خبرگزاری
مهر: روابط
عمومی وزارت
بهداشت،
درمان و
آموزش پزشکی
در واکنش به
انتشار خبری
در خبرگزاری
مهر
توضیحاتی
ارائه داده
است.
به گزارش
خبرنگار مهر
در ارومیه،
روابط عمومی
وزارت
بهداشت
درمان و
آموزش پزشکی
در واکنش به
گزارش
خبرگزاری
مهر با عنوان
"شپش روی سر و
کول دانش
آموزان
ارومیه ای"
اعلام کرد:
معاونت
بهداشتی
دانشگاه
علوم پزشکی
آذربایجان
غربی به مجرد
دریافت
گزارش مبنی
بر آلودگی
بیماری شپش
در اسرع وقت
اقدامات
لازم را در
خصوص کنترل
بیماری در
استان انجام
داده است.
در
بخشی از نامه
روابط عمومی
وزارت
بهداشت
درمان و
آموزش پزشکی
که جهت تنویر
افکارعمومی
در واکنش به
گزارش
خبرگزاری
مهر به دفتر
این
خبرگزاری
ارسال شده
است، آمده
است: برابر
اعلام
سایتهای
مختلف و
رفرنسهای
موجود شپش (پدیلکوزیس)
در اکثر
کشورهای
دنیا حتی
کشورهای
پیشرفته
وجود داشته و
یکی از
معضلاتی است
که بشر از
دیرباز با آن
مواجه بوده
است، همچنین
همه ساله
موارد
آلودگی به
این بیماری
از
شهرستانهای
تابع
آذربایجان
غربی به
معاونت
بهداشتی
دانشگاه
گزارش می شود
که این
دانشگاه نیز
به مجرد
دریافت
گزارشی مبنی
بر آلودگی در
اسرع وقت
اقدامات
لازم در خصوص
کنترل موارد
بیماری،
اجرای
برنامه های
آموزشی،
توزیع شامپو
پرمترین و
اعزام تیم
های بررسی
جهت کشف و
درمان موراد
انجام داده
است.
در
ادامه این
مطلب ذکر شده
است: گفتنی
است تعداد
موارد
آلودگی به
شپش در
شهرستانهای
استان
آذربایجان
غربی در شش
ماهه اول سال
جاری 235 مورد
گزارش شده که
تعداد 241
شامپو
پرمترین هم
در میان این
افراد توزیع
شده است و
توصیه های
لازم برای
برطرف شدن و
پیشگیری از
ابتلا نیز
اعلام شده
است.
تداوم فشار فرسایشی ملت ترک به اوتوریته نژادپرستان فارس در سرزمینهای اشغالی آذربایجان جنوبی
یعقوب گؤنئیلی
فارس راسیست برگرد به خانه ات،
آذربایجان مال آذربایجانی هاست، ما نمی توانیم هموطن تو باشیم، یک هموطن زبان مادری هموطنش را به صلابه نمی کشد، تو یک دشمنی درجلد دوست، تو اشغالگر سرزمین های اجدادی ما هستی، دیگر دوران استعمار و استثمار فرهنگی بسر آمده،
دهن کجی و بستن در ها برروی نژادپرستان فارس و عدم برسمیت شناختن موجودیت و اتوریته زبان فارسی، برخورد از بالا در مجامع عمومی و نشان دادن بی محلی و برخورد و رفتار غیر خودی و در هر موردی و جواب نه دنباله دار در دعوت به تظاهرات در زیر لوای فارس، و تصمیم به تظاهرات و یا هرگونه حرکت سیاسی مستقلا از طرف خود ملت ترک آذربایجان و زیر لوای هویت ملت ترک آذربایجان، و آفریدن شرایط و جوی که نه تنها نژادپرستان نتوانند برتریت خود را القاء کنند، بلکه خود را عملا عضوی زائد و مهمان نا خوانده در مجامع ملت ترک آذربایجان احساس کنند،
ملت راسیست فارس، حاکمیت را در دست دارد، و زبان مادری ما را بریده و اقتصاد کشور را در دست گرفته و هر طور که دلش می خواهد اسبش را می تازد، هم جلوی شمشیرش می برد، هم پشت شمشیرش، و ما اگر هشتاد سال دیگر هم نق بزنیم و از درد خود بگوئیم و بنالیم، و با تردید و توهم به متجاوز، کار بجائی نخواهد رسید، کشور های مترقی جهان هم دقیقاّ مصداق آن، از تو حرکت از خدا برکت، عمل می کنند، در واقع تا زمانی که ما از خود تحرکی نشان ندهیم، کسی هم وجود ما را احساس نکرده و بطبع آنها که نمی توانند کاسه داغتر از آش باشند،
به حال ملت آذربایجان هیچ فرقی نمی کند که کدام حکومت فارسمدار در مسند قدرت باشد، خاندان پهلوی را هم تجربه کردیم و افراد الوانی از حاکمیت جمهوری اسلامی را، آنها قریب به اتفاق نه اهل مباحثه اند، نه اهل مذاکره و تلاش مذبوحانه ما بجائی نخواهد رسید، اصلا آنها چه صحبتی دارند با ملت درجه دو، ملتی که ریشه ترک ستیزی را از شاهنامه به ارث برده و دقیقه هایشان را می شمارند تا ببیند کی زبان ترکی در ایران ریشه کن خواهد شد و ما چه گفتگوئی می توانیم با آنها داشته باشیم، این است که ملت ما باید تلاش کند، در وحله اول به خود بعنوان یک انسان با حقوق مساوی همانند همه انسانهای دیگر موجود بر روی کره خاکی قائل باشند،
یاد گیری زبان مادری همراه با فرزندان تبدیل به یک سنت در پیش خانواده ها باید تبدیل گردد،
ملت ما هر روز وجود و حضور خود را بنحوی در جامعه باید نشان دهند و هر روز قدرت گرفتن خود را به صحنه نمایش بگذارند، تا هر روز ملت احساس موجودیت بکند و ملت فارس هم مجبور به عقب نشینی تدریجی گردد، دیگر مردم از تکرار کلماتی مثل شونیستهای فارس با ما اله کردند بله کردند، شاه و شیخ یا کراوات و عمامه خسته شده اند،
