تحلیلی از تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان در خصوص حوادث 22 بهمن، اوضاع  سیاسی ایران و حرکت ملی آذربایجان

 

از مدت ها پیش که فعالین جریان سبز ایران تبلیغات گسترده ای را برای روز 22 بهمن آغاز کرده بودند، ارگان های دولتی و رسانه های ارتباط جمعی متعلق به نظام ارتجاعی-شو نیستی ایران نیز  برای تحت شعاع قراردادن فراخوان سبزها تلاش شبانه روزی آغاز کرده بود تا بلکه بتوانند مانع تکرار اعتراضات شوند. با توجه به اهمیت بسیار بالای آذربایجان در تغییر کفه ترازو به نفع جریانات سیاسی ایران  تبلیغات و فراخوان نیروهای دولتی و جریان معترض سبز  در آذربایجان رنگ بوی خاصی به خود گرفته بود. فاصله گرفتن فعالین حرکت ملی آذربایجان از هر دو جناح اصول گرا و اصلاح طلب در حین انتخابات و فعالیت مستقل انتخاباتی حول نامزدی دکتر اکبر اعلمی و بعد از آن سکوت فعال در حوادث پس از انتخابات و متعاقب آن تبدیل مسابقات ورزشی به عرصه مقاومت ملی، پتانسیل واقعی نیروهای ملی را در آذربایجان را بیشتر از قبل بر همگان آشکار نمود. در روزهای  گذشته و با نزدیک تر شدن به روز 22 بهمن هم جناح حاکم و هم جریان موسوم به سبز تلاش وافری را از خود نشان دادند که در حوادث احتمالی روز 22 بهمن  قاطبه ملت آذربایجان را با خود همراه سازند. رهبران و فعالین جریان سبز که در زمان انتخابات آشکارا اذعان می داشتند که نیازی به نیروهای ملی آذربایجان ندارند و حتی در مانفست های خود حقوق ملیت های غیر فارس را کاملا نادیده گرفته بودند چند هفته مانده به روز 22 بهمن با ایجاد کمپینی به نام حقوق اقوام که در سایت های جرس، کلمه، بالاترین، دنباله و... مقالات، آهنگ، پوستر، کلیپ ها و بیانیه های مختلفی به نام آذربایجان منتشر کردند تا اندکی هم شده باشد قلب زخم خورده از سرکوب های نژاد پرستانه هشتاد سال گذشته ملت آذربایجان را به دست آورند. اما با نگاهی کوتاه به عکس العمل عناصر جریان سبز در مقابل این کمپین، روحیه  انحصار طلبی نژادی در داخل جریان سبز براحتی قابل مشاهده بود. آقای موسوی از رهبران شاخص جریان سبز دو روز مانده به 22 بهمن در یک جمع دانشجویی سخنانی در خصوص حقوق زبانی قومیت ها به زبان آورد. سخنانی که حتی اگر وعده های بی پشتوانه و جنگ روانی نیز نباشند باز چنان فاصله ای از خواسته های حداقلی ملت ترک آذربایجان دارند که به هیچ رو نمی توان بین آنها ارتباطی برقرار کرد. رادیو و تلویزیون های ماهواره ای فارسی زبان حامی جریان سبز که قبلا مبارزات ملی در آذربایجان را کاملا بایکوت کرده و بعضا در مقابل آن صف می کشیدند نیز هم صدا با سایت های اینترنتی فصل تازه ای را در انتشار هدفدار و انحرافی اخبار حوادث اعتراضی مسابقات تراکتور سازی تبریز و باز داشتی های آذربایجان باز نمودند.

 

 دولت برخاسته از تقلب انتخاباتی نظام ارتجاعی–شو نیستی ایران و ارگان های اطلاعاتی و امنیتی  که  فعالیت جریان سبز را به دقت دنبال می کنند و از موضع گیری های حرکت ملی آذربایجان در قبال سیاست های هر دو جناح آگاهی کامل دارند جانب احتیاط را از دست نداده و تمهیداتی را عملی کردند؛

1- با تهدید، ارعاب، بازداشت فعالین حرکت ملی و روزنامه نگاران آذربایجانی آنها را از داخل شدن به حوادث دور نگه دارند.

 2-  با نظامی کردن شهرهای آذربایجان قدرت نظامی و سرکوبگر خود را نمایان سازند.

 

 3- با ایجاد کارناوال های سیاسی و فرهنگی به ظاهر آذربایجانی چنین وانمود کند که ملت آذربایجان در حال و سالیان گذشته همراه نظام، انقلاب و ولایت فقیه بوده و در مقابل جریان سبز ایران قرار دارند.

 

در این گیر و دار بخشی از نیروهای حرکت ملی آذربایجان در خارج از مرزهای سرزمین مقدس آذربایجان که با نام "جریان فدرال دمکرات آذربایجان " به فعالیت می پردازند با موضع گیری های عجیب و غریب خود در تلویزیون ملی آذربایجان((GUNAZTV تعجب بسیاری از نیروهای ملی در داخل آذربایجان فراهم آوردند. جریان فدرال دمکرات آذربایجان که انصافا متشکل از انسان های با تجربه، آگاه و محترم نسل گذشته آذربایجان می باشد چنین به نظر می آید که به دلیل گسست فکری با نسل جوان و ارتباط  تشکیلاتی ضعیف با داخل آذربایجان دچار انحراف تحلیلی از اوضاع شده و به زور سعی در هیجانی کردن فضا دارد و با منطق اینکه که اگر آذربایجان بیش از این ساکت بماند فردا چه سهمی به ما خواهد رسید و یا در صورت سرکوب جریان سبز نوبت آذربایجان است، تلاش دارد حرکت ملی آذربایجان را به سوی  حرکات میدانی و تقابل با نیروی سرکوب گر نظام ارتجاعی شونیستی ایران سوق دهد. ضمن احترام به نظرات تشکیلاتی و جایگاه این عزیزان بدون تعارف باید گفت که، با توجه به شرایط سیاسی، اجتماعی و تشکیلاتی داخل حرکت ملی و ظرفیت های موجود در جامعه آذربایجانی و فضای شدیدا نظامی و امنیتی ایجاد شده از سوی دولت کودتا و نیز ذهنیت حاکم بر "جامعه ایرانی" هر گونه حرکت احساسی و به جزییات حساب نشده آذربایجان را به قهقرا برده، حرکت ملی آذربایجان را متحمل هزینه های بسیار گزافی خواهد کرد که در مقابلش هیچ سودی عاید ملتمان نخواهد شد.

