چندی پیش بعد
از قیام ملی
آذربایجان
بهزاد نبوی(عضو
شورای مرکزی
سازمان
مجاهدین
انقلاب
اسلامی) در
دفتر جبهه
مشارکت ایران
اسلامی در
تبریز به نقد و
انتقاد از
شیوه های
حکومتداری و
دولتمداری
احمدی نژاد
پرداخت و
سیاست ایشان
را فاجعه آمیز
خواند. خبر
سخنرانی
ایشان از طریق
شبه خبرنگاری
به اسم پیمان
پاکمهر بر روی
سایتهای
اینترنتی
منتشر شد.
فعالان
فارسگرا و
مرکزگرای
آذربایجان در
طول سالهای
گذشته با
ترتیب دادن
بعضی جلسات و
سخنرانی ها و
دعوت از اشخاص
غیر دموکرات
خواسته یا
ناخواسته در
دام شیادی
آنها گرفتار
شده اند و
وجدان وشرف
خود را در بازی
خطرناک قمار
سیاست باخته
اند حالا
بگذریم که
برای اینها
این قمار بازی
چه منافعی
داشته ولی آلت
دست شدن برای
یک عده افراد
سیاست باز و
پیروی از آنها
برای هر تورک و
آذربایجانی
حماقت و شرم
آور است. سیاست
بازانی که به
خاک و خون
کشیده شدن
قیام ملی ملت
تورک
آذربایجان را
دیدند و دم بر
نیاوردند و بر
بایکوت آن
تاکید کردند و
چشمان خود را
بر واقعیتها
بستند و موج
سوار رویاهای
آریائی و قدرت
طلبانه خود
شدند. آقای
بهزاد نبوی
چرا انتقاد از
دولت احمدی
نژاد را
درتبریز مطرح
می کند؟ مگر
تبریز آن
روزها در عزای
شهدای 1 خرداد
داغدار نبود
که عده ای
ناآگاه با
دعوت از بهزاد
نبوی که دشمنی
خود را با ملت
تورک
آذربایجان
و مطالبات
قانونی آنها
در طول حاکمیت
جمهوری
اسلامی نشان
داده است نمک
به زخم
آذربایجان
پاشیدن نیست؟
بهزاد نبوی که
خود را چریک
پیر اصلاحات
می خواند در
طول وزارت خود
بر صنایع
سنگین و در
هیات رئیسه
مجلس چه خدمتی
برای
آذربایجان
کرده است که از
آذربایجان
طلبکار
هستند؟ هنوز
فعالیتهای این
گروه به صورت
کامل در سرکوب
ملت
آذربایجان در
حوادت حزب خلق
مسلمان و آیت
الله
شریعتمداری
برای ما آشکار
نشده است
ولی طبق
روایتهای
مختلف این
گروه(سازمان
مجاهدین
انقلاب
اسلامی) نقش
اصلی در سرکوب
حزب خلق
مسلمان داشته
است چرا که
بدنه اصلی
کمیته و سپاه
در آنروز در
دست این گروه
بوده است.*
علاوه بر این
در سال گذشته
قبل از
انتخابات
نهمین دوره
ریاست جمهوری
آقای مصطفی
تاج زاده یکی
دیگر از اعضای
اصلی سازمان
مجاهدین
انقلاب
اسلامی و جبهه
مشارکت در
سخنرانی
انتخاباتی در
تبریز چنین
گفته است"
تبریز باید از
اصلاحات
حمایت کند"
کسی نباید از
این تاج زاده
بپرسد که این
اصلاحات و
اصلاح طلبان
برای
آذربایجان و
تبریز چه کار
کرده اند که ما
از این
اصلاحات و
اصلاح طلبان
دروغین حمایت
کنیم؟ در
تورکی مثلی
است که می گوید"ات
وئرمه میش
کوفته ایستیر"
یعنی گوشت
نداده کوفته
می خواهد. این
طلبکاران
عالم سیاست چه
کاری برای ما
کرده اند که
انتظار دارند
که ما برای
رویاهای قدرت
طلبانه آنها
خود را قربانی
کنیم و نردبان
آنها شویم
برای رسیدن
آنها به قدرت.
آقایان
آذربایجان
آنقدر برای
شما نردبان
قدرت شده است
که دیگر به فکر
خودش است و
مطالبات ملی
خود را پیگیری
می کند و در
آذربایجان
کسی به ژستهای
دمکراتیک شما
تره هم خورد
نمی کند چه رسد
که به شماها
رای دهد. مگر
شماها در 8 سال
دولت خاتمی
برای
آذربایجان
کدام پروژه
اقتصادی را
تمام کردید و
سرمایه گذاری
اقتصادی
کردید؟ یا از
زبان و فرهنگ
آن حمایت
کردید؟ شما که
هشت سال دولت
را در دست
داشتید و 4 سال
هم مجلس را در
اختیار
داشتید مگر
زمان کمی است؟
گروهی
دیگر از این
طلبکاران
عالم سیاست
مدعیان
دروغین
دموکراسی و
حقوق بشر
هستند که دستی
در عالم سیاست
و دستی درحقوق
بشر دارند با
مساله حقوق
بشر که یک
مساله
جهانشمول و
عام بشر است
چنان برخورد
می کنند که
آنرا در حد
افکار
شوونیستی خود
تعریف می کنند
با اینکه در
ظاهر از
دموکراسی و
حقوق بشر دم می
زنند ولی اعمال
آنها خلاف این
را نشان می دهد
یکی از این
گروهها "مدافعان
حقوق بشر" در
ایران است که
خانم شیرین
عبادی(نواده
کوروش)** تاسیس
کرده است چند
روز پیش این
گروه با
مشارکت
ابراهیم یزدی(
دبیر کل نهضت
آزادی) و چند
نفر دیگر و
خودشیرین
عبادی جلسه
سخنرانی
تشکیل داد که
در آنجا آنها
همه اکثر
کارهای حکومت را
محکوم کردند
ولی هیچ حرفی، آنها
درباره قیام
ملی
آذربایجان و
نقض گسترده
حقوق بشر در
مناطق ملی(آذربایجان،
عربستان،
کوردستان،
بلوچستان،
ترکمنستان) به
میان نیامد.
