در
مورد ترکیه
شتابزده
قضاوت نکنید!
آیدین
تورک
بنده
به عنوان یکی
از ترکهای
ایران که
علاقمند به
سایتهای
آذربایجانی و
برادران
ترکمن خود است
در سایت
تورکمن(
پولیتیک =
تورکمن ایلیم)
مقاله ای را به
قلم برادر
ترکمنم قارلی
هیوه چی دیدم
که توضیحاتی
در مورد آن
شاید بتواند
به روشنگری
برخی مسائل
کمک کند. (
البته این
موضوع در
سایتهای
آذربایجانی
نیز کار شده
اما در نوشته
آقای هیوه چی
برخی قضاوتها
نیز انجام شده
بود که قابل
بحث و تامل است)
ضمن
تشکر از هیوه
چی به
خاطر حساسیتی
که نسبت به
دپورت یکی از
چهره های
مبارز ملت
قهرمان
آذربایحان
نشان داده اند
در مجموع به
استحضار می
رساند که
مقاله فوق را
اندکی شتابزده
دیدم. دپورت
آقای چهره
گانی از ترکیه
فتح بابی شده
بود که ایشان
نظرات خود را
چارچوب
ناسیونالیسم
و سیاست ترکیه
در قبال ترکها
بنگارد که هر
چند در باب
ناسیونالیسم
ایشان نگاه
انسانی ای
داشتند اما
سخنانی که در
مورد ترکیه به
قلم رانده اند
چندان با
حقایق منطبق
نیست.
برادر
ترکمنم قارلی! ما
در مطالعه و
غور و تامل در
سیاستهای
داخلی و خارجی
کشورها،
اوضاع
استراتژیک و
سیاسی و
اقتصادی و
بسیاری از
مشکلات درگیر
آنها را
باید در نظر
بگیریم و توقع
ما باید در حد
توانایی آنها
باشد.
در
این که ترکیه
تنها کشوری
است که ترکهای
جهان و حتی
ترکمنها می
توانند به آن
اعتماد کنند
هیچ شکی نیست.
حمایت
ترکیه از
ترکمنهای
عراقی از نظر
نظامی و
فرهنگی
حدااقل بر
ترکمنهای
عراق پوشیده
نیست. حمایتی
که ترکهای
ترکیه به صورت
خودجوش و
مردمی از
ترکهای
چچنستان در
سالهای گذشته
کرد ه اند
آنقدر ملموس
بوده که بارها
صدای اعتراض
دولت روسیه را
در آورده است.
حمایت فرهنگی
ترکیه از
ترکهای
اویغور چین، تلاش
در جهت احقاق
حقوق فرهنگی
ترکهای بلغار
و چاپ کتابهای
ترکمنی برای
ترکمنهای
افغانستان(
یعنی کاری که
می توانست
ترکمنستان آن
را انجام دهد)
بر محققان امر
آشکار است.پیش
از حمله
آمریکاییها
به افغانستان
، در اوج
اقتدار
طالبان در
افغانستان و
حمله آنها به
خطه شمال،
آنگاه که
ژنرال دوستوم
رهبر حزب
ترکهای شمال
افغانستان (
اعم از ازبکها
و ترکمنها) در
معرض خطر قرار
گرفت این
ترکیه بود که آغوش
خود را به سویش
باز کرد، والا
این ژنرال
ازبک می
توانست به
نزدیکترین و
بی خطرترین
کشور یعنی
ازبکستان
پناه ببرد. اما
هیچ جایی بهتر
از ترکیه برای
وی وجود نداشت.
چرا که وی
مطمئن بود که
در این کشور
هیچ ترک
مبارزی به دست
دشمن سپرده
نمی شود.
براستی آیا
رهبر
ترکمنستان می
تواند به
مبارزان
ترکمن این
گونه پناه
بدهد؟
آرمان
ترکیه از دوره
آتاترک تا به
این سو همواره
اتحاد دنیای
ترک و حمایت از
ترکان جهان
بوده و در این
راستا در
مسیری پر فراز
و نشیب گام
برداشته است.
براستی
آیا هر کشوری
می تواند بدون
در نظر گرفتن
معادلات
جهانی و نیروی
اقتصادی و
نظامی خود و
دشمنانش ، چشم
بسته به سوی
آرمانها گام
بردارد.
