اعلام حمايت از تظاهرات عليه رژيم جمهوري اسلامي ايران در استكهلم

بدينوسيله ما از اعضا و طرفداران سازمانهاي زير مجموعه "كنگره مليتهاي ايران فدرال"  و كليه انسانهاي طرفدار حقوق بشر خواهان بلند كردن صداي خود عليه استبداد حاكم  در ايران و كليه اشكال ستم ملي، جنسي و  ديني هستيم.

"كنگره مليتهاي ايران فدرال" بطور سراسري دعوت به مداخله مليتهاي مختلف در رقم زدن سرنوشت خودشان در مبارزه براي آزادي و دموكراسي نموده است. واحد كشوري سوئد "كنگره مليتهاي ايران فدرال"  نيز بطور مشخص از تظاهرات اعلام شده از سوي "جمعیت پشتیبانی از مبارزات مردم ایران" به تاريخ 11 فوريه 2010 اعلام حمايت مي­كند.

سازمانها و احزاب سياسي عضو واحد كشوري سوئد:

جنبش فدرال دموكرات آذربايجان

جنبش ملي بلوچستان ايران

حزب دموكرات كردستان ايران

حزب كومله كردستان ايران

حزب مردم بلوچستان ايران

حزب همبستگي دموكراتيك الاهواز

زمان برگزاي تظاهرات:پنج شنبه 11 فوریه ساعت 17 بعد از ظهر
مکان: میدان مرکزی شهر استکهلم سرگل توری

 

با مشارکت در راه پیمائی انقلاب بهمن ،سالگرد انقلاب را به سالگرد فریاد علیه استبداد دینی،  وبرای آزادی و دموکراسی تبدیل کنیم!

 

سی و یک سال پیش که ، مردم ایران از هر ملیت و از هر شهری در  یک فشار انفجار آمیزی به خیابان ها ریختند تا حکومتی دموکراتیک ، مستقل و رها از ستمگری برپا سازند ،

 سی و یک سال پیش که توده های بی سلاح مردم به فتح پادگان ها ی نظامی شاه نائل شدند ، و کشتی بی لنگر سلطنت در آستانه غرق شدن بود ،

 روحانیت پیرو ارتجاع شیخ فضل الله نوری به رهبری روح الله خمینی ، توانست با تکیه بر توهم مردم  به مصادره انفلاب و تبدیل آن به ضد انقلابی خشن تر و واپسگرا تر از سلطنت تبدیل نماید.

کسانی بر اریکه  جدید قدرت دست یافتند که در دوره سلطنت ،  بجز چند تن معدودی که به زندان ها افتادند ، اکثریت غالب آنان تعارضی با سلطنت نداشتند ، ، و همه آنها مواضعی عقب مانده تر از شاه داشتند.

انقلاب بهمن ، حاصل تلاش میلیون ها انسان برای آزادی  و محصول صدها قربانی و هزاران جوانی بود که عمر خود را در زندان ها و شکنجه گاه های شاه سپری کرده بودند.

با پیروزی انقلاب بهمن ، ضدانقلابی بزک شده در چهره ارتجاعی مجسم برهبری خمینی ،  برای تثبیت حاکمیت خود ، بهترین فرزندان نسل انقلاب را بقتل رساند، در ترکمان صحرا و کردستان  بلوچستان موج خون را انداخت ، قتل عام قارنا ها را بوجود آورد ، در آذربایجان و اهواز ، به اعدام های وسیع جوانان بی گناه متوسل شد ، در خیابان های تهران ، جوانان را به خاک و خون کشید ، دانشگاه  ها را تعطیل و زندان ها  رابه قتلگاه پیر وجوان و زن مرد از هر سن و سالی و محل تجاوز به دختران قرار دا د، گورستان ها را آباد و  زندگی مردم را به فقر و فنا تبدیل  کرد . و میلیون ها ایرانی را ناگریر از ترک کشور خود کرد.

 ترازنامه سی ساله این حکومت ، جز گسترش فقر عمومی ، اعتیاد  و فحشاء و بیکاری ،  و فساد و غارت  ثروت کشور از طرف مشتی آخوند و پاسدار و بازاری مافیائی  ، چیز دیگری نبوده است .  این حکومت شرم تاریخ است .ادامه یک روز بیشتر حاکمیت جمهوری اسلامی ، ادامه مرگ و نابودی  وفساد و جنایت است. تنها با فرا روی از جهارچوب جمهوری اسلامی می توان می  به  آزادی و دموکراسی رسید.