 

بازخوانی دوباره:

 

الف: روز 22 بهمن را با حساسیت ها و درگیری های پراکنده محدود به شهرهای فارس زبان را  پشت سر گذاشتیم. اما باز شاهد آن بودیم که آذربایجان و آذربایجانی با شناختی که از زیر ساخت های فکری جریان سبز در تقابل با مطالبات ملی ملل غیر فارس دارد باز وارد صحنه اعتراضات نگردید. چنان که آقای یا شار حکّاک پور از فعالین حقوق بشر آذربایجان در مصاحبه خود با رادیو فردا نیز اشاره کرد دیوار بی اعتمادی بین جریان سبز فارس و ملت ترک آذربایجان آنقدر بلند است که به این راحتی نمی توان از آن عبور کرد. یعنی تا اصلاح تفکرات نژاد پرستانه  ایدئولوگ ها، لابی خارج نشین و حامیان رسانه ای جریان سبز نمی توان تغییری را در روند متصور شد و به تعبیر آقای حسن شریعت مداری رهبران جریان سبز یک عذر خواهی به ملت آذربایجان بدهکار می باشند. رهبران جریان سبز تعریفی ناقص و حتی وارونه از دمکراسی دارند که به هیچ وجه شامل غیر خودی ها نمی شود- که از اشخاصی با پشینه مثل آنان جز این نمی توان انتظار داشت-. در هفته ها و روزهای آتی ما شاهد تبلیغات بس گسترده تری  برای روز چهارشنبه سوری از سوی جریان سبز خواهیم بود. بدون شک به دلیل بستر مناسب اجتماعی و ابزارهای مناسب اعتراضی در این روز طبیعتاً جریان سبز بهره برداری تبلیغی بهتری از چهارشنبه سوری کرده و در حالی که سراسری بودن جریان را بر افکار عمومی تلقین خواهد نمود با روحیه بستان گرایی و ایران گرایی در مقابل سایر نیروهای ملی غیر فارس صف آرایی خواهد کرد. چنان که از هم اکنون در بعضی محافل معترضین بر ماهیت ایرانی گرایی اعتراضات چهارشنبه سوری تاکید فراوانی می شود و صد البته در عرفه و بعد اعتراضات چهارشنبه سوری همانند کمپین اقوام شان در مقابل حرکت ملی آذربایجان و خواستهای ملی دیگر خلقهای تحت ستم ایران صف آرایی خواهند کرد. پس حکایت همچنان باقی ست. آیا رهبران جریان سبز در مقابل مطالبات ملی آذربایجان تمکین واقعی خواهند نمود؟

 

ب: نظام ارتجاعی – شو نیستی حاکم در ایران و همه دولت های بر آمده از آن کاملا ثابت نموده اند که در مقابل مطالبات ملی آذربایجان و سایر ملل غیر فارس زنگی وار شمشیر آخته بر کشیده اند. اگر می بینیم عناصر حکومتی در روزهایی همانند 22 بهمن تظاهر به فرهنگ دوستی آذربایجان کرده و از سویی دیگر سیاست پادگاننیزه کردن شهرهای آذربایجان می پردازند همه نشان از بیم گسترش اعتراضات ملی دارد. سال هاست که ملت ترک آذربایجان و حرکت ملی مرز بندی شفاف خود را با جناح حاکم حفظ نموده است.

 

ج: یقین باید داشت که حوادث در حال جریان داخل ایران تاثیر اساسی در سرنوشت ملت ترک آذربایجان و مبارزات آتی حرکت ملی آذربایجان دارد. حال سوال مهمی که بر روی میز قرار می گیرد این است: اگر واقعا  سرنوشت سیاسی – ملی آذربایجان با سرنوشت ایران گره خورده پس چگونه و کی باید گام برداشت؟ این سوالی است که در مقابل بسیاری، از جمله نخبگان سیاسی حرکت ملی آذربایجان قرار دارد. پاسخ این پرسش مهم و حیاتی  تماما آنالیز صحیح شرایط، زمان سنجی، سرعت عمل و هماهنگی فعالین حرکت ملی در داخل و خارج مرزهای آذربایجان نهفته واما آنچه عینیت دارد حفظ استقلالیت حرکت ملی آذربایجان، تاکید بر تفکرات ملی، ایجاد انسجام بین نیروها و جلو گیری از بروز اختلاف در لایه های رهبری حرکت ملی رمز پیروزی ملت ترک آذربایجان در تحولات آتی خواهد بود.

 

د:  ما در هشت ماه گذشته شاهد بودیم که فعالین و نخبگان حرکت ملی آذربایجان توانسته اند با تحلیل صحیح از وضعیت موجود و رجوع به عقل جمعی، استراتژی و تاکتیک های موفقی را در مقابل تحولات جامعه به کار گیرند که مهمترین آن سکوت فعال پس از انتخابات بود که به تعبیر آقای نظمی افشار( گفتگو با بخش ترکی رادیو اروپای آزاد- آزادلیق رادیوسو) ، آذربایجان برای اولین با توانست با سکوت خود صدای خود را به گوش همه برساند. سکوت فعال آذربایجان و سپس اتخاذ استراتژی فوتبال سیاسی و انتقال مطالبات ملی به لایه های زیرین جامعه و ایجاد شبکه اجتماعی گسترده در سطح آذربایجان موفقیتی بود که هنوز جریان سبز بعد از هشت ماه نتوانسته بدان دست یابد و  اعتراضات خود را به طبقات زیرین انتقال دهد. اعتراضات موجود عملا در طبقه مرفه و متوسط جامعه تهران و برخی شهرهای بزرگ فارس نشین در جا می زند، که متاسفانه  این مسئله به دلایل گوناگونی  برای برخی از عزیزان در خارج از مرزها که برای همه ما محترم می باشند قابل شهود نیست.