در
نگاهی به
شرایط ترکیه و
مشکلات در گیر
با آن خواهیم
دید که از سویی
با موانع پیوستن
به اتحادیه
اروپا روبرو
است. از سویی
با یونان
درگیر مسئله
قبرس است. از
سویی با حرکت
تجزیه طلبانه
پ . ک. ک در ترکیه
روبرو است. در
عین حال ترکیه
اقتصاد بسیار
شکننده ای
دارد. این کشور
که پس از تجزیه
در سال 1921
بسیاری از
مناطق دارای
منابع طبیعی و
زیرزمینی را
از دست داده (که
کرکوک آن شهر
نفت خیز نیز
جزو آن محسوب
می شود) دارای
اقتصاد شکنند
ه ای شده که
کوچکترین
تحولات جهانی
و عدم امنیت
داخلی اقتصاد
آن را تهدید و
دچار بحران می
کند و در حال
حاضر صنعت
توریزم و
صادرات نساجی
است که این
کشور را سرپا
نگهداشته و
ایجاد ناامنی
در این کشور در
وحله اول صنعت
توریزم را
تهدید می کند.
ترکیه در چنین
شرایطی، در
حین تقویت
بنیه اقتصادی
و ایجاد رفرم
در داخل کشور و
تلاش برای
پیوستن به
اتحادیه
اروپا که
شکوفایی
اقتصادی و
پیشرفت
مناسبات
جهانی را به وی
ارمغان خواهد
آورد، سعی در
حمایت از
ترکهای سراسر
جهان دارد. اما
این حمایت
بسیار حساب
شده و برنامه
ریزی شده و در
حد ظرفیت آن
بایستی باشد.
ترکیه آمریکا
نیست که
بخواهد از آن
سوی دنیا
بیاید و وارد
عراق و یا
ایران شود و
مردمان آنجا
را به خاک و
خون بکشد و
کشوری را به
سوی تجزیه پیش
ببرد تا
سرانجام حضور
خود را در آن
منطقه تضمین
نماید و نفت و
موقعیت
استراتژیک
منطقه را تحت
کنترل داشته
باشد.
در
واقع ترکیه
موافق حضور
آمریکا در
منطقه نیز
نبوده و علی
رغم تبلیغاتی
که علیه این
کشور جهت
وابسته نشان
دادن آن می
شود، این کشور
دولت و حکومتی
مستقل و
پارلمانی
آزاد دارد که
در موقعیتهای
حساس روی
مسائل با
استقلال کامل
نظر می دهند.
از دیگر سو این
کشور جزو
متعهدان
پیمان
آنلانتیک
شمالی ( ناتو )
است و بایستی
به برخی
از تعهدات
موجود در
اتحادیه نیز
به صورت
حدااقلی هم که
شده عمل کند،
یعنی این کشور
در عمل باید با
در نظر گرفتن
تمام جوانب و
منافع و مضرات
، روی لبه تیغ
حرکت کند تا
مبادا از سویی
لغزش و سقوطی
انجام گیرد و
نمی توان برخی
از همکاریهای
نظامی این
کشور با
آمریکا را
انکار کرد ولی
این همکاری
بسیار محدود و
خارج از
چارچوب منافع
ملی و
آرمانهای آن
نیست. در واقع
آنچه که در
وحله اول
اهمیت برای
ترکیه قرار
دارد منافع
ملی ترکیه و
منافع ترکهای
جهان است و با
توجه به این
سیاست در
شرایط متفاوت
می تواند با
نظر دولت و
پارلمان و
ارتش و حکومت
تصمیم
گیریهای
متفاوتی
داشته باشد،
چه بسا در
شرایطی می
تواند همکاری
نظامی با
آمریکا
بهترین گزینه
باشد و در
شرایطی خلاف
آن. این یعنی
استقلال
سیاسی یک کشور
که با در نظر
گرفتن
پارامترهای مختلف
تصمیم خود را
خود می گیرد.
