طرح « خاورميانه بزرگ» و آذربايجان جنوبي

ياشار خلخالي

مقدمه

خاورميانه يكي از حساس‌ترين نقاط جهان و منطقه‌اي است كه هر گونه تغيير عمده‌اي در نظام روابط بين‌الملل و موازنه قدرت در سطح جهاني، به سرعت آثار خود را در آن نمايان مي‌سازد. بعد از حادثه 11 سپتامبر و صدور فرمان حمله به نيويورك از غارهاي افغانستان، اراده  استراتژيست‌ها  و  سردمداران كاخ سفيد بر انجام تغييراتي بنيادين در «قلب» خاورميانه قرار گرفت.

بدين ترتيب پس از حمله 11 سپتامبر، خاورميانه اهميت تازه اي يافت و از لحاظ ژئوپلتيک و استراتژي اقتصادي دنياي عرب  و كشورهاي منطقه را از روياي صلح و آرامش صوري خارج ساخت.

لذا در شوراي امنيت ملّي آمريکا طرحي به نام «خاورميانه بزر گ»مطرح و مورد مطالعه گرفت. كه از نظر پوشش جغرافيايي، علاوه بر 22 کشور اتحاديه عرب (Arab League) کشورهاي ترکيه، اسرائيل، پاکستان، افغانستان و ايران را نيز در بر ميگيرد. 
 هدف اين طرح تغيير باقيمانده آرايش سياسي ناشي از دوران جنگ سرد، در اين منطقه حساس مي باشد. اگر در دوران جنگ سرد، سياست خاورميانه‌اي غرب، مبتني بر تقويت و حمايت از رژيم‌هاي محافظه‌كارمتحد غرب در قبال دولت‌هاي توتاليتر عمدتاً سكولار بود، بر اساس طرح خاورميانه بزرگ، اين سياست به تغيير رژيم‌هاي توتاليتر سكولار منطقه و تحميل تغييرات بنيادي به حكومت‌هاي محافظه‌كار سنتاً دوست  و بخصوص دشمن غرب تبديل شده است. با اين هدف كه در نهايت، خاورميانه‌اي  ميانه‌رو، متحد غرب، هماهنگ با اقتصاد جهاني و متمايل به ارزش‌هاي غربي بوجود بيايد.

 تاريخچه  

 طرح خاورميانه بزرگ  براي نخستين بار در 12 سپتامبر 2002 توسط کولين پاول مطرح گرديد متعاقبا،  در ژانويه سال 2003 معاون رئيس ‌جمهور ايالا‌ت‌ متحده، ديك چيني در اجلاس سازمان جهاني اقتصاد(WEO) كه در شهر داووس(Davos) سويس برگزار گرديد «استراتژي پيشرو براي آزادي» را مطرح ساخت كه دولت آمريکا را "متعهد به حمايت از كساني مي‌نمايد كه در راه اصلاحات در خاورميانه بزرگ فعاليت مي‌نمايند و فداكاري به خرج مي‌دهند." در نوامبر 2003 دولت بوش طرح خود را براي خاورميانه بزرگ رسما اعلام کرد

 به دنبال مخالفت شديد کشورهاي عربي و عدم استقبال کشورهاي اروپايي، طرح خاورميانه بزرگ  تعديل گرديد و در 10 ژوئن 2004 با نام جديد «طرح خاورميانه گسترده»  در نشست گروه  8  در«See Island»  به تصويب رسيد. 

طرح  مزبورشامل دو بخش است.  بخش اول به ضرورت استقرار دموکراسي در خاورميانه اختصاص دارد،.  بخش دوم، برنامه نسبتا جامعي براي انجام اصلاحات اقتصادي در منطقه خاورميانه بزرگ است. 

