اعلان جنگ افرطیون پان ایرانیست علیه ملت تورک بعد از سلسلسه قیامهای ضد آپارتاید ملت آذربایجان 

 

 

مقابله با خطر زرد

 

                            کنفدراسیون ایران -تاجیکستان- ارمنستان

در برهه هایی از زمان ودر مناطق استراتژیک و ژئوپولتیک گاهی ، وجود یک سازمان هماهنگ کننده ی فراملی و منطقه ای لازم و بایسته است.

در جهان سیاست بویژه سیاست جهانی ، ملت ها و دولت ها ممکن است دارای رقبا و حتی دولت های متخاصم گردند که هریک درپی منافع و سود های ملی خود می باشند.ولی هنگامیکه یک کشور دارای دولت متخاصم یا رقیب میشود به دنبال آن می تواند بوسیله ی اتحاد با کشورهای دیگر پشتوانه ی نیرومندتری برای خود بسازد .

اتحاد کشور ها با یکدیگرمی تواند به درجه ای از نزدیکی برسد که باعث به وجود آمدن سازمان و نهاد بین المللی گردد ، در اینصورت دول متحد بخشی از حاکمیت واختیار تصمیم گیری ی ِ خود را به آن نهاد واگذار می کنند و در عین حال ماهیت مستقل ملی خود را نیز نگه می دارند. هر گاه چند کشور جداسر طی یک معاهده جهانی و فراملی میزانی از حاکمیت خود را به یک نهاد مشترک بسپارند، بنیاد یک « کنفدراسیون » را ریخته اند. یک کنفدراسیون می تواند تصمیماتی در صحنه جهانی در زمینه های سیاسی ، فرهنگی ، نظامی و... بگیرد تا تصمیمات منافع ملی و فراملی دولت ها و ملت های هموند را تأمین  کند .

در منطقه ی شمال خاورمیانه و ایران پی ریزی ی ِ چنین نهادی بسیار بایسته و در خور می باشد .همانطور که همگان می دانند پس از فروپاشی شوروی و جداسری ِ جماهیر آن ، حاکمیت فرقه ای یک فرصت طلایی را در راستای برگردانیدن سرزمین های از دست رفته به مام میهن از ملت ایران گرفت و ملت و کشور ما را دچار یک خسران تاریخی نمود .

به هر حال اکنون در میان کشورهای جدا گشته چند دولت هستند که در سیاست منطقه یی با ایران منافع مشترک دارند. این دو کشور همانا دو کشور دوست و هم نژاد ارمنستان و تاجیکستان میباشندو هر روز که می گذرد بایستگی تشکیل یک کنفدراسیون سه جانبه میان این 3 کشور منطقه آشکارتر میگردد.پیشتر گفته شد یک کنفدراسیون زمانی به وجود می آید که دولتها برای تأمین منافع خود بدان احساس نیاز کنند. ولیکن تشکیل کنفدراسیون ایران ، تاجیکستان ، ارمنستان نه تنها نیازها و منافع این سه دولت را برآورده میکند بلکه سه تیره ایرانی ، تاجیک و ارمنی را نیز خشنود می سازد. چرا که هر یک از این « تیره ها » بخش هایی از پیکرۀ یگانۀ ملت ایران میباشند و در طول تاریخ نیز تا 200 سال پیش هچ جدایی با یکدیگر نداشتند .

ارزیابی دولتها و ملت ها :

تاجیکستان:

 مردم تاجیکستان ، مردمانی هستند ایرانی نژاد و فارسی زبان و با فرهنگی صد در صد ایرانی ،که علی رغم جدایی 200 ساله با ایران مرکزی ، پیوندهای دیرینه خود با سرزمین مادر را فراموش نکرده اند . نام تاجیکستان برای ما ایرانیان یادآور شکوه فرهنگی هزاران ساله است . شهرهایی چون بُست ، تالقان ، فاریاب ، بلخ ، بامیان ، گوزگانان ، مولیان ، بدخشان ، دشت آموی ، زم ، ختلان، شگنان، ترمذ ، بخارا ، سمرقند و سغد ؛ به یادآورندۀ پیشینه ای پهلوانی و حماسی ما میباشند، که اکنون میان کشورهای افغانستان و تاجیکستان قسمت شده اند .

