احمد
حکيمي پور در
گفتگوي
اختصاصي با نشريه
اؤيرنجي:
بايد
خواسته هاي
ملي خويش را با
تحولات بين
المللي همسو
کنيم
مقدمه:
احمد
حکيمي پور براي اکثر
فعالين
آذربايجاني
شناخته شده مي
باشد.ايشان
تاکنون در
عرصه هاي
مختلف فعاليت
داشته است و
امروزه با
کوله باري از
تجربه در صدد
است تا دوباره
به صحنه
اجرائي
برگشته و با
برنامه ها و
طرحهاي جديد
خويش دوباره
فضا ي دهه 70
نشريه اميد
زنجان را زنده
کند.در مدتي که
در خدمت ايشان
بوديم سه
برابر وقتي که
تعيين کرده
بوديم با هم
گفتگو نموديم
و حدالامکان
سعي کرديم با
طرح سوالات
انتقادي با
نقد منصفانه
گذشته کمکي به
عدم تکرار
اشتباهات
گذشته در
آينده کرده
باشيم.
هر
چند ما هم با
آقاي حکيمي
پور موافق
هستيم که کار
سياسي پستي و
بلندي دارد
ولي بايد دقت
کنيم که زمان
آزمون سعي و
خطا گذشته است
و امروزه ملت
هائي پايدار
خواهند ماند
که بتوانند در
عصر امروزي
اسير معاملات
سياسي نشده و
با بينشي
عميق ،
برنامه منسجم
و منظم به جلو
گام بردارد.
لازم
به ذکر است که
نظرات آقاي
حکيمي پور به
معناي نظرات
نشريه نبوده و
بنا به اخلاق
حرفه خويش،
سعي نموديم
امانت داري را
حفظ نماييم و
نظرات ايشان
را بدون هيچ کم
و کاستي
انتشار دهيم.و
قضاوت را به
خوانندگان و
ملت شريفمان
واگذار مي
کنيم.
سرويس
گفتگو- مرداد
1384
اؤيرنجي:
با عرض سلام و
با تشکر از
وقتي که براي
اين امر در نظر
گرفته ايد
خواهشمنديم
در ابتداي
گفتگو خودتان
يکبار ديگر
براي
خوانندگان ما
معرفي كنيد
حکيمي پور: احمد
حكيمي پور
هستم در سال 1342
در زنجان
متولد شده ام
فاراغ
التحصيل علوم
سياسي در سال 1371درسطح
فوق ليسانس از
دانشگاه
تهران هستم و
الان هم در حال
گذراندن تز
دکتري هستم. در
دور چهارم
مجلس به عنوان
نماينده مردم
زنجان و
همچنين در دور
اول شوراي
اسلامي شهر
تهران حضور
داشته ام.از
طرف ديگر يك
حزب سياسي
بنام "اراده
ملت ايران"
راه انداخته
ايم و 9 سال در
نشريه اميد
زنجان بوده ام
که متاسفانه در
اواخر سال 1379
توقيف شد. در
بعد فرهنگي هم
باشگاه
آذربايجان را
راه اندازي
کرده ايم که
مدتي راکد بود
ولي اكنون در
صدد هستيم
دوباره آن را
فعال كنيم.اينها
شمه اي از
فعاليت هاي من
در اين مدت
بوده اند.
اؤيرنجي:
شما را در
آذربايجان
بيشتر با
نشريه" اميدزنجان" مي شناسند.چرابه
اين فكر
افتاديد كه يك
نشريه با آن
سبك و سياق
انتشار
دهيد؟ و چطور
شد توقيف
گرديد.لطفا در
اين
موردتوضيح
دهيد؟
حکيمي پور: بعد
از جنگ فضاي
دانشگاه ها تا
حدودي تغيير
پيدا کرد و تا
حدودي مسائل و
سوالات جديد
در فضاي
دانشگاهي
مطرح گرديد- به
نظر من در
آن موقع كه
تازه نطفه فاز
جديد حركت ملي
بسته مي شد-
بخصوص براي ما
دانشجويان
تورک فرصتي
پيش آمد تا به
اين مسائل فکر
کنيم .در
دانشگاه مي
ديدم كه
دانشجوي تورك
چگونه تحقير
مي شود.يا
هم کلاسي مان
نمي
توانستدند
منظور خود را
به طور كامل به
زبان فارسي
بيان نمايد و
يا اينكه
مجبور مي شد به
گونه ايي صحبت
كند كه كسي
متوجه نشود
ايشان لهجه
تورکي دارد.