عليرغم تعديل هاي انجام گرفته، اين طرح همچنان با نام اوليه آن، يعني طرح خاورميانه بزرگ معروف شد.  اولين نشست «طرح خاورميانه گسترده« در دسامبر 2004 در شهر رباط  مراکش، با نام «فوروم آينده» (Forum for the Future) برگزار گرديد  که در آن علاوه بر کشورهاي گروه 8 ، نمايندگان تعدادي از کشورهاي منطقه مانند پاکستان، مراکش و ترکيه نيز شرکت داشتند.  در واقع، «فوروم آينده» چارچوبي است براي نشست هاي منظم وزاري کشورهاي ذينفع جهت تدوين و بررسي پيشرفت برنامه اصلاحات منطقه.  در اين چارچوب، به موازات نشست هاي مرتب رهبران سياسي دولتهاي مربوطه، نشست هايي بين رهبران اقتصادي و اجتماعي به ويژه نهادهاي جامعه مدني کشورهاي منطقه نيز انجام مي پذيرد.  دراولين نشست «فوروم آينده» در دسامبر 2004، مبلغ 60 ميليون دلار به برنامه هاي مصوب نشست اختصاص داده شد. 

 

 برنامه هاي پيشنهادي طرح

 بنا بر متن رسمي طرح خاورميانه بزرگ که توسط  گروه 8 منتشر گرديد، اين طرح شامل سه حوزه فعاليت است:

 سياسي:  در عرصه سياسي «طرح خاورميانه بزرگ» متذکر ميشود که پيشرفت به سوي دموکراسي و حکومت قانون مستلزم ايجاد تضمين هاي موثري در زمينه هاي رعايت حقوق بشر و آزادي هاي بنيادين و احترام به تنوع افکار و پلوراليسم است تا مشارکت مردم در تعيين سرنوشت سياسي جامعه را ممکن سازد.  براي استقرار و گسترش دموکراسي، علاوه بر موارد پيشين اصلاح و نوسازي دستگاه دولت و شيوه مديريت و حکومتراني آن نيز ضروري ميباشد.    

اجتماعي و فرهنگي:  در حوزه اجتماعي و فرهنگي، آموزش براي همه، کاهش نرخ بيسوادي، بهبود دسترسي به آموزش به ويژه براي دختران و زنان، برابري زن و مرد، آزادي بيان، دسترسي به فنآوري اطلاعات (information technology) و ارتقاء مهارت و آموزش نيروي کار از اهداف اصلي طرح خاورميانه بزرگ ميباشند.

  اقتصادي: در زمينه اقتصادي، اهداف طرح عبارتند از ايجاد اشتغال، ايجاد شرايط مناسب براي رشد بخش خصوصي، گسترش تجارت آزاد و سرمايه گذاري، ارتقاء همکاري هاي اقتصادي منطقه اي و بين منطقه اي، بهبود دسترسي به سرمايه، انجام اصلاحات در بخش مالي، اصلاح قوانين و ساختار حقوقي، اصلاح حقوق مالکيت، مبارزه با فساد و ارتقاء شفافيت.  در چارچوب طرح خاورميانه بزرگ کشورهاي گروه 8 متعهد ميشوند تا با ارائه کمکهاي مالي و خدمات فني دولت هاي منطقه را در اجراي اهداف فوق ياري دهند.      

برنامه هاي پيش بيني شده براي  پيشبرد اصلاحات

 بمنظور تسهيل و پيشبرد اصلاحات سياسي، اجتماعي  و اقتصادي منطقه، طرح خاورميانه بزرگ اقدامات متعددي را در سه زمينه را توصيه مي نمايد كه به شرح زير مي باشد. موارد عمده آنها به اختصار به شرح زير ميباشند

1-  ارتقاء دموکراسي

2-  ايجاد جوامع متکي بر دانش

3-  بسط وگسترش فرصت هاي اقتصادي

 

 الف.  ارتقاء دموکراسي

بنا بر طرح خاورميانه بزرگ، علاوه بر پشتيباني مستقيم از جنبش هاي دموکراتيک منطقه، کشورهاي گروه 8 ميتوانند با ارائه خدمات فني، آموزشي و حقوقي به ايجاد ظرفيت هاي اجتماعي و سازماني لازم براي رشد دموکراسي کمک کنند و بدينوسيله استقرار و گسترش دموکرسي در منطقه را تسهيل و تسريع نمايند.  در اين حوزه اقدامات متعددي مطرح ميشوند که موارد عمده آنها عبارتند از:

 