 

علاوه بر موارد فوق فراموش نکنیم که جو نظامی امنیتی حاکم بر آذربایجان به هیچ وجه قابل قیاس با تهران نیست. هر دو جناح مرکز نشین به خوبی می دانند که آذربایجان همیشه نقش خط شکن را بازی کرده و در بحران اخیر نیز وزنه آذربایجان براحتی می تواند تعیین کند که کفه کدام طرف سنگینتر است. به همین دلیل نیز فشار پلیسی – نظامی که بر آذربایجان اعمال می شود ماورای آنیست که در تهران مشهود است.  یک حرکت میدانی در آذربایجان بی تردید هزینه ای در حد فاجعه برای ملتمان ببار خواهد آورد. بعد از نیز مدیا و تشکلهای فارسی زبان که گوشت قربانی خود را دریافت کرده اند همچون همیشه ترجیح خواهند که به علت برخی شائبه های قومی و مصالح ملی به آرامی از کنار موضوع بگذرند و کانون توجه خود را متوجه مرکز کنند. تجربه ای که بارها و بارها تکرار شده است.

 

علیرغم  کسب موفقیت های حرکت ملی آذربایجان در نشست آمستردام، همان عدم درک صحیح از ساختار جامعه آذربایجان، حرکت ملی را دچار چالش هایی نوینی نمود که  در این خصوص تلوزیون ملی گون آزتی وی به انحایی تحت تاثیر قرار گرفت. مدت ها ست که منتسبین "جریان فدرال دمکرات آذربایجان" با ارائه تز جدیدی از مبارزه در آذربایجان به استحاله  تفکرات ملی ( میلتچلیک – تورکچولوک) حرکت ملی پرداخته اند و در ادبیات سیاسی شان عنوان حرکت ملی دمکراتیک آذربایجان را جایگزین عنوان حرکت ملی آذربایجان کرده اند. این دوستان که از امکانات مالی بهتر، ارتباطات سیاسی با جهان آزاد، ارتباط با گروه های سیاسی و رسانه ای فارسی زبان خارج و تریبون GUNAZTV   بهره می برند با نادیده گرفتن محدودیت ها و خواست های فعالین داخل و سایر نحله های فکری خارج از مرزهای آذربایجان و از همه مهمتر شرایط موجود جامعه آذربایجان تلاش دارند که با طرح پیش فرض هایی جو هیجانی را بر ملت آذربایجان حاکم نمایند. همان گونه که تاکید شد، روزهای حیاتی برای تعیین سرنوشت ملت ترک آذربایجان را پیش روی داریم ولی این بدان معنا نیست که بدون توجه به ظرفیت و واقعیت های جامعه و حرکت ملی آذربایجان نسخه هایی برای ملت پیچیده شود.

 

 به این عزیزان یاد آور می شویم که در عرض چند سال خصوصا بعد از قیام ضد آپارتایدی  خرداد هشتاد و پنج ملت آذربایجان، حرکت ملی آذربایجان چندین بار با هیجان سازی هایی روبرو شد که متاسفانه هر بار نتیجه معکوسی حاصل گشت که هنوز هم حرکت ملی آذربایجان نتوانسته آن را جبران کند. امیدواریم که دوستان " جنبش فدرال دمکرات" با دیدی عمیقتر به گذشته بنگرند و قضاوت کنند. بر پایه اصل دمکراسی هر شخص و گروهی آزاد است که به ترویج افکار و اندیشه خود پردازد و کسی نمی تواند "جنبش فدرال دمکرات آذربایجان " و یا هر کس دیگر را از این حق محروم کند ولی به مسئولین این تشکل محترم و مسئولین تلویزیون GUNAZTV یاد آور می شویم که اگر امروز فعالین مستقل و سایر گروه ها و تشکیلات های سیاسی حرکت ملی آذربایجان که در داخل فعالیت می کنند و به دلیل  بعضی  مسائل از  تریبون GUNAZTV محروم شده و یا به دلیل امنیتی مایل به استفاده از آن نیستند بهتر است انصاف را از دست نداده و هر آنچه که خود درست می پندارند بر افکار مردم تزریق نکرده و قضایا را آنگونه که  ظرفیت های داخلی آذربایجان اجازه می دهد ارزیابی و راهکار ارائه دهند.  در  غیراین صورت یقین داشته باشید که حرکت ملی آذربایجان با ریزش شدید نیرو، جبهه گیری های بی مورد و مضر روبرو خواهد شد که آرزوی نیروی سرکوب گر می باشد.

 

 نکته آخر:

 

تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان (AMDT) معتقد است در حال حاضر تحمیل هزینه های گزاف بدون کوچکترین تضمین معتبر و فقط به امید اینکه حوادث بر وفق مراد ما خواهد بود نتیجه ای جز به تحلیل بردن انرژی نیروهای ملی و ملت ترک آذربایجان و ایجاد تشتت و چند گانگی در درون حرکت ملی آذربایجان هیچ سودی نخواهد داشت و فقط از نو آزمودن آزموده خواهد بود که همانا خطاست.   بی تردید لحظه تاریخی برای عمل نزدیک و نزدیکتر میشود و در آن لحظه است که حرکت ملی آذربایجان بایستی با تمامی قوا وارد میدان شده و نقش مستقل و بدون وابستگی خود را اجرا کند.

