ظلمت استبداد صغیر ماندنی نیست؛

گرگها شبها نمی خوابند!

 

آه اي وطن، سنه سندن اؤج آلماغا

بابك بابام بيله ييندن گوج آلماغا

تورپاق دئييب گؤيه دارنان اوجالماغا

مظلوم ديليم قده ر داريخما دايام

 

جهان آزاد، طی ماههای می و ژوئن سال 2006 میلادی(از دهه سوم اردیبهشت ماه تا دهه اول تیرماه سال 1385 شمسی)، آگاهانه ترین، مدنی ترین، توده ای ترین، وسیعترین، متحدترین و موثرترین قیام تاریخ معاصر  آذربایجان، ایران، خاورمیانه و بلکه مشرق زمین را بر مخملی سرخ از خون شریفترین، رشیدترین، فداکارترین، آزاده ترین، جسورترین و مظلومترین  فرزندان هویت طلب تورک مشاهده کرد.

متعاقب اهانت متعفن، هدفمند و نژاد پرستانه روزنامه دولتی ایران به زبان تورکی و شان خدشه ناپذیر ملت تاریخ ساز تورک، آذربایجان در برابر مستبدترین، سرکوبگرترین و بیرحمترین رژیم معاصر جهان، همچون آتشفشانی  از خشم و نفرت غرید و چون همیشه تاریخ کهن خود، سرزمین آتشها و جانفشانی ها شد.

سیل گدازه های قیام، شهر به شهر جاری شد و حتی بخشها و روستاها را نیز در برگرفت. ملیونها نفر از دانشگاهیان و نیز اقشار مختلف مردم تورک و آذربایجانی، برای اولین بار در تاریخ کشور، بگونه ای پی در پی و در قالب آرایشی منظم در شهرهای های

 خوی، تبریز، مرند، سولدوز(نقدئی)، قوشاچای(میاندوآب)، میانه، خلخال، اورمیه، اهر، کلیبر، زنجان، اردبیل، ماکی(ماکو)، بازیرقان(بازرگان)، آب بر، رشت، صوفیان، موغان شهر(پارس اباد)، گرمی، ماراغا(مراغه)، بیناب(بناب)، یامچی، زونوز، سرایسکند(هشترود)، علمدارگرگر، باهار(بهار)، طاریم(طاروم)، آبیک، تهران، سویوق بولاق(مهاباد)، چاربورج(چهاربرج)، محمد یار، شهرری، قوم(قم)، ابهر، قزوین، قئیدار، همدان، قوچان، بیرجند، قاشقائیستان (شیراز)،...

 به پا خاستند و در مقابل گلوله های آتشین رژیم آپارتاید، با شعارهایی چون «هارای هارای من تورکم، آنادیلده مدرسه و اولوم اولسون فاشیسته»، بدیهی ترین، طبیعی ترین و انسانی ترین حقوق فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خود را فریاد کشیدند.

حق برخورداری از احترام، حق داشتن تاریخ وغرور ملی عاری از تحریف، حق رسمی شدن زبان اکثریت تورک در ایران ، حق تحصیل به زبان مادری، حق برخورداری از رسانه های گروهی به زبان تورکی، حق بهره مندی از توسعه اقتصادی، حق تجمیع اراضی به عنف تقسیم شده آذربایجان در غالب یک ایالت واحد، حق برگزاری تجمعات مسالمت آمیز، پایان بخشیدن به سیاست فاشیستی تغییر ترکیب جمعیت سرزمنیهای تورک نشین، خاتمه دادن به سیاست اتحاد با ارمنستان اشغالگر،... از جمله اولیه ترین حقوق و احتیاجاتی بوند که در تظاهراتهای مردمی مطرح شد. قطعا این مطالبات، همانگونه که اکسیژن، اب و غذا برای زندگی انسان ضروری هستند برای حیات و بقای یک ملت نیز واجب الوجودند .