مگر ملت ما مرده اند؟ ما زیادی فکر می کنیم و کمتر عمل می کنیم، همه اش که نباید فکر کرد، باید کاری کرد، شاید نژادپرستان فارس منتظرند تا هر روز صدای گلوله ای را در آذربایجان بشنوند، تا وجود موجودیت و اعتراض ملت آذربایجان را باور کنند، که هنوز آسیمیله و ذوب و منقرض نشده اند و در تصمیمشان جدی هستند،
دیگر دوران و زمان سخنرانی های التهابی و پوپولیستی بسر آمده، ملت پیوند حفظ زبان مادری را با منافع اقتصادیشان را باید عمیقا درک کنند و گر نه بدون کمک مردم چه می شود کرد؟
دولت یک ریال برای رشد زبان ترکی پول خرج نمی کند، ولی در عوض نویسندگان و شاعران و موسیقی دانان آذربایجانی را دستگیر می کند و یا بطرزی مشکوک و فجیع به قتل می رسانند، چگونگی توزیع بودجه سالیانه را در دست دارند و هرگز دتایل نهوه تقسیم بندی آن را، جهت مقایسه ملت ترک آذربایجان، در اختیار رسانه ها نمی گذارند و یا در مورد صدور پروانه های صنایع کلیدی و مادر و ارائه موافقت اصولی لازم و اختصاص بودجه و ارز خارجی به این نوع پروژه ها و نحوه توزیع نا عادلانه آن بین استانها، هرگز سخنی به میان نمی آورند، طبیعا اجرای هر پروژه صنعتی مادر در هر منطقه ای باعث شکوفائی و اشتغال زائی و بعنوان یک المنت آبادگر در منطقه رل ایفا می کند و باعث اعتماد بنفس اهالی از عدم وابستگی به دیگر استانها می گردد و باعث رشد نحوه زندگی و تکامل آن جامعه می گردد،
آذربایجان امروز شبیه به دیگ ذوب فلز ریخته گری می ماند که نسل جدید را همانند شمش در داخل مذاب داغ فرو برده اند، که اگر ملت ما بازهم راه بیخیالی را طی کنند و از نیات پلید دراز مدت نژادپرستان فارس غافل شوند، مابقی شمش ذوب شده و در داخل مذاب فرو خواهد رفت و راسیسم فارس تار و پود زبان مادری ما فرهنگ ما موسیقی ما را آسیمله کرده و خواهد بلعید، ملتی که به زبان مادریش بیسواد نگاهداشته شود، به مرور زمان زبان مادریش را از دست می دهد، این آژیر خطر و هشدارباشی است به همه ملت آذربایجان، سیاست جدید دولت در ایجاد تسحیلات لازم برای کودکان آذربایجانی برای آموزش و تمرین زبان فارسی از دوره مهد کودک، نشاگر این است که قصد نفوذ در شیرازه ملی و در نطفه خفه کردن و نابودی زبان ترکی هستند،
باید در آذربایجان با رفتار خود چنان جو جهنمی غیر قابل زیست برای اشغالگران راسیست فارس و حامیان آنها تدارک ببینیم تا فرار را بر قرار ترجیح دهند و خاک وطن ما را ترک کنند، باید بر سر هر بهانه ائی نفرتمان را از زبان و موسیقی و حضور مهمان های نا خوانده نشان دهیم، و بر سر هر موضوعی و مطلبی با گرفتن قیافه های یخ زده به آنها نشان دهیم که خوش نیامدید و بفرمائید بروید و با رفتار خود تهوع آور بودن فرهنگ گنده گوئی و تملق و بادمجان دورقاب چینی را برایشان نشان دهیم، زیرا این نژاد پرستی نیست این دقیقا راندن دشمن بدون خونریزی است در واقع تنها راه مسالمت آمیز و جلو گیری از خونریزی و بدون تشکیل حزب و خانه تیمی و دستگیری و شکنجه و لو دادن و اعتراف و کاری است که از دست هرکسی بدون بجا گذاشتن رد پا بر می آید و هیچ کسی را به جرم بی توجهی به فارس نمی توانند دستگیر کنند و در ضمن به جز متوصل شدن به روش قدیمی قودرتماخ و محله دن قوماخ راه دیگری پیش روی ملت ما باقی نمانده است،
این از جانب ملت ترک آذربایجان نژاد پرستی نیست، بلکه برای این ملت دیگر هیچ راهی جز تنبیه متجاوز نمانده است، ما مجبوریم بر خلاف فرهنگ اجدادمان عمل کنیم، و آللاه قوناغی بویور اوتور یوخاری باشیدا را در مورد این ملت فراموش کنیم، چون اینها تصمیم و کمر قتل به زبان مادری و فرهگ ملت ترک آذربایجان بسته اند، در واقع دفع نژادپرستان و بر سرجای خود نشاندن آنها و تنبیه رفتاری آنهاست، که به خود بیایند و بفهمند که به چه کاری مشغولند، آنها باید نتیجه اعمال ناشایشت و ظالمانه خود را ببینند، آسیب و لطماتی که بزبان مادری به فرهنگ ما و متعاقب آن به اقتصاد ما و متعاقب آن باعث مهاجرت های اجباری و تخلیه سرزمین های ما و مهمتر از همه کشتن اعتماد بنفس در بین کودکان دو زبانه ما، که از نظر شخصیتی مثل بالون معلقی در فضا، که نمی دانند به کجا وصلند، مثل شتر مرغی که نه شترند و نه می توانند پرواز کنند،
و دراین میان عصبانیت از دست افراد خودی بیشتر است، که بلافاصله با خواندن اینگونه مطالب، ظلم مضاعف ملت خود را فراموش می کنند و احساسات بشردوستانه و اومانیستی شان گل می کند و براحتی انگ نژاد پرستی و ناسیونالیسم کور به ملت خود می زنند،