 

انسجام بین نیروهای داخل و خارج، تاکید بر هویت مستقل حرکت ملی آذربایجان به عنوان نیروی سیاسی ملت ترک آذربایجان، بالا بردن شعور و آمادگی ملی با تشدید مبارزات منفی و نافرمانی مدنی با تفکرات ملی گرایانه و کسب حمایت اقشار مختلف جامعه و النهایه مبازرات مستقل و غیر وابسته حرکت ملی آذربایجان است که ابتکار عمل و قدرت چانه زنی و امکان امتیاز گیری نخبگان ملی - سیاسی آذربایجان را افزایش داده و فردای بهتر را، که همانا در گرو باز پس گیری حق تعیین سرنوشت ملی است، برای ملت ترک آذربایجان به ارمغان خواهد آورد.

 

تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان

AMDT

آذربایجان جنوبی

  25/11/1388

 

 

دو تبعه جمهوري آذربايجان به جرم خريد و فروش مواد مخدر دربيله سوار مغان دستگير شدند

بيله سوار، اردبيل - فرمانده نيروي انتظامي بيله سوار مغان از دستگيري دو تبعه جمهوري آذربايجان به جرم خريد و فروش مواد مخدر دراين شهرستان خبر داد.


به گزارش روز يکشنبه خبرنگارايرنا ،سرهنگ بهروز نيکنام گفت: ازاين افراد 60 گرم ترياک و حشيش ، 18 گرم کراک کشف شد.
وي افزود: اين افراد به شيوه بلعيدن مواد مخدراقدام به قاچاق مواد مخدر مي کرده اند.
1495/7118/530

 

جنبش سبز، مناسبات دشمنانه واتحاد عمل ملتها در ایران

سول گوناز  

وقایع بعد از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری از زاویا و دیدگاههای مختلف بررسی شده اند. در این رابطه ما به سه  موضوع می پردازیم

یکم، عدم حمایت ملل غیر فارس از جنبش غیر دمکراتیک سبزها و شکست سبزها

 دوم، چگونه با وجود دشمنی ما بین ملتها به بحران، جدائی و پراکندگی مبارزاتی ملتها در ایران خاتمه دهیم

سوم، ملت فارس جهت رهائی و یافتن متحد، علیرغم  میل خود مجبور است بدون هیچ قید و شرطی از مبارزات ملی و استقلال طلبانه ملتها حمایت کند تا بار دیگر دچار وضعیت اسفبار کنونی دچار نشود

برهمگان آشکار شد  که مبارزات اعتراضی بخش کوچکی از مردم تهران، مبارزات پراکنده  بعضی از شهرهای فارس و اعتراضات گروههای فارس زبان در خارج از ایران که تحت رهبری موسوی و احزاب ایرانی بودند کاملا در انزوا و تنهایی مانده اند و ملل غیر فارس هیچگونه حمایتی از آنها نکرده اند.

همه گروهها و تشکلات سیاسی ایران و حتی بعضی از احزاب کرد و ترک و غیره تلاش نمودند ملل غیر فارس را هم به اعتراضات بکشانند ولی ملل ترک، کرد، بلوچ، ترکمن و عرب  با قدرت و با اعتماد به نفسی بزرگ جواب رد به آنها دادند و دلایل عدم شرکت خود را با صراحت اعلام نمودند.

ما هم در بیانیه ای ضمن افشای اهداف غیردمکراتیک سبزها و ماهیت فاشیستی و راسیستی موسوی نوشتیم که در این شرایط  ملت ترک باید از اختلاف جناحهای رژیم، ضعف و ناتوانی رژیم استفاده کرده و در صورت امکان در صفی کاملا مستقل، با شعارهای مستقل و تحت رهبری تشکلات و رهبران آذربایجانی به خیابانها و میدان های مبارزه آمده  تا در صورت سرنگونی رژیم اسلامی، بفوریت دولت تشکیل داده و استقلال ملی آذربایجان جنوبی را اعلام کنند

اما به هر دلیلی چنین نشد. مردمان غیر فارس نخواستند یا نتوانستند و یا امکان وآمادگی آغاز حرکت کاملا مستقل را در جوار  جنبش سبزها را نداشتند و درنتیجه سکوت را ترجیح دادند.

سکوت ملل تحت ستم که به تحریم حرکت اعتراضی ملت فارس منجر شد دلایل زیادی دارد که مهمترین آنها عبارتند از:

1- ملت ترک درهشتاد - نود سال گذشته توسط ملت ستمگر فارس و دولتهای آن بشدت استثمار و سرکوب شده است.  اکثریت مردم فارس همیشه در سرکوب ملل غیرفارس پشتیبان دولتهای حاکم کاپیتالیست و راسیست فارس بوده اند. این شرایط باعث شده ملل تحت ستم در ایران به ملت فارس بی اعتماد شده و کینه و نفرت در بین آنها گسترش یابد. زمانیکه در اوایل انقلاب ملت عرب، ملت بلوچ و ترکمن برای کسب حقوق ملی بپا خاستند توده مردم فارس به کمک دولت شتافته وبسیاری داوطلبانه برای سرکوبی آنها پیش تاختند. ملت کرد در سی سال مبارزه و جنگ خونین حتی یکبار هم تظاهرات حمایت آمیز ملت فارس را شاهد نشد. اگر به گذشته دور نپردازیم و فقط به وقایع سه سال پیش اشاره ای داشته باشیم  خواهیم دید که قیام خرداد سال 1385 ، اعتراضات مختلف ترکها و زندانیان بی شمار آذربایجانی نه تنها از طرف ملت فارس و تشکلات سیاسی آن حمایت نشدند بلکه کینه توزانه ترین روشها و سیاستها را در سرکوبی ملت آزادیخواه ترک اتخاذ نمودند. اکنون ملت فارس تاوان و خسارات سیاستها و اقدامات راسیستی خود را می پردازد.