مجلس
ترکیه در حال
حاضر در دست
اسلامگرایان «حزب
عدالت و توسعه»
به رهبری «رجب
طایب اردوغان»
است و این حزب
اسلامگرا
هرگز موافق
دخالت در
کشوری مسلمان
با همدستی
آمریکا نبوده
و از این رو در
سال 2003 در رای
گیری ای که در
پارلمان این
کشور در باره
همکاری در
حمله نظامی
آمریکا علیه
عراق صورت
گرفت، اکثریت
نمایندگان
چپگرا و
اسلامگرای
ترک رای منفی
به آن دادند.
به این صورت
ترکیه از وارد
شدن در قضیه
عراق پا پس
کشید که البته
این تصمیم ضرر
و زیانهایی
برای آن کشور
به همراه داشت.
از
سویی ترکیه
توانست خود را
از حملات
نیروهایی ضد
آمریکایی که
می توانستند
اولین هدف خود
را این کشور
هممرز عراق قرار
دهند مصون
نگهداشت که
نتیجه مثبتی
بود و از دیگر
سو میدانی
برای یکه تازی
آمریکا در
عراق و مخصوصا
شمال عراق که
در آن ترکمنها
سکونت دارند
باز شد و کردها
که امنیت و
یکپارچگی
ترکیه را
دائما تهدید
می کنند در این
منطقه کاملا
تقویت یافتند
و به پشتیبانی
از نیروهای
کرد تجریه طلب
داخل ترکیه
نیز پرداختند.
اما
با این وجود
ترکیه تنها
نقش ناظر
اعمال و شاهد
خنثی را بازی
نکرده است. اگر
دیپلماسی
ترکیه نبود تا
به حال کردها
در کرکوک به
پاکسازی قومی
برادران ما و
شما ترکمنها
پرداخته و شهر
را کاملا از آن
خود ساخته
بودند. و امروز
هر گاه که
آمریکا از
ترکیه توقعی
در عراق دارد
احقاق حقوق
ترکمنها یکی
از خواسته
هایی است که
دولت ترکیه
در میز مذاکره
با آمریکا می
گذارد. حتی
نخست وزیر
اسلامگرای
ترک که نگاه
ناسیونالیستی
از وی انتظار
نمی رود تا به
حال در نشست با
آمریکاییها
چندین بار از
وجود تنها یک
نماینده
ترکمن در
پارلمان عراق
انتقاد کرده و
خواهان
ارتقاء آن شده
است
و
یکی از
موضوعات مورد
بحث ماه جاری عبدا...
گل به آمریکا
نیز مسئله
کرکو ک است.
(منبع:
روزنامه
زمان تاریخ 2006- 06- 16
www.zaman.com.tr)
و
اما شما
که حکومت
ترکمنستان را
با حکومت
ترکیه مقایسه
کرده اید
براستی آیا
ترکمنباشی در
حق ترکمن های
ایران چنین
اقدامی می
کند؟
البته
یکی از دلایل
ضعف ترکمنهای
عراق این است
که به دو دسته
سنی و شیعه
تقسیم شده اند
که متاسفانه
در بین خود نیز
انسجام لازم
را ندارند و در
انتخاباتهای
مختلف بسیاری
از ترکمنهای
شیعه به احزاب
مذهبی شیعی و
بسیاری از سنی
ها نیز به
اهذاب مذهبی
سنی رای می
دهند که این
موجب تزلزل
نسجام ملی
آنها می شود.
واقعا در چنین
شرایطی یک
کشور ترک
خارجی آیا می
تواند مدد
لازم را به
آنها برساند؟
ترکیه
در حال حاضر با
وجود این که
خود با مشکلات
حیاتی دست و
پنجه نرم می
کند، در تلاش
برای حل
مشکلات
ترکهای
کشورهای
مختلف از طریق
دیپلماسی و
گفتمان است و
در واقع ترکیه
از نظر
اقتصادی در آن
حد و توانی
نیست که
بتواند
مشکلات تمام
ترکهای دنیا
را یکباره حل
کند. این کشور
خود نیز
استعداد ضربه
پذیری دارد و
از این رو هرگز
دشمنی شتابزده
با
همسایگان خود
را نمی پسندد و
موافق
استقرار
ابرقدرتهای
جهانی در
پیرامون خود
نیز نیست، با
توجه به چنین
شرایطی سعی
دارد که
حدااقل از
طریق فرهنگی و
دیپلماسی به
تقویت ترکهای
جهان
بپردازد، در
سفری که احمد
نجدت سزر در
دوره خاتمی (
سال 2002) به
ایران و
مخصوصا شهر
تبریز داشت
اولین بار
ایران قول
تاسیس کورس
ترکی در
دانشگاه
تبریز را داد
که متاسفانه
آنچنان که
باید به
واقعیت
نپیوست اما در
هر حال این
تاثیر رئیس
جمهور ترک به
نفع ترکهای
آذربایجان
ایران و تقویت
روحیه ترکهای
ایران بود.