اين مسائل ما
را عذاب مي داد.
از خودمان
سوال مي کرديم
چرا بايد
تحقير شويم و
کوچک شمرده
شويم. چراكه
اگر تاريخ
كشوررا نگاه
كنيم مي بينيم
در تمامي
زمينه علمي -
فرهنگي -
سياسي -
اجتماعي و...
آذربايجاني
ها سر هستند و
بخصوص ما را كه
تاريخ و علوم
سياسي خوانده
بوديم بيشتر
به خودمان
آورد و
به اين خاطر
بچه ها در کوي
دانشگاه
تهران دور هم
جمع مي شدند و
اين حساسيت ها
بحث هاي محافل
ما مي شدند و
دنبال راهکار
و چاره مي
گشتيم. يشتر
فعاليتهاي
آن موقع حول و
حوش مسائل
فرهنگي، زبان
و ادبيات
آذربايجاني
بود.و هركسي مايل
بود دنبال
كاري خاص
برود عده ايي
مي خواستند
زبان را بطور
علمي و
آكادميك ياد
بگيرندو...
اين مسائل
مطرح بود تا
اينکه در
هنگام رحلت
حضرت آيت
العضمي امام
خميني (ره)مراسم
تحت عنوان "گونشين
ياسي" در
مسجد دانشگاه
تهران برگزار
شد (چهلم يا
سالگرد دقيق
به ياد ندارم )
حتي خيلي ها مي
آمدند و نمي
توانستند اين
جمله را
بخوانند از
زنجان ، تبريز
و... مداح
آورديم.به
زبان ترکي
مداحي کرديم.
اينها
براي ما مسئله
بود و يواش
يواش اين
حساسيتها به
ما آموخت که در
مسائل داخلي
دانشگاه از
جمله شوراي
صنفي و... فعال
شويم.اينگونه
مسائل در ذهن
من مانده بود
که فارغ
التحصيل شدم. و
با اين مسائل
ذهن من مشغول
بود كه تصميم
گرفتم عليرغم
پذيرفته شدن و
گزينش شدن در
وزارت
امورخارجه
اين وزارت
خانه را ترک
کرده و به
عنوان
كانديداي
مجلس دور
چهارم وارد
کازار
انتخاباتي از
حوزه
انتخاباتي
زنجان شوم .
البته قبل
از رفتن به
مجلس تقاضاي مجوز
نشريه را داده
بودم و چون به
عنوان
نماينده
انتخاب شدم شانس
آوردم چون
به عنوان
نماينده
انتخاب شدم آن
موقع
نمايندگان
بدون نوبت
مجوز مي گرفت.من
که در سال 1371
وارد مجلس شده
بودم در خرداد
1372 من مجوز اميد
زنجان را
گرفتم. و اولين
شماره آن را
انتشار داديم.و
دغده هائي که
داشتم موجب شد
مجوز اميد را
دو زبانه
بگيرم تا آن
موقع چنين
چيزي وجود
نداشت و من
براي اولين
بار اين کار را
انجام دادم.هرچند
وارليق وجود
داشت ولي وارليق
سبک و سياق و
مخاطب خاصي
داشت ولي اميد
براي اولين
بار به مسائلي
پرداخت که تا
آن موقع وجود
نداشت.
مي توانم
بگويم ما در
اميد يك نوع
خود آگاهي و بازگشت
به خويشتن
خويش را پرورش
داديم.البته
لازم به ذکر
است من در اين
کار مستقيما
زياد نقش
نداشتم.من فقط
مجوز گرفتم و
آن را در
اختيار
دوستان صادق و
متعهد قرار
دادم.حالا
قضاوت بر عهده
تاريخ است.به
نظر من اميد
تاثير خودش را
گذاشت.که من
اسم آن را بن
بست شکني مي
گذارم.
