سرکوب در
اردبیل
اخبار رسیده
از اردبیل
حاکی از آن است
که روز جمعه
مورخ 18/5/87 گروهی
از سیاه پوشان
گارد ویژه که
تعدادشان به 50
نفر می رسیده
به ضرب و شتم
جوانان در
پارکهای
اردبیل
پرداخته اند.
این اقدام
بدون هیچ
مناسبت یا
اطلاع قبلی
صورت گرفته و
ماموران نقاب
دار با
خودروهای ون
سیاه رنگ
جابجا می شدند.
برخی گزارشات
نیز از ضرب و
شتم زنان
حکایت دارد.
سه هفته پیش
هم تلویزیون
استانی
اردبیل خبر
داد که
گردانهای
عاشورا و
الزهرای سپاه
و بسیج، در
روستای ثمرین (سومرین)
اردبیل مانور
جنگ شهری اجرا
کرده اند. یکی
از فرماندهان
سپاه هدف از
این این مانور
را صراحتا
سرکوب
ناآرامیهای
شهری در
آذربایجان
دانسته است.
به نظر می رسد
که ضرب و شتم
اخیر نیز فاز
جدیدی از این
مانور باشد.
کرکوک
باید نماد صلح
و برادری
اقوام باشد
کرکوک
شهر تاریخی
ترکمنهای
عراق اکنون
وارد برهه
حساسی شده است.
پارلمان عراق
در روزهای
اخیر در رابطه
با استانها دو
لایحه تصویب
کرده است که
طبق آن
مجلس استانی
کرکوک با حضور
سه قوم عمده
ترکمن و عرب و
کرد بایستی
تشکیل گردد تا
اقوام با
تقسیم قدرت به
صورت مشترک به
اداره منطقه
بپردازند و
پیشمرگها نیز
بایستی قدرت
را در شهر به
نیروهای ملی
واگذار
نمایند. این
لایحه ها با
مخالفت شدید
کردها ربرو
شده است. جلال
طالبانی رئیس
جمهور کرد
عراق با کنار
گذاشتن اصل بی
طرفی لایحه
های فوق را که
در تاریخ 22 ماه
ژوئیه از
تصویب
پارلمان عراق
گذشته بود، به
نفع کردها
وتو کرد. کردها
در اعتراض به
مصوبه های فوق
در تاریخ 28
ژوئیه
تظاهراتی در
کرکوک برگزار
کردند که
متاسفانه با
عملیات
انتحاری از
سوی گروهی
ناشناس این
تظاهرات به
خون کشیده شد و
نتیجه آن دهها
کشته و زخمی
بود. پس از این
واقعه کردهای
مسلح تظاهر
کننده بدون
هیچ نشان و
مدرکی با طرح
از پیش تعیین
شده، به
سوی دفتر جبهه
ترکمنهای
عراق هجوم
بردند و با
ترکمنها
درگیر شدند و 5
ترکمن عراقی
را ربودند و به
نقطه
نامعلومی
بردند. دفتر
تلویزیون
ترکمنهای
عراق با نام «تورکمن
ایلی» نیز
مورد حمله
مهاجمین کرد
قرار گرفت.
متاسفانه
نیروهای
امنیتی متشکل
از پیشمرگها
نیز تنها به
نظارت وقایع
می پردازند و
هیچ عکس
العملی در
برابر
مهاجمین
انجام نمی
دهند. در این
شهر تمام
اینها نشان از
روزهای سخت و
پرآشوبی در
کرکوک می دهد
که حتی در طول
جنگ میان
نیروهای
آمریکایی و
عراقی نیز
آرامش خود را
حفظ کرده بود.
تمامیت خواهی
کردها در شهر
ترکمن نشین
کرکوک و
مقاومت آنان
در برابر
مصوبات
پارلمان عراق
و سعی آنان
برای از میدان
بدر کردن
ترکمنها و
اعراب کرکوک
بی شک نتیجه ای
جز جنگ و
خونریزی به
دنبال نخواهد
داشت.
هر
چند که کرکوک
در طول تاریخ
یک شهر ترکمن
نشین محسوب
شده و بسیاری
از ترکمنها در
دوره صدام
مجبور به
مهاجرت از آن
شده اند اما
ترکمنهای آن
دیار برای
دوری از جنگ و
زندگی صلح
آمیز به تقسیم
قدرت میان کرد
و ترکمن و عرب
و زندگی
مسالمت آمیز
در کنار سایر
اقوام تن داده
اند، ولی
متاسفانه
کردها که با
ورود نیروهای
اشغالگر به
خاک عراق
دارای قدرت
نظامی منطقه
ای شده اند با
اتکاء به
نیروی
پیشمرگان
مسلح سعی در
قبضه کامل
کرکوک به نفع
کردها دارند و
با این عمل خود
فتیله جنگی
بزرگ را در
شمال عراق می
کشند.
اما
کردهای عراق
نباید فراموش
کنند که این
تمامیت خواهی
آنان
دستاوردی جز
خسران و ندامت
نخواهد داشت،
چرا که
ترکمنهای
کرکوک هرگز
تنها نیستند و
جهان ترک با
نگرانی مسائل
آنان را دنبال
می کند. سازمان
آزادیبخش
ترکمن صحرا
معتقد است که
بهترین گزینه
برای شمال
عراق زندگی
مسالمت آمیز و
برادرانه
اقوام کرد و
ترکمن و عرب در
کنار هم است
اما در صورت
ادامه تعرض
کردها به
ترکمنهای
کرکوک بی شک
آتش جنگی بزرگ
شعله ور خواهد
شد که دامنه آن
تمام منطقه را
خواهد گرفت.
سازمان
آزادیبخش
ترکمن صحرا –
تورکمن صحرا
آزادلیق
قوراماسی
TURKMENSAHRA AZADLYK GURAMASY
تلاش
برای انحراف
پرونده
رسوایی زنجان
خبرنامه
امیرکبیر: با
بازداشت،
بهرام واحدی
دبیر انجمن
اسلامی
دانشگاه
زنجان، تعداد
دانشجویان که
به علت اعتراض
به عمل شنیع
معاون
دانشجویی
دانشگاه
زنجان
بازداشت شده
اند، به چهار
نفر رسید.
به
گزارش
خبرنامه
امیرکبیر،
بهرام واحدی
در حالی در روز
چهارشنبه
بازداشت شد که
یک هفته قبل از
بازداشت وی،
دادستان
زنجان در
مصاحبه ای از
احتمال
دستگیری
دانشجویان
بیشتری خبر
داده بود.
واحدی در شهر
تبریز در منزل
مسکونی پدرش
توسط نیروهای
امنیتی
بازداشت و به
زنجان منتقل
شده است.
پس
از فاش شدن
تلاش مددی
معاون
دانشجویی
دانشگاه
زنجان برای
تعرض به یک
دانشجوی
دختر،
دانشجویان
این دانشگاه
طی چندین روز
تحصن و اعتصاب
به فساد
اخلاقی معاون
مربوطه
اعتراض کرده و
خواستار
برخورد با وی
شدند. با پذیرش
فساد معاون
مربوطه توسط
ریاست
دانشگاه و
پذیرش خواسته
های
دانشجویان
مبنی بر
برکناری و
برخورد با وی و
در نهایت با
وساطت
نماینده
زنجان بین
دانشجویان و
مسئولین
توافق شد که به
کلیه خواسته
های
دانشجویان
متحصن رسیدگی
شود. همچنین در
پایان این
تحصن مسئولین
کتبا متعهد
شده بودند، که
با هیچ یک از
دانشجویان
هیچ گونه
برخوردی
انجام نشود.
اما
اکنون و در فصل
تابستان که
زمان تعطیلی
دانشگاه ها می
باشد نیروهای
امنیتی از این
فرصت استفاده
کرده و فشار
مضاعفی را بر
فعالین
دانشجویی
وارد می کنند.
پس از دستگیری
های گسترده در
تهران، مشهد،
شاهرود،
اردبیل،
تبریز و رشت که
همراه با آنان
۳ دانشجوی
دانشگاه
زنجان نیز
پیام شکیبا،
حسن جنیدی و
آرش رایجی نیز
بازداشت
شدند، این بار
بهرام واحدی،
دبیر انجمن
اسلامی
دانشجویان
دانشگاه
زنجان
بازداشت شد.
