..

هویت های قومی وراه حل های جهانی

با ورود ناسیونالیسم به ادبیات سیاسی وشروع تشکیل دولتهای مدرن ، جوامعی که ناهمگونی های فرهنگی درون خود احساس می کردند اقداماتی در جهت  تطبیق وضعیت خود با ادبیات جدید انجام دادند .دربرخی از کشورهای با ایجاد تغییرات در سیستم اداری کشور ازقبیل تشکیل سیستم حکومتی فدارل با تمهیداتی دیگر زمینه مشارکت وحضور ناهمگونی های فرهنگی در فرهنگ کلان کشور فراهم شد در برخی دیگر با دیکتاتوری فرهنگی سعی در حذف هویت گروههایی که متن اصلی جامعه شمرده نمی شدند انجام گرفته وسعی شد حاشیه های فرهنگی حذف شود . بررسی وضعیت این گونه کشورها نشانگر آن است که میزان موفقیت این کشورها در حذف حاشیه ، ناچیز بوده است .

به طور مثال  ایالات متحده آمریکا جهت حذف قدرت سیاهان با تئوری کوره مذاب وارد عمل گردید . کوره ای که حدس زده می شد می تواند قدرت سیاهان را درون فرهنگ کلان جامعه آمریکا حذف کند . به ظاهر این سیاست در این دهه موفق عمل نمود .ولی گلیزر وموینیهان در اوایل دهه 60 ، اثر خود به نام ورای کوره مذاب را که پژوهشی درباره بقای هویت قومی گروههایی نظیر سیاهان ، پوتوریکویی ها ، یهودیان ، ایتالیایی ها وایرلندی ها ی شهر نیویورک منتشر ساخت تقریبا در همان ایام فرضیه مارکوس لی هانس در مورد نسل سوم یا بقایای هویت قومی در آمریکا پژوهشگران مسائل قومی وسیاستمداران  را که سرمست از پیروزی های اولیه تز کوره مذاب بودند را شگفت زده کرد .

ظاهرا نسل دوم در اثر اجرای سیاستهای یکسان سازی فرهنگی تسلیم فرهنگ کلان حکومتی شده بودند  ولی ظهور نسل سوم با رویکرد هویت طلبانه نشان از آن داشت که نمی توان دردراز مدت هویت طلبی گروههایی از اجتماع که داخل متن اصلی جامعه نمی باشند را نادیده گرفت .

قومیتها وایران

فرق اساسی جامعه مهاجر پذیر آمریکا با جامعه ایران در آن است که گروههایی مانند سیاهان به صورت برده وارد جامعه آمریکا شده وبالطبع هرچند بعد از لغو قانون برده داری در آمریکا از نظر قانونی ، شهروند آمریکا تلقی می شوند  ولی رابطه  بین مردم آمریکا وسیاهان هنوز هم متاثر از ذهنیتها وپیش فرضهای تاریخی است . یا در مورد مها جران از سایر کشورها بایستی گفت فردی که به میل خود اقدام به ترک کشور وبالطبع فرهنگ بومی خود نموده وبه کشور دیگری با فرهنگ متفاوت مهاجرت می کند در واقع به اختیار خود راهی را انتخاب می کند که در نهایت به هضم در فرهنگ کشور جدید وقبول کامل  قوانین وقواعد آن کشور منجر می شود . ولی در مورد کشوری مانند ایران وضع کاملا متفاوت است چرا که قومیتهای ساکن در ایران اولا صاحبان اصلی ایران بوده ودر تمام جریانات سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی واجتماعی تاریخ ایران همدوش هم مشارکت فعالانه ای داشته اند ، ثانیا با توجه به آمار ترکیب قومیتی هیچ یک از قومیتها نمی تواند ادعا کند اکثریت جامعه بوده وگروههای دیگر اقلیت می باشند . مثلا درصد پارسی زبانانان در ایران کمتر از نصف ترکیب جمعیتی ایران می باشد. در اینصورت ایران به شکل کنونی خود تنها می تواند در ائتلافی از قومیتها معنی داشته باشد  نه چیز دیگر .اینکه چگونه حکومت ایران موفق شد به ظاهر حکومت اقلیت را بر اکثریت متن جامعه حاکم کند موضوعی است که باید جواب آنرا در گذشته تاریخی ایران جستجو کرد . هنگامی که رضا خان با اعمال سرکوبگرانه وبا خیانت تاریخی ، سعی در اجرای سیاستهای ناسیونالیستی پان فارسیسمی نمود.