اؤيرنجي: چرا و
چگونه نشريه "اميد
زنجان" توقيف
شد.
حکيمي پور: از
همان روز اول
ما با مسائل
زيادي موجه
بوديم. از اول
روز اول با ما
مشکل داشتند و
ولي چون من
نماينده بودم
يك نوع مصونيت
نمايندگي
داشيم.دائما
تذکر شفاهي و
کتبي،احضار
وجود داشت. در
نهايت اين
تذکرات زياد
شد و به نزديک 50
مورد رسيد.26
مورد مربوط
به مدعي
العموم بود.و
بقيه حدود 30
مورد هم به
ارگانهاي
ديگري چون
سپاه،صدا و
سيما،دانشگاه
آژاد
اسلامي،اطلاعات
سپاه، نيروي
انتظامي و....
شكايت
داشتيم.
اؤيرنجي: حكم اميد
زنجان چه بود؟
حکيمي پور: شانس
آورديم يك
قاضي با وجدان
و شريفي که
اردبيلي اصل
بود مسئول
رسيدگي به اين
اين پرونده
تعيين شد.
ايشان تسليم
جو و فشار نشد
هرچه فشار
آوردند از حق
دفاع كردند و
حق را به
حقانيت دادند
و حتي خواستند
قاضي را عوض
كنند ايشان
گفتند نمي
توانم بگويم
نمي توانم اين
پرونده را تا
پايان ادامه
دهم و به ديگري
واگذار کنم.اگر
کسي خواهان
عوض شدن قاضي
است.بصورت
کتبي درخواست
کند.
و بدين
ترتيب به تک تک
شکايت ها
رسيدگي کرده و
حکم هاي
مربوطه را
صادر نمود و در
نهايت من
محكوم شدم به
اينکه تا کار
انتشار نشريه
انجام ندهم
بعد در اعتراض
بعدي، مقداري
تقليل يافت و
به جريمه نقدي
كاهش يافت.بايد
مدير مسئول
عوض مي شد. از
طرف ديگر تو
اين فکر بوديم
که اميد را
چگونه انتشار
دهيم که به
صلاح باشد
دنبال راه و
روش تازه
بوديم چون نمي
خواستيم به
همان سبک و
سياق قبلي
ادامه دهيم .
توي اين
فکر ها بوديم
که عوض کردن
مدير مسئول
زياد طول کشيد.خواستم
مدير مسئول را
عوض كنيم كه
هرکسي را
معرفي مي
کرديم قبول
نمي کردندو پس
از دوندگي
آقاي مولائي
را قبول كردند.و
آن موقع هم
گفتند چون 6
ماه گذشته و
شما اقدام به
ادامه انتشار
نکرده ايد
ديگر نمي
توانيدمنتشر
کنيد.. ولي
حالا دنبالش
هستم دوباره
اميد زنجان را
انتشار دهم.بيشتر
در زمينه هائي
که تاکنون کار
نشده هست کار
کنيم و خلاهاي
موجود را
پرکنيم.
اؤيرنجي: آن
موقع که مي
گفتند چون 6
ماه منتشر
نکرده ايد و
ديگر نمي
توانيد منتشر
کنيد به نظر
تان اکنون که
نزديک 6 سال مي
گذرداجازه
انتشار
خواهند داد؟
حکيمي
پور: ]با
خنده[ نه ديگه
من امتياز آن
نشريه را دارم.تخلف
خاصي انجام
نداده ام.ما 6
ماه انتشار
نکرديم بما
تذکر
دادندوالان
ميخواهم
دوباره
انتشار کنم.ولي
به نظرم مشکل
خاصي پيش نياد.اگر
دنبالش بروم
مي توانم مجوز
بگيرم.دنبال
اين هستم با يک
مطالعه جديد و
در سبک جديدآن
را انتشار دهم.