در واقع سلب این حقوق به هر بهانه ممکن از جانب حاکمیت نژاد پرست تهران، کاملا به منزله اشغال اراضی، استعمار قرون وسطایی، استثمار وحشیانه و غارت تریلیونها دلار ثروت زمینی و دریایی ملت آذربایجان جنوبی در سرزمینی با وسعت تقریبی 300 هزار کیلومترمربع می باشد.

به رغم عظمت حماسه آذربایجان و شدت سرکوب دولتی، اخبار حوادث مناطق تورک نشین بصورت شرم آوری در رسانه های داخلی بایکوت شد و حتی افراد و نهادهای مدعی حمایت از حقوق بشر در ایران، به دلیل آلودگی شدید به پندارهای نژاد پرستانه، یا در باتلاق سکوتی خفت بار فرو رفتند و یا با تشویق رژیم به تشدید سرکوب ملت عدالت طلب آذربایجان، دست خود را به خون انقلابیون آزاده تورک آغشته کردند.

قوي ساباحين اؤنونده / داشلا ، باروتلا دووار چكسينلر ژنرال‌لار/ من آنجاق/ بابالاريمين كده ريني/ بو گون ديرناغيملا/ بوتون دووارلارا/ و ساباح، ديشلريمله/ ژنرال‌لارين بوغازينا قازا جاغام

انها با طرح ادعای ارتباط با بیگانه، برای مردمی ترین و مدنی ترین حرکت ملی تاریخ ایران سعی کردند تا دامنه سرکوب همه جانبه خود را تا درون خانه ها و کانون خانواده ها گسترش دهند و یکی از وحشیانه ترین سرکوبهای تاریخ را در حق ملت آذربایجان اعمال کنند. گوئی استالین زنده است، هیتلر نفس می کشد و رضا خان فرمان می دهد.

بیش از50  مرد و زن غیرتمند شهید شدند، صدها تن مجروح و معلول گردیدند و قریب به ده هزار تن دستگیر شدند. افرادی که از زندانها آزاد شده اند از اقسام گوناگون شکنجه های وحشیانه خبر می دهند. خانواده های شهدا و مجروحین را چشم ولب دوختند تا در سوگواری عزیزان خود گریه نکنند و در مظلومیت جگرگوشه هایشان سخن نگویند.

چنین برخوردهای ذلیلانه ، سبعانه و فارس پرستانه در حالی صورت می گرفت که آژانسهای خبری جهان و سازمانهای بین المللی حقوق بشر، صدای انقلاب عدالت خواهانه ملت مظلوم آذربایجان را شنیده و به حمایت از این ملت در قبال سلسله قیامهای ضد آپارتاید آذربایجان و همچنین آرمانهای انسان گرایانه قورولتای عظیم قلعه بابک پرداختند.

ملت مظلوم آذربایجان محتاج این کمکهای بین المللی است.

 

-         آذربایجان را یاری کنید!

-         گروهها حقیقت یاب را به سرزمین عزادار ما گسیل کنید!

-         در امداد مجروحین شتاب کنید!

-         آسمان آذربایجان را منطقه ممنوعه پروازی اعلام کنید!

 

اکنون گویی در صدمین سالگرد انقلاب کبیر آذربایجان در عصر مشروطه، باردیگر آذربایجان در رستاخیزی ظلم شکن، مردانه ایستاده و سینه خود را سپر تیرهای نامردان ساخته است تا مفاهیم عمیق و مقدسی چون آزادی، عدالت، مساوات، انسانیت، شرافت و استقلال را در پناه خود گیرد و با تمام وجود محافظت کند.

 

 آه … اي وطن ايگيد كيمي آتلانميشين منم               قارتاللي داغلاريندا قانادلانميشين منم

  اينيمده شال چوخام دا اگر اولماسا بئله                    اَن قانقالاق دؤيوشلره قاتلانميشين منم

     تام تورپاغينلا بير گه پارام- پارچالانميشين               تام گؤيلرينله بير گه بولود لانميشين منم

        سالخيم سؤيودلرين منه اعدام ديره كلري                 آنجاق نه غم گونش كيمي اودلانميشين منم

 قانلي جيديرلارا دؤنه جكسن سه تئزدؤن آه!             آتدان دؤشركيمي يئنه آتلانميشين منم

 

اما دشمنی که مست از شراب فاشیزم وگیج از تریاک شوونیزم است همچنان بر طبل منیت و وحشیت می کوبد.