مسئلۀ درد آور در این زمینه این است که دو فرهنگ شهر ارج دار ما ، یعنی بخارا و سمرقند که شهرهایی ایرانی نشین اند نه در چتر حکومتی تاجیکستان ، بلکه زیر یوغ حکومت سفاک اوزبکستان قرار گرفته . (البته این سیاستی است که از دوران روسیۀ شوروی به یادگار مانده .)

ایرانیان ساکن اوزبکستان که حدود 8 تا 12 میلیون نفر برآورد میشوند در شرایط بسیار بدی از لحاظ حقوق انسانی به سر می برند و اصولاً خود کشور تاجیکستان در منطقه و میان همسایگان خود بسیار غریب و بی کس مانده است و به قول دکتر محمد اسلامی ندوشن « موضوع آن است که تاجیکستان با فرهنگ و تاریخ غنی گذشته ، در میان همسایگانش تک مانده است. تنها کشور آسیای میانه است که پشتوانه فرهنگی پربار دارد و از این رو مورد حسد است.»(فصلنامه هستی.شمارۀ11)

خوشبختانه دولت تاجیک همانند ملت آن نگرش و توجه شایانی به مسئله ملیت و فرهنگ ملی دارد و دولت امامعلی رحمانف سعی دارد با تکیه بر فرهنگ باستانی و ملی خود پله های بهروزی و پیشرفت را طی میکند .

«ملی گرایی تاجیکستان ناظر به خاک است ، یعنی سرزمین سغد باستانی که نخستین قرارگاه آرئیان بود ... . سه قهرمانی که تاجیکستان انتخاب کرده ،یعنی کوروش ، اسماعیل سامانی و فردوسی ، مبین این معنا است که می خواهد سراسر تاریخ را بپوشاند.»(اسلامی ندوشن.هستی.شمارۀ 11)

کشور تاجیکستان با یکصد و چهل و یک هزار و سیصد کیلومتر مربع (141300) پهنا بخشی از فلات (پشتۀ) ایران می باشد. افزون بر آن سرزمین «خراسان بزرگ» در برگیرندۀ بسیاری از شهرهای این سرزمین میباشد ، به نظر میرسد نزدیکترین دوست ، برادر و مادر صحنۀ منطقه ای جز دولت تاجیکستان نتواند بود . و کمک و همیاری به مردم آن سامان چه از نظر مادی و اندازه داری و چه از نظر معنوی و خویشکاری مردم ما و دولت ما میباشد. به هر حال مردم خطۀ تاجیکستان بخشی از ملت ما و کشور ما میباشند ، که هنوز به بهترین رویه ، پاکی نژاد ، فرهنگی ملی خود را نگه داشته اند .

ارمنستان (هایستان):

سرزمین ارمن با 29800 کیلومترمربع پهنا در قفقاز و شمال ایران از مهمترین و کهن ترین سرزمین های ایرانی میباشد . ارمنی های نخستین از ملت های هند و اروپایی میباشند که حدود سده های هفتم و ششم پیش از میلاد به فرماندهی «هایک» به این سرزمین کوچیده اند و با توجه به برتری نژادی ، بومیان منطقه را به زیر فرمان خود بردند و امپراتوری «اوراتو» را رونق بخشیدند.تیرۀ ارمن تا امروز با اراده ای شکست ناپذیر ، سنت ها و آداب و رسوم خود را با دلیری و شجاعت ذاتی خویش حفظ کردهو رویه های درخشانی را در تاریخ خود رقم زده است.