2 – مردم آذربایجان و ملل غیر فارس در ایران از رژیم جمهوری اسلامی ایران و جناحهای متخاضم نفرت دارند. آنها تمام جناحهای رژیم را جنایتکار، سرکوبگر و دشمن خود دانسته وهمه جناحهای متخاصم را مثل هم، از یک جنس یا از یک قماش می شناسند که دست همگی شان به خون کارگران و زحمتکشان ملتها آغشته است. ماهیت اختلاف جناحهای درگیر اساسا در چگونگی رهبری، حفظ و نجات جمهوری اسلامی از بحرانها و سرنگونی است. اختلاف آنها در چهارچوب رژیم و نظام بوده و همگی مدافع نظام کاپیتالیستی، اسلامی و مدافع قانون اساسی و ولایت فقیه هستند. موسوی و مدافعان جنبش سبزها حتی در دوره کاندیداتوری  حاضر نشدند برنامه ای برای کاهش ستم و تبعیضات ملی ارائه دهند. موسوی در سخنرانی خود در تبریز شدیدترین  حملات خود را متوجه  تجزیه طلبان و فعالین حقوق ملی ترکها کرد. جنبش سبز ملت فارس جنبشی  است که مطالبات دمکراتیک ملتها، زنان، جوانان، کارگران و دیگر اقشار اجتماعی در آن غایب بوده و محور مطالبات آنها حفظ رژیم اسلامی تحت رهبری و  ریاست جمهوری موسوی است. بنا بر این ملل تحت ستم این جنبش را در تضاد با منافع ملی خود ارزیابی نموده و آنرا بایکوت نمودند 

همین دو دلیل یا دلایل دیگری برای سکوت وعدم حمایت ملل تحت ستم از جنبش اعتراضی ملت فارس کافی بود.

جنبش اصلاح طلبان ملت فارس شانسی برای پیروزی ندارد و اینبار این جنبش در یک رویارویی اعتراصی و خیابانی بخاطر عدم حمایت ملل غیر فارس، زنان و کارگران شکست سختی را متحمل شد.  ملل تحت ستم بویژه ملت ترک با سکوت سنگین شان نشان دادند که در صحنه سیاسی ایران وزنه ای تعیین کننده هستند بطوریکه با یک  " نه " کوچک میتوانند  تمام معادلات سیاسی را درهم بریزند.  آنها با سکوت و عدم حمایت خود از تهران بار دیگر موجودیت و توانمندی خود را نشان دادند.  ملل اسیر و در بند غیرفارس با سکوت شان اثبات نمودند که دیگر برخلاف گذشته ها هرگز از رهبران فارس و احزاب ایرانی تبعیت نخواهند کرد.

آنها  با سلاح "سکوت" دستاوردهای بزرگی را نصیب خود کردند هرچند که جناح احمدی نژاد هم از این سکوت بی بهره نماند.

سوال این است که تا چه زمانی سیاست سکوت یا سیاست عدم حمایت از مبارزه و اعتراض ملل غیر خودی ادامه خواهد یافت؟ ممکن است تضاد و دشمنی در میان بعضی از ملل ساکن در ایران به راحتی و به این زودیها پایان نیابد، در این صورت آیا ملتها نباید مبارزه واحدی را بطور همزمان علیه رژیم اسلامی آغاز کنند؟

 ما بدفعات شاهد بودیم که مبارزات وسیع و عمومی ملتهای غیر فارس و حتی مبارزات ملت فارس که اکنون شاهد هستیم بخاطر محلی یا منطقه ای بودن، انزوا و انفراد براحتی سرکوب شده اند. ما بنا به تجربه در یافتیم که مبارزات انفرادی ملتها هرچند هم قدرتمند و توده ای باشند در برابر دولت مرکزی ایران قابل شکست هستند.

ملتهای ساکن در ایران بخوبی دریافتند که برای رسیدن به اهداف خود ابتدا باید کار دولت جمهوری اسلامی را یکسره کرده  و آنرا به زباله دان تاریخ بیاندازند. ما اختلاف، تضاد و دشمنی مابین ملتها را واقعی و برسمیت میشناسیم اما علیرغم تمامی اختلافات فی ما بین،  برای نابودی جمهوری اسلامی همکاری و اتحاد عمل  همه ملتها ضروری میباشد.  در برابر این هدف بزرگ مشکلاتی مانند راسیسم ملت فارس و ادعاهای ارضی ملل همسایه کرد و ترک نباید مانع همکاری،  مبارزه هم آهنگ و همزمان ملتهای ساکن در ایران باشند.

 ملل ساکن در ایران باید از این وضعیت بحرانی خارج شوند تا پیکان و نوک تیز مبارزه مشترک شان متوجه جمهوری اسلامی بشود. برای رفع این بحران، ملت حاکم فارس مجبور است برای نجاتی از وضعیت مفلوک و ملال انگیزش از بلند پروازیهای راسیستی و شوونیستی فرود آید و در موقعیتی برابر با ملل غیر فارس قرار بگیرد.

شاید بعضی از روشنفکران چپ و راست فارس متوجه شده اند که نمشود مانند بیست - سی سال گذشته به سیاست پرداخت.  آنها تشخیص داده اند که ملل غیر فارس  در صحنه سیاسی ایران به وزنه ای سنگین تبدیل شده اند و مبارزه ملی به محور مبارزات در ایران تبدیل شده و  مردم  به سطحی از شعور و آگاهی ملی رسیدند که نمیشود آنها را در اسارت نگه داشته و برآنها حکم راند.

