چـرا
سيستان و
بلـوچستان؟
منطقه
ای که هم
اکنون بعنوان
سيستان و
بلوچستان
ناميده
ميشود، از دو
بخش تشکيل
گشته يکی
سيستان و
ديگری
بلوچستان.
ازترکيب دو
کلمه بالا،
کسانيکه با
اين گوشه از
ايران آشنائی
نداشته
باشند، چنين
درمی يابند
که سيستان
بزرگترين
قسمت و
بلوچستان
ناحيه ای
بسيار کوچک
است که به
سيستان
ضمييمه گشته
تا در پناه آن
به حيات خويش
ادامه دهد.
اما
واقعيت چيست
و تاريخ چه
ميگويد؟
سيستان در
روزگارباستان
منطقه وسيع و
حاصلخيزی
بوده که بقول
برخی از
مورخان
ناسيوناليست،
به انبارغله
ايران باستان
شهرت داشته
است. سيستان
کهن بتدريج
تجزيه شده و
فقط يک شهر
بنام زابل در
ايران
باقيمانده که
تاکنون همان
نام سيستان
را با خود يدک
ميکشد. عمده
ترين
قسمت
سيستان
درافغانستان
کنونی واقع
شده است.
کشوری
که هم اينک
ايران خوانده
ميشود، توسط
انگليس طراحی
و شکل
گرفت
.
آنها
کشورهائی
مانند
بلوچستان،
کردستان،
احوازو... را
متلاشی کرده
و بخشهائی را
بهمديگر وصله
وبه مزدوران
خويش سپردند
و نام فارس بر
آن نهادند.
با
تسخيرکامل
بلوچستان
توسط رضاشاه
واعدام دوست
محمد خان که
شجاعانه در
مقابل
نيروهای
اشغالگربه
مبارزه
برخاسته بود،
شرائطی بس
نوين بر
منطقه حاکم
گشت. نيروهای
شوونيست
پهلوی، از
همان ابتدای
کار به روشی
کاملاً
پسنديده برای
تمامی
ناسيوناليستهای
فارس و عملی
بغايت پست و
ضد ملی برای
ملت بلوچ، دست
زدند که
همانا پارچه
پارچه کردن
بلوچستان و
ضميمه نمودن
بخشهائی به
استانهای
هرمزگان ـ
کرمان و
خراسان را
ميتوان نام
برد.
رضاشاه
با اين اقدام
خود دوهدف
عمده را
دنبال ميکرد.
يکی محدود
کردن وسعت
جغرافيائی
بلوچستان و
ديگری تضعيف
زبان و فرهنگ
بلوچی و حل
آنها در زبان
و فرهنگ به
اصطلاح طبقه
حاکم يعنی
فارسی و فارس.
حکام ضد بلوچ
ايرانی، زابل
را به
بلوچستان
چسباندند و
نام استان "بلوچستان
و سيستان" بر
آن نهادند.
مراجعه به
اسناد
بايگانی شده
دوران رضاشاه
و اوايل
حاکميت
محمدرضاشاه،
نشانگراهميت
بيشتربلوچستان
برشهرزابل
ميباشد.
با
تغيير سيستم
حکومتی ايران
از سلطنتی به
جمهوری و
حاکم شدن
آخوندها بر
اريکه قدرت،
ديدگاههای ضد
ملی بر عليه
بلوچ و
بلوچستان چند
برابر گشتند.
حکام تهران
علاوه برستمی
که از سوی
شوونيسم فارس
بر ملتمان
اعمال ميشد،
مذهب شيعه را
نيز بعنوان
مصيبتی
ديگربرآن
افزودند.
بعد
ازاين است که
زابل ارزش
واحترام خاصی
در تهران
پيدا ميکند و
بلوچستان از
اعتبار می
افتد.
طيفی
از زابليهای
مجيزگوی
سران
جنايتکار
رژيم، درپناه
اين پشتوانه غیبی،
به اصلاح
نامهای اداری
زمان پهلوی
پرداختند و عنوانهای
"بلوچستان"
با "سيستان"
معاوضه شد و
بدينترتيب
کينه خويش را
نسبت به
بلوچها ثابت
کردند.