افرادی که در این موقعیت حساس حرکت ملی مثل خروس بی موقع احساتشان گل کرده و نا آگانه مشغول سوراخ کردن کشتی حرکت ملی می باشند، باید بدانند که اینان در حرکت ملی آذربایجان به دارکوب های نا آگاهی می مانند که از بیکاری مرتبا منقارشان را به بدنه کشتی می کوبند و در آن سوراخ ایجاد می کنند، غافل از آنکه این سورخها شاید یک روزی باعث غرق شدن کشتی گردد، دشمن دانا بلندت می کند بر زمینت می زند نادان دوست، توهین و تهمت و بهتان و انگ نژاد پرستی ابزاری است در دست نژادپرستان فارس فرصت طلب، برای به انزوا کشاندن و در موضع دفاعی قرار دادن مخالفین و منتقدین، که به جای صرف انرژی این افراد برای ابراز عقیده و طرح ایده های جدید، مجبور به آوردن دلیل و دلایل برای اثبات بی گناهی خود گردند، شایعات خود ساخته را آنقدر تبلیغ می کنند که در نهایت خودشان هم به آن شایعه باور می کنند،
:پاورقی
در گذشته نفت را فقط برای روشنائی خانه و فانوس مصرف می کردند و نفت را در پشت الاغ در پیت های نفت حمل می کردند و فرشنده فریاد می زد، لامپا یاغی و هرکس نفت لازم داشت صدایش را می شنید و برای خریدنش می آمد، در روستا سگی بود تا صدای لامپا یاغی را می شنید، پارس کنان نفت فروش را کلافه می کرد و بعضا باعث می شد الاغش رم کند، تا اینکه یکروز نفت فرش از دست سگ کلافه شد و سگ را غافلگیر کرد و پالتوش را انداخت سر سگ و محکم بغلش کرد و در حالی که با مشت می کوبید به سر سگ، فریاد می زد لامپا یاغی، لامپا یاغی، لامپا یاغی، بعد از آنروز هرموقع که نفت فروش وارد روستا می شد و فریاد می زد لامپا یاغی سگ از ترسش به بیرون ده فرار می کرد،
حالا رابطه ملت ما با نژاد پرستان فارس اینچنین پروسه ائی را باید طی کند، چون این ملت هرگز نمی تواند با زبان خوش مرزهای قانون و دمکراسی و حقوق انسان و ملت ترک آذربایجان را درک کنند، شاید تنبیه اخلاقی و رفتاری بتواند مرز های آزادی های فردی را برایشان بفهماند که ما ترکیم و به ترک بودنمان هم افتخار می کنیم، و تصمیم به چگونه زیستن را هیچ بنی بشری نمی تواند از ما بگیرد و یا حق تعیین تکلیف به ما را ندارد، ما یکبار زاده شدیم و یکبارهم می میریم و حیات همه یکبار است و این حیات هدیه ای است از طرف خدا و یا طبیعت به ما،
پیام خانم ایرینا بوکووا دبیر کل یونسکو به مناسبت ۲۱ فوریه ۲۰۱۰ روز جهانی زبان مادری
ترجمه : امید شکری
از ده سال
پیش مراسم
گرامیداشت
روز جهانی
زبان مادری
با حضور
کشورهای عضو
در مقر
سازمان
یونسکو
برگزار می
شود.از
فعالیت های
بسیاری که
در این ده
سال در جهت
ترفیع مسایل
مهمی هم چون
تنوع زبانی و
چند زبانگی
انجام گرفته
است تشکر و
قدردانی می
نمایم.
سالهاست که
کارکردهای
چندگانه و
حیاتی زبان
در عرصه های
مختلفی هم
چون فرهنگ ,اقتصاد
, آموزش به
اثبات رسیده
است.
اولین
کلمات و هم
چنین تفکرات
فردی که
اساس و
شالوده
تاریخ و
فرهنگ است
از طریق زبان
مادری ابراز
می شوند لزوم
تحصیل
کودکان در
مراحل اولیه
آموزش بزبان
مادری به
اثبات رسیده
است.
مفهوم زبان
مادری در
حقیقت مکمل
سیستم
آموزشی چند
زبانه ایست
که یونسکو در
تلاش برای
ارتقا و
ترویج حداقل
۳مهارت
زبانی یعنی
زبان مادری ,زبان
ملی و گویش
مختلط می
باشد.
امسال
یازدهمین
مراسم
گرامیداشت
روز جهانی
زبان مادری
در چارچوب"
سال بین
الملی
نزدیکی
فرهنگها"
واقع شده است. چرا
که زبانها
ابزار مترقی
تحمل و درک
یکدیگر می
باشند
زبانها عامل
کلیدی برای
تضمین زندگی
مسالمت آمیز
بدون استثنا
در بین اعضای
یک جامعه می
باشند.
سیستم
آموزشی چند
زبانه را می
توان توسعه
متوازن
زبانهای
مختلف در
فضای مشترک
تعریف نمود
باید به این
امر توجه
خاصی نمود و
هم چنین این
امر به
مولفه اساسی
سیاستهای
فرهنگی و
آموزشی
تبدیل شود.
در عین حال
یادگیری
زبانهای خارجی
از طریق
استعداد
فردی و
بکارگیری
زبانهای
مختلف عامل
درک فرهنگها
از یکدیگر و
باز کننده
دریچه تنوع
باشد و از
این روست که
باید به
عنوان جز
سازنده
آموزش
پیشرفته
تشویق و
ترویج گردد.
با توجه به روند پر شتاب تجارت در عصر جهانی , ترجمه رشد بی سابقه ای را در تاریخ بشریت تجربه می کند و به همین دلیل به ابزار حقیقی گفتگو و درک متقابل تبدیل شده است. باید بتوانیم عرصه مبادلات علمی و فرهنگی را افزایش داده و به توازن برسانیم.
سیستم آموزشی چند زبانه , یادگیری زبان خارجی و ترجمه ۳ سیاست استراتژیک زبانی آینده هستند. به مناسبت یازدهمین مراسم گرامیداشت روز جهانی زبان مادری از جامعه جهانی درخواست می کنم تا به مسله زبان در هر 3 محور یاد شده توجه نمایند چرا که توجه به این امر (زبان) آنرا به جایگاه بنیادی که سزاوارش است در پرتو احترام و تحمل به مسیر صلح و دوستی رهنمون خواهد ساخت
توضیح
با توجه به
اینکه در
سایت یونسکو
نسخه اصلی
پیام خانم
ایرینا
بوکووا دبیر
کل یونسکو به
مناسبت ۲۱
فوریه ۲۰۱۰
روز جهانی
زبان مادری
بزبان
فرانسه درج
گردیده این
پیام ابتدا
از طریق
سرویس ترجمه
گوگل به
انگلیسی
ترجمه شده و
سپس توسط
مترجم به
فارسی ترجمه
شده است.