اؤيرنجي: در
مورد حزب
اراده ملت
ايران کمي
توضيح دهيد. از
چه زماني
تاسيس شد و
تاکنون چه
اقداماتي
انجام داده
است؟
حکيمي پور:
تاسيس اين حزب
هم به دانشگاه
برمي گردد. در
سال 69-70 در اين
فكر ها بودم و
از همان موقع
چندين جلسه و
نشست در اين
مورد برگزار
کرديم.ما
دنبال اين
سوال بوديم كه
چرا هميشه ما
در تاريخ
هزينه بيشتر
مي دهيم.چرا
هميشه بد مي
آوريم.چرا ما
هميشه هزينه
ما از فايده
مان بيشتر است.جواب
اين سوال
اراده ملت شد.و
جواب هم
اين بود كه
مشكل ما باهم
كار كردن است.
مشکل ما نبود
فرهنگ كار
جمعي است. تک
تک مان
کارهاي بزرگي
انجام مي دهيم
ولي وقتي باهم
هستيم نمي
توانيم
مثمرثمر باشم.
مورد ديگر هم
خود شيفته
بودن نخبگان
است.
اينها
مسائلي بود که
ذهن ما مشغول
کرده بود.
چگونه مي توان
بر اين مشكلات
فائق آمد كه
نتيجه آن
اراده ملت شد.هر
چند مجوز
اراده ملت را
بعد از دوم
خرداد دادند
ولي اساس و
پايه آن به
سالهاي قبل
برمي گردد.چون
اراده ملت
هدفش تقويت
فرهنگ کار
جمعي است به
همين خطر
بيشتر در
كارهاي علني و
اجرائي نيست
اصل بر ما
تقويت مشكل
فرهنگ جمعي مي
باشد.کارهاي
ما بيشتر درون
حزبي است تا
بيرون.ولي در
برخي مواقع
مانند
انتخابات
وارد صحنه
ميشويم و
کارهائي که از
دستمان بر مي
آيد را انجام
مي دهيم.اما
اينها برما
اصل نيست. که
از الان وارد
چنين مسائل
شويم.چرا که
متعقديم اگر
مشکل مذکور حل
شود تمامي
مسائل حل
خواهد شد.
در دوره
دوم كه آقاي
خاتمي راي
آورد احساس
كرديم كه جو و
فضا(1380-1381)عوض شده
است.به کار ما
به عنوان
تهديد نگاه مي
کردندچون ما
به دنبال
نتيجه بوديم
تا عمل زدگي.لذا
تصممي گرفيم
به حالت
انفعال در
آييم تا
ببينيم شرايط
چه مي خواهد.ما
سه سال سكوت
كرديم تا
ببينيم چه مي
شود در
انتخابات
بهار 84 دوباره
آن را فعال
كرديم.به
بهانه
انتخابات
دوباره شعب
خود را فعال
کرديم.اين
مانند يک اسب
زين شده آماده
است که هر موقع
خواستيم مي
توانيم مي
توانيم فعالش
کنيم و هر وقت
نخواستيم
منفعل کنيم.
اؤيرنجي: در
مورد "مجمع
آذريهاي ايرن
اسلامي" هم
توضيحات لازم
را بدهيد.
حکيمي پور: در
سال 76 در
انتخابات
رياست جمهوري ما
به دنبال جمع
كردن راي
ترکها بوديم
كه با اين اسم
دور هم جمع
شديم ولي مجوز
نداشت.اما
خيلي فعال بود
وتمامي
ستادهاي ديگر
را تحت تاثير
قرار داده بود.
حدود 30 شعبه در
تهران داشتيم .بعددنبال
مجوز هم رفتيم
كه نتوانستيم
مجوز بگيريم.هر
نامي داديم
نتوانستيم
مجوز بگيريم.اين
تشکل به عنوان
يک حزب غير
رسمي اما
فعال، وجود
داشت تا اينکه
ديديم از
اين نام سوء
استفاده مي
شود هر کسي مي
خواهد در ميان
مردم خود را
مطرح کند و راي
جمع کند از اين
عنوان
استفاده مي
کند. ديديم عده
اي سوء
استفاده
کنندگان مي
خواهند ازاين
نام هم
استفاده سوء
کنند که ما
خودمان را
کنار کشيديم.ولي
متاسفانه باز
هم هر از گاهي
از اين عنوان
استفاده مي
شود.عده اي با
عنوان مجمع
آذريهاي مقيم
مركز – عده ايي
ديگر با عنوان
جمعيت ترك
زبانان
ايران،انجمن
ترکان،آذريهاي
ايران اسلامي
و... فعاليت مي
كنند.که الان
فعلا موضوعيت
ومحتوا ندارد.