ترکیه
چه در دوره
عثمانی و چه در
دوره نوین
همواره سیاست
حمایت از
ترکهای جهان
را در پیش
گرفته است در
دوره
عثمانیها این
کشور حامی
حرکتهای
آزادیخواهانه
در میان
آذربایجانیها
و ترکمنها
بوده است. شما
می توانید
نگاهی به
حمایتهای
عثمانیها از
حرکت استقلال
طلبانه عثمان
شاه و تاسیس
جمهوری ترکمن
در اوایل قرن
بیستم بکنید.
در دوره
آتاترک با
افزایش
ناسیونالیزم
ترکی این
حرکت تشدید
یافته است و
اکنون نیز
حکومت ملی گرا
و ارتش
ناسیونالیست
ترک دقیقا بر
آن آرمانها
پایبند است.
ترکیه هرگز
قدمی که منافع
ترکها را به
خطر اندازد بر
نمی دارد اما
درعین حال خود
را نیز باید از
خطرات
احتمالی و
ضربات جبران
ناپذیر مصون
نگه دارد.
این
کشور در
چارچوب حمایت
ترک خطوط
قرمزی برای
خود تعریف
کرده است و این
گونه نیست که
همیشه با
نگرشی محافظه
کارانه نقش
ناظر را داشته
باشد. هر گاه
که کردها در
میان
ترکمنهای
عراق تشدید
خشونت کرده
اند هشدار جدی
از سوی ترکیه
به آمریکا
داده شده که در
صورت عدم توقف
آن اقدام
نظامی انجام
خواهد داد. این
موضوع بارها
در میان
مطبوعات
ترکیه منعکس
شده و شما می
توانید با
تحقیق در آنها
بر گفته های
حقیر صحه
بگذارید
آنچنان که حتی
رهبر جبهه
ترکمنهای
عراق «سعدالدین
ارگچ» نیز
بارها اعتراف
کرده که ترکیه
مسئولیت
حفاظت از جان
ترکمنهای
عراق را دارد.
شما می توانید
مسائل
ترکمنهای
عراق را از
طریق این
دو آدرس
دنبال کنید:
www.kerkuk.net/tr
در
جمهوری
آذربایجان
نیز همه
شاهدند که اگر
حمایت ترکیه و
دستگیری به
موقع آن نبود
ارمنیها با
حمایت روسیه و
جمهوری
اسلامی ایران
تا به حال حتی
باکو را هم
اشغال کرده
بودند، در
زمانی که
جمهوری
اسلامی
هماهنگ با
روسیه،
از تمام
جوانب
تسلیحات
نظامی و آموزش
نیروهای
ارمنی و تامین
مواد غذایی
برای
ارمنستان در
اوج جنگ قره
باغ از سال 1992 را
به عهده گرفته
بود،
بزرگترین
حامی جمهوری
آذربایجان
ترکیه بود که
از هیچ حمایتی
دریغ نکرد. آری
این برادر ترک
ماست که دست
آذربایجانیها
را فشرده و به
یاری آنان
پرداخته است.
در
اینجا یک بار
دیگر تاکید می
کنم که ترکیه
حامی تمام
ترکهای جهان
است و آرمان آن
همبستگی
ترکهای جهان و
حرکت واحد و
هماهنگ آنها
و همکاری به
سود یکدیگر
است و با
ترکهایی که
خود را به
آغوش آمریکا
در افکنده و
قصد احاطه
آمریکاییها
بر ملت ترک را
دارند هرگز
موافق نیست.