--
Umid Shukri
ایران در نشست
شورای حقوق
بشرسازمان
ملل و مسئله
بهاییان
اجلاس
دوره ای شورای
حقوق بشر در
شرایطی
برگزار شد که
بوی دود،
باروت و خون در
کوچه و
خیابانهای
ایران می
پیچید. صدای
زجه های بی
عدالتی
وشکنجه و
فریاد الله
اکبر
شبانگاهی در
فضا طنین
انداز بود و
ایران به
زندانی از
مدافعان حقوق
بشر، روزنامه
نگاران،
بهایی ها و
جوانان بی
گناه بدل شده
بود.
این اجلاس روز
دوشنبه 26 بهمن
ماه با حضور
نماینده
ایران محمد
جواد
لاریجانی،
رئیس هیئت
ایرانی در ژنو
سوییس بر پا
شد. نمایندگان
60 کشور جهان در
این گردهمایی
حضور داشتند و
مواضع خود را
نسبت به وضعیت
حقوق بشر
ایران اعلام
نمودند.
کشورهای غربی
که علمدار
آزادی و حقوق
بشر در
دنیایند،
نماینده
ایران را به
علت مواضع و
اعمال نقض
حقوق بشریش
محکوم کردند و
البته ممالکی
که روابط
تجاری و سیاسی
مودت آمیزی با
دولت ایران
دارند،
عملکرد
دولتمردان
ایرانی را در
پیشبرد حقوق
بشر در این
سرزمین
ستودند.
عمده مسائل و
پرسشهایی که
از سوی
منتقدین
دولت ایران در
زیر پا گذاردن
موارد حقوق
بشر مطرح
گردید عبارت
بودند از:
بازداشتهای
گسترده مردم
ایران و
فعالان سیاسی
به خصوص پس از
انتخابات
خرداد ماه ،
محرومیتها و
آزارهای روز
افزون جامعه
بهایی ایران و
سایر
اقلیتهای
قومی و مذهبی،
شکنجه در
زندانهای
ایران، اعدام
نوجوانان و
محدودیتهای
اعمال شده بر
زنان.
ناگفته
پیداست که
نماینده
ایران
باردیگر دام
مغلطه را در
میدان پهن
نمود و جای
پاسخگویی به
پاسخ خواهی از
دیگران بسنده
کرد. وی ایران
را کشوری
دموکرتیک و
پایبند به
اصول حقوق بشر
و تعهدات بین
المللی
قلمداد کرد و
اعلام نمود که
بهاییان
ایران دارای
حقوق شهروندی
برابر با سایر
ایرانیان
هستند.
محمد جواد
لاریجانی در
جواب کشورهای
معترض به
وضعیت وخیم
بهاییان در
ایران، بیان
داشت که هیچ
فرد بهایی در
ایران به صرف
بهایی بودنش
محاکمه نمی
شود بلکه علت
دستگیری این
افراد " فرقه"
بودن این گروه
است. او در
دفاع از دولت
ایران بیان
داشت که: "ویژگی
فرقه این است
که به راحتی می
توان واردش
شد، اما به
سختی می توان
از آن بیرون
آمد. ما با
فرقه های شیعه
هم برخورد می
کنیم." در ضمن
بار دیگر از
سفسطه نخ نمای
دولت ایران
یعنی فرار از
پاسخ از طریق
پرسش از
دیگران متوسل
شد و با طعنه
گزنده ای مطرح
نمود که "
کسانی که این
قدر در مورد
بهایی ها حساس
هستند، کاش
نسبت به
کودکان غزه و
فلسطین هم
حساس بودند."
اما این بار
مسئله
بهاییان
پررنگ تر از
دفعات پیش به
عنوان یکی از
بزرگترین
موارد نقض
حقوق بشر
ایران مطرح
گردید. در حال
حاضر حدود 50
بهایی در
زندانهای این
مرز و بوم به
سر می برند،
بسیاری منتظر
اجرای احکام
جزایی خود
هستند و چندی
نیز بدون حکم
ماهها را در پس
میله های سرد
زندان
گذرانیده اند.
مطبوعات و
رسانه های
کشور ،
سازمانهای
دولتی و
نهادهای
کشوری با
ابزارهای
هنری، خبری،
دینی و آموزشی
به زهر پراکنی
و دروغ بافی
درباره این
اقلیت مذهبی
پرداخته اند و
ازآن جا که
شاهدی برای
مدعاهای خود
ندارند از روش
متداول "تکرار
دروغ آن را
باور پذیر می
کند" استفاده
می کنند و
بهاییان را
جاسوس، خائن،
تهدید کننده
امنیت کشور و
نظام و گاه با
بی شرمی تمام
تروریست
معرفی می کنند
و دلخوشند که
دهانشان را
بسته ایم و
لگام خود را
گشوده ایم تا
مغزهای مردم
را بیالاییم و
بهاییان را
خوار داریم
اما حکایت
چوپان دروغگو
وقتی عیان شد و
تشت رسواییش
در تمام عرصه
های اجتماعی ،
هنری ، فرهنگی
و دینی از بام
افتاد، دیگر
کسی اعتنایی
به این تهمتها
نخواهد کرد.
در برخی
شهرهای ایران
خانه، مغازه و
اتوموبیلهای
بهاییان طعمه
آتش می شوند یا
شیشه منازل و
ماشینها به
ضرب سنگ می
شکنند.
شعارهای
توهین آمیز و
تهدیدهای بی
امان که گاه با
امضای
سربازان
گمنان امام
زمان تقدیم
این شهروندان
ایرانی می شود
از دیگر
مزایایی ست که
دولت ایران در
اختیار
بهاییان قرار
داده است.
اما مسئله
دانشگاه و
اظهارات آقای
لاریجانی
بیشتر به
لطیفه می ماند.
وی در جواب به
علت محرومیت
هزاران بهایی
از ابتدای
انقلاب
اسلامی برای
ورود به
دانشگاه
عنوان می دارد
که آنان از
حقوق مساوی با
سایر
شهروندان
برخوردارند و
علت محرومیت
ایشان را عدم
احراز قابلیت
برای ورود به
دانشگاه و
فعالیت فرقه
ای اعلام کرد.
پس از انقلاب
فرهنگی سال 59
تمام
دانشجویان
بهایی مشغول
به تحصیل و همه
اساتید در حال
تدریس از
دانشگاههای
ایران اخراج
شدند؛ البته
این محرومیت
دامان تمام
معلمان و
کارمندان
بهایی ادارات
دولتی را نیز
گرفت و علاوه
بر بیکاری ،
حقوق
بازنشستگی و
تقاعدشان نیز
قطع گردید.