·        ايجاد فضاي لازم براي انجام انتخابات آزاد

·        آموزش و مبادلات پارلماني

·        تسهيل مشارکت زنان در رهبري سياسي

·        اصلاحات حقوقي و رفورم سيستم قضائي

·        کمک به رشد رسانه هاي عمومي مستقل

·        ارتقاء شفافيت و مبارزه با فساد

·        ارتقاء جامعه مدني

·        تاسيس سازمان گفتگو و همکاري براي ارتقاء دموکراسي

 

ب.   ايجاد جوامع متکي به دانش

بنا به گزارشهاي توسعه انساني جهان عرب[10]،  درجهان گلوبال نوين دانش شالوه و شاهراه توسعه و آزادي است.  اما خاورميانه عليرغم پيشينه تاريخي خود، به نحوي خيره کننده و تاسف آور از جهان دانش معاصرعقب افتاده است.  بمنظورحل اين معضل، طرح خاورميانه بزرگ از کشوهاي گروه 8 ميخواهد تا اقدامات جديد و گسترده تري را جهت آموزش نيروي انساني منطقه اتخاذ نمايند. بطور مشخص برنامه هاي پيشنهادي طرح خاورميانه بزرگ در اين حوزه عبارتند از:

·         ارائه کمکهاي مالي و فني به دولتها و N.G.O  هاي منطقه، با اين هدف که نرخ بيسوادي منطقه را تا سال 2010  به ميزان 50% کاهش دهند (به ويژه در ميان زنان).

·         تاسيس موسسات تربيت معلم به منظور تربيت 100 هزارمعلم زن تا سال 2008،  بر مبناي رهنمون هاي «آموزش براي همه» سازمان يونسکو.

·          ايجاد مدارس جديد با استفاده از تکنولوژي و متدهاي آموزش نوين، بر مبناي طرح مدارس

·         تاسيس موسساتي با مشارکت بخش هاي خصوصي و دولتي منطقه جهت مجهز کردن مدارس به تجهيزات کامپيوتري و دسترسي به اينرنت.

·         تاسيس مدارس بازرگاني در منطقه با همکاري مدارس و دانشگاههاي کشورهاي گروه 8

·         برگزاري يک نشست متشکل از رهبران بخش هاي دولتي، خصوصي و سازمانهاي جامعه مدني منطقه و همتاهايشان در ايالات متحده آمريکا و اتحاديه اروپا، بمنظور بررسي راههاي حل مسئله "کسري دانش" در منطقه خاورميانه بزرگ.

·        ارائه کمکهاي مالي جهت چاپ کتاب هاي درسي (از طريق مشارکت بخش خصوصي و دولتي) و اهدا آنها به مدارس، دانشگاه ها و کتابخانه هاي منطقه.

 

 ج.   گسترش فرصتهاي اقتصادي

بنا به طرح خاورميانه بزرگ، حل مشکلات اقتصادي منطقه خاورميانه بزرگ مستلزم انجام اصلاحات اقتصادي گسترده اي همطراز اصلاحات اقتصادي اروپاي شرقي ميباشد.  آزادسازي انرژي بخش خصوصي به ويژه صنايع کوچک و متوسط که موتور رشد اقتصادي منطقه ميباشند محور اصلي چنين اصلاحاتي است.  در اين راستا، برنامه هاي مشخص طرح خاورميانه بزرگ عبارتند از:  

·        تاسيس موسسات مالي و بانکهاي توسعه جهت تامين سرمايه لازم براي توسعه اقتصادي منطقه

·         اصلاح بخش مالي

·         ارتقاء تجارت آزاد

·          تاسيس فوروم فرصتهاي اقتصادي خاورميانه

3

افزون بر اين، سطح موانع تعرفه اي وغير تعرفه اي در ميان کشورهاي منطقه بسيار بالا ميباشد.  بمنظور ارتقاء تجارت آزاد و تشويق مبادلات درون منطقه اي، طرح خاورميانه بزرگ کشورهاي گروه 8 را به انجام اقدامات زير فرا ميخواند:

·        کمک به کشورهاي منطقه جهت الحاق به سازمان تجارت جهاني.  

·         تاسيس قطب هاي تجارت منطقه اي (regional trade hubs):   .   