اؤيرنجي: ولي
هماهنگونه من
خودم يادم مي
آيد در سال80
شما بيانيه
ايي صادر
کرديد و به
دنبال آن هم
خود شما با
نشريه "پيک
آذر" مصاحبه
کرديد و در
آنجا گفتيد که
رسما "مجمع
آذريها "به"
جمعيت ترک
زبانان"
تغيير نام داد
اگر امکان
دارد در اين
مورد بيشتر
توضيح بدهيد؟
حکيمي پور: بچه
هائي كه با ما
كار مي كردند
آنهائي كه خودشان
را هزينه مي
كنند نه اينكه
اين نام را
براي خودشان
هزينه كنند را
گلچين كرديم
دور هم جمع
كرديم و ماهها
جلسه گذاشتيم.اساسنامه
آن را نوشتيم
و يک چارچوب
کاملامدني
براي آن ترسيم
کرديم.وقتي
خواستيم به جا
بنشانيم به
وزارت كشور
داديم كه
تاكنون
نتوانسته ايم
مجوز بگيريم.
اؤيرنجي: يعني اكنون
پرونده "جمعيت
ترک زبانان
ايران" در
ماده 10 احزاب
هست؟
حکيمي
پور: آري،هست.بچه
ها هم
دنبالش هستند.ولي
هنوز مجوز
نداده اند.
اؤيرنجي:شما
هم جزء هيئت
موسس آن
هستيد؟
حکيمي پور::بلي-
ولي هنوز مجوز
نداده اند.بچه
ها هم پيگير
کار هستندو هر
از گاهي
فعاليتهاي
خاصي انجام مي
دهد.اينگونه
است که به ما
فرصت نهاد
سازي نداده
اند.اکنون
دنبال اين
هستيم دوباره
باشگاه را
فعال تر کنيم.
اؤيرنجي: در
مورد باشگاه
توضيح
دهيد؟فکر کنم
ابتدا آقاي
جعفري و... آن را
تاسيس کردند و
بعد ها شما
امتياز آن را از
آنهاگرفتيد؟
حکيمي پور: نه -
باشگاهي به
نام" شاهين
نوين" بود كه
ما امتيازآن
را خريديم و به
"باشگاه
آذربايجان "تغيير
نام داديم و
همين جا جاي
دارد از آقاي
فائقي به خاطر
زحمات ارجمند
ايشان در جهت
مجوز گرفتن
تقدير و تشكر
كنم .آقاي
جعفري هم با ما
بود كه پس از
يك فصل تصيم
گرفت از
باشگاه برود و
رفت.
با همان
نام هم يك تيم
تشكيل داديم
وتا دسته دوم
ليگ برتر
آورديم و
ديديم اگر
ادامه دهيم
حداقل 200
ميليون هزينه
نياز دارد. و
چون زياد قرض
دار شده بوديم
امتياز تيم را
براي يك فصل
فروختيم تا
قرضهاي خود را
پس بدهيم.بعضي
ها اشتباه مي
گيرند فكر مي
كننند ما
امتياز
باشگاه را
فروخته ايم.در
حالي که ما
امتياز تيم
را، آنهم فقط
براي فقط
براي يک فصل
فروخته بوديم..الان
دوباره تيم را
راه انداخته
ايم تيم ما از
دسته دوم
تهران شروع
کرده است.