از آن زمان تا
سال 82 هیچ جوان
بهایی
نتوانست در
دانشگاههای
کشور به تحصیل
خود ادامه دهد
و هزاران هزار
بهایی که هر
کدام چون سایر
جوانان ایران
زمین، بذر
امید و نیروی
انسانی این آب
و خاک بودند،
پشت درهای
دانشگاه
ایران ماندند.
سال 82 بر اثر
فشارهای بین
المللی دولت
ایران دست به
فریبکاری زد.
وی اعلام داشت
که ستون مذهب
را از فرم
کنکور
دانشگاه حذف
کرده است اما
در هنگام صدور
کارت، تمام
بهاییان قبول
شده را با نام
مسلمان ثبت
نمود. در
سالهای بعد
بیشترِ
بهاییان
پذیرفته شده،
با بهانه
دروغین"
پرونده ناقص"
که فقط شامل
بهاییان می
شد، از
راهیابی به
دانشگاهها
منع و چند نفری
هم که راه
یافتند کم کم
اخراج شدند؛
این حرکت
بدین معنا بود
که هیچ کس با
اندیشه بهایی
اجازه دخول به
دانشگاههای
ایران را
ندارد مگر
آنکه به دروغ
در ظاهر هم که
شده( عین این
مطلب را
مسئولین
دانشگاه به
دانشجویان
اخراجی عنوان
نموده اند) خود
را غیر بهایی
معرفی کند.
سوال در
اینجاست که
آیا بهاییان
در این سالها
اجازه یافتند
حتی در امتحان
ورودی
دانشگاه شرکت
جویند و پس از
سال 82 آیا
مجالی داده شد
که با مدرک
دانشگاهی از
در دانشگاه
خارج شوند؟ به
هیچ وجه.
آیا هزاران
هزار جوانی که
31 سال از
تحصیلات
عالیه در کشور
خود محروم
شدند، فعالیت
فرقه ای داشته
اند؟ اصلا این
اصطلاح گنگ به
چه معناست که
چون از جواب
بازمی مانند
به این اصطلاح
پناه می برند؟
وقتی دیانت
جهانی بهایی
را که 7000000 میلیون
باورمند در کل
جهان دارد،
فرقه ضاله
بهاییت خطاب
می کنند،
معلوم است که
هر که نام
بهایی را بر
خود نهد، فرقه
ای می شود نه
دینی!!
بنابراین طرف
صحبت مسئولین
نه عده ای
محدود بلکه 300000
بهایی ساکن
ایران است.
گورستانهای
بهایی در چند
نقطه از ایران
تخریب شده، در
برخی موارد از
دفن مردگان
این جامعه
جلوگیری شده
است، تانکر آب
گورستانهایشان
دزدیده شده و
غسال خانه
بعضی از این
اماکن به آتش
کشیده شده
است؛ آیا
درگذشتگان
بهایی هم به
قول نماینده
ایران "
فعالیت فرقه
ای زیر گوری
داشته اند!!!!
کودکان چه؟ چه
بسیار از
کودکان و
نوجوانان
بهایی در
ایران به صرف
اعتقاداتشان
مورد تحقیر،
توهین و آزار
مربیان،
ناظمین ،
ناطقین و برخی
همکلاسهای
تحریک شده شان
قرار گرفتند،
با وجود کسب
نمرات عالی از
مدارس اخراج
شدند یا مورد
تبعیضهای
آشکار تحصیلی
قرار گرفتند.
چه بسا در
مدارس نمونه،
اجازه ثبت نام
نیافتند یا
مسئولین تنها
شرط ورود را
دروغ گویی در
باب
اعتقاداتشان
عنوان کردند
که مورد قبول
نیفتاد. اخیرا
که شاهد ضرب و
شتم دو دانش
آموز بهایی
تنها به علت
باورهایشان
در شیراز هم
بوده ایم.
اما کیست که
نداند تمام
محرومیتها
مدنی دولت
ایران نسبت به
بهاییان، در
سطور پنهانی
قانون اساسی و
با قلمی
نامرئی که بر
مسئولین مرئی
ست، درج شده
است. در ابتدای
انقلاب حدود 200
بهایی را با
بدترین شکنجه
ها اعدام
کردند،
ربودند یا
سالها در گوشه
تاریک و نمور
زندانها جای
دادند، در
دادگاههای
غیر علنی ،
مخفی و بدون
وکیل محکوم به
اعدام کردند و
حتی پول گلوله
تفنگی را که به
وسیله آن،
ایشان را شهید
نموده بودند،
از خانواده
این افراد
گرفتند. تهمت
بی اساس و
متناقض
جاسوسی برای
اسرائیل،
انگلیس،
آمریکا و
روسیه که
هیچگاه با هیچ
سندی اثبات
نشد اما با
گلوله و طناب
دار و اسباب
وحشیانه
شکنجه، سر و
تهش هم آمد،
بدرقه
دادگاههای
ناعادلانه
دولت ایران
بود. چگونه می
شد این کسانی
که با تهمت
جاسوسی جان
خود را از دست
دادند با یک
کلمه تبری از
دین خود، تهمت
جاسوسیشان
پاک می شد؟
چطور زارع 85
ساله یزدی* که
تمام عمر خود
از یزد خارج
نشده بود
جاسوس
اسرائیل باشد
و چقدر این
کشورها بی
تجربه اند که
عمال خود را از
میان افرادی
انتخاب می
کنند که نه
راهی به هیچ
ارگان دولتی
دارند و نه
حاضر به تقیه
دین خود هستند!
اما عده ای از
بهاییان را
نیز در اوائل
انقلاب به جرم
اینکه در
انتخابات
شرکت نکرده
بودند، اعدام
کردند و نام آن
را خیانت به
جمهوری اسلای
گذاردند. بی شک
انسان از قوه
برهان
وتوانایی درک
معنای کلام
این جمعیت در
عجب می ماند.
آنچه در این
نشست بر رو
سیاهی نقض
حقوق بشر
ایران می
افزود این بود
که نماینده
ایران در
هنگامه ای به
دفاع از مواضع
ایران در قبال
حقوق بشر
پرداخت و
مسئولینش را
دموکرات
خواند که
زندانها جای
دزد و قاتل و
قاچاقچی،
منزلگاه
فعالان حقوق
بشر، روزنامه
نگاران،
وکلای حق طلب،
دانشجویان،
بهایی ها ،
اندیشمندان و
فعالان حقوق
زنان و مادران
داغ دار و
فرزند گم گشته
، شده است و
صفحات
اینترنت پر
است از صحنه
های خشونت،
خون، اسلحه و
باتوم دولت
ایران بر ضد
ملت بی پناهش.