·         تاسيس مناطق توسعه تجارت (Business Incubator Zones (BIZ

·        تاسيس فوروم فرصتهاي اقتصادي خاورميانه بزرگ

 

 نقش ناتو در طرح خاورميانه بزرگ

 با شکل گيري «طرح خاورميانه بزرگ» به نظر ميرسد آمريکا ميکوشد تا ناتو را در اجراي اين طرح درگير سازد و يا دست کم کارکرد آنرا با «طرح خاورميانه بزرگ» و چالشهاي جديد در منطقه هماهنگ سازد. براي مثال، نيکولاس برنز (Nicholas Burns) نماينده آمريکا در ناتو در سخنراني خود در اکتبر 2003 در شهر پراگ اظهار داشت "مأموريت ناتو هنوز هم عبارت است از دفاع از اروپا و امريكاي شمالي.  با اين حال، ما بر اين اعتقاد نيستيم كه مي‌توانيم با نشستن در جاي خود و محدود شدن به اروپاي غربي يا اروپاي مركزي و يا امريكاي شمالي اين مأموريت را به انجام برسانيم.  ما بايد توجه ذهني و همچنين تمركز نيروهاي نظامي خود را به سمت شرق و جنوب گسترش دهيم.  به اعتقاد ما  آينده ناتو در شرق و جنوب و يا به عبارت ديگر در خاورميانه بزرگ است".[14]  

 شکل گيري نقش ناتو در «طرح خاورميانه بزرگ» با واقعه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و متعاقب آن حمله به عراق آغاز گرديد و در سال 2004 در غالب" طرح همياري استانبول" (Istanbul Cooperation Initiative (ICI)) شکل رسمي تر به خود گرفت.

 طرح همياري استانبول که در مارس 2004 در نشست ناتو در استانبول ارائه گرديد کشورهاي منطفه خاورميانه بزرگ، به ويژه  کشورهاي عضو شوراي همياري خليج  را دعوت به همکاري عملي با ناتو مينمايد.  وظيفه جديد ناتو در چارچوب طرح همياري استانبول عبارت است از شناسايى و مقابله با خطراتي که كشورهاى عضو را در منطقه خاورميانه بزرگ تهديد ميکنند، به ويژه از طريق اقداماتى نظير:

·     مقابله با تروريسم

·     مبارزه با گسترش سلاح هاي کشتار جمعي،

·     همکاري در امورامنيت مرزي بمنظور مبارزه با قاچاق موارد مخدر، قاچاق اسلحه و انسان

·     تهيه برنامه هاي مشترک جهت مقابله با مصائب بزرگ و شرايط اضطراري

·     آموزش هاي نظامي و امنيتي

·     شرکت در تمرين هاي ناتو

·     ارائه خدمات و کمکهاي فني براي انجام اصلاحات در سيستم هاي نظامي و مناسبات نظامي- مدني

·     هماهنگ سازي سيستم ها و تجهيزات نظامي بمنظور حذف ناسازگاري ها و تسهيل اقدامات مشترک

 

تا کنون سه کشور کويت، قطر و بحرين به «طرح همياري استانبول» پيوسته اند و اقدامات مشترکي در زمينه هاي فوق نيز انجام گرفته است. همچنين حکومت ترکيه بسيار مشتاق است که در طرح هاي همياري استانبول و خاورميانه بزرگ نقش کليدي در سطح منطقه ايفا نمايد.  در واقع حکومت ترکيه بيرون ماندن اين کشور از طرح خاورميانه بزرگ را مغاير منافع استراتژيک ترکيه ميداند[15].

 واكنش مجامع جهاني به طرح خارميانه بزرگ

 طرح "خاورميانه بزرگ" واکنش هاي بسيار متفاوتي را برانگيخته است. اروپا نسبت به عملي بودن و موفقيت طرح خاورميانه بزرگ به ديده شک مي نگرند و نگران اين است که سياست جديد آمريکا موجب تشديد بي ثباتي و فروپاشي دولت هاي منطقه گردد.  از سوي ديگر، اروپا نگران است که نومحافظه کاران آمريکا با استفاده از اين طرح ابتکار عمل در منطقه خاورميانه را از دست اروپائيان بربايد. 