وقایع اخیر به آنها آشکار ساخت که ملت فارس  برای خلاصی از باران خشم، کینه و نفرت ملل غیر فارس و همچنین برای پیدا نمودن متحد در مبارزه برای کسب آزادی، رفاه و عدالت مجبور است مطالبه حق تعیین سرنوشت ملتها و استقلال ملتهای تحت ستم را از ایران کنونی بپذیرد چونکه  کلید و رمز آزادی ملت فارس در دستهای آنها است

اکنون ملت ترک در تمامی مبارزات دمکراتیک بطور مستقل، آگاهانه و تحت رهبری رهبران و تشکلهای آذربایجانی گام بر میدارد. این ملت در مبارزه آبدیده شده و دیگر به آلت دست و سیاهی لشکر جریانات فارس و ایرانی تبدیل نخواهد شد. ملت ترک برای اتحاد و همکاری با  ملل دیگر بخصوص ملت فارس پیش شرطهایی دارد. همکاری و اتحاد دو ملت ترک و فارس زمانی میسر است که ملت فارس و احزاب آنها  شرایط و مطالبات ترکها  را رسما قبول کنند. بعبارت دیگر ملت ترک زمانی  از مبارزات  ملت فارس و احزاب ایرانی حمایت خواهد کرد که جریانات فارس بی هیچ قید و شرطی تشکیل دولت مستقل، حق استقلال و جدائی آذربایجان را از ایران برسمیت بشناسند.

ملت فارس و تشکلهای آن اگر خواهان همکاری و اتحاد با ملت ترک هستند نه تنها استقلال ملی ترکها را در اسناد رسمی و برنامه های حزبی خود بپذیرند و آن را تبلیغ کنند بلکه باید دوستی، وفاداری و صدافت خود را نسبت ملت ترک در عمل  اثبات کنند.

جنبش سبز جنبشی ضعیف، غیر متشکل، پراکنده و منزوی است ولی فاشیسم و شوونیسم حاکم بر آن حاضر است جنبش سبز نابود شود اما  حاضر نیست حقوق ملیتها را حتی به قیمت پیروزی اش برسمیت بشناسد. 

اما ممکن است ملت فارس و تشکلات آن هیچوقت پیه دمکراسی را به تن نمالند و از هوس سیری ناپذیر امپراطوری بر ملتهای غیر فارس دست برندارند. در این صورت ملل غیرفارس نمیتوانند برای همیشه با سکوت و تحریم  از مبارزات ملت فارس علیه رهبرانشان رد شوند. بنا براین  ملت ترک و ملل غیر فارس در صورت آمادگی تحت شرایطی مناسب برای سرنگونی رژیم اسلامی و کسب استقلال ملی باید با صفی مستقل، مطالبات و پرچمی مستقل تحت رهبری تشکلات خود به میدان مبارزه بیایند و بطور موازی، همسو، همآهنگ و همزمان مبارزات خود را آغاز کنند. اگر مبارزه ملتهای تحت ستم  با یا بدون شرکت فارسها با برنامه و بطور همزمان آغاز شوند نه تنها رژیم نخواهد توانست آنها را سرکوب کند بلکه جمهوری اسلامی در کوتاهترین مدت عقب نشسته و یا سرنگون خواهد شد و آرزوی دیرینه ملتهای تحت ستم یعنی آرزوی استقلال ملی، تشکیل دولت و کشور مستقل به واقعیت تبدیل خواهد شد 

 7/ 8/ 2009

 

عبدالعزيز عظيمي قديم

با اين تفكرات به گرد آزادي هم نمي رسيد


اين كشور وطن ملت تورك است با بيش از دهها ميليون تورك ايران همانند پناهندگان رفتار ننمائيد. ديگر گذشت آن زمان كه در بالاشهر تهران براي آذربايجان نسخه بپيچيد و انتظار پيروي از آنها داشته باشي تا اگر چنين نشد ملت اذربايجان را به باد توهين و تمسخر بگيريد اين كار را جمهوري اسلامي با همه امكانات انحصاري اش نتوانست انجام دهد شما نيز چنين انتظاري نداشته باشيد كه اذربايجان بدون درك متقابل از شما پيروي كند. ما به اندازه راُي دادن و مصافحه با شما پيش آمديم اما تا معانقه وجان گفتن و جان شنيدن با شما خيلي فاصله داريم كه راه اين مرحله را نيزشما بايد هموار كنيد چرا كه ما اقدامات زيادي در اين مورد انجام داديم كه اغلب به دليل يكطرفه بودن و بي توجهي شما به نتيجه مطلوبي كه خوشايند همه ما و شما باشد نرسيده است.

با اين تفكرات به گرد آزادي هم نمي رسيد

(نگاهي به اهانتهاي اخير بر عليه ملت آذربايجان)

 

عبدالعزيز عظيمي قديم www.a-azimi.blogfa.com

 

اين روزها مزيد بر آنچه قبلا از سوي حكومت مورد سانسور و تقلب و بي مهري قرا مي گرفتيم اين بار از سوي معظم طرفداران اينترنتي جنبش سبز نيز به همين بي مهريها و اهانتها معروض مي‌مانيم. برخي از اين جنبشي هاي سرد و گرم نكشيده كه ظاهرا هنرشان به رصد اخبار از سايتهاي اينترنتي و ارائه طرحهاي تاكتيكي براي ساير مبارزان جنبش منحصر مي‌شود كه البته برخي از اينها حتي به خودشان زحمت پيوستن به اعتراضات خياباني و عملياتي كردن طرحهاي خودشان نيز نمي دهند و در بهبوحه تجمعات پيشنهادي خود بي آنكه زحمت بيرون آمدن از خانه را به خودشان بدهند روي صندلي هاي چرخدار خود صرفا اخبار تجمع كنندگان را بررسي كرده و تحليل مي كنند (آمار بازديد در برخي سايتهاي آني و زنده در همان ساعات تجمعات شاهد بر اين مدعاست) همچنين بي آنكه به ساختار اجتماعي و سياسي ايران توجه كرده و اوزان اجتماعي سياسي ملل غير فارس را ورانداز كنند ناشيگري كرده و جنبش سبز را كه ظاهرا بايد آرماني فراتر از مرام اين آقايان داشته باشد از سر ناشيگري و بي مسئوليتي با ملت خونين دل و معترض ترك درگير و سرشاخ مي كنند.