زابل
که بيش از يک
شهرکوچک در
شمال
بلوچستان
چيزديگری
نيست، به حيث
چماقی برعليه
ملت بلوچ در
دست رژيم ضد
ملی ايران
قرار گرفت
و ازآن
درشرائط لازم
برای سرکوب
خواسته های
عادلانه و
برحق مردم
بلوچ بهره جسته ومی
جويد. نبايد
از ياد برد که
زابل دارای
يک شهر مرکزی
است که توسط
روستاهای
فراوانی
احاطه شده
است. ساکنين
اکثراين
روستاها بلوچ
هستند که
ساليان
متمادی در
کنار زابليها
بدون مشکلی
آنچانی زيسته
اند. بيش از ۲۰%(
بيست درصد)
ساکنين زابل
بلوچ
هستند.
در
آنسوی مرز،
ولايت نيمروز افغانستان(بلوچستان
افغانستان)
قرار دارد که
محل زيست
دائمی بلوچها
ميباشد.
زابل
از قسمت
شمالی به
بيرجند منتهی
ميشود.
زابليها و
بيرجنديها
همواره با هم
مشکل داشته
اند وبه سختی
ميتوان تصور
نمود که
ايندو گروه
فارس و شيعه
مذهب بتوانند
در کنار هم به
زيست مسالمت
آميز ادامه
دهند. به لحاظ
جغرافيائی
وصلتشان با
بم و کرمان
نيزبعيد بنظر
ميرسد.
تنها
راهی که برای
زابليها باقی
ميماند،
اينکه از
سياستهای ضد
بلوچی رژيم
ظالم و
سرکوبگر
تهران فاصله
گرفته و
اجازه ندهند
تا شکافهای
موجود بين
بلوچ و زابلی
عميق تر شوند.
هنوز راه
برگشت وجود
دارد و دير
نشده است.
اين
رژيم با
ادامه
سياستهای
کنونی ضربه
ای کاری بر
پيکر ايران
وارد خواهد
آورد. يا
مليتهای
محروم و تحت
ستم ايران زندگی برابرانه
را برخواهند
گزيد که در آن
بلوچ از
حقوقی مساوی
با فارس و
سايرين
برخوردار
خواهد شد و يا
هرکس راه
استقلال خويش
را خواهد
پيمود و در
چارچوب
مرزهای ملی
خود به زيستن
شرافتمندانه
ادامه خواهد
داد. دو راه
بيشتر وجود
ندارد.
عمر
رژيمهای ديکتاتوری
و ضد مردمی
نظير حکومت
فاشيستی ـ
مذهبی ايران،
دير يا زود
بسرخواهد آمد
و مردم بلوچ
مرزهای
جغرافيائی
بلوچستان را
که توسط
شوونيستهای
فارس
تغييرداده
شده اند را،
با پشتوانه
ارتشی ملی و
رهائی بخش
بلوچستان که
از ادغام
دهها و صدها
گروه مسلح
بلوچی همانند
"جندالله" و... بوجود
خواهد آمد،
تعيين خواهند
کرد. به
اميد چنين
روز خجسته ای.
کريم
بلوچ
۲۰ خرداد
۱۳۸۵ـ ۱۰
ژوئن ۲۰۰۶
اهانت روزنامه شرق به مقام والای شهید ستارخان
این اهانت چندش آور، در حالی صورت می گیرد که چندی پیش روزنامه دولتی ایران در مطلبی کثیف و نفرت انگیز تورکها را سوسکهای نجاست خوار توالتهای فارس نامیده بود و خواستای عدم قضای حاجت فارس زبانها در توالت برای نابود کردن نسل روبه گسترش تورکها در آذربایجان شده بود!!!
لازم به ذکر است که در فاجعه پارک اتابک در پی حمله نیروهای دولتی به رهبری یپرم ارمنی، ستارخان مظلومانه و عامدانه هدف تیر ارامنه و افارسه قرار گرفت و چند سال بعد، از زخم مهلک این تیر به شهادت رسید .
در این فاجعه دهشتناک، صدها تن از مجاهدان آذربایجانی انقلاب مشروطه شهید و زخمی شدند.