نخستین بار در سنگ نبشتۀ بیستون است که به نام «ارمن» برمی خوریم ،آنجا که داریوش بزرگ می گوید: سرزمین پونتوس و ارمنستان را گشودم . به هر حال به گفته همه دانشمندان تاریخ ، زبان شناسی و نژاد شناسی دو تیرۀ ارمنی و ایرانی (پارسی) از یک ریشه و نژاد هستند. از نظر مذهبی نیز هر دو تیره پیش از گرویدن به مسیحی گری و اسلام ، زرتشتی و مزداپرست بوده اند و از دید زبانی نیز، زبان ارمنی یکی از همانندترین زبانهای هند و اروپایی (از شاخۀ سنتوم ) به فارسی می باشد و واژگان مشترک بسیاری در این دو زبان دیده میشود . در ایران حدود 35000 نفر ارمنی زندگی می کنند .

از نظر سیاسی دولت ارمنستان ، یکی از بهترین متحدان استراتژیک ایران در منطقه می تواند باشد. چرا که کشور ما برای خنثی کردن دسیسه های دولت تورکیه و رژیم باکو - که خون مردم ساده دل آران را با حیله و دروغ در شیشه کرده – به متحدی نیرومند و همخونی چون ارمنستان نیاز دارد . از این رو دولت و مردم ایران نباید از هیچ کمکی برای این مردم ستمدیدۀ ارمنی دریغ ورزند .فراموش نکنیم که در صورت تنها گذاشتن این تیرۀ پاک خطر دولت های یغماگر آنکارا و باکو هر دم آنها را تهدید میکند . هنوز خاطرۀ فاجعۀ آوریل 1915 که تورکان عثمانی با کمال وحشی گری 5/1 میلیون ایرانی ارمنی را طی آن به بدترین شکل ممکن قتل عام کردند از اذهان زدوده نشده است .

هنوز صدای انور پاشا که خطاب به سفیر امریکا گفت : به شرکتهای بیمه آمریکایی بگویید ، پول بیمۀ ارمنی های بیمه شده در نزد آنها را به دولت تورکیه تحویل بدهند چون هیچ بازمنده و وارث ارمنی در عثمانی نمانده تا حق بیمه را دریافت کند ؛ فراموش نشده .

ارمنستان بهترین و شایسته ترین متحد استراتژیک ایران خواهد شد . چرا که اگر روزی ما را مجبور کنند برای باز پس گیری 17 شهر قفقاز از رژیم باکو ، به نیرمی ارتش دست یازیم ، ارتش نیرومند ارمنستان نیز در این راه همیار و کمک رسان آرتش ایران خواهد بود .  متأسفانه رژیم باکو با سوءاستفاده از احساسات پاک مذهبی مردم آران را علیه ارمنی ها تحریک و بدبین نموده ، در حالیکه پیش از آنکه تورکیه عثمانی و روسیه پای خود را به قفقاز بگذارند ، ارمنی ها و آرانی ها هزاره ها نزد هم برادرانه و دوستانه زندگی می کردند ، ولی دشمنان ما همواره خواسته اند با ایجاد دشمنی مذهبی بین مردمان ایران بزرگ تفرقه افکنی کنند و در این راه هم تا اندازه ای کامیاب بوده اند . به هر روی آن زمان که آرتش ایران به قصد باز پس گیری 17 شهر قفقاز از هیئت حاکمۀ تاتار و تترصفت باکو متوسل به نیروی نظامی شود ، ملت و ارتش ارمنستان به کمک ایران خواهند شتافت و این در صورتی است که بتوانیم از طریق یک کنفدراسیون اتحاد ایران و ارمنستان را استوار تر نمائیم .

در صورت لشکرکشی به آران ، سد البته دولت دسیسه چین آنکارا ساکت نخواهد نشست و همچون همیشه در پی از پشت خنجر زدن به همسایه شرقی خود خواهد بود. همچنانکه این روزها میزبان سران سازمان های سیا، اف بی آی و پنتاگون میباشد .با نگرش به سیاست های مزّورانه آنکارا ، به نظر نمیرسد که این کشور در صورت اقدام ایران و ارمنستان برای گرفتن حق خود از رژیم باکو ، آرام بنشیند.که نه تنها ساکت نخواهد ماند بلکه ممکن در برابر ما دست به اسحله ببرد . ولی باید گفت تورکیه پیش از هر چیز مؤظف است حق کوردان این کشور و نیز کوردان شمال عراق را در باز نمودن سرنوشت خود محترم بشمارد. درست به همین دلیل است که ما بایستی بار دیگر کمک های خوذ را به کوردان شمال عراق به بالاترین سطح ممکن برسانیم . و از هیچگونه کمک نظامی و مادی به پارتیزان ها و پیشمرگان کورد دریغ نورزیم . چرا که کوردان دلیر همیشه یاور و برادر ما بوده و خواهند بود . علاوه بر آن همکاری با دولت های قبرس جنوبی و یونان برای خنثی کردن توطئه های تورکیه ضرور به نظر می رسد .