 

به نظر مي رسد حضراتي كه با پيشنهاد شعارهاي تند زمينه شانتاز تبليغاتي طرف مقابل را بر عليه رهبران جنبش مهيا ساختند هنوز به خود نيامده‌ و بي آنكه وقعي به سرنوشت ملت ايران بنهند همچنان بر طبل تفرقه بين طبقات و اقوام وملل ايران مي كوبند و كسي را ياراي مقابله با خود نمي بينند.

 

با آنكه ما حساب فعالان واقعي و قدر متيقن رهبران جنبش سبز را از اين نوع افراد كه صرفا به تحليل‌گري و نظريه پردازي مشغولند جدا مي دانيم لكن از آنها انتظار داريم در مقابل تحريف جنبش ايستادگي كرده و با سكوت خود هدايت جنبش را به امان خدا وا نگذارند.

 

اگر رهبري صريح جنبش يك مشكل براي اين بزرگواران در بر داشته باشد سكوت آنها و سپردن رهبري جنبش به دست افراد ناشناس اينترنتي هزاران مشكل براي آنها به ارمغان خواهد آورد.

 

وقتي يك آذربايجاني در حالي كه هنوز گذشته سياه ملي گرايي افراطي و ترك ستيزي دوران به اصطلاح اصلاحات را فراموش نكرده است چطور مي تواند اهانتهايي را كه در برخي از سايتهاي شما بر عليه ملت خود مشاهده مي كند ناديده گرفته و به جنبش شما اعتماد كرده و در خيابانهاي آذربايجان به نام جنبش سبز تظاهرات نمايد.

 

در سالهاي گذشته حكومت براي سركوب مطالبات ملي ما با شما متحد شده بود و در قالب اسلام افكار ناسيوناليستي شما را تا حدودي قبول كرده و ترويج مي داد. اتحاد شما با جمهوري اسلامي بر عليه ما هرگز فراموش شدني نيست .

 

هنوز يك آذربايجاني اعمال و سخنان نزادپرستانه محمد خاتمي در مورد نژاد آريا با وجود آنكه حتي خودش جزء آنان نبوده است فراموش نكرده است.

 

صورت حمل خشت خرابه هاي تخت جمشيد توسط همين شخص به سازمان ملل هنوز از ذهنهاي نخبگان آذربايجان پاك نشده است.

 

جمله هاي شوونيستي محمد خاتمي در مورد اينكه عامل اتحاد مردم ايران زبان فارسي است و روح ايراني در مقابل اقوام مهاجم تسليم نشد هنوز در خاطرمان وجود دارد.

 

اگر اين بار نيز به اصلاح طلبان در حد راي دادن و مصافحه اعتماد كرديم به شخصيت صريح و صادق برخ از رهبرانتان اعتماد كرديم نه به كليت شما كه دهها ميليون آذربايجاني را مهاجر و مهاجم مي شماريد و البته شانس آورديد كانديدا و رهبر اين دوره شما محمد خاتمي نبود و الا شكي نداشته باشيد كه اگر چنين مي شد آذربايجان به غير از تحريم انتخابات كاري انجام نمي داد كه به نفع شما تمام شود.

 

آري اتحاد شما با جمهوري اسلامي كه بر عليه ما متحد شده بوديد فراموش شدني نيست.

 

اكبر گنجي در پارلمان اروپا نمايندگان اين پارلمان را تهديد مي كرد اگر شما از تجزيه طلبان (هويت خواهان غير فارس) حمايت كنيد ما با حكومت سلطاني كنار خواهيم آمد. و البته راست هم مي گفت كنار هم آمده بوديد تا روزي كه حكومت راُيتان را گرفت و خواست خودتان را دور بياندازد كه ظاهرا كار دستش داد. و اين كار حكومت باعث شد از هم جدا بشويد وشما جمهوري ايراني گفتيد و آنها حكومت اسلامي. حكومت فكر نمي كرد كه شما اينقدر بزرگ شده باشيد تا انقلابي ترين تجمعات آنها را نيز تهديد كنيد ولي حكومت خبر نداشت كه خودش شما را بزرگ كرده بود ولي باور نمي كرد روزي بر عليه آن حركت كنيد. خيال مي كرد شما ابزري هستيد در دست او براي تداوم حكومت با پيش كشيدن خطر حركات ملي غير فارس خاصه آذربايجان كه شخص شاه نيز جبهه ملي را مي ترساند چنانچه ما نباشيم ايران متلاشي مي شود.

 

حال ما دلسوزانه از شما مي خواهيم هر دارويي كه دو حكومت با اندك تفاوتهايي براي حفظ خودشان در گلوي شما ريخته اند بالا بياوريد و بياييد براي آينده اين مملكت نسخه شفابخشي بپيچيم.اين نسخه همان نسخه اي است كه سالها توسط برخي دلسوزان بر اين كشور تجويز مي شد اما شما اهميت نمي داديد .

 

اين نسخه نسخه آزادي و عدالت و برابري است. بيائيد كشوري داشته باشيم كه در آن ترك و فارس و كرد و عرب و بلوچ داراي حقوق يكساني باشند و راضي از همديگر به فكر وطن مشترك خويش باشند.

 

بيائيد به ايراني بيانديشيم كه ديگر وا‍‍ژه زندان ملتها بر آن صدق نكند.

 

بياييد ايراني داشته باشيم كه در آن معيار و هدف مان يكي باشد وآن هم برابري و احقاق حقوق انسانها.

 

بياييد به جاي فخر فروشي به همديگر به آينده اي مثل اروپائيها بيانديشيم كه زياد با گذشته و تاريخ سازي و فخرفروشي و مرزپرستي كاري ندارند و به اتحاد وحقوق وارزشهاي انساني مورد توافق خود مي پردازند.