شبکه ت.گ.ر.ت. خبر در تورکیه به نقل از اصلان خالدی از اعضای آذسام؛
دولت تورکیه از ترور چهرگانی توسط مامورین ایران جلوگیری کرد
بر اساس اخبار شبکه ماهواره ای ت.گ.ر.ت. خبر در تورکیه و به نقل از اصلان خالدی از اعضای موسسه مطالعاتی آذسام، گفته شده است که دولت تورکیه با انتقال دکتر محمود علی چهرگانی، رهبر پر نفوذ حزب بیداری آذربایجان جنوبی به یک مکان نظامی در استانبول، از احتمال ترور وی توسط مامورین اطلاعاتی ایران ممانعت کرده است.
همچنین گفته می شود که دولت تهران هم از مقامات آنکارا و هم از مقامات باکو خواستار تحویل دکتر چهرگانی به ایران شده بود که با استناد این دولتها به قوانین بین المللی ممکن نشده است.
مجید ماکوئی مدیر متولد خوی و مسئول نشریه آیدین سحر و دانشجوی مهمان دانشگاه اورمیه از دانشگاه اصفهان، درمدت اسارت خود در زندان آپارتاید به شدت شکنجه شده است.
در حال حاضر اثار شکنجه دژخیمان در کمر، لگن و پاهای وی مشهود است.
مامورین اطلاعاتی بر شقیقه چندین تن از فعالین آذربایجانی کلت گذاشته اند
براساس اخبارمتفرقه و البته موثق رسیده از سراسر آذربایجان و تهران، مامورین اطلاعاتی با ربودن فعالین هویت طلب وانتقال انان به خارج از شهر، پس از فحاشیهای رکیک و تهدیدات کلامی، در صورت مشاهده مقاومت از طرف هویت طلبان، اقدام به گذاشتن کلت بر روی شقیقه انها می کنند.
تاکنون این قبیل اقدامات جنایتکارانه در تهران، اورمیه، اردبیل، تبریز، سولدوز و همدان بوقوع پیوسته است.
دمیرچی و امانی در وضعیت بحرانی قرار دارند
استاد حسن دمیرچی، موسیقیدان ونوازانده بسیارشهیرآذربایجانی که همزمان با قیام خونین تبریزازمنزل همراه با فرزندش ربوده شده است به دلیل عارضه قلبی در وضعیت بسیار بحرانی قرار گرفته است.بی تردید مسئولیت هر اتفاقی در خصوص اوضاع حسمانی این هنرمند کهنسال و هویت طلب برعهده دولت جمهوری اسلامی ایران خواهد بود و هرگز ازطرف ملت آذربایجان بخشوده نخواهد گردید.
همچنین خبررسیده است که مهندس غلامراضا امانی در زندان متعاقب اعتصاب غذا دچارخونریزی شدید معده شده است. مهندس امانی نیز همزمان با قیام ضد اپارتاید مردم تبریز در اول خردادماه، بدون ارایه هرگونه دلیلی از طرف مامورین امنیتی بازداشت شد.
PUBLIC AI Index: MDE 13/063/2006................................ 08 June 2006
احتمال شکنجه و سوء رفتار / معالجه پزشکی زندانی در سلول انفرادی /
عباس لسانی فعال برجسته تورک آذربایجانی در روز 3 ژوئن بارداشت شده و درمحل نامعلومی زندانی شده است. احتمال میرود که او تحت شکنجه قرارداشته باشد.وی به مراقبت پزشکی نیز نیاز دارد چرا که در جریان تظاهرات مردم اردبیل زخمی شده بود.
وی در خانه اش واقع در اردبیل بازداشت شده است.همسرش از هجوم بیش از 30 ماموراطلاعاتی به خانه ایشان از طریق پشت بام و دیوارخانه خبرمیدهد.
ماموران اطلاعات بدون برگه ورود به خانه لسانی حمله کرده و پس از ضرب و شتمش درمقابل چشمان فرزندان خردسال وی ( 2 پسر و یک دختر ) به وی دستبند زده و او را با خود به محل نا معلومی انتقال داده اند.
مامورین تلویحا گفته اند که حق تیر دارند . آنها کامپیبوتر- 2 دستگاه موبایل - کتابها و سی دی های وی را توقیف کردند.
پس از انتشار کاریکاتور توهین آمیز در روزنامه دولتی ایران، منطقه آذربایجان شاهد برگزاری چندین تظاهرات خشونت آمیز در اکثر شهرهای این منطقه بود . طی این تظاهراتها صد ها نفر بازداشت شده که برخی از انها مورد شکنجه نیز قرار گرفته اند. روز نامه دولتی ایران روز 23 ماه می، توقیف و سر دبیر و کاریکاتوریست ان بازداشت شدند. مردم اردبیل در اعتراض به این کاریکاتور روز 27 ماه می، اقدام به برگزاری تظاهرات کردند. طبق گزارشات رسیده عباس لسانی در جریان این تظاهرات زخمی شده بود و پس از یک هفته به هنگام مراجعت به خانه بازداشت شده است. وی پیش از بازداشت شدن به اعضای خانواده وهمچنین دوستانش گفته بود که اگر دستگیر شود اعتصاب غذا خواهد کرد.
منابع آذربایجانی از کشته شدن دهها نفر ومجروح شدن صدها تن توسط نیروهای امنیتی خبر میدهند.روز 29 ماه می، نیروی انتظامی کشته شدن 4 نفر و زخمی شدن 43 نفر در جریان تظاهرات مردم نقده را تایید کرد.
سازمان عفو بین الملل معتقد است که در طی تظاهرات مردم آذربایجان چندین مورد اقدام خلاف قانون توسط نیروهای امنیتی ایران بر علیه تظاهر کنندگان صورت گرفته و بدین خاطر سازمان عفو بین الملل دولت ایران را بخاطر این اعمال خلاف قانون مقصر و مسئول میداند.
دولت ایران موظف است طبق قوانین سازمان بین المللی حقوق بشرواستانداردهای حقوق بشرکه شامل رفتار نیروهای پلیس با تظاهر کنندگان نیز میباشد عمل نماید و ازشکنجه وآزار زندانیان طبق استانداردهای جهانی خودداری کند.
عباس لسانی در سال 1997 نیز بخاطر فعالیت سیاسی زندانی شده بود وی در آن هنگام نیز تحت شکنجه های روحی و جسمی قرار داشته است.او پس از آزادی از زندان نیز تحت مراقبت امنیتی و آزار و اذیت قرار داشته است.
وی ماه می گذشته،به عفوبین الملل گفته بود که در ژوئن 2004 نیز شکنجه تحت بوده است.وی بخاطر شرکت در تحصن مسجد سرچشمه اردبیل بازداشت وشکنجه شده بود.
در حمله نیروهای امنیتی به مسجد وی به شدت زخمی شده بود بطوریکه بینی و دنده وی در اثر ضربات وارده شکسته بود و در مدت بازداشت تحت مداوا نیز قرار نگرفته بود. وی بیست روز بازداشت را در زندان انفرادی سپری کرده بود.در مدت بازداشت بخاطر عدم معالجه وی 2 بار اقدام به اعتصاب غذا کرده اما مامورین توجهی به درمان وی نکرده بودند.
لسانی به شعبه 7 دادگاه انقلاب اردبیل منتقل شده و قاضی دادگاه نیز به درخواست وی مبنی بر ضرورت معالجه وی جواب منفی داده و وی را به تحمل 15 ضربه شلاق و همچنین 800.000 تومان جریمه محکوم کرده بود.قاضی به وی گفته که باید بگوید غلط کردم تا مورد مداوا قرار گیرد (!!!)وی هنوز هم از آثار شکنجه دوران بازداشت در رنج و فشار است.
اطلاعات جنبی:
اقلیت تورک اذربایجانی در حدود 25 الی 30 درصد مردم ایران را شامل میشوند. آنها شیعه بوده و در اکثرا درمحدوده شمالغرب ایران زندگی می کنند. انها بجز در بعد مذهبی در سایرجوانب تحت تبعیض حکومت مرکزی ایران قرار دارند.
اذربایجانی ها برای احقاق حقوق فرهنگی و زبانی خویش فعالیت می کنند. منطقه اذربایجان ایران در همسایگی جمهوری آذربایجان قرار گرفته است.حکومت ایران فعالین آذربایجانی را به "تجزیه طلب و پان تورکیست" بودن متهم می کند در تظاهرات اخیر، حکومت ایران دخالت خارجیها و بویژه آمریکا را مطرح کرد اما این ادعای حکومت ایران از سوی دولت آمریکا رد شد.
توصییه عملی:
خواهشمند است به محض دریافت این نامه در تحقق موارد ذیل تلاش نموده و نتیجه را در اسرع وقت بزبان فارسی،عربی ،انگلیسی و یا زبان مادریتان به عفو بین الملل ارسال نمایید .
- رفع نگرانی در مورد وضعیت سلامتی عباس لسانی - چرا که وی از زمان بازداشت در روز 3 ژوئن در مکان نامعلومی نگهداری می شود.
- ارائه توضیح از سوی مسئولین محلی مبنی بر اینکه وی در مدت بارداشت مورد شکنجه قرار گرفته است
- اجبار مسئولین محلی به آزادی بدون قید و شرط لسانی مگر اینکه وی بحکم دادگاه صالحه متهم و مجرم شناخته شود.
- اجبار مسئولین محلی برای مشخص کردن محل بازداشت وی و ایجاد شرایط لازم برای اخذ وکیلی و امکان ملاقات آزادانه با اعضای خانواده و معالجه وی
-اجبار مسئولین محلی برای تماس با وی و تحقیق در مورد ادعای لسانی مینی بر شکنجه وی در زمان بازداشت در ژوئن 2004و محاکهم مامورینی که لسانی را شکنجه کرده اند.
تقاضا میشود از:
آیت الله سید علی خامنهای رهبرمذهبی ایران
ایران- قم - خیابان شهدا istiftaa@wilayah.org - info@leader.ir: Email:
فاکس :00982517742228
وزیر اطلاعات
غلامحسین محسنی اژه ای
تهران خیابان نسترن 2 خیابان پاسداران
Email: iranprobe@iranprobe.com
با ادای احترام
آیت الله محمود هاشمی شاهرودی
تهران پارک شهر
http://www.iranjudiciary.org/contactus-feedback-fa.html
و نمایندگان دیپلماتیک سایر کشورها در ایران
در صورت عدم پاسخ به درخواست عفو بین الملل نتیجه 20 جولای 2006 از دبیرخانه سازمان عفو بین الملل پیگیری نمایید.
منبع:http://web.amnesty.org/library/Index/ENGMDE130632006?open&of=ENG-IRN
اعتصاب
در شرکت ایران
ترانسفو
زنجان
کارگران
شرکت ایران
ترانسفو
زنجان از
امروز صبح
اعتصاب خود را
آغاز کردند.در
این اعتصاب
همه کارگران
شرکت کرده اند
و تمام بخشهای
کارخانه
تعطیل است.این
دومین اعتصاب
گسترده در این
شرکت ترانس
سازی در طول ۵
سال گذشته است
و کارگران
همچنان نسبت
به مدیریت
کارخانه
اعتراض دارند.
جامعه
کارگری زنجان
در ماههای
اخیر شاهد
نارضایتی ها و
اعتراضات
پراکنده بوده
است.از جمله
مسائلی که
کارگران را در
این شهر نگران
کرده است
استخدام
کارگران غیر
بومی فارس
زبان است.این
کارگران در طی
دو سال گذشته
در شرکتهای بزرگی
چون نخ تایر و
بلکا شرق که
متعلق و
وابسته به
اداره
اطلاعات
هستند و شرکت
روغن نباتی
جهان استخدام
شده اند
|
دو
ماه بازداشت
موقت برای
فعالان
مراغه ای |
|
داود
عظیم زاده-یاشار
حکاک پور-علیرضا
حقی-مجید
پژوه فام
و حامد
یگانه پور پنج
فعال حرکت
ملی
آذربایجان
در زندان
مراغه دیشب
به مدت ۵
ساعت در
دادگاه
مراغه مورد
بازپرسی
قرار گرفته و
به اتهامات
مطرحه از طرف
بازپرس به
صورت کتبی و
شفاهی پاسخ
داده اند.بنا
به خبری که
خانواده های
زندانیان در
اختیار
وبلاگ حق
قرار داده
اند قاضی
غیوری رئیس
شعبه رسیدگی
به این
پرونده برای
هر یک از
متهمان ۲ ماه
قرار
بازداشت
موقت صادر
کرده است.بازپرس
نیز پس از
تکمیل اوراق
بازپرسی به
متهمان
اعلام کرده
است ظرف ۴۸
ساعت پرونده
ایشان را در
اختیار
دادگاه قرار
خواهد داد |