ترکها بایستی
به یک قدرت
بزرگ در جهان
تشکیل شوند
اما نه تحت
رهبری
آمریکا، بلکه
با اتکا به هم
و نیروهای
مردمی و
روشهای
دیپلماتیک و و
سیاسی که
دستاورد
مطمئن تری
برای دنیای
ترک خواهد
داشت.
وقتی
که حکومت
ایران دست
حمایت به سوی
شیعیان جهان
دراز می کند و
حتی چند درصد
شیعه
افغانستان را
از چشم خود دور
نگه نمی دارد،
وقتی که اعراب
با تشکیل
اتحادیه عرب
در پی تصمیمات
واحد و همکاری
نزدیک و
متقابل با هم
هستند، وقتی
که اتحادیه
اروپا تنها به
مجمع مسیحیان
اروپا تبدیل
شده، اندیشه
اتحاد ترک و
حرکت هماهنگ
حق طبیعی ما به
نظر می رسد و
نمی توان به
راحتی با
احتساب به
حرکت
ناسیونالیستی
از کنار آن
گذشت.
در
مورد قضیه
چهرگانی باید
گفت که اگر
ترکیه نسبت به
دپورت وی
اقدام کرده
است دلایل
خاصی داشته
است.
اول
این که ترکیه
همانطور که در
بالا نیز ذکر
شد سر مسائل
چند گزینه ای و
قابل حل طالب
روابط تیره با
همسایگان خود
نیست مخصوصا
همسایگانی که
تبادلات
اقتصادی نیز
با آنها دارد،
دوم این که به
جناب چهرگانی
قبل از سفر به
ترکیه با توجه
به این که نام
وی از سوی
جمهوری
اسلامی در
لیست
اینترپول
قرار گرفته
تذکر لازم
داده شده است،
سوم این که وی
پس از ورود به
ترکیه تحویل
ایران داده
نشده بلکه
تحویل یک دولت
ترک یعنی
آذربایجان
شده است،
کشوری که حرکت
بیداری ملی
آذربایجان
جنوبی به
رهبری
چهرگانی در آن
دفتر رسمی
دارد. می بینید
که ترکیه وی را
تحویل ایران
نداده که به
اعدام سپرده
شود بلکه با
حرکتی سیاسی
بی آنکه لطمه
ای به منافع
خود وارد کند
وی را از میدان
بلا دور ساخته
است!
البته
حرکت چهرگانی
نیز بیشتر یک
مانور سیاسی –
تبلیغاتی بود.
وی با این که
می دانست چنان
عکس العملی از
سوی ترکیه
نشان داده
خواهد شد پا به
خاک ترکیه
گذاشت تا یک
بار دیگر خود
را به عنوان
لیدر
آذربایجان در
مطبوعات و
رسانه های
جهانی مطرح
سازد و با
موفقیت نیز از
آذربایجان به
آمریکا باز
گشت.
در
اینجا ذکر چند
نکته در مورد
کردهای ترکیه
نیز که در
مقاله فوق
اشاراتی به آن
شده بی ثمر نخواهد
بود.
محدودیتی
که ترکهای
ایران و کلا
قومیتها در
ایران دارند
کردها در
ترکیه ندارند.
رفرمی که از
دوره تورگوت
اوزال در
ترکیه شروع
شده بود و
استمرار آن در
دوره های بعدی
و اصلاحات
سیاسی و
اجتماعی جدید
در ترکیه برای
حل مسئله حقوق
بشر و پیوستن
به اتحادیه
اروپا دستاوردهای
بزرگی برای
کردها داشته
است. کردها
دارای حق پخش
برنامه های
کردی از طریق
رادیو و
تلویزیون
کردی در داخل
ترکیه و
نشریات به
زبان کردی
هستند و تدریس
به زبان کردی
نیز در بین
آنها آزاد شده
است. اما ما در
جمهوری
اسلامی هنوز
در اجرای اصل 15
قانون اساسی
مانده ایم.
آیا
شما در داخل
ایران هیچ
حزبی را سراغ
دارید که
متعلق به
قومیتها باشد
، اصلا هیچ
مجمع سیاسی
منتسب به
اقوام را سراغ
دارید. جواب آن
واضح است شما
نه در
آذربایجان و
نه در ترکمن
صحرا و نه در
کردستان
ایران حزب
سیاسی مستقل
مختص اقوام
نخواهید یافت.