*اشاره به آقای
عبدالوهاب
کاظمی منشادی
85 ست که در صبح
روز 17 شهریور 59
به همراه 6
بهایی دیگر در
یزد تیرباران
شدند.
انتشار :
خبرگزاری
هرانا
نوید ربانی
سخنرانی
آرمین در
تبریز لغو شد
سخنرانی
محسن آرمین
عضو شورای
مرکزی و
سخنگوی
سازمان
مجاهدین
انقلاب
اسلامی که قرار
بود چهارشنبه
این هفته در
دفتر جبهه
مشارکت تبریز
برگزار شود،
لغو شد.
براساس
خبر رسیده به
ندای سبز
آزادی، قرار
بود در ادامه
سلسله جلسات
ماهانه جبهه
مشارکت
آذربایجان
شرقی محسن
آرمین به
ایراد
سخنرانی در
دفتر این حزب بپردازد.
هنوز
علت لغو این
برنامه مشخص
نیست، اما
براساس شنیده
ها، فشار
مقامات امنیتی
در شهر تبریز
پس از دستگیری
تعدادی از
فعالین سیاسی
این شهر به شدت
افزایش یافته
است
دو
مخترع مراغه
اي دستگاه
چونه گير
اتوماتيک نان
اختراع کردند
مراغه-
دو مخترع
مراغه اي
دستگاه چونه
گير با طبق و
خمير پهن کن
اتوماتيک
ماشين دوار
پخت نان
اختراع کردند.
به
گزارش روز سه
شنبه خبرنگار
ايرنا، محمد و
رسول شفايي،
سازندگان
ماشين آلات
صنعتي و
دستگاههاي
پخت نان
توانستند اين
دستگاه را بر
پايه
استانداردهاي
بهداشتي
طراحي و به ثبت
برسانند.
محمد شفايي،
يکي از اين
مخترعان به
خبرنگار
ايرنا گفت: با
استفاده از
اين دستگاه مي
توان خمير
آماده را در
مخزن آن قرار
داد و دستگاه
بصورت
اتوماتيک
بدون دخالت
انسان و با
رعايت تمام
جوانب
بهداشتي،
خمير را چونه
کرده و پس از
ورآوردن خمير
آنرا در روي
طبق قرار داده
و پهن شده آن
را به نانوا
تحويل مي دهد.
وي با بيان
اينکه اين
دستگاه مجهز
به اينورتو (امکانات
زمان بندي)
است، گفت: اين
دستگاه مي
تواند با
انجام
تنظيمات لازم
پنج تا 20 چانه
را در مدت يک
دقيقه براي
پخت در ماشين
هاي گردان
آماده کند.
وي اضافه کرد:
اين دستگاه
براحتي قابل
توليد صنعتي
بوده و مي
تواند در
نانواييها
براي توليد
نان بيشتر در
کمترين زمان
ممکن،
استفاده گردد.
شفايي
اظهارداشت:
کاهش 50 درصد
نيروي کاري،
بهداشتي بودن
و سرعت عمل از
جمله مزاياي
دستگاه
اختراع شده
است.
اختراع اين
محققان به
شماره 62474 در
اداره کل ثبت
شرکتها و
مالکيت صنعتي
کشور به ثبت
رسمي رسيده
است.
شهرستان
مراغه با 250
هزار نفر
جمعيت در 147کيلومتري
تبريز مرکز
آذربايجان
شرقي واقع است.
7483/590/587
وزش
باد گرم حال و
هواي بهاري را
در اردبيل
حاکم کرد
اردبيل
- وزش باد گرم
در واپسين
روزهاي چله ي
کوچک زمستان
حال و هواي
بهاري را در
اردبيل و نقاط
مرکزي اين
استان حاکم
کرده است .
به
گزارش
خبرنگار
ايرنا به
دنبال وزش باد
شديد از جانب
جنوب غربي که
از نخستين
ساعات روز (سه
شنبه) در شهر
اردبيل شروع
شده است دماي
هوا با افزايش
قابل ملاحظه
اي به 17 درجه ي
سلسيوس (سانتي
گراد) رسيده و
اکثر ساکنان
منطقه را که تا
روز (دوشنبه)با
هواي سرد و
دماي زير صفر
مواجه بودند
به خاموش کردن
بخاري ها و
لوازم گرما زا
وادار کرده
است .
بيشينه ي سرعت
اين باد که در
اصطلاح محلي
به گرميج
موسوم است روز
سه شنبه در
اردبيل از 80
کيلومتر در
ساعت فراتر
رفت و علاوه بر
وارد کردن
خسارات جزيي
به شاخه هاي
درختان ،
کرکره هاي
تعدادي از
مغازه ها ،
شيشه هاي
تعدادي از
منازل و
واحدهاي
تجاري به لحاظ
خشکي زمين و
همراهي با
دانه هاي گرد و
خاک سبب ايجاد
اختلال در
تردد ساکنان
منطقه به ويژه
در محله هاي
حاشيه اي اين
شهر شد .
کارشناسان
هواشناسي
اردبيل رسيدن
سرعت طوفان به
130 کيلومتر در
ساعت را دور از
انتظار
ندانسته و به
همين لحاظ با
صدور اخطاريه
اي به ساکنان
منطقه نسبت به
رعايت جوانب
ايمني هشدار
داده اند.
در اين
اخطاريه که
بامداد سه
شنبه منتشر
شد، آمده است :تجزيه
و تحليل نقشه
هاي پيش يابي و
تصاوير
ماهواره اي
امروز
هواشناسي
بيانگر شدت
يافتن وزش باد
در نقاط مرکزي
اين استان
شامل شهرستان
هاي اردبيل ،
نير ، نمين ،
سرعين ، مشگين
شهر و گرمي
مغان است که تا
روز چهارشنبه
تداوم مي يابد
و به تدريج از
روز چهارشنبه
از شدت وزش باد
کاسته خواهد
شد .