 دولتهاي منطقه که غالبا از پشتيباني مردم برخوردار نميباشند و از هر تغيير جدي هراسانند اين سياست را دخالت در امور داخلي خود ميدانند. 

 برخي از نيروهاي سياسي منطقه طرح خاورميانه بزرگ را يک طرح امپرياليستي با چهره دموکراتيک ميدانند که هدف آن گسترش هژموني آمريکا بر منطقه و دستيابي به ثروت نفت آن ميباشد.  برخي ديگر آنرا راه نجات خاورميانه از بنيادگرايي وحکومتهاي استبدادي ميدانند.  عده اي هم  براي طرح خاورميانه بزرگ اساسا ارزش استراتژيک قائل نيستنتد و آنرا يک حرکت تاکتيکي از سوي آمريکا براي منحرف ساختن افکار عمومي جهان نسبت به حمله به عراق ميدانند.  برخي از منتقدين برآنند که با توجه به تجربه عراق طرح خاورميانه بزرگ اساسا منتفي و شکست خورده است.  از سوي ديگر عده اي از سياستگذاران آمريکا تاکيد ميکنند که طرح خاورميانه بزرگ هنوز در آغاز راه است  و خواهان بودجه و پشتيباني سياسي بيشتر براي اجراي اين طرح ميباشند.   

 

  طرح خاورميانه بزرگ از نگاه متقدان

 طرح خاورميانه بزرگ از جوانب متعددي مورد انتقاد واقع شده است که آنها را ميتوان درسه گروه کلي دسته بندي نمود:

1.         استراتژي هژموني طلبي:  نظراتي که هدف اصلي طرح خاورميانه يزرگ را اساسا تحميل هژموني آمريکا بر منطقه و دستيابي به ثروت نفت آن ميدانند.

2.         تاکتيک استتاري :  نظراتي که طرح خاورميانه بزرگ را عمدتا يک حرکت تاکتيکي از سوي آمريکا جهت منحرف کردن افکارعمومي جهان از مشکلات سياست خارجي آمريکا در منطقه خاورميانه به ويژه مشکلات ناشي ازحمله به عراق ميدانند.

3.         الگوي نامناسب:  نظراتي که انجام اصلاحات سياسي و اقتصادي خاورميانه را ضروري ميدانند، اما بر آنند که فرمول بندي مشخص «طرح خاورميانه بزرگ » به دليل ناديده گرفتن شرايط منطقه، عدم اعتماد مردم و نيروها ي منطقه به آمريکا، در نظر نگرفتن تنوع ساختارهاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي و تحميل يک راه حل از پيش تعيين شده وعدم مشاوره و مشارکت نيروهاي منطقه، ناپخته و غير عملي است.

 

طرح « خاورميانه بزرگ» و آذربايجان جنوبي

با آغاز حمله به افغانستان وبه دنبال آن حمله به عراق عملا طرح" انجام تغييرات در اين منطقه" شروع شد و اين تغييرات ادامه خواهد يافت و احتمال دارد در آينده طرح هاي متعددي براي اين منطقه پيشنهاد شده و يا اجرا گردد ولي آنچه مهم است اينكه خاورميانه شاهد يكسري تغييرات اساسي و بنيادي خواهد شد و از هم اكنون (هر چند مقداري هم دير شده است)بايد كشور ها و جنبش ها و حركات براي استفاده لازم از تغييرات با شتاب بيشتري دست به عمل شوند.

 با دقت در نظرات و ديدگاهها آمريكا-اتحاديه اروپا- ناتو و...  در مورد تحولات و آينده خاورميانه به اين نتيجه مي رسيم بر سر انجام تغييرات در اين منطقه اكثر دولتهاي و اتحاديه هاي تاثير گذار موافق هستند و تنها در شيوه برخورد و عمل اختلاف كوچكي به چشم مي خورد كه آنهم با تجزيه و تحليل حوادث عراق و افغانستان از بين خواهد رفت و آنها به شيوه برخورد واحد دست خواهند يافت.

اكنون  خاورميانه در مقطع حساسي از تاريخ خود به سر مي‌برد كه بيش از هر چيز به «دوران ‌گذار» شبيه است. طرح &#