اؤيرنجي: ما
وقتي رزومه
کاري شما را
نگاه مي کنيم
مي بينيم که در
حزب اراده ملت-
وجاهاي خيلي
زيادي کار مي
کنيد ولي من و
امثال من
دلمان مي خواهد شما
بيشتر فعاليت
خود را در
زمينه مسائل
آذربايجان
صرف کنيد؟ چرا
آقاي حکيمي
پور به مسائل
آذربايجان
کمتر درگير مي
شود؟
حکيمي پور: نه- حزبي
که تاسيس کرده
ايم اکثر
افراد ترک
هستند.من به
بچه ها گفتم
بياييد شاخه
شمال غرب اين
را فعال کنيد .اين
نام مقداري
ضربه را کم مي
کند.متاسفانه
خوب استقبال
نشد.ما ياد
گرفته ايم فقط
از صفر شروع
کنيم .بايد تلا
ش کنيم راه هاي
پيموده شده را
دوباره تکرار
نکنيم از آنها
استفاده کرده
و ضعف هاي آن
را برطرف کنيم
بالاخره يک
دليلي دارد که
ما در اينجا
قرار گرفته
ايم اين که بي
دليل نيست.الان
که اين راه تا
اينجا آمده
است.چه ايراد
هائي دارد و
برطرف کنيم.الان
اين راهي که تا
اينجا آمده
است. نبايد
برويم از اول
شروع کنيم.بايد
تلاش کنيم نسل
بعدي را هم
تقويت کنيم.
حزب يک
ابزاري است که
آينده
،دموکراسي،حتما
اين ابزار را
نياز خواهد
داشت.اين حزب
مجوز هم دارد.اين
متناسب با هر
وضعتي قابل
تغيير است و
اگر هم وضعيت
باقي بماند آن
را سراسري مي
کنيم و دوباره
دنبال نتيجه
گرفتن از
صندوق هاي راي
مي رويم.اگر
وضعيتي ديگر
پيش آمد
متناسب با آن
تصميم مي
گيريم.
فعلا
تصميم دارم
فعلا مسئله
آذربايجان را
فقط در قالب
شاخه شمال غرب
اراده ملت را
تقويت کنيم .باشگاه
را دوباره
فعال کنيم.
اميد زنجان را
راه اندازي و....کينم
اينها به اين
معنا نيست که
ما در اين مدت
تعطيل کرده
بوديم.
اؤيرنجي: به نظر من
پرداختن
مسائل فرهنگي
لازم کفائي
است و پرداختن
به مسائل
فرهنگي از دوش
برخي ها
برداشته شده
است. درد بزرگ
آذربايجان
امروزه
نپرداختن
فعالين به
مسائل سياسي
مي باشدهم
اکنون بحث
انتخاب
استانداردان،
فرمانداران و...
مطرح است.انتخابات
شوراها را در
پيش رو داريم.
شما به غير از
باشگاه و
فعاليتهای
فرهنگی در
زمينه مسائل
سياسي
آذربايجان چه
برنامه و
طرحهائي
داريد؟و
فعاليت هاي
سياسي شما در
اين زمينه
چگونه است؟
حکيمي پور: آنها
در قالب جمعيت
ترک زبانان وحزب
اراده ملت
ايران تامين
مي شود.
اؤيرنجي: آيا
تاکنون چه
فعاليتهائي
در اين زمينه
انجام داده
ايد؟ با بيان
نمونه کاري
تشريح
نمائيد؟
حکيمي پور:
بلاخره بايد
از حزب محفل
استفاده کرده
و يک سري از
بچه هائي
ظرفيت کاري
بلند مدت و کار
سياسي دارند
را شناسايي
کرده و در قالب
شعب شمال غرب
با تاکيد بر
مسئله ملي
فعال کنيم.و به
کادر سازي
بپردازيم.
همچنين دنبا ل
مجوز جمعيت
ترک زبانان
هستيم.
کارهاي
مدني باشگاه هم
به اين خاطر
است که فرهنگ
کار جمعي را
تقويت کنيم
واقعيت اين
است که امروزه
در حرکت ملي
رابطه کاملا
مکانيکي است
ارگانيکي
نشده است. من
مي خواهم به
حرکت هويت
بدهم الان
فقط زبان و
مقداري هم
موسيقي مانده
است چيز ديگر
وجود ندارد
اينها براي
هويت بخشيدن
خيلي کم است
به اين خاطر
براي ابراز
هويت لذا بايد
فرهنگ کار
جمعي تقويت
شود.همين که
عده اي دور هم
جمع مي شوند و
کار جمعي
انجام مي دهند
اين فرهنگ
خودي خود
تقويت مي شود.