در واقع دراکولاهای حاکم بر ایران ملت آذربایجان را وابسته به بیگانگان معرفی می کنند، سرکوب توده های مردم را وظیفه مقدس سرکوبگران می شمارند، از انتشار مجدد روزنامه بغایت کثیف و موهن ایران سخن می گویند، خواستار عمومی شدن تعصب به زبان فارسی در ایران کثیر المله می شوند، برای سرکرده داشناکهای ایروان و قصاب خونخوار قره باغ در تهران فرش قرمز پهن می کنند، به منظور تجزیه مجدد شهرهای آذربایجان تحت نامهای جدید تلاش می نمایند، کودتای سیاه و مهلک اقتصادی خود را علیه آذربایجان تشدید می کنند، لاف ضرورت پاسداری از هویت و نسل پاک آریائی می زنند، اساتید و شخصیتهای آذربایجانی را یکی پس از دیگری توقیف کرده و به اسارت می کشند و...

 

                         دوغرانيرهله ده  قولو بابكين           شيكسته آغلا يير اونا قاراباغ

    نئيله ييم چتين دير سئوگيلي چتين          چتين!... آذربايجان كيشي سي اولماق

 

در حال حاضردهها تن از فعالین حرکت ملی به همراه هزاران تن از فرزندان گمنام آذربایجان در زندانهای آپارتاید محبوسند.

- مهندس حسن راشدی، فعال و نویسنده فرهنگی و محبوب آذربایجان در سیاهچال اوین است،

- استاد حسن دمیرچی، آهنگساز و هنرمند آذربایجانی به رغم کهولت سن و ناراحتی حاد قلبی  بیش از چهل روز است که در اسارت به سر می برد. فرزند او نیز در زندان است،

- عباس لسانی سی امین روز اعتصاب غذا و دهمین روز اعتصاب آب را پشت سر گذاشته است، او در حال تبدیل شدن به الگوی مقاومت ملت آذربایجان است، برادر و خواهر زاده وی نیز در اردبیل محبوسند.

- چنگیز بختاور بعنوان یکی از فعالین غیور کارگری در تبریز، در زندان اوین بوده و تحت اعتصاب غذا بسر میبرد. فرزند او نیز همراه پدر در زندان است،

- مهندس غلامرضا امانی به رغم سالها اسارت، مجددا بازداشت شده و تحت شکنجه قرار دارد،

- صالح کامرانی بعنوان وکیل شجاع حرکت ملی آذربایجان، از محل کارش ربوده شده و در زندان اوین است، برادر و داماد وی نیز در اهر زندانی شده اند،

- حامد یگانه پور و سیروس حسین نژاد به رغم ناراحتیهای شدید جسمانی دهها روز است که در مراغه و تهران زندانی هستند و هیچ خبری از آنان نیست،

- اکنون نام صدها آذربایجانی در بند منتشر شده است. با رجوع به سایت آسمک (کمیته دقاع از زندانیان سیاسی آذربایجان ) می شود نام عزیزترین و شجاع ترین فرزندان آذربایجان را مشاهده کرد.

 

بيزيم حياتيميزين اوچلوك قانونو وار:

آذربايجان،

آزادليق،

آنا،

... و ديرناق آراسي (اعدام).

 

آذربایجان به رغم همه این بی مهریهای ناجوانمردانه، مصیبتهای بزرگ، سرکوبهای خونین و وحشی گری های طاقت فرسا، در کمال متانت و قدرت و استقامت ایستاده است و با امیدواری کامل به آینده بسیار درخشان ملی خود نظر می کند.

اگرچه تاریکی استبداد صغیر بر سراسر آذربایجان حاکم شده اما دشمن بداند که گرگها شبها بیدارند و چشمهای درشت انها همچون جرقه های اتش می درخشد!

 

بیر گون گلر، اوزو گولر، آذربایجانین.

                                                                                                      م. ع.، تبریز، قیرخ متری