گل
محمدی
دادستان
زنجان در روز
هفتم مرداد
ماه در مصاحبه
ای ادعا کرد که
"بین دختر
دانشجو و
معاون
دانشگاه صیغه
محرمیت جاری
شده است." تا
مقدمات تبرئه
مددی، معاون
انتصابی
دانشگاه و
بازداشت
دانشجویان
معترض به
عنوان متخلف
فراهم شود. در
همین رابطه
عبدالفتاح
سلطانی وکیل
دادگستری در
مصاحبه با
کارگزارن گفت:
«مسئله اصلی
این است که
شخصی براساس
مقام خودش در
یک دانشگاه،
از یکی از
دانشجویان
درخواست
نامشروع
داشته است.
حالا اینکه
رابطه برقرار
شده بر این
اساس، شرعی
بوده یا نه،
صیغه خوانده
شده یا نه، هیچ
ربطی به مسئله
پرونده
دانشگاه
زنجان ندارد.»
وی ادامه داد: «خانم
دانشجوی
دانشگاه
زنجان قبلا با
ناراحتی
اعلام کرده
بود که معاون
دانشگاه میخواسته
است به او تعرض
کند و عملا با
موافقت با
فیلمبرداری
دانشجویان،
اعتراض خود را
نشان داده است.
اما اگر حالا،
بحث صیغه مطرح
میشود، نشاندهنده
این است که
متهمان
پرونده تحت
شرایط خاص یا
برای حفظ
آبروی طرفین،
وادار شدهاند
به مسئله عقد
منقطع اشاره
کنند»
این
در حالی است در
جریان تعرض به
دختران
دانشجو در
دانشگاه های
کرمانشاه و
سهند نیز تنها
دانشجویان
معترض محاکمه
شدند و ۲
دانشجوی
دانشگاه سهند
نیز در
تابستان
امسال مدتی را
به دلیل
اعتراضاتشان
به فساد
مدیران
دولتی، در
زندان سپری
کردند.
قطع
مکرر و بی
برنامه برق در
آذربایجان
شرقی علاوه بر
مردم منجر
به
ناراحتی
مسئولان محلی
نیز شده است.
به گزارش
خبرنگار مهر
در تبریز، به
دنبال کمبود
برق در کشور و
اعلام رسمی
خاموشیهای
سراسری،
برنامه قطع
برق از سوی
شرکتهای
برق
منطقه ای
تدوین شد تا
بدین وسیله
عموم مردم
کارهای خود را
با این برنامه
ها تطبیق
نمایند.
در
آذربایجان
شرقی نیز در
ابتدا برنامه
قطع برق در
نواحی مختلف
استان به
ویژه در شهر
تبریز با
اطلاع قبلی به
خوبی پیش می
رفت اما این
نظم بنا به
دلایلی
که معلوم نشد
به هم خورده
است.
قطعی
مکرر برق بیش
از یک نوبت در
شبانه روز،
قطع برق مغایر
با برنامه
اعلام شده،
قطع برق بیش از
ساعات سهمیه و
.... از جمله
مشکلاتی است
که موجبات
انتقادات تند
مردم و
مسئولان ارشد
استانی را
فراهم کرده
است.
نکته
جالب در این
میان اینکه
شاید همواره
معضلاتی که از
سوی مردم
همواره مورد
انتقاد قرار
می گرفت چندان
مورد قبول
مدیران
اجرایی واقع
نمی شد اما طی
سالیان اخیر
شاید هیچ
مسئله ای به
اندازه قطعی
نامنظم برق
صدای مردم و
مسئولان
دولتی و حتی
نمایندگان
آذربایجان
شرقی را
درنیاورده
است.
محمد
معمارزاده
استاندار
آذربایجان
شرقی در
این خصوص گفت:
متاسفانه یکی
از مشکلات
امروز استان
بی برنامگی
شدید در قطعی
برق است.
وی تاکید
کرد: قطع مکرر
برق علاوه بر
وارد آمدن
خسارات بسیار
در بخش صنعت
موجب به هم
خوردن برنامه
ریزی مردم در
امور روزمره
خود شده است.