ایران تاریخی وایران مدرن

از نظر تاریخی نام ایران همانند نام کویر لوت ،  آناطولی ، شام وسیبری ، بین النهرین ، ماوراالنهر و... یک نام جغرافیایی است ومفهوم سیاسی یا وحدت فرهنگی وزبانی از آن استنباط نمی شود ومفهوم سیاسی در ذکر نام سلسله هایی که برقسمتی از ایران یا برناحیه ای شامل ایران حکومت کردندمانندقلمرو سلسله قاجاریه ، صفویه ، مغول ، سامانی ، آل بویه و..... استنباط می شودکه امری کاملا متفاوت از مفهوم ایران است .

با ظهور پان ایرانیستها ، تحریفات تاریخی در جهت مصادره ایران به نفع  قوم فارس وجعل واقعیاتی مربوط به هویت تغییر ناپذیر ایران  ، نژاد ایرانی و جاویدان بودن نام ایران شروع شد  . در کتابهای تاریخی هر جایی ایرانیت معادل  زبان فارسی قلمداد می شود باظهور حکومتهایی نظیر طاهریان ، صفاریان ، سامانیان وعلویان (که همگی حکومتهای محلی در شرق ایران تشکیل دادند ) مقدمات استقلال ایران فرهم آمد وزبان فارسی شکوفا شد ودانشمندان ، شاعران وفیسوفان بسیاری اندیشه های خود را به کمک این زبان ثبت وضبط نمودند .

(از تاریخ معاصر صفحه 6 کتاب درسی سال سوم دبیرستان) 

ولی در جای دیگر همین کتاب ، حرف از قلمرو ایران در زمان سلجوقیان به میان می آید . مسلما نه سلجوقیان ترک نه مغولان ونه اعراب نام امپراطوری خود را که جغرافیای ایران را نیز ضمیمه آن کرده بودند نام امپراطوری خود را ایران نمی گذاشتند ونمی توان گفت قلمرو ایران در زمان چنگیز خان ازژاپون تا مسکو وخلیج فارس گسترش یافته بود . به دیگر سخن حتی اگر موسس پادشاهی ایران باستان را هخامنشیان وساسانیان پارس نژاد فرض کنیم با توجه به سابقه 40 قرنی تاسیس امپراطوری ها ، به مدت بیش از 34 قرن این نام سیاسی از صفحه روزگار محو بوده است .به قول دکتر محمدزاده صدیق ، حکومت پارسی یک عارضه وحادثه کوتاه مدت در جغرافیای خاورمیانه است .

شاید توجه به نام کشورها وامپراطوری های اروپا در قرن 18 ، تغییر مفهوم وومرزهای سیاسی را روشن نماید . کشور پادشاهی ناپل ، پادشاهی ساردنی ، اتحادیه راین ، پادشاهی سیسیل ، پادشاهی پروس ، همین نامها با جغرافیای متفاوت در قرن 7 میلادی با نامهای امپراطوری روم شرقی ، روم غربی ، امپراطوری فرانکها ، گلها ، وایکینگها و.... شناخته می شود . اگر قلمرو سامانیان یا سلجوقیان را ایران بنامیم مانند این است که پادشاهی ناپل ، روم شرقی ، امپراطوری ناپلئون ، ایالت ایلیری وکشور ایتالیا را یکی فرض کرده ایم که هیچکدام از یک جنس نبوده ومعانی سیاسی متفاوتی داشته اند .

در مورد ایران نیز وضع دقیقا  به همین منوال است . تیتر روزنامه وقایع اتفاقیه امیرکبیر که روزنامه رسمی امپراطوری قاجار بوده به خوبی نشانگر این موضوع است .

روزنامه وقایع اتفاقیه بتاریخ یوم پنج شنبه بیست وششم شهر رمضان المبارک مطابق مطابق سال ئیلا ن ئیل سنه 1273-  اخبار داخله ممالک محروسه پادشاهی قاجار دارالخلافیه طهران قیمت روزنامه هر نسخه ده شاهی .

با توجه به لفظ ممالک محروسه که رساننده مفهوم چند مملکت است چگونه در عمل تحت عمل  سزارین این ممالک واین زبانها تبدیل به ملک شخصی فارسی زبانان شده است از عجایب تاریخ معاصرجهان  است .

" به اشتباه ناسیونالیسم ایرانی را در پیوند با اشعار فردوسی وایران ویچ وایرانشهر تعریف می کنند . استدلالاتی که به تاریخ چند هزار ساله اشاره دارد فراموش می کند که اندیشه ناسیونالیستی یک مفهوم جدید است وبناگزیر الزامات خاص خود را دارد .امپراطوری های باستانی ایران مانند دیگر امپراطوری ها قاعدتا موضوع ارتباط متقابل مرزهای تحت سلطه وقدرت را پیش می آورند واین بسیار متفاوت با مفهوم ناسیونالسیم جدید است . آنجاهایی که صحبت از ایرانشهر می شود بیشتر اشاره به برگزیدگان وحاکمین وعلایق وسوابق آنها ویا رد وطعن اخیار واغیار دارد ونمی توان بعنوان یک قاعده از حقوق ملت وربط درونی آزادی وتکلیف شهروندی آحاد مردم سخنی به میان آورد . بعد از اسلام نیز وضع از زاویه مورد بحث تفاوتی نیافت جز اینکه ملاطی به نام دین پیوندهایی را میان اقصی نقاط سرزمینهای مسلمان نشین بوجود آورد . طی چند هزار سال قبل وبعد از اسلام چیزی حدود 200 سلسله در طول وعرض هم بر ایران حکومت کردند که به سختی می توان یک حدود وثغور ملی ومورد پذیرش عام را که در بحث ناسیونالیسم یک امر لازم وضروری است میان آنها تشخیص داد . گذشته از استقلال بحرین وبرخی اصلاحات مرزی در دوران پهلوی ، آخرین نمونه تغییرات گسترده مرزی به دوران قاجار بر میگردد وسعت قلمرو قاجار در ابتدای حکومت این سلسله به دلیل تصرفات آغامحمد خان قاجار سه میلیون کیلومتر مربع بود در حالیکه در پایان این دوره تنها نیمی از آن حفظ شد به هر حال نکته اساسی در بحث این است که اندیشه حاکم بر شکل گیری ملت وجغرافیای مربوط به آن بلکل متفاوت از شکل گیری واحدهای سیاسی قبل از آن است توجیهات متکی بر زبان ، نزاد نیز وافی به این مقصود نمی باشد در رابطه با زبان کافی است که به زبانهای متفاوتی که در ایران امروز به آنها تکلم می شود توجه شود خلوص نژادی وحتی قبول در صد قابل قبولی از آن ، در رابطه با ایرانیان بیشتر به افسانه می ماند . شاید بد نیست اشاره شود که سلسله های ترک زبان حاکم بر ایران به مراتب از سلسله های حاکم پارسی زبان بیشتر بوده است ". (صفحه هفت حاتم قادری مقدمه کتاب ریچارد کاتم )

نگاهی به تاریخ جهان

البته ساده اندیشی محض خواهد بود اگر اتفاقات تاریخی داخل فلات ایران را جدا از تاریخ جهانی در نظر بگیریم .چرا که مسایل تاریخی ایران همواره ملتهب ازمسایل  سیاسی روز تاریخ جهان بوده است . تقابل تاریخی اسلام ومسحیت ویهودیت ، پدیده استعمار وپیشرفت صنعتی اروپا وحاکمیت چند قرنی ترکان بر بزرگترین وگسترده ترین امپراطوری های دنیا تاثیر گذارترین مسایل در تاریخ ایران بوده اند .

1-    تقابل اسلام ومسیحیت :

 اولین نشانه های تقابل اسلام با اردوی مسیحیت ویهودیت در جنگهای سپاه امویه بعد از فتح اندلس و ورود به سرزمین گلها در اروپا  اتفاق افتادزمانی که سپاهیان امپراطوری خزر از شمال غرب ایران حمله ای به سمت بغداد را تدارک دیدند . در طول جنگهای صلیبی که دو طرف درگیر جنگ امپراطوری سلجوقی وسپاهیان طرفدار پاپ بودند ظاهرا در ایران به خاطر دوری از مناطق جنگی التهابات کمتری ایجاد شد ولی بعد ازفتح قسطنتنیه و روی کار آمدن صفویه در ایران ، نقش اروپایی ها در تحریک شاهان این امپراطوری جهت ایجاد جبهه دوم جنگ علیه ترکان عثمانی که تبدیل به دشمن سنتی آنها شده و میدان جنگ اسلام ومسیحیت را تا  اعماق خاک اروپا پیش برده بود ادامه یافت  تاریخ نشانگر آن است هنگامی که امپراطوری های شرق عثمانی مانند صفویه ، نادریه وآغامحمدخان نوک پیکان حملات خود را به سوی اروپائیان نشانه رفته اند به طرز مرموزی ازمیان برداشته شده اند .حمله افاغنه به صفویه با شانتاژ مستقیم انگلیس ها وکمپانی هند شرقی انجام گرفت . دونابغه نظامی که پیروز نبرد ها بوده اند( نادر شاه وآغامحمد خان ) به طرز مرموزی ترور شده اند . نقش انگلیس در به حکومت رسیدن کریمخان زند کاملا مسجل شده است ورابطه پنهانی کریمخان زند با دولت هند شرقی در ازبین بردن افشاریه ومحمد حسن خان قاجار(پدر آغا محمد خان ) وکشتن شاه اسماعیل سوم وشاه حسین سوم صفوی (بازماندگان صفویه ) از نگفته های تاریخ ایران است .اینکه مردم ایران جنبشی را همراه با آغامحمد خان قاجار(که یکه وتنها از دربار زند فرار وبا سپاهی از مردم به سوی شیراز -مرکز توطئه-  می شتابد  )در ازبین بردن لطفعلی خان زند شروع می کنند در واقع انتقام مردم مسلمان ایران از یک جیره خور اجنبی است  .

محمد رضا شاه در کتاب پاسخ به تاریخ خود می نویسد پدر من برخلاف ایل قاجار ، از نژاد پاک پارسی  وآریایی بود خواننده عاقل باید حدس بزند که این شاه چگونه می تواند دستور به تحریف تاریخ دهد

2-    حاکمیت ترکان

جنگهایی که تا قرن 18و19  رخ می داد عمدتا یا جنگهای مذهبی بودند یا جنگهای توسعه طلبانه محسوب می شدند . از یک طرف رابطه ای بین وسعت وثروت مناطق تحت سلطه ومیزان خراج دریافتی امپراطوری های سلطنتی برقرار بود .واز طرف دیگر تضادهای ائدیولوژیکی مردمانی که حاضر بودند به خاطر اعتقادات دینی خود کشته شوند وجود داشت . به همین دو دلیل ائتلاف جهانی به رهبری اروپا بر علیه ترکها ی مسلمان شکل گرفت . هم از بعد مذهب وهم از این بعد که ترکان را رقیب اصلی خود در سیاستهای توسعه طلبانه می دیدند .

اقوام مختلف ترک زبان  در طول 20 قرن تشکیل امپراطوری های بزرگ ، که از شرقی ترین کرانه ای آسیا ، شمال چین ،ایران و قفقازشروع وتا آناطولی ، سیبری ، اروپا وگاها شبه قاره هند ادامه داشت ، قدرت اول سیاست جهان به حساب می آمدند . تیمور مسکو وهند را به تصرف خود آورده بود وتا قرن 18 بابری های ترک (معماران  بنای معروف تاج محل )بر شبه قاره حکومت می کردند .

شروع  افول تدریجی قدرت امپراطوری های ترک زبان از زمان نفوذ ایوان مخوف در روسیه قابل تشخیص است . روسها یک قبیله کوچک آسیایی شمرده می شدند وقرنها تحت حکومت ترک زبانان یا مغولها زندگی کرده بودندولی  توانستند در عرض چند دهه ، وسعت قلمرو خود را با تسخیر سرزمینهای متعلق به ترکان تا مرزهای شمالی امپراطوری صفویه برسانند . با زوال حکومت بابری های هند توسط بریتانیا ، صفویه ونادریه در ایران با دخالتهای مرموزانه انگلیس ، حذف ازبکها توسط روسها وضعیف شدن قاجاریه در ایران ، تنها امپراطوری ترک که قدرت اول دنیا محسوب می شد عثمانی بود .

(رنه گروسه افول قدرت حاکمیتی ترکان را مربوط به تغییر شیوه ونوع جنگها می داند وبه  توپخانه ایوان در برابر شمشیر های ترکان آسیای میانه استناد می کند . این مثال ممکن است در مورد ترکهای آسیای میانه صادق باشد ولی در مورد عثمانی وصفویه به هیچ روی مصداق ندارد.)

3- استعمار

انگلیس هند را درچنته خود داشت ترس از ترکان که چندین بار طعم تلخ شکست را به آنان چشانده بودند، ترک ستیزی را رکن اصلی سیاست خارجی انگلیس گردانیده بود . سیاست انگلیس واروپا  در زمان قاجاریه در ایران ، سیاست تضعیف ایران بود اگر ایران منافعی برای آنان داشت بالطبع انگلیس ایران را مستعمره خود می نمود . بعد از استقلال هند واکتشاف نفت در ایران با توجه به جنبش های آزادی خواهی در جهان سوم ، سیاست انگلیس در ایران تبدیل به تشکیل حکومت مقتدر فارس زبان در ایران شد .

 ناسیونالیسم از اروپا شروع شد ولی به عنوان ابزاری به جهان اسلام  هدایت داده  شد. امپراطوری عثمانی با ابزار پان عربیسم انگلیس به زانو در آمد. .ترکان جوان محصول پان ترکیسم بودند که  سودای تشکیل امپراطوری بزرگ ترک از سین کیانگ چین تا دریای اژه را در سر می پروراند . ولی به دلیل اختلافات فاحش مذهبی ومذاهب متفاوت ترک زبانان  شامل یهودی ، مسیحی ، شیعه وسنی ، شمنیسم و...اقوام ترک سالیان دراز با هم جنگیده بودند وامپراطوری خیالی ترک جمع اضداد محسوب می شد . هرچند ظهور آتاترک نقطه پایان توسعه طلبی خیالبافانه پان ترکیسم که در مقاطعی آذربایجان را تصرف کرده بودند شمرده می شد ولی با این حال ورود ناسیونالیسم به جهان اسلام تبعات خاص خود را داشت که باب میل  اروپا بود تا اندیشه هایی مانند تز وحدت اسلامی سید جمال طرفداری نداشته باشد  .قبل از آن  ممالک اسلامی  با الگوی خاص مذهبی تشکیل می شدند ودر مقاطعی مانند جنگ صلیبی حمله یک کشور غیر مسلمان به کشور مسلمان با جهاد جمعی ممالک اسلامی جواب داده شده بود .