اما کردهای
ترکیه چنین
حقی را دارند و
نمونه آن حزب DTP
است
که یک حزب
مستقل مختص
کردها می باشد
و در
انتخاباتها
لیست می دهد و
بسیاری از
شهردرایهای
مناطق
کردنشین را از
طریق راههای دموکراتیک
تصاحب کرده و
حتی به اسم حزب
می تواند
نماینده به
پارلمان
بفرستد. آیا
شما نمونه آن
را در ایران
سراغ دارید ؟
در روزهای
اخیر
شهرداران
منتسب به این
حزب از داخل
ترکیه طی نامه
ای به نخست
وزیر دانمارک
مخالفت خود را
با بستن کانال ROJ
TV |که
از دانمارک
پخش می شود و
تجزیه طبی را
در میان کردها
تبلیغ می کند،
اعلام کرده
اند. هر چند که
این حرکت از
سوی ارگانهای
دولتی ترک با
واکنش مواجه
شده است که
طبیعی به نظر
می رسد اما اگر
شما از داخل
ایران مشابه
چنین حرکتی
علیه ایران
انجام می
دادید می
دانید که
ملایان با شما
چه می کردند؟!
البته بنده
منکر لزوم
رفرمهای
بیشتر در
ترکیه نیستم
ولی حدااقل
این واقعیت را
باید بپذیریم
که از دید
دموکراتیک
حدااقل 50
سالی نسبت به
ایران جلوتر
رفته اند حال
بررسی احوال
احزاب
اسلامگرا و
حتی کمونیست
جای خود دارد.
البته
در ترکیه نیز
تمام کردها را
نمی توان در
شمار تجزیه
طلبان قرار
داد. کردهای
ترکیه نیز خود
به سه دسته
تقسیم می شوند.
کردهای
طرفدار ترکیه
و کردهای
تجزیه طلب و
ترکهای اصلاح
طلب که هر سه
به نسبت برابر
هستند. در
حقیقت کردهای
سنی احساس
قرابتی
بیشتری بین
خود و ترکها
احساس می کنند.
بسیاری از
کردها نیز از
رفرم در ترکیه
و پیوستن به
اتحادیه
اروپا حمایت
می کنند چرا که
حضور این کشور
در اتحادیه
اروپا حضور
آنها را نیز به
همراه خواهد
داشت و
در صورت تحقق
اهداف تجزیه
طلبان از
قافله
کشورهای
پیشرو دور
خواهند افتاد.
در
پایان یک بار
دیگر روی سخن
اول خود تاکید
می کنم که حدااقل
ما ترکها روی
ترکیه که
دیرینه ترین
کشور ترک و
مرکز
اوغوزهاست
شتابزده
قضاوت نکنیم .
در شرایطی که
آذربایجان
هنوز درگیر
مسئله
ارمنستان است
و تا رسیدن به
استقلال
اقتصادی و سیاسی
باید راه
درازی را طی
کند، در
شرایطی که
ترکمنباشی نه
تنها هیچ
اقدامی برای
حمایت از
ترکمنهای
جهان نمی کند
بلکه با
دیکتاتوری
مضحک و خفقان
آور زندگی را
بر مردم خود
غیرقابل تحمل کرده
است، در
شرایطی که
کشورهای ترک
آسیای میانه
شدیدا تحت
نفوذ روسیه
قرار دارند و
تا استقلال
عمل محتاج
زمان بسیاری هستند،
وجود کشوری
ترک بنام
ترکیه که گام
به گام قله های
پشرفت را در می
نوردد و اکنون
از نظر علمی
جایگاه بیست و
دوم را در جهان
به خود اختصاص
داده و می
تواند در جهت
منافع ترکها
به ابرقدرتها
نیز هشدار
دهد، خود
غنیمتی است
و باید آرزوی
توسعه
اقتصادی آن و
حل مشکلات
درگیرش را کرد
تا بتواند در
آینده
قدرتمندانه
ایده ها و
آرمانهای
ترکها را تحقق
بخشد.