 

در يكي از سايتهاي شما قسمت نظرات كاربران در ذيل خبرهاي مربوط به آذربايجان و به بهانه شعار حاضرين در استاديوم ورزشي تبريز بر عليه يك مجري تلويزيوني چه اهانتهايي عليه ملت آذربايجان به چشم مي‌خورد. ما نمي خواهيم مثل شما رفتار كنيم و هرگز راضي نمي شويم حاضرين ما در استاديوم تبريز مثل شما رفتار نموده و مليت شما را مورد اهانت قرار دهند لكن توصيه مي كنيم به جاي مرمت شكافهايي كه دو حكومت گذشته و فعلي بين ترك وفارس و حتي عرب و فارس به وجود آورده‌اند بر پهناي اين شكافها نيفزائييد و اهانت به آذربايجان را متوقف كنيد تا باز بتوانيم در يك كشور زندگي مسالمت آميز و توام با محبت و احترام متقابل داشته باشيم.

 

ما هرگز از منطق اكبر گنجي ها و رضا پهلوي ها تبعيت نمي كنيم كه براي ضربه زدن به ملت ديگر به قول خودشان حاضرند با حكومت سلطاني متحد بشوند. آذربايجاني شرف دارد و همانطور كه ظلم را براي خود نمي پسندد براي ديگران نيز روا نميدارد .

 

ما برخي از سبزهاي اينترنتي و «حاضر صاحب» را كه ثمره زحمات ديگران را تصاحب كرده و به باد فنا مي‌دهند نصيحت مي كنيم اگر به حقوق ملتها و متدينين احترام نمي گذاريد لااقل زمينه شكست جنبش سبز را فراهم نكنيد چرا كه اگر قرار بر اين باشد جنبش با انديشه ها و تاكتيكهاي شما پيش برود بدون شك اختلاف در جنبش غوغا كرده و به شكست آن منتهي خواهد شد وشما به گرد آزادي هم نخواهيد رسيد.

 

حرفهاي زيادي مي شود با شما در اين مورد به ميان آورد لكن به حوصله اينترنتي شما احترام گذاشته و مطلب را با ذكر چند جمله ديگر به پايان مي بريم.

 

اگر رهبر واقعي شما مير حسين موسوي است و قرباني آزادي شما خانم آقا سلطان است كه هر دو تركزبانند بايد يك تلخي را كه البته مربوط هم به شما نبود و نمونه هاي شديدتر از آن نيز در استاديومهاي ديگر مشاهده مي شود به خاطر هزاران شيريني كه از ملت تورك ايران ديده‌ايد قورت مي داديد و اينطور به ملت مير حسين توهين نمي كرديد.

 

ما نمي خواهيم در حالي كه جنبش شما در حال مبارزه است با شما درافتيم و شما نيز اين را از ما نخواهيد.

 

اين كشور وطن ملت تورك است با بيش از دهها ميليون تورك ايران همانند پناهندگان رفتار ننمائيد. ديگر گذشت آن زمان كه در بالاشهر تهران براي آذربايجان نسخه بپيچيد و انتظار پيروي از آنها داشته باشي تا اگر چنين نشد ملت اذربايجان را به باد توهين و تمسخر بگيريد اين كار را جمهوري اسلامي با همه امكانات انحصاري اش نتوانست انجام دهد شما نيز چنين انتظاري نداشته باشيد كه اذربايجان بدون درك متقابل از شما پيروي كند. ما به اندازه راُي دادن و مصافحه با شما پيش آمديم اما تا معانقه وجان گفتن و جان شنيدن با شما خيلي فاصله داريم كه راه اين مرحله را نيزشما بايد هموار كنيد چرا كه ما اقدامات زيادي در اين مورد انجام داديم كه اغلب به دليل يكطرفه بودن و بي توجهي شما به نتيجه مطلوبي كه خوشايند همه ما و شما باشد نرسيده است.

۵ سال حبس برای نویسنده ی آذربایجانی
نقی احمدی آذر مقدم نویسنده و روزنامه نگار آذربایجانی به پنج سال حبس تعزیری و ده سال محرومیت از سفر به جمهوری آذربایجان محکوم گردید

 

 

بی تی ان: نقی احمدی آذر مقدم نویسنده و روزنامه نگار آذربایجانی از سوی شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز به پنج سال حبس تعزیری و ده سال محرومیت از سفر به جمهوری آذربایجان محکوم گردید.
بر اساس حکم صادره از سوی قاضی بیات رئیس شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز، اتهام احمدی آذر جاسوسی در خاک ایران علیه ارمنستان و به نفع جمهوری آذربایجان عنوان شده است.
این نویسنده آذربایجانی پس از رفت و آمد به محافل ادبی در جمهوری آذربایجان با این اتهام سنگین مواجه گردیده است.
احمدی آذر ۱۵ فروردین ماه ۸۸ بازداشت و پس از تحمل تحمل صد و چهل و شش روز بازداشت به قید وثیقه ۱۵۰ میلیون تومانی از زندان تبریز آزاد شده بود.
دادگاه این نویسنده آذربایجانی به صورت غیرعلنی برگزار شده و وی از حق داشتن وکیل در دوران بازداشت محروم بوده است.یوسف نوجوان وکیل دادگستری در تبریز وکالت احمدی آذر را برعهده دارد.
نقی احمدی آذر مقدم از اعضای هیئت تحریریه هفته نامه توقیف شده شمس تبریز می باشد. این نویسنده آذربایجانی آثاری مانند «زبان ترکی و تاریخ آذربایجان»، «سلطان محمد و مکتب مینیاتور تبریز»، «وقایع مشروطیت» به زبان فارسی و چند کتاب به ترکی تألیف و ترجمه کرده است.
پیش از این نیز سعید متین پور فعال حقوق بشر آذربایجانی و علی عباسی از فعالین مدنی آذربایجانی در اردبیل به ترتیب پس از سفر به کشورهای ترکیه و جمهوری آذربایجان با اتهام جاسوسی به هشت و پنج سال حبس تعزیری محکوم گردیده بودند.
دادگاههای ایران در سالهای اخیر فعالین آذربایجانی را پس از سفر به کشورهای جمهوری آذربایجان و ترکیه بازداشت کرده و به اتهام ساختگی جاسوسی محاکمه و زندانی می کند.