اين
کارشناسان از
ساکنان نقاط
مرکزي استان
اردبيل
خواسته اند که
براي مقابله
با خطرات
احتمالي
طوفان
تابلوهاي
بزرگ در سطح
شهرها را از
لحاظ استحکام
بازبيني کنند
، آنتن هاي
تلويزيون و
ديگر اجسام را
از پشت بام ها
بردارند ،
شيشه هاي
پنجره هاي
خانه هايي را
که رو به جانب
غرب و جنوب غرب
باز مي شوند با
نوار چسب هاي
پهن به شکل
ضربدري
محافظت کنند و
از تردد
خودروها در
جاده هاي
مواصلاتي
نقاط مرکزي
استان به
هنگام وزش باد
شديد توسط
پليس راه
جلوگيري شود .
سازمان آموزش
و پرورش استان
اردبيل روز سه
شنبه مدارس
مقطع آمادگي
را در شهرهاي
اردبيل و هير و
مقاطع آمادگي
و ابتدايي را
در شهرستان
سرعين به لحاظ
وزش باد شديد
تعطيل اعلام
کرد .
از شهرستان
هاي نير ، نمين
، سرعين و
مشگين شهر هم
وزش باد شديد
گزارش شده است
.
باد گرميج
هنگامي در
نقاط مرکزي
استان اردبيل
از جانب غرب
وزيدن مي گيرد
که روي اين
استان و سواحل
جنوبي درياي
خزر جريان کم
فشار سطح زمين
حاکم شود و با
وزش آن حتي در
نيمه هاي
زمستان بر
دماي هوا به
شکل نسبي
افزوده مي شود
.
سال خوردگان و
پيشينيان
اردبيل که در
طول تاريخ از
رهگذر وزش باد
گرميج که گاهي
به طوفان شديد
تبديل مي شود
خسارات و
تلفاتي را
متحمل شده اند
بر اين باورند
که پس از چند
روز وزش اين
باد با پايان
يافتن آن و
تغيير مسير
باد به جانب
شمال شرقي ضمن
کاهش شديد
دماي هوا ريزش
برف در منطقه
شروع مي شود .
از گذشته هاي
دور زمستان در
اردبيل به دو
چله ي بزرگ ( از
اول دي ماه تا
دهم بهمن ماه)
و چله ي کوچک (از
دهم تا سي ام
بهمن ماه)
تقسيم شده است
و به باور مردم
منطقه واپسين
روزهاي چله ي
کوچک از
روزهاي سخت
زمستان در
ارتباط با شدت
سرما و ريزش
برف محسوب مي
شود .
اردبيل به
ويژه مرکز اين
استان به لحاظ
موقعيت طبيعي
و جغرافيايي
خود و قرار
گرفتن در مسير
سامانه ها و
جريان هاي
هواي گوناگون
از وضعيت
اقليمي و
هوايي بسيار
متغير و
متفاوتي
برخوردار مي
باشد . ک 3
592 / شبک
پژوهشگران
دانشگاه
تبريز فرمول
جديد تغذيه
ماهي قزل آلا
ابداع کردند
تبريز-
پژوهشگران
دانشگاه
تبريز براي
نخستين بار
درکشور موفق
به ابداع
فرمول غذايي
متوازن و
اقتصادي در
تغذيه ماهي
قزل آلا شدند.
به
گزارش روز سه
شنبه ايرنا،
دکتر حسين
جانمحمدي،
استاديار بخش
تغذيه دام
گروه علوم
دامي دانشکده
کشاورزي،
دراين باره
افزود:
خوشبختانه
امروزه در
ايران اهميت
مصرف ماهي
شناخته شده و
مصرف سرانه آن
در حال افزايش
مي باشد، لذا
جهت کاهش قيمت
گوشت ماهي و
تشويق بيشتر
جامعه و به
ويژه فراهم
نمودن امکان
استفاده گروه
هاي اجتماعي
با درآمد
پايين به مصرف
آن، کاهش
هزينه هاي
توليد هر
کيلوگرم گوشت
ماهي ضروري
است.
وي ، يکي از
راه هاي کاهش
هزينه هاي
توليد ماهي
قزل آلا را
کاهش قيمت هر
کيلوگرم غذاي
مصرفي اين
ماهي بيان کرد
و گفت: هزينه
هاي تغذيه
ماهي بالغ بر 70
درصد هزينه
هاي پرورش آن
است که معمولا
براي تامين
احتياجات
پروتييني
ماهي قزل آلا
از پودر ماهي
در
فرمولاسيون
جيره هاي
غذايي
استفاده مي
شود و اغلب
توسط شرکت هاي
داخلي با
مشاوره
متخصصين
خارجي تهيه مي
شود.
استاديار
دانشگاه
تبريز تصريح
کرد : پودر
ماهي محصولي
وارداتي و با
قيمت بالا در
کشور بوده که
ضمن افزايش
هزينه تمام
شده جيره هاي
غذايي در
مزارع پرورش
ماهي قزل آلا
به دليل عدم
دسترسي مداوم
و نيز نوسانات
قيمتي شديد آن
داراي محدويت
هاي تغذيه اي
بالايي است.
دکتر
جانمحمدي
اظهار داشت :
کاهش نسبي سهم
پودر ماهي با
استفاده از
ساير مکمل هاي
پروتييني
حيواني قابل
دسترس محلي مي
تواند به رفع
بخشي از اين
محدويت ها کمک
کرده و در
فرمولاسيون
جيره هاي
غذايي، در
پرورش ماهي
قزل آلا موثر
باشد.
وي بيان داشت:
پودر ضايعات
کشتارگاهي
طيور در بين
مکمل هاي
پروتئيني
حيواني
متداول شامل
پودر خون،
پودر گوشت و
استخوان و
پودر پر، به
دليل قابليت
توليد و حجم
بالاي توليد
آن در کشور مي
تواند در
اولويت
استفاده در
برنامه هاي
غذايي ماهي
قزل آلا قرار
گيرد.
وي افزود :
پودر ضايعات
طيور در
کشتارگاه هاي
صنعتي در
هنگام فرآوري
گوشت مرغ حاصل
مي شود و به
طور متوسط
آلايش غير
قابل مصرف
طيور 8 تا 23 مي
باشد که در
صورت فرآوري
آن ضمن
جلوگيري از
آلودگي زيست
محيطي مي توان
به يک منبع با
ارزش
پروتئيني در
تغذيه دام و
آبزيان دست
يافت.
دکتر
جانمحمدي
يادآور شد : در
ايران نيز
بالغ بر 37 واحد
کشتارگاه
طيور وجود
دارد که با
فرآوري
ضايعات حاصله
از کشتارگاه
هاي صنعتي مرغ
اقدام به
توليد پودر
ضايعات طيور
مي نمايند.
