نگاهي
به رويدادهاي
اخير
آذربايجان (2)
آذربايجان
در لايه دوّم
حکومت يا لايه
غير خودي ها
ü
اوختای
حسینی
"
وزير اطلاعات
اخيرا در
بوشهر گفته
بود «نبايد
لايه غير خودي
را تنگ تر کرد»."
***
دولت
مردان در واقع
ستون اصلي
امنيت در
جامعه را
تشکيل مي دهند
و با حکومت خود
بر جامعه باعث
مي شوند تا
ناامني از متن
جامعه رخت
بربندد و
بستري فراهم
مي آورند که هر
انساني
بتواند
آزادانه و
طبيعي که
همانا در فطرت
اوست، زندگي
کند.
اما
براي حکومت
عالمان علم
سياست چند
لايه در نظر مي
گيرند؛
1-
لايه
مرکزي؛ که خود اين
لايه از چندين
لايه تشکيل
شده است و در
واقع از اين
لايه است که کل
جامعه هدايت و
کنترل مي شود و
در حقيقت
مهمترين لايه
است و اگر
مشکلي در آن
باشد به همه
لايه ها تاثير
منفي ميگذارد.
2-
لايه
اوّل(خودی ها)؛ اين لايه
در حقيقت
موافقان
حکومت را
تشکيل مي دهند
که تشکيل شده
است از عوام و
سياست مداران
و ارگانهاي
غيردولتي که
همسو و همگام
با لايه مرکزي
هستند.
3-
لايه دوّم(غیر
خودی ها)؛
که در حقيقت
منشعب از لايه
اوّل است و در
آن ناراضيان و
رانده شدگان
حکومت (توجّه
داشته باشيد
نه جامعه) بسر
مي برند و
بيشتر بحث ما
سر اين لايه
هست.
در
لايه مرکزي
ارکان و
سياستمداران
حکومت قرار
دارند که
بايد به عنوان
هسته باشند که
علاوه بر
کنترل همه
قسمت سلول
جامعه بايد از
پوسته لايه ها
نيز حفاظت
کنند و اجازه
ندهند لايه
لايه اوّل
آنقدر سرطاني
و بزرگ شود که
به لايه دوّم
بچسبد و باعث
انفجار اين
لايه گردد که
متأسفانه اين
اتّفاق در
جوامع سوّم که
با سوءمديريت
دست به گريبان
است اتفاق می
افتد و در بعضي
جوامع
توتاليتر
اصلا لايه اي
به عنوان لايه
دوّم ديده نمي
شود و جامعه به
ظاهر يا زنگي
زنگي است يا
رومي رومي. و
از آن جهت نيز
مي باشد که
گاهي کودتاچي
ها يا
سرنگونگران
حکومت ها از
نزديک ترين به
دولتها هست،
زيرا جايي که
نشود
اظهارنظر کرد
و انتقاد نمود
و در آن صورت
مرگ جزاي
توست، هيچ
انساني آنقدر
ديوانه نيست
که خود را با
دست خود به
جوخه ها
بسپارد.
اما در لایه
دوّم که بیشتر
ناراضیان و
مخالفان ( باز
توجّه داشته
باشید نه
دشمنان، زیرا
مخالفان در پی
اصلاح هستند و
دشمنان در پی
نابودی) در آن
به سر می برند،
حاکمان سعی می
کنند حالتی
پیش بیاورند
که محتویّات
این لایه را در
انجماد یا
لالقل در کما
نگه دارند و
اگر این امکان
فراهم نشد سعی
می کنند آنها
را در حالتی
نگه دارند (انفعالی)
که لااقل
پوسته خود را
نشکافند که
البته این نوع
مدیریت در
اکثر حکومت ها
اجرا می شود نه
در همه حکومت
ها.
ولی اگر لایه
مرکزی لیاقت و
قدرت حکومت بر
لایه دوّم را
نداشته باشد
باعث خواهد شد
رفته رفته یا
در لایه دوّم
شکاف ایجاد
شود یا این
مخالفان و
منتقدین به
دشمنانی غیر
قابل کنترل
تبدیل شوند و
از چارچوب
حکومت خارج
گشته و به دشمن
تبدیل گردند
که چه بسا با
روند و ادامه
این کار بشدت
ستونهای
حکومت آسیب
ببیند.
اما
آذربایجان و
لایه دوّم؛
آذربایجانی
که خود را فدا
کرده بود و از
خواسته ها و
نیازهای خود
بنا به نیاز
زمان دست
برداشته بود
حالا در لایه
دوّم حکومت
قرار دارد و
سیاست های
انفعالی برای
این خطه از سال
1304 همزمان با به
روی کارآمدن
پهلوی ها
اعمال شده است
و انقلاب 1357 نیز
که با شعار
اسلام پا به
میدان گذاشته
بود هم
نتوانست
بدلیل نگاه
های امنیّتی
مسئولین به
این خطه دردی
را دوا کند. که
متاسفانه
مسئولین تا
حالا به همه
خواسته ها و
نیازهای
آذربایجانی
با نگاه
امنیتی دنبال
کرده اند که
برای
کشورداری
مدرن و امروزی
این نوع
برخوردها
جوابگو نیست و
جامعه را به
سوی فرپاشی
رهنمان می
نماید، که
نمونه بارز
این ادعا
حکومت شوروی
سابق بود.
آذربایجانی
که قسمت عظیمی
از این کشور را
تشکیل می دهد و
اگر منصفانه
نگاه کنیم
اکثریت را در
این کشور حاکم
هستند حالا
اصلا در حکومت
ذرهّ ای هم
سهیم نیستند، (نگاه
نکنید به
آذربایجانی
هایی که در
حکومت هستند،
زیرا آنها خود
را تافته
جدابافته از
آذربایجان می
دانند که
واکنش اکثر
آنها در وقایع
اخیر این
مسئله را ثابت
می کند و
خواسته آنها
چیزی جدا از
خواسته های
مردم
آذربایجان
است و نگاه
کنید به دور
چهارم
انتخابات
مجلس شورای
اسلامی که
دکتر چهرگانی
از تبریز
کاندید شده
بود و به دور
دوم راه می
یافت و انتظار
می رفت که به
مجلس راه یابد
و با برخورد
اشتباه
مسئولین وقت
از نماینده
شدن ایشان
متاسفان
جلوگیری شد.)
اگر وقع
بینانه نگاه
کنیم هیچ
آذربایجانی
به معنای
واقعی کلمه در
لایه مرکزی
قرار ندارد و
اگر امروز
اعلمی از
آذربایجان
سخن می گوید
مطمئن باشید
در مراحل بعدی
ایشان نیز به
لایه دوّم راه
پیدا خواهد
یافت!
اگر نیازها و
خواسته های
آذربایجان را
نگاه کنیم
خواهیم دید که
دولت با وعده
هایی سعی می
کند
آذربایجان را
طوری نگه دارد
که فرداها و
فرداها در
انتظار باشد و
این یعنی همان
برخوردی که
حاکمیت سعی می
کند
آذربایجان از
لایه دوّم
خارج نشود و در
حالت کما نگه
داشته شود.
طیف وسیعی از
آذربایجانی
ها که می
خواهند به
لایه مرکزی
حکومت راه
پیدا می کنند
متاسفانه طرد
می شوند و این
به معنای آن
است که هنوز
آذربایجان را
نمی خواهند
خود
آذربایجانی
ها در آن اعمال
سیاست بکنند
که یکی از
دلایل حوادث
اخیر
نیزمیتواند
مسائلی باشد
که در بالا طرح
شد، یعنی دور
نگه داشتن
آذربایجان از
حاکمیت که حق
طبیعی هر
انسانی است که
خود برای خود
تصمیم بگیرید.
در پایان
خواستم بگویم
که امروز
آذربایجان
قول سبحان
للهی ها را
نخواهد خورد،
همان کسی که
امروز از
آذربایجان دم
می زند و دیروز
یکی از آنهایی
بود که باعث شد
تا آذربایجان
نتواند حق خود
را بگیرد و
شاید ایشان
یکی از
نمایندگانی
باشد که می
خواهد در
مراحل بعدی از
آذربایجان به
کرسی های سرخ
چشم دوخته است.
آغلارام
عباس بارز
حماسهلی
شئیور داغین
گؤرنده
کئچمیشلریم
دوشر یادا
آغلارام
گیزلین
قالان قارا
بولوت
دالیندا
گونش کیمی
پارلاق آدا
آغلارام
آغبیرچکلی
آنالارین
گؤرکمی
سنگر
یاران
ایگیدلرین
اردمی
اؤز
یوردوندان
ایتگین دوشن
همدمی
منی یاخار
اوددان اودا
آغلارام
آشیق «نیفدی»
دورار گؤزوم
اؤنونده
زیل پردهلی
سازی سؤزوم
اؤنونده
تهلیکهلی
آغیر دؤزوم
اؤنونده
درده دؤزن
مرد اؤولادا
آغلارام
قوی
آچیلسین قارا
لئچک
باشلاردان
باهار
گلسین سس
قاوزانسین
داشلاردان
آلدادیجی
نتیجهسیز کاشلاردان
سن بیر
زادا، من بیر
زادا آغلارام
نه
واختاجاق
قالسین سؤزوم
پردهلی
فیکریم
آیدین آمما
اؤزوم پردهلی
عؤمور
بویو "بارز"
گؤزوم پردهلی
منی
قویان
استبدادا
آغلارام
سنه
قوربان
آذربایجان
اوختای
حسینی
گؤزلريمي
سنه وئررم
گؤز
ياشيمي سنه
وئرمم
اورگيمي
سئوگيمه
من
اؤزومو
آذربايجانا
قوربان
وئررم