اکنون ، زمین در زیر پاهای جمهوری جنایت  و فساد می لرزد.  جنبش عظیم مردم ، با قامت بلند خود ، حکومت شبه فاشیستی ملایان و پاسداران را به چالش طلبیده است  . تنها با مشارکت در مبارزه مشترک  برای حکومتی سکولار و دموکراتیک ، برای برابری زن و مرد ، برابری سیاسی و فرهنگی همه ملیت ها ، و برای تضمین عدالت اجتماعی ، و   تنها با یاری و همبستگی عمومی و دست دردست هم دادن ، می توان حکومت اسلامی را به زانو  در آورد !  تنها با دست  در دست هم دادن می توان برادری و همزیستی ملت ها در ایران و حقوق برابر همگانی آنان را  تضمین نمود! دست در دست هم دهیم ، خواسته های مستقل و عدالت خواهانه خود برای همه واحد های ملی در ایران را به خواست عمومی تبدیل سازیم ! آگاهی و همبستگی در حرکت بوجود می آید! با تمام توان در  راه پیمائی سالگرد انقلاب  بهمن  شرکت کرده و آنرا به فریاد اعتراض و چالش قدرتمند علیه حکومت ستمگر و غاصب انفلاب در آوریم!

 

کنگره مليتھاى ايران فدرال

 

متشکل از:  1- پارت آزادی کردستان، 2- جبهه مردم بلوچستان، 3- جبهه متحد بلوچستان (جمهوریخواهان)، 4- جنبش فدرال دموكرات آذربايجان، 5- جنبش ملی بلوچستان ایران، 6- حزب دمکرات کردستان ایران، 7  حزب کومله کردستان ایران،8- حزب اتحاد بختیاری و لرستان، 9 حزب مردم بلوچستان،10- حزب همبستگی دمکراتیک الاهواز11- حرکت ملی ترکمنستان جنوبی- ایران، 12- حرکت ملی – دمکراتیک ترکمن،13-سازمان مردمى کرمانج(کردھاى خراسان) 14- سازمان دفاع از حقوق ملی خلق ترکمن، 15- کانون فرهنگی آذربایجان، 16- کمیسیون دیپلوماتیک آذربایجان جنوبی

 

 

مسعود رجوی

همه جمهوريخواهان ضد رژيم ولايت فقيه گرد هم آييم. ..... پیام مسعود رجوی به رضا پهلوی، موسوی و کهروبی

اول اينكه، رضا در زمان انقلاب ضدسلطنتى 18سال داشته و تا آنجا كه من مىدانم شخصاً مرتكب جرم و جنايتى از نوع كارهاى پدر و پدربزرگش در داخل ايران نشده است. وانگهى گناه پدر را كه به پاى پسر و همچنين گناه پسر را كه به پاى پدر نمىنويسند مگر اينكه كسى اعلام جرم مشخص كند و دادگاه قضاوت كند. آخر مگر ما بايد گناهان رضاخان سردار سپه و گناهان خمينى را به پاى نوههاى آنها بنويسيم؟ دوم اينكه، بر خلاف مجاهدين و برخى اعضاى شوراى ملى مقاومت كه از كپى بردارى سهل و آسان رضا پهلوى درمطبوعات و رسانههاى غربى يا فارسى زبان از برخى مواضع و تعابير مقاومت ايران، مانند راهحل سوم بدون ذكر منبع و مرجع ناراحت مىشوند، من نه فقط بدم نمىآيد، بلكه خوشم مىآيد. يك ضرب المثل عربى مىگويد: ببين چه مىگويد، نبين كه مىگويد…



قسمتي از سلسله آموزش آقاي مسعود رجوي براي نسل جوان در داخل كشور

صراحتاً مىگويم كه پشت كردن به ديكتاتورى و بازگشت به جبهه مردم ايران براى سرنگونى استبداد مذهبى و استقرار حاكميت مردم ايران، بهجاى حاكميت شيخ و شاه، نه فقط آقايان موسوى و كروبى و امثال آنها، بلكه آقاى رضا پهلوى را هم اگر بخواهد و اراده كند و اگر بتواند موانع اين امر را كنار بزند، شامل مىشود. هر چند كه به ما ربطى ندارد و به ميل و خواست خود او مربوط مىشود. اما من حرف را مىگويم، خواه از سخنم پند گيرد يا ملال…

اول نكات لازم را رو به همين مجاهدين و ديگر اعضاى شوراى ملى مقاومت ايران و هواداران و پشتيبانان آنها و هموطنان مىگويم:

اول اينكه، رضا در زمان انقلاب ضدسلطنتى 18سال داشته و تا آنجا كه من مىدانم شخصاً مرتكب جرم و جنايتى از نوع كارهاى پدر و پدربزرگش در داخل ايران نشده است. وانگهى گناه پدر را كه به پاى پسر و همچنين گناه پسر را كه به پاى پدر نمىنويسند مگر اينكه كسى اعلام جرم مشخص كند و دادگاه قضاوت كند. آخر مگر ما بايد گناهان رضاخان سردار سپه و گناهان خمينى را به پاى نوههاى آنها بنويسيم؟

دوم اينكه، بر خلاف مجاهدين و برخى اعضاى شوراى ملى مقاومت كه از كپى بردارى سهل و آسان رضا پهلوