نمایش اخرین صحنه شونیزم فارس
راستی چه شده که این همه قلم بزنان رنگارنگ شونیزم فارس وارد صحنه شده و میخواهند در اخرین نمایش
بازی شونیستی شرکت بکنند.مگر انها نمیدانند که این اخرین صحنه نمایش هم به لحاظ سیاسی و هم اینکه به لحاظ انسانی خیلی خطرناک و در عین حال شرم اور است.
پس چرا اینها هم بی شرمی را قبول کرده و هم اینکه میخواهند در خطرناکترین صحنه این بازی کثیف شرکت بکنند.؟
ایا اینها نادان هستند؟ جواب . نه !
ایا اینها واقعیت را نمیدانند . جواب . نه !
ایا اینها ازتغیر و تحول سیاسی در دنیا بی خبرند؟ جواب.نه!
پس چه عاملی باعث شده که این حضرات ازچپ و راست برا یشرکت در اخرین صحنه بازی میخواهند از همدیگر سبقت بگیرند و حتی خود را بازیگر اصلی نشان بدهند.مگر نه اینست که هر نمایش و بازی توسط یک سناریو نویس نوشته میشود و توسط یک نفر کارگردان به صحنه اورده میشود و در برخی موارد هم سناریو نویس و هم کارگردان یک نفر میباشد مثل همین قضیه شونیزم فارس که سناریو و کارگردانیش توسط استعمار انگیلس نوشته و به اجرا گذاشته شد.و در ضمن این کارگردان است که بازیگر اصلی را انتخاب میکند.پس چرا این حضرات از راست و چپ ادعای رهبری و بازیگری اصلی نمایش را میکنند.
کارگردان این نمایش کثیف ضد بشری بازیگر ا صلی ا ش راانتخاب کرده یعنی رژیمهای شاه خمینی منتها امروز هم شرایط داخلی یعنی جنبش خلقهای تحت ستم عیله شونیزم فارس و هم اینکه شرایط خارجی بالاخص خاوره میانه دیگر جایی برای چنین بازیگرانی نگذاشته.
اگر یادتان باشد موقعی که محمد رضاپهلوی ایران را ترک میکرد گفت » ایران. ایرانستان خواهد شد».و خمینی بلافاصله بعد از سرکوب اعراب دراهوازو کردها در کردستان گفت.دیدید . «ایران, ایرانستان نشد». پس اگر بازیگران اصلی این نمایش کثیف انتخاب شدهاند و در صحنه شرکت میکنند حالا چرا این همه از چپ و راست وارد صحنه شدهاند می خواهند کاسه داغتر از اش .بشوند
جواب خیلی راحت است . سرنوشت همهشان به هم گره خورده , انها ساکنان یک کشتی هستنند که در دریای خون ملل غیر فارس شناور است و این کشتی هم به لحاظ شرایط داخلی و هم بلحاظ خارجی در حال غرق شدن است و دیگر برایشان فرق نمیکند که سکاندار کشتی چه کسی است, انها بیشتر بفکر خودشان هستند.بهمین جهت است که انچه که شاه خمینی در رابطه با مردم ترک زبان اذربایجان گفته اند را عینا نشخوار میکنند, اول هرگونه حرکت و خواست ملی در اذربایجان را انکار میکنند.بعدا وقتی حرکت ادامه پیدا میکند انرا به عوامل خارجی نصبت میددهند.و در اخر وقتی صدای حق طلبانه ملت اذربایجان با اسناد و فیلمهای مستند در نقاط مختلف جهان به نمایش گذاشته میشود رژیم به سرکوب و به اصطلاح اپوزیسیون به تا؛ید سرکوب رو میاورد و با عنوان کردن خطر پان تورکیزم و یا خطر امریکا و امثالهم ، سعی میکنند عوام الله را قول بزنند .ولی واقعیت اینست که قیام قهرمانانه ملت اذربایجان تودهنی محکمی به شونیزم فارس بود.
در این میان سلطنت طلبان ، حزب کمونیست کارگری "ناسیونالیست شونیست کارمندی"، ملی مذهبی ها، جبهه ملی و حزب فاشیست ملت ایران حتی تا انجائی پیش میروند که سی میلیون اذربایجانی را مهاجر می نامند و دنبال اسناد شاهان جنایتکار اریائی میروند تا برای خود موطن نیاکان و اجداد اریائی پیدا کنند و وقتی دست خالی بر میگردند میروند دنبال بازمانده های شاه- خمینی تا با نشخوار انها دل خود را شاد کنند و برای بی هویت کردن سی میلیون ملت ترک زبان اذربایجان نام اذری زبان انتخاب میکنند، مراجعه بکنید به نوشته های شونیستها ی مجا هدین خلق– لیبرالها- جبهه ملی- حزب فاشیست ملت ایران و انواع کمونیست های رنگ به رنگ . ، حال انکه در هیچ یک از مجامع علمی و زبانشناسی دنیا زبانی بنام زبان اذری وجود ندارد.
همانطوریکه گفته شد در اخرین صحنه شونیزم فارس همه در صحنه حاضرند و برایشان فرق نمیکند که تا دیروز در رابطه با همدیگر چه لجن پراکنی میکردند ، انچه که برای این حضرات مهم است اینست که این کشتی جنایت و در حال غرق شدن در دریای خون ملل تحت ستم را به هر طریق ممکن نجات پیدا کند. به همین جهت است که وقتی به نشریات سایتها و سخنرانیهای این حضرات رنگارنگ از حاکمیت گرفته تا باصطلاح اپوزیسیون مراجعه میکنید ، انچه که فرق میکند فقط نام انهاست، محتوا یکی است.
حتی این حضرات تحمل کوچکترین انتقاد از طرف بهترین همکار و یار دیرینه شان را ندارند، مراجعه کنید به نوشته های اینها در رابطه با اقای رضا براهنی ، که عمر خود را در راه خدمت به زبان و فرهنگ فارسی صرف کرده ، چگونه مورد تهاجم قرار گرفته.جرم نابخشودنی اقای براهنی اینست که ایشان از مظلومیت سی میلیون ملت ترک اذربایجان در برابر جنایتکاران دفاع کرده ، حال انکه اگر اقای براهنی بجای دفاع از مردم ترک زبان اذربایجان از هر کدام از ملل امریکای لاتین یا افریقا دفاع میکردند نه تنها مورد تهاجم شونیستها قرار نمیگرفتند بلکه مورد حمایت حضرات نیز میشدند.درست در همین نقطه اقای براهنی درس عبرت برای تمام اذربایجانیهاست که در خدمت شونیزم فارس هستند و در سازمانها و تشکیلات های سراسری کار میکنند، اگر برای حمایت از مردم مظلوم خودتان بپا نمیخیزید و به کمک پدران ، مادران ، برادران و خواهران خود نمیاید لااقل در قتل و شکنجه انها شرکت نکنید، چرا که سازمانها و تشکیلات هایی که شما عضو ان هستید اگر به شکل مستقیم در قتل و سرکوب ملل غیر فارس شرکت نمیکنند باور کنید بشکل غیر مستقیم و با تائید جنایات رژیم در رابطه با جلوگیری از اعتراضات ملل غیر فارس ، شریک جرم هستند، و این عمل به معنی شرکت در جنایات محسوب .می شود همانطوریکه گفته شد این اخرین فاز یا صحنه شونیزم فارس است که بشکل عریان به صحنه امده و حاضرند به هر جنایتی دست بزند تا بلکه چندی دیگر به عمر کثیف خود ادامه دهند تا شاید راه فرجی پیدا کنند ولی هیهات ! هیچ راه گریزی بجز تسلیم شدن به حقوق و حق ملل تحت ستم وجود ندارد و اتفاقا با به رسمیت شناختن حق و حقوق ملل تحت ستم « ترک ، عرب ، کرد ، بلوچ و ترکمن » بقای زندگی خود را نیز قارانتی یا تضمین میکنید.شواهد تاریخی و اجتماعی از یک طرف و شرایط بین المللی باالخص خاور میانه از طرف دیگر گویای این حقیقت است که این اخرین صحنه نمایش شونیزم فارس است و این صحنه ضد انسانی انقدر داوام نخواهد اورد و ملل تحت ستم ترک ، عرب ، کرد ، بلوچ و ترکمن رهایی خود را هر چه زودتر بدست خواهند اورد.
به امید رهایی خلقهای تحت ستم از شونیزم فارس
یوسف حنیف نژاد
2006 07 29