بطور مثال در
زمان مشروطيت
فقط در خود
تبريز حدود 100
انجمن محلات
وجود داشت. که
واقعا کار
انجام مي
دادند تقسيم
کار کرده
بودند. برنامه
داشتند.اساسنامه
داشتند
مرامنامه
داشتند.لذانتيجه
را گرفتند.و
فرقه دموکرات
هم نتيجه اين
سازماندهي
بود.من هم
طرح هايي براي
کادر سازي و
سازمان دهي
دارم که در
اينجا امکان
بازگو کردن
آنها وجود
ندارد.
اؤيرنجي: به
نظر من عده اي
در داخل حرکت
هستند که
صداقت خودشان
را به ملت ما
نشان نداده
اند دوستان من
در روستاهاي
اردبيل با پاي
پياده از اين
دهستان به آن
دهستان رفته
براي ايشان
راي جمع کرده و
تبليغات او را
انجام مي
دادند در عوض
ايشان در
دومين دور
شوراي شهر ما
را به
قيمت
بسيارارزان
فروخت اين
انتقاد ها به
شما زياد است
که در اطراف
شما افرادي
هستند که با
سوء استفاده
از پست هائي که
شما با راي
مردم بدست مي
آوريد آنها
پست هاي دولتي
مي گير ند و
صداقت شان را
به ملت
آذربايجان
نشان نداده
اند؟ در اين
مورد چه نظري
داريد؟
حکيمي پور: در
همه جا آدم هاي
خوب و بد وجود
دارد ما در
شرايطي هستيم
بايد در داخل
خودمان اين
مسائل را
زياد دامن
نزينم ولي
اينها را
بشناسيم ولي
زياد به بيرون
انتقال ندهيم.اگر
اينها را طرد
کني مي روند به
عنوان مخرب
عمل مي کنند
ولي در داخل
خودمان کنترل
شده با آنها
برخورد کنيم
خيلي بهتر از
طرد مي باشد.
اگر انها را
نشناسيم سخت
است و شايد
ضربه بخوريم.ولي.برخي
مواقع است من
نمي دانم عمل
مي کنم و برخي
مواقع ديگر
است که مي دانم
و مي شناسم و
بعد عمل مي کنم
مي گويند اگر
هم مي خواهيد
از هم جدا
شويد هم با
خوشي جدا شويد.مي
گويند هزار
نفر دوست کم
است و يک نفر
دشمن زياد است.يک
زماني است ما
نمدانيم و سخت
است برخورد
کردن ولي وقتي
مي داني ديگر
مشکل نداري. ما
بايد صادق و
غير صادق را
تشخيص دهيم و
آگاهانه با
آنها برخورد
کنيم.غير صادق
نداند ما آن را
غير صادق مي
دانيم تا با
ديگران
همکاري بر
عليه ما
نداشته باد که
بر اي ما خطر
ناک است ما از
چوب تبر خورده
ايم نه از تيغ
آن.دسته تبر از
خودش است.از
طرف ديگر
من در
موقعيتي هستم
که افراد
زيادي به من
مراجعه مي
کنند.. من
نميتوانم
بگويم شما بيا
و آن يکي نيايد.من
عادتي دارم که
اگر بدانم
کاري از دستم
برمي آيد هيچ
وقت براي کسي
مضايقه نمي
کنم.ولي
اينگونه نيست
که به من خط
دهند. اين نيست.
اؤيرنجي:
وقتي مي بينيم
در اطراف آقاي
حکيمي پور
افراد بدي
وجود دارند.دلمان
گرم نمي شود از
ايشان حمايت
کنيم.و با
ايشان مراده
داشته باشيم.
حکيمي پور: من
فعاليت زيادي
دارم و در هر
کجا افراد
زيادي اطراف
هستند. من
فعاليت زيادي
دارم و در
جاهاي مختلف
با افراد
مختلف کار مي
کنم.خانه
احزاب- باشگاه-
جمعيت و... محل
هاي فعاليت من
هستند.مانده
در کجا باشد.افراد
اطراف من قرار
نيست محرم
من باشد.به من
القاب زيادي
دادند و من در
جواب همه آنها
گفتم من خودم
هستم .من چاره
ايي ندارم من
در وضعيتي
هستم که بايد
با افراد
مختلف مراوده
داشته باشم.
اؤيرنجي: منظور من
مراجعه کنندگان
عمومي نيست
بلکه دوستان
درجه يک و دو
و بسيار
نزديک مي باشد.
حکيمي پور:
خوشبختانه
افراد و
دوستان صادق
زيادي اطراف
من هستند که به
موقع مرا آگاه
مي کنند.و مي
دانم با چه کسي
چه برخوردي
داشته باشم.
اؤيرنجي: کمي
فضاي گفتگو را
عوض کرده و عرض
کنم که
درانتخابات
مجلس ششم و در
انتخابات دور
اول شوراي
اسلامي شهر
تهران در اوج محبوبيت
مشاركتي ها
به اصطلاح
اصلاح طلبان
آقايان حضرتي
و حكيمي پور
شگفتي
انتخابات
تهران مي شوند
.به نظر بنده
اين دو بيشتر
با راي تركها و
آذربايجانيها
به اين مقام
دست يافته اند.
تحليل شما در
اين چيست؟
حکيمي پور:
خوشبختانه
تورکها حس
مسئوليت
پذيري خوبي
دارندبخصوص
در تهران که 66
درصد آن ترک
است. اين طبيعي
مي باشد.
تورکها اينجا
را شهر کرده
اند.در اينجا
اگر اينها
انسجام داشته
باشندخيلي
کارها مي
توانند انجام
دهند.مقداري
پراکندگي
وجود دارد و
باعث مي شود
راي اينها هدر
رود.
مي بينيم
کانديدايي که
با اينها نشست
و برخورد
داشته باشدبا
دانشگاهيان،کسبه،بازاري،هيئت
هاي مذهبي و....
روابط مناسب
داشته باشد.
علنا راي آن
فرق مي کند.راي
خود من مؤيد
اين دليل است.من
خودم در ليست
مشارکتي ها
نفر پانزدهم
بودم آنها مرا
در دريف 15 قرار
داده بودنددر
حالي که من نه
در سن و نه در
سواد و نه در
سابقه نبايد
نفر پانزدهم
مي شدم ولي
آنها عمدا مرا
در اين رديف
قرار داده
بودند تا اگر
از اين ليست
کسي راي
نياورد آنهم
من باشم که
خوشبختانه در
اينجا ادعاي
کساني که شعار
ايران براي
همه ايرانيان
مي دادند مشخص
شد. و ديد
تبعيض آميز
آنها عيان
گرديد.من به
لطف همشهريها
و مردم عزيز
مان نفر پنجم
شورا شدم.واگر
دو روز بيشتر
وقت داشتيم
مطمئنا راي
مان از اين هم
بيشترمي شد.
اؤيرنجي: وقتي
شما در شورا
بوديدقضيه
انتقال مزار
ستارخان به
تبريز مطرح شد
و حتي در دور
دوم انتخابات
شورا شهر
تهران شما يکي
از مهمترين
کارهاي خويش
مطرح کردن بحث
انتقال مزار
سردار ملي
بيان نموديد.اين
قضايا به کجا
ختم شد؟
حکيمي پور: بله-
متاسفانه
مسئله را کش
دادند و بودجه
را ندادند من
خيلي درگير
شدم به بهانه
هاي مختلف
بودجه را مصرف
نکردند.ما آن
موقع گفتيم يا
آرامگاهي
براي ايشان
بسازيد يا
اينکه اجازه
دهيد ايشان را
به جائي
ببريم که قدرش
را بدانند
آن را تبريز
انتقال دهيم.که
اين هم نشد.
اؤيرنجي:
به نظر شما
جهت انتقال به
تبريزچکاري
مي توان انجام
داد؟
حکيمي پور: به
نظر من کار
سختي نيست يک
کار اجرائي مي
خواهد.فشار
بياوريم.با
شوراي شهر
تبريز
هماهنگي شودو
اين مزار به
تبريز انتقال
داده شود.يا
بايد شوراي
شهر تبريز
بخواهد يا
اينکه
نمايندگان
بخواهند و
کارهاي اداري
لازم انجام
گيرد و اين
مزار به تبريز
انتقال داده
شود.
اؤيرنجي: در دور دوم شوراي اسل