از سوی
دیگر
محمد علی
ذبیحیان،
فرماندار
تبریز نیز در
گفتگو با
خبرنگار مهر
بی برنامگی در
قطع مکرر
برق را ناشی از
ضعف مدیریت
ارگان مربوطه
دانست و گفت:
گرچه مردم
شریف منطقه
همچون گذشته
مشکلات اخیر
را تحمل کرده و
صدای
اعتراضشان
بلند نمی شود
اما دلیلی
برای کتمان
ضعف مدیران
برق منطقه ای
نداریم.
وی عنوان
کرد: درحالیکه
در استانهای
همجوار تنها
یک نوبت در روز
خاموشی اعمال
می شود در برخی
از نقاط آذربایجان
شرقی این امر
به سه نوبت در
روز نیز رسیده
است.
ذبیحیان
با بیان اینکه
رسانه
های گروهی
باید مشکلات
قطع نامنظم
برق را به چالش
بکشند افزود:
مسئولان
مربوطه
نیز در جلسات
خود پاسخ های
منطقی در این
خصوص ارائه
نمی دهند.
مسعود
پزشکیان،
رئیس مجمع
نمایندگان
آذربایجان
شرقی نیز با
اشاره به
نارضایتی
عمومی از
قطعی بی
برنامه برق در
آذربایجان
شرقی به
خبرنگار مهر
گفت: باید
پرسید چرا قطع
برق در
این استان طبق
برنامه پیش
نرفته و شاهد
قطع برق در چند
نوبت طی شبانه
روز هستیم.
وی
خاطرنشان کرد:
احساس ما این
است که برنامه
قطع برق در
آذربایجان
شرقی در
مقایسه با
دیگر
استانهای
کشور عادلانه
نیست و بار
بیشتری بر این
استان صنعتی
وارد
آمده است.
پزشکیان
متذکر شد: قطعی
مکرر و بی
برنامه برق در
آذربایجان
شرقی به
طور حتم موجب
وارد آمدن
خسارات بسیار
به بخش صنعت
این استان
خواهد شد.
با این
اوصاف،
علی بهاری وند
مدیرعامل برق
منطقه ای
آذربایجان
ضمن رد تمام
انتقادات
وارده به
این شرکت گفت:
سهمیه قطعی
برق در سه
استان
آذربایجان
شرقی و غربی و
اردبیل که
زیر نظر
شرکت برق
منطقه ای
آذربایجان
هستند 8/7 درصد
خاموشیهای
کشور است.
وی افزود:
25 درصد از
خاموشی های
این سهمیه در
تبریز، 27 درصد
در
شهرستانهای
آذربایجان
شرقی، 36
درصد در کل
آذربایجان
غربی و 12 درصد
خاموشیها نیز
در استان
اردبیل اعمال
می شود.
بهاری
وند تصریح کرد:
خاموشیهای
برق منطقه ای
آذربایجان بی
برنامه نیست
اما در
گاهی اوقات
قطعی ناگهانی
برق از سوی
مرکز اعمال می
شود.
مدیرعامل
برق منطقه
ای آذربایجان
در پاسخ به
اینکه چرا برق
برخی نقاط
تبریز بیش از
سهمیه اعلام
شده و در
چند نوبت قطع
می شود، اظهار
داشت: اینکه در
برخی از موارد
قطعی برق بیش
از دو
ساعت می شود
ناشی از
اشتباهات
فردی است !
وی
یادآور شد:
البته گاهی
ممکن است
در اوج
بحران کمبود
برق به دلیل از
مدار خارج شدن
برخی از
ایستگاهها
قطعی برق به
دو نوبت
برسد.
بهاری
وند در عین حال
ضمن اشاره به
حجم انتقادات
مردم و
مسئولان
از شرکت
برق منطقه ای
آذربایجان
خطاب به
خبرنگار مهر
گفت: امیدوارم
رسانه ها
مطالبی انعکاس
کنند که تنش
های موجود را
کاهش دهد.
یعقوب
مهرنهاد
اعدام شد!
•
حکومت جمهوری
اسلامی روز
دوشنبه یعقوب
مهرنهاد فعال
مدنی و
اجتماعی بلوچ
را به همراه یک
تن دیگر در
زندان زاهدان
به اتهام
محاربه و فساد
فی الارض
اعدام کرده
است. یعقوب
مهرنهاد از
فعالین مدنی و
اجتماعی
زاهدان،
روزنامه نگار
و دبیر انجمن "جوانان
صدای عدالت"
بوده است و حکم
اعدام او مورد
اعتراض بین
المللی قرار
گرفته بود ...
خبرگزاری
جمهوری
اسلامی ایران
روز دوشنبه از
اعدام یعقوب
مهرنهاد فعال
مدنی و
اجتماعی بلوچ
به همراه یک تن
دیگر در زندان
زاهدان خبر
داد. ایرنا در
خبر خود
مهرنهاد و
عبدالناصر
طاهری صدر را
عضو «گروه
تروریستی»
ریگی اعلام
کرده و نوشته
است: دادگستری
سیستان
وبلوچستان
اعلام کرد دو
عضو گروهک
تروریستی
ریگی در زندان
زاهدان اعدام
شدند. به موجب
حکم صادره از
سوی دادگاه
انقلاب
اسلامی "یعقوب
مهرنهاد"
فرزند علم خان
و "عبدالناصر
طاهری صدر"
فرزند سهراب
به اتهام
محاربه و فساد
فی الارض از
طریق عضویت و
همکاری با
گروهک
تروریستی
موسوم به
جندالله به
سرکردگی
عبدالمالک
ریگی به اعدام
محکوم شدند.
بنابر این
گزارش حکم
صادره پس از
تایید از سوی
مراجع عالی
قضایی و
مخالفت باعفو
نامبردگان از
سوی کمیسیون
عفو استان، در
محوطه زندان
مرکزی زاهدان
اجرا شده است.
یعقوب
مهرنهاد از
فعالین مدنی و
اجتماعی
زاهدان،
روزنامه نگار
و دبیر انجمن "جوانان
صدای عدالت"
بوده است.
مهرنهاد در
اردیبهشت ماه
سال ۱٣٨۶
بازداشت و در
۲۲ بهمن سال
گذشته به
اعدام محکوم
شد. حکم اعدام
میرنهاد مورد
اعتراض
بسیاری از
سازمان های
حقوق بشر در
سطح بین
المللی و ملی
قرار گرفت.
سازمان عفو
بین الملل در
بیانیه خود در
۱۲ فوریه ۲۰۰٨
در مورد حکم
اعدام
مهرنهاد نوشت:
در اوایل
فوریه یعقوب
مهرنهاد فعال
فرهنگی و مدنی
بلوچ، بر اساس
یک اتهام
نامشخص و بعد
از یک محاکمه
ناعادلانه که
در پشت درهای
در بسته صورت
گرفت به اعدام
محکم شد. گفته
شده که وی
شکنجه شده است.
تقاضای
استیناف
ایشان از
دادگاه عالی
برای ۱۷ فوریه
مقرر شده است
که در نتیجه وی
از زمان ۲۰ روز
که معمولا در
ایران بر ای
آماده شدن
استیناف داده
می شود، محروم
شده است.
... یعقوب
مهرنهاد دبیر
ان.جی.او ی ثبت
شده "صدای
عدالت جامعه
مردم جوان" می
باشد که
برنامه هایی
مثل کنسرت و
کلاسهای
آموزشی برای
جوانان بلوچی
برگزار می کند.
او در می ۲۰۰۷
همراه با ۶ نفر
از اعضای
انجمن بعد از
شرکت در یک
جلسه در دفتر
وزارت فرهنگ و
ارشاد
اسلامی، که
طبق گزارشات
فرماندار
زاهدان هم در
آن شرکت کرده
بود، دستگیر
شد. ۶ نفر دیگر
بعدا آزاد
شدند. دلیل
دقیق دستگیری
او مشخص نیست
هر چند که چند
روزنامه بعدا
گزارش کردند
که در جولای
۲۰۰۷ یک مرد به
نام یعقوب م.
مظنون به کمک
کردن به
عبدالله ریگی
رهبر گروه
مسلح بلوچی
جندالله که
همچنین با نام
جنبش مقاومت
مردم ایران
شناخته می
شود، بازداشت
شده است.
ماه بعد از
دستگیری، به
یعقوب
مهرنهاد
اجازه داده شد
که با وکیل و
خانواده اش
ملاقات کند،
که گفته بود
شکنجه شده و ۱۵
کیلو گرم وزن
از دست داده و
تعادل خود را
از دست داده
است.
در محافل
سیاسی ایران،
اعدام
مهرنهاد به
عنوان نشانه
ای مبنی بر
آغاز اعدام
فعالین مدنی و
اجتماعی تلقی
شده است. هم
اکنون گروه
دیگری از
فعالین مدنی و
سیاسی نظیر
عدنان حسن پور
و فرزاد
کمانگر با خطر
اعدام روبرو
هستند.
سایت
فارسی وزارت
خارجه
اسرائیل
https://www.hamdami.com/MFAFA
«نسبت دادن
اتهام جاسوسی
به هفت نفر
سران جامعه
بهائیان
ایران، بهانه
رژیم برای
توجیه سرکوب
است»
ادعای
جمهوری
اسلامی ایران
دائر بر این که
هفت نفر
رهیران جامعه
بهائیان
ایران به "جاسوسی"
اعتراف کرده
اند و در خدمت
استکبار قرار
داشته اند، نه
تنها با نکوهش
قاطعانه و
تکذیب سخنگوی
جامعه جهانی
بهائیان در
سازمان ملل
متحد روبرو
شد، بلکه
امروز (دوشنبه
4 اوت 2008 ) بارتاب
بسیار منفی
علیه رژیم
ایران در
محافل بین
المللی و
رسانه های
همگانی
بسیاری از
کشورها داشت.
حکومت
ایران درباره
«اتهامات
جاسوسی» سخنان
ضد ونقیصی
انتشار دارد-
در حالی که در
خبر روزنامه
رسالت ادعا
شده که آنان به
جاسوسی «اعتراف»
کرده اند،
فردی به نام
حداد که معاون
امنیت
دادسرای
عمومی و
انقلاب تهران
است، به
خبرنگاران
گفت: «آنها
ارتباطاتی با
بعضی از
کشورها و
ازجمله
اسرائیل
داشتند». نام
کوچک این فرد
ذکر نشده و
معلوم نیست که
معاون امنیت
دارای چه
تحصیلات
حقوقی است که
این سخنان را
گفته و چرا
سخنگوی
دادستانی و یا
شخص دادستان و
یا قضات
دادگاه این
خبر را انتشار
نداده اند.
از
آنجا که
ارتباط داشتن
با کشورهای
مختلف یک امر
طبیعی و عادی
است و نمی
تواند جرمی
محسوب شود،
حداد در ادامه
ادعاهای خود
افزود: «آنها
دستوراتی از
کشورهای
خارجی اخذ می
کردند تا
اقداماتی را
علیه نظام
انجام دهند».
برخی
روزنامه ها در
گزارشهای
امروز خود
نوشتند: از
آنجا که حکومت
ایران می داند
تعقیب و آزار
افراد به جرم
عقیده دینی
آنها یک رفتار
غیرقانونی
است و دنیا آن
را محکوم می
کند، می کوشند
به افراد
بازداشت شده
اتهامات
جاسوسی و
امنیتی
ببندند تا
محاکمه و
مجازات آن را
قانونی جلوه
دهند و از
اعتراض جهانی
در امان باشند.
ولی
مقامات جهانی
می دانند که
وارد آوردن
اتهامات
جاسوسی به
پیروان
ادیانی که در
ایران در
اقلیت هستند،
یک شیوه مرسوم
حکومت برای
پرده پوشی
تعقیب و آزار
دینی در آن
کشور می باشد –
همان گونه که
برای پرده
پوششی واقعیت
اعدام
زندانیان
سیاسی، به
دروغ آنها را
قاچافچی مواد
مخدر و یا "اراذل
و اوباش"
معرفی می کنند
و انواع
جرمهای
دروغین را به
آنها نسبت می
دهند.
حداد
در دنباله
ادعاهای خود
گفت: «این هفت
نفر کلیه
اتهامات خود
را و از جمله
تشکیل گروه
غیرقانونی و
ارتباط با
اسرائیل را
پذیرفته اند».
گفتنی
است: بهائیت به
عنوان یک دین
یکتاپرست از
یکصد و پنجاه
سال پیش در
ایران ظهور
کرد و جامعه
بهائی ایران
کوتاه مدتی پس
از آن پای گرفت
و از آن هنگام
همیشه دارای
تشکیلات بوده
و بنابراین
اتهام «تشکیل
گروه
غیرقانونی»
نمی تواند در
مورد هفت نفر
رهبران جامعه
بهائی ایران
معتبر باشد.
همچنین
ارتباط با
اسرائیل
نباید یک جرم
محسوب شود،
زیرا اماکن
مقدس بهائی در
شمال اسرائیل
قرار دارد و
این خاک مقدس
که خاستگاه
یهودیت،
مسیحیت و
اسلام بوده،
از دیدگاه
بهائیان نیز
جنبه تقدس
دارد و به همین
علت نیز بوده
که حضرت
عبدالبهاء
وصیت کرد در
این سرزمین به
خاک سپرده شود.
سخنگوی
جامعه جهانی
بهائیان در
سازمان ملل به
خبرنگاران
توضیح داد که
هنگامی که
رهبران دین
بهاءالله به
سرزمین
تاریخی
اسرائیل
تبعید شدند،
این سرزمین
بخشی از
امپراطوری
عثمانی را
تشکیل می داد و
سلطان ترک خود
را خلیفه جهان
اسلام می
دانست و
اسرائیل
استقلال
دوباره خود را
بیش از نیم قرن
پس از آن تاریخ
به دست آورد و
بنابراین
وجود اماکن
مقدس بهائی در
خاک امروزی
اسرائیل نمی
تواند بهانه و
مستمسکی برای
جمهوری
اسلامی ایران
به هدف آزار و
تعقیب
بهائیان باشد-
بلکه همان
گونه که گفته
شده این بهانه
پوششی برای
رفتار
ستمگرانه
رژیمی است که
برخلاف منشور
حقوق بشر
سازمان ملل
رفتار می کند
که در آن گفته
شده است هرکس
در داشتن
باورهای دینی
آزاد است و
نباید به این
خاطر مورد
تعقیب یا آزار
قرار گیرد.
جمهوری
اسلامی ایران
جامعه بهائی
را «فرقه ضاله
بهائیت» می
نامد و در بیست
و نه سالی که
از به روی کار
آمدن رژیم
تعصب گرای
دینی در ایران
می گذرد صدها
نفر از نخبگان
بهائی ایران
بطور وحشیانه
به قتل رسیده و
یا اعدام شده
اند. بسیاری از
اعدام شدگان
دارای
تحصیلات عالی
بوده و به شغل
پزشکی و
مهندسی و امور
سازنده دیگر
اشتغال
داشتند. در طول
سالهای اخیر
بارها
بهائیان در
برخی از شهرها
و روستاهای
ایران هدف
حمله قرار
گرفته و شماری
از آنان بی
رحمانه کشته
شده اند و
اموال دیگران
به غارت رفته و
خودشان نیز بی
خانمان شده
اند.
حکومت
ایران چند ماه
پیش درصدد
برآمد گناه
انفجار شیراز
را که در آن
چندین نفر
کشته شدند به
گردن بهائیان
بیاندازد. ولی
واقعیتی که
همه جهانیان
به آن اعتراف
دارند آن است
که جامعه
بهائی همیشه
از دخالت در
امور سیاسی
دوری جسته و
طبعا از
عملیات بمب
گذاری و
آدمکشی که با
دیانت بهائی
تناقض دارد
کاملا به دور
است.
رئیس
هیات
نمایندگی
جامعه جهانی
بهائیان در
سازمان ملل،
خانم باتی
دوگال به
خبرنگاران
درنیویورک
گفت: حکومت
ایران با این
بهانه که مرکز
اداری
بهائیان جهان
در اسرائیل
قرار دارد، می
کوشد آزار و
تعقیب آنان را
موجه جلوه دهد.
خانم
دوگال گفت: هفت
نفری که دو ماه
پیش (ماه مه)
بازداشت شدند
مسؤول رسیدگی
به نیازهای
جامعه
بهائیان
ایران بودند
که به گفته وی
شمار آنان
حدود 300 هزار
نفر است. او
گفت: حکومت
ایران از
سالها پیش از
وجود این محفل
و فعالیت های
آن آگاهی داشت
و خود به خوبی
می داند که
آنها هیچگونه
فعالیت مخفی
ندارند.
حکومت
ایران حتی از
این که
حقوقدان
شیرین عبادی
برنده جایزه
صلح نوبل در
کنفرانس
مطبوعاتی خود
از حق دانش
آموزان بهائی
در ایران دفاع
کرد ابراز
ناخرسندی
عمیق کردند.
سازمانهای
حقوق بشر در
روزهای اخیر
بیانیه های
متعددی در
اعتراض به
ستمگریهای
رژیم ایران
انتشار داده و
از کمیسیون
حقوق بشر
سازمان ملل
خواستار شده
اند به این
مساله رسیدگی
کند.
تلاشگران
حقوق بشر می
گویند: ستم
علیه بهائیان
در ایران با
دستگیری و
زندان این هفت
تن آغاز نشده،
بلکه بهائی
آزاری بخشی از
مرام و
باورهای دینی
و هدفهای دراز
مدت حکومت
اسلامی ایران
است که
بهائیان را
خارج از دین و
مستحق اعدام
می داند و حتی
به مسلمان اهل
تسنن نیز
اجازه نمی دهد
در تهران
مسجدی داشته
باشند.
همدستی جمهوری اسلامی با قاتلان مسلمانان اویغور، چچن و قاراباغ
جمهوری اسلامی ایران با عوام فریبی تمام در دنیا خود را مدافع مسلمان جهان و مظلومان جهان می داند و در ظاهر هم این شعار را با صدای بلند در هر جا از رسانه های خویش اعلام می کند ولی در عمل دست در دست قاتلان مسلمانان در ترکستان شرقی، چچنستان، قاراباغ دارد و با آنها در همه جهات همکاری می کند
چین با تمام تجهیرات نظامی بر ترکستان شرقی و ذخایز زمینی و زیر زمینی آن چنگ انداخته است و به نام تروریسم مسلمانان ترک اویغور و مبارزان آنها را می کشد. منطقه ترکستان شرقی دارای بزرگترین منابع نفتی و گازی چین است و چین می خواهد با استفاده از این منابع به عنوان ابرقدرت خود را در جهان بشناساند. حملات چین به منطقه ترکستان شرقی جزء فقر وبیکاری چیزی عاید مردم منطقه نکرده است مردم منطقه با فقر و نداری دست و پنجه نرم می کنند و چین هم با مهاجرات چینیان غیر بومی به آن منطقه می خواهد ترکیب جمعیتی آن منطقه را بر هم زند.
چند روز پیش خبرنگار الجزیره انگلیسی آقای "تونی چئنگ" چند گزارش و خبر از منطقه ترکستان شرقی بر روی آنتن فرستاد و خیلی جالب بود گزارش 3 آگوست 2008 از منطقه ترکستان شرقی دشتهای پراز شن و ماسه را نشان می داد و خود خبرنگار توضیح می داد که زیر اینها همه نفت و گاز است و معدنهای دیگر ولی مردم در فقر و بدبختی زندگی می کنند و به شهر کاشغر(Kashgar) رسید شهری قدیمی و زیبا با مساجدی قدیمی که همه به ترکی صحبت می کردند ولی خبرنگار توضیح می داد که دولت چین چند سالی است که می خواهد این منطقه را آباد کند. و در روز 5 آگوست هم باز همین خبرنگار بعد از کشته شدن 16 پلیس چین توسط مبارزان اویغور به همین منطقه رفته بود و و جاده ها و روستا های آن منطقه را نشان میداد که راه ها اکثرا شوسه یود و اگر هم آسفالت، آسفالت به علت عدم تعمیر از بین رفته بودف، دورب