اهداف کنفدراسیون :

خواسته و هدف ما از تشکیل کنفدراسیون ایران ، تاجیکستان و ارمنستان چه می تواند باشد ؟!!

آمیغ این است که پس از فروپاشی شوروی ، ایران به علت ناکارآمدی سیاست خارجی و بی مسئولیتی مسئولان فرصت درخشانی را برای بازآفرینی ایران بزرگ وبرگردانیدن سرزمین های ایرانی به مام میهن را از دست داد . پس از جداسری این کشورها و برپاساختن دولت در هریک از آنها ، انحلال همۀ دولتهای قفقاز و آسیای میانه کاری شد عبث ، بلکه ناشدنی . از سوی دیگر این حق ایران و ایرانیان است که در میهن یکپارچۀ خود زندگی کنند. پس تشکیل یک کنفدراسیون – که سپس میتواند به فدراسیون دگر شود – میان سه کشور همنژاد ایده آل به نظر می رسد .

اما آنچه که گذشت تنها یکی از اهداف و خواسته های ما از تشکیل یک کنفدراسیون است.

آماج نخستین و آمیغی ما از برپایی کنفدراسیون « ایران بزرگ » پدافند از هستی مندی خود برابر « خطر زرد » می باشد . پس تشکیل کنفدراسیون سه جانبه تنها و تنها  یک هدف «خارجی » دارد و آن «پدافند از خود» میباشد. به هر روی باید بپذیریم که ما در این منطقه از آسیا با خطر زرد رو به رو هستیم واین خطر روز به روز بیشتر و سترساتر(محسوس تر) می شود .

از زمانی که تاریخ به یاد می آورد تورکان در اندیشۀ دست اندازی به سرزمین های ایرانی نشین بودند و بی باکانه همیشه در پی یغما و تورکتازی دویده اند.

شوند این بی باکی این بود که این زردپوستان ایلغارگر چیزی نداشتند که از دست بدهند . مردمانی بودند چادرنشین و بیابانگرد که همواره به سرزمین های آباد ایرانی نشین یورش می بردند. ( هنوز هم در زبان تورکی واژه های فرهنگ ، شهر، روستا ، که نشانه های یکجانشینی است وجود ندارد و از برابرهای فارسی استفاده می کنند . برای نمونه شهر در ترکی همان شهر است و روستا همان کوی . تورکان حتی برای واژه میهن برابر درستی ندارند و واژه های وطن و یورد/ یورت را به جای آن به کار می برند . البته یورد در اصل به معنی «چادر» !!! می باشد .)

این یورشها و ایلغارها در بیشتر دوران روا بود . دوران ساسانی ، دوره سامانیان ، حتی دوران غزنوی که غلامان و بردگان تورک تبار به سلطنت رسیدند . در دوران سلطان محمود غزنوی همواره سپاهی چند هزار نفری در مرز های شمال شرقی آماده بودند تا از کوچ تورکان به ایران جلوگیری کنند .

در دوره صفوی و قاجار نیز مزاحمت های عشیره های تورکمن همچنان ادامه داشت و آنچه گفته شد جدای از یورش های چنگیزیان و تیمور شل به ایران است .

در دوران همروزگار نیز دیدیم که چگونه عثمانیان یک و نیم میلیون مرد و زن و کودک بیپناه ایرانی/ ارمنی را بی رحمانه قتل عام کردند و بر مزار آنان پای کوبیدند. همگان شاهد بودیم که چگونه به تحریک عثمانیان در قفقاز جنگ های خانمان برانداز مذهبی به وسیلۀ مشتی تاتار رخ داد و کودکان و زنان و مردان مسلمان و ارمنی پریشان و آواره شدند . پس چه بخواهیم و چه نخواهیم باید بپذیریم که ما ایرانی نژادان مواجهیم با خطر زرد در منطقه .

برآمد:

1. هر روز که می گذرد تشکیل یک کنفدراسیون منطقه ای بین کشورهای همسو با ایران بایسته تر به نظر می زسد.

2. پایه ریزی یک کنفدراسیون می تواند نخستین گام جدی ما در جهت باهمیدن سرزمین های ایرانی و ایرانی نشین و در نهایت تشکیل «ایران بزرگ» باشد.

3. ارمنستان و تاجیکستان بهترین و محوری ترین گزینه ها برای همکاری های منطقه ای می باشند . در مراحل بعدی هندوستان ، یونان ، قبرس جنوبی نیز می توانند به این همایه به پیوندند . (و البته افغانستان فراموش نشده ولی با توجه به اوضاع کنونی بررسی چگونه الحاق افغانستان جستار جداسری را می طلبد.)

4. فراموش نشود که خواستۀ ما از تشکیل این همایه تنها و تنها پدافند از سرزمین بزرگ ایران می باشد و آماج امپریالیستی و تجاوزطلبانه را دنبال نمی کنیم .

5. هرگاه در نیم قرن گذشته در مورد تهدیدی که از طرف سامیان (اعراب و یهودی ها) جهان و تمدن بشری را تهدید می کرد ، گفتگو می شد ، همگان گوینده را مورد حمله یا تمسخر قرار می دادند . هنگامیکه آدولف هیتلر از محدود کردن سامی ها (جهود و اعراب) سخن می راند هر کسی و هر ملتی به گونه ای وی و اندیشۀ وی را آماج حملات غیر منصفانه قرار می داد ، ولی دیدیم و دیدید که یهودیان پس از جنگ دوم چگونه بازار سرمایه جهان را به بازی گرفتند و با نفوذ در کشورهای گوناگون اقتصاد آنان را به چنگ آوردند . در دهۀ 90 نیز دیدیم که چگونه اعراب تروریست در خاورمیانه و سپس سراسر جهان باعث کشتارها و ویرانی ها شدند.. اگر در همان زمان مسئله یهود و تازیان  یکسره می شد ، جان امروز با تروریست های مسلمان عرب و ... دست و پنجه نرم نمی کرد و بالطبع امپریالیسم و استعمار نو نیز بهانه ای برای باشندگی در منطقه نمی داشت . ولی امروز می دانیم تا زمانیکه  حتی یک عرب در روی زمین وجود داشته باشد آرامش به جهان باز نخواهد گشت .

سروران به آشکارا همه بدانید که جهان ما در دهه های آینده افزون بر مشکل اعراب روبرو خواهد بود با خطر زرد . اگر با این مورد نیز با تساهل و رواداری برخورد شود جهان در غرقآب نابودی خواهد غلتید . جهان بشری نمی تواند هم با نابکاران عرب و عرب نما نبرد کند ودر جبهه یی دیگر با نوادگان دژخیمان آسیای مرکزی . و بدانید آتشی که از کام خطر زرد بیرون می آید پیش از همه چیز مردمان ایرانی ، ارمنی ، گرجی و... را در کام خود فرو میکشد . چرا که یهودیان و غریبان از فتنه زرد در راستای منافع خود استفاده خواند کرد .

ما ناگزیر از دفاع هستیم و در این راه نیز جز خود کسی را همراه نداریم . اگر در برابر این فتنه نیز ساکت بنشینیم جهان در دهه ها و سده های آینده با «سیل نابودگران آسیای زرد» روبه رو خواهد شد . نگذاریم یک تروریسم دیگر با اهداف شوم دیگری از نطفۀ این فتنه برخیزد .

پس یا نابود کنید یا آماده ی نیست شدن شوید .

http://farmane-ariya.blogfa.com/