عبادی که برای کوچکترین
نقض حقوق بشر
در آمریکا و
تایلند
بیانیه صادر
می کند به خاک
و کشیده شدن
اعتراضات ملی
آذربایجان را
علاوه بر
اینکه محکوم
نکرده است در
دل از این
سرکوب راضی هم
می باشد و
همچنین
ابراهیم یزدی
و آقای
عبدالله
مومنی( عضو
تحکیم وحدت) که
قیام ملی
آذربایجان را
غائله
آذربایجان
نامیده بود.
دوستانی
که می گویند
این مدعیان
دروغین را
نباید رنجاند
وباید به
اینها نزدیک
شد و نباید
گذاشت اجماع
آنها بر علیه
ما تشکیل شود
باید گفت که
اینها 80 سال
است که بر علیه
ما متحد هستند
و برای از بین
بردن زبان و
تاریخ ما
اجماع دارند.
بیانیه های
عوام فریبانه
اینها نمی
تواند ملاک
دموکرات بودن
اینها و دست
کشیدن آنها از
نیات پلیدشان
باشد. نهضت
آزادی، تحکیم
وحدت، جبهه
مشارکت اگر چه
در مورد قیام
ملی
آذربایجان
بیانیه صادر
کردند ولی
بیانیه آنها
برای رفع
تکلیف بود تا
بعدا از اینها
سئوال نشود که
شما چرا
بیانیه
ندادید
بیانیه اینها
فقط برای خالی
نبودن عریضه
بود چرا که
عبدالله
مومنی و
ابراهیم یزدی
در جلسه
مدافعان حقوق
بشر چهره ضد
حقوق بشری خود
را به عینه
نشان دادند و
شیرین عبادی
هم که گل کاشت!
فعالان
آذربایجان
مواظب این
افراد و
گروهها باید
باشند که
دستکش های
مخلین بر
مشتهای آهنین
خود دارند و
حرفهای عوام
فریبانه می
زنند باید
تمامی گذشته
اینها کاویده
شود و افشا شود.
جبهه مشارکت،
سازمان
مجاهدین
انقلاب
اسلامی و
بسیاری از
نیروهای ملی
مذهبی و نهضت
آزادی گذشته
سیاهی دارند.
اکثر شورای
مرکزی جبهه
مشارکت و
مجاهدین
انقلاب
اسلامی دارای
سوابق امنیتی
و اطلاعاتی
هستند از جمله
محمد رضا
خاتمی، سعید
حجاریان،
مصطفی تاج
زاده، نعیمی
از جبهه
مشارکت،
بهزاد نبوی،
سلیمانی از
جبهه مشارکت...
همه دارای
سوابق تاریکی
هستند و حالا
هم می خواهند
با ملی مذهبی
ها هم وصلت
کنند(دیدار
بهزاد نبوی با
عزت الله
سحابی) باید
ببنینم از این
وصلت چه نوزاد
ناقص الخلقه
ای به دنیا
خواهد آمد.
همچنین
طرفداران این
طلبکاران د
رآذربایجان
هم کمی به خود
بیایند و
سرمایه های
ملی
آذربایجان را
دو دستی و
رایگان در
اختیار اینها
قرار ندهند.
احزاب
فارسگرا و
مرکزگرا از
این افراد به
عنوان "پادوهای
سیاسی"
استفاده می
کنند که به
قدرت برسند.
آذربایجان و
آذربایجانی
باید برای
آنها تعیین
تکلیف کند نه
آنها برای ما.
در طول تاریخ
هم اینگونه
بوده است ما
باید برای
تهران"اراده
ملی" خود را
تحمیل کنیم نه
آلت دست قدرت
طلبان
مرکزگرا و
فارس گرا
باشیم. اگر می
خواهید
فعالیت سیاسی
کنید کسی جلو
شما را نگرفته
است بیایید
برای
آذربایجان و
از خود
آذربایجان
حزب تشکیل
دهید و برای
منافع ملت
مظلوم تلاش
کنید. احزاب
فارسگرا
شماها را بعد
از تمام شدن
تاریخ
مصرفتان به
زباله دانی
خواهند
انداخت.
رئیس دفتر
احزاب
مرکزگرا و
فارسگرا بودن
در آذربایجان
یعنی برده و
بارکش قدرت
طلبان در
تهران، چیزی
غیر از این
نیست.
ائلخان
تورک اوغلو
*.
استاد
ماشاالله
رزمی درباره
حوادث
آذربایجان در
زمان حزب خلق
مسلمان کتاب
ارزشمندی
نوشته است. خوب
است که ایشان
نقش اعضای
گروههای
اصلاح طلب و
مدعیان
دموکراسی
امروزی را در
آنموقع به سمع
و نظر ما
جوانان
آذربایجان با
نوشتن مقاله
در این مورد
برساند تا این
مدعیان
دروغین حقوق
بشر و
دموکراسی
بیشتر شناخته
شوند
**.
خانم شیرین
عبادی در
سخنرانی خود
در زمان گرفتن
جایزه نوبل
گفته بود من
نواده کوروش
هستم.