پان فارسیسم همانند پان عربیسم وپان ترکیسم توسط محافل مخفی وابسته به کشورهای اروپایی تبلیغ وسازمان می یافت . گویی شوق وعصبیت قوم گرایی خون تازه ای به رگهای روشنفکران جهان اسلام که عموما توسط محافل فراماسونری جذب شده بودند دوانیده بود . اولین نشانه های ظهور لژ نشینی با تاسیس  فراموشخانه میرزا ملکم خان ارمنی در زمان ناصر الدین شاه قابل مشاهده است . هرچند جذب سایر افرادی مانند ابوالحسن خان شیرازی ، صدر اصفهانی ، میرزا محمد علی خان شیرازی و... که در دربار قاجار صاحب مناصب شدند را نیز نباید از نظر دور داشت . ائتلاف اروپا بر علیه ترکان باعث سرمایه گذاری اروپایی ها ویهودی ها در ایجاد محافل پان فارسیسمی شده بود . از نظر تاریخی هخامنشیان ویهودیان دوستی وقرابت نزدیکی داشتند نام کوروش در تورات به نام منجی بزرگ ، درخشانتر از نام موسی وسلیمان می درخشیداولین آثار به دست آمده از زبان پارسی به خط عبری نوشته شده است واین دو قوم رسومات وجشن های مشترک قابل توجهی دارند- البته استاد گرانقدر ناصر پورپیرار با دلایل محکمی ثابت می کند تخت جمشید مدل تقلیدی از تخت سلیمان است وتا سالیان دراز قبر ی که اکنون منسوب به کوروش است قبر مادر سلیمان نامیده می شد- .روشنفکران فارسی زبان در محافل زیر زمینی وابسته به یهود تئوری پان فارسیسم را پایه ریزی می کردند .حامد الگار نویسنده ترکیه ای می گوید پدیده فراماسونری ومحافل زیرزمینی  برای اولین بار در بین قوم یهود ایجاد شد به همین دلیل اعضا این لژ ها دانسته یا نداسته عمله وجیره خور صهیونیسم بین الملل شدند .

 

آیا آذربایجان تا اواخر دوران قاجار وفادار به ایران بود

اینکه سوال شود آیا آذربایجان تا پایان دوران قاجار وفادار به ایران بود یا نه سوالی صرفا اشتباه است چرا که ترکها خود صاحب حکومت بودند وجدایی آنان از امپراطوری که به طور سنتی خودشان معماران آن بودند مفهومی ندارد . اگر مشروطه درآذربایجان اتفاق افتاد آنهم بر علیه شاهی که تبریز ولیعهد نشین به خوبی او را می شناسد وستارخان وباقرخان برعلیه او قیام کردند از نظر آذربایجانی های سنتی یک مسئله داخلی وخانگی بود ودر واقع به اصطلاح سیاسی امروز ، فلات ایران حیات خلوت آذربایجانی ها محسوب می شد . زبان فارسی در دربار شاهان ترک رشد ونموکرده بود وبه قول ریچارد کاتم تولیدات کشاورزی ایران به تنهایی قادر بود کل ایران را تغذیه کند اگر خشکسالی در آذربایجان اتفاق می افتاد تمامی ایران را قحطی فرا می گرفت . هویت مذهبی ایران حول محور صفویه در آذربایجان تکوین یافته بود وسالیان دراز بنا به گفته ژان گوده فرانسوی ، اردبیل قبله دوم ایرانیان به حساب می آمد .

منظور نادیده گرفتن نقش سایر اقوام در تحولات تاریخی ایران نیست منظور بیان این مطلب است که اگر ایران خانواده ای هم کیش فرض شود وقومیتها وفرهنگها فرزندان آن ، ترکان نقش پدر خانواده را ایفا می کردند .البته شاید هضم این حقیقت برای خیلی ها به دلیل تبلیغات وتحریفات مسموم تاریخی ثقیل باشد ولی دلایل بسیار تاریخی می توان ذکر نمود که در این بحث توان گنجانیدن آن نیست وتنها به این گفته اکتفا می شود که اگر شاهان ترک را دژخیم وخونخوار معرفی کنیم ، نه تنها مایه تفاخر فارسی زبانان وسایر اقوام نمی شود بلکه بدترین تحقیرها وهتک حرمتها را متوجه هموطنان فارسی زبان محترم می کند چرا که نشانگر عدم لیاقت آنان در رفع ظلم وجور بوده که ترجیح داده اند 11 قرن تحت حکومت بربرها ووحشی به سر برده ودم برنیاورند وبا وجود انبوه وزیران ، شاعران ، حکیمان بزرگ فارسی زبان  وفقیهان مسلمان ومتعهد در دربار این شاهان بایستی آنان را مزدوران