به گفته وي در
زمان حاضر
پودر ضايعات
طيور
کشتارگاهي در
مقادير نسبتا
قابل توجهي در
استان آذر
بايجان شرقي
توليد مي شود
که براي مثال
در سال 1385 در
حدود 12 هزار و 500
تن پودر
ضايعات طيور
توليد شده است.
وي، هدف
ازاجراي اين
پژوهش را
مطالعه امکان
فرمولاسيون
يک جيره غذايي
متوازن و
اقتصادي و
مقايسه آن با
خوراک تجاري
معمول در واحد
هاي پرورش
ماهي قزل آلا
عنوان کرد و
گفت : براي
پژوهشگران
اين طرح هيچ
گزارشي مبني
بر استفاده از
پودر ضايعات
کشتار گاهي
طيور در جيره
غذايي ماهيان
قزل آلا در
داخل کشور و
نيز نمونه هاي
توليدي در
استان
آذربايجان
شرقي يافت نشد.
دکتر
جانمحمدي
درادامه با
اشاره به
نتايج اين طرح
افزود :
استفاده از
جيره غذايي
تجاري متداول
در واحد هاي
پرورش ماهي
قزل آلا از نظر
صفات مهمي چون
نرخ رشد ويژه،
افزايش وزن ،
وزن صيد ، ضريب
تبديل غذايي ،
ضريب چاقي ،
سرزندگي ماهي
و بازده لاشه
هيچ مزيتي را
درمقايسه با
جيره هاي
غذايي فرموله
شده در اين
آزمايش
برپايه پودر
ماهي و پودر
ضايعات طيور
دربر ندارد.
وي افزود: پودر
ضايعات طيور
به طور موفقيت
آميزي توانست
بدون ايجاد
اثرات
نامطلوب بر
نرخ رشد ويژه،
افزايش وزن،
بازده غذايي و
ضريب چاقي تا 60
درصد جايگزين
پودر ماهي شود
و تجزيه
شيميايي فيله
ماهي قزل آلا
نشان داد که
استفاده از
پودر ضايعات
طيور در تغذيه
ماهي قزل آلا
کليه ترکيبات
شيميايي گوشت
ماهي از جمله
ميزان
پروتيين آن را
تحت تاثير
منفي قرار نمي
دهد.
استاديار
دانشگاه
تبريز ،
همچنين با
اشاره به
آناليز قيمتي
اين طرح
پژوهشي افزود :
هزينه توليد
هر کيلوگرم
افزايش وزن
زنده و هر
کيلوگرم لاشه
در ماهي قزل
آلا با جيره
هاي غذايي
فرموله شده بر
پايه پودر
ضايعات
کشتارگاهي
طيور در
مقايسه با
تغذيه جيره
غذايي تجاري
متداول در
واحد هاي
پرورش ماهي
قزل آلا به
ترتيب 28 و 12 درصد
ارزانتر مي
باشد.
به گفته وي
استفاده از
پودر ضايعات
طيور به جاي
پودر ماهي
موجب افت
هزينه توليد
هر کيلوگرم
افزايش وزن
زنده به ميزان
1267 ريال و هر
کيلوگرم لاشه
به ميزان
حداکثر 455 ريال
خواهد شد.
دکتر
جانمحمدي
افزود: هرچند
استفاده از
سطوح
جايگزيني
بالاتر از 20
درصد سبب
افزايش هزينه
توليد هر
کيلوگرم وزن
زنده ماهي مي
گردد ولي
هزينه توليد
هر کيلوگرم
لاشه ماهي قزل
آلا با افزايش
سطح
جايگزيني،
کاهش مي يابد
که مصرف کننده
مي تواند از آن
بهره مند شود.
مجري طرح
مذکور، هزينه
اين طرح را 55
ميليون ريال
اعلام کرد و
گفت: اين طرح
با همکاري
اداره کل
شيلات سازمان
جهاد کشاورزي
استان
آذربايجان
شرقي و معاونت
پژوهش و
فناوري
دانشگاه
تبريز صورت
گرفته است.
به گفته وي،
طرح فوق با
همکاري
دانشگاه
تبريز و اداره
شيلات سازمان
جهاد کشاورزي
استان
آذربايجان
شرقي انجام
شده است.
1495/7229/245
سرکیسیان:
ارمنستان
ایران را شریک
مطمئنی می
شمارد
ایروان،
7 بهمن،
خبرگزاری «ریا
نووستی»/ "سرژ
سرکیسیان"
رییس جمهور
ارمنستان روز
چهارشنبه در
جریان دیدار
با "منوچهر
متکی" وزیر
امور خارجه
ایران که برای
شرکت در نهمین
جلسه کمیسیون
بین دولتی
ارمنستان-ایران
در ایروان
حضور دارد
اعلام کرد که
ایران شریک
مطمئنی برای
ارمنستان است.
به
گزارش دفتر
مطبوعاتی
ریاست جمهوری
ارمنستان
سرکیسیان در
این دیدار گفت:
شما به خوبی
آگاهید که از
نظر ما روابط
با جمهوری
اسلامی ایران
چه اندازه
اهمیت دارد. می
دانید که ما
شما را شریکی
مطمئن و کشوری
که نقشی کلیدی
در منطقه ایفا
می کند، می
شناسیم.
طبیعتا توسعه
و تعمیق روابط
دوجانبه بر
اساس منافع هر
دو کشور است.
متکی
نیز به نوبه
خود ضمن
قدردانی از
استقبال گرم
طرف
ارمنستانی
پیام "محمود
احمدی نژاد"
رییس جمهور
ایران را به
سرکیسیان
تسلیم کرد.
وزیر
امور خارجه
ایران از
مسائلی که در
جریان جلسه
کمیسیون بین
دولتی بررسی و
تصمیمات
اتخاذ شده که
در جهت توسعه
توافقات
سیاسی سران دو
کشور است،
ابراز رضایت
نمود.
سرکیسیان
در جریان این
دیدار از
مواضع سنجیده
جمهوری
اسلامی در
قبال اوضاع
کنونی و
دورنمای روند
مذاکراتی حل
مناقشه قره
باغ و همچنین
مسائل مربوط
به پیشنهادات
ارمنستان در
خصوص عادی
سازی روابط
ارمنستان-ترکیه،
و مسائل مهم
امنیت و ثبات
منطقه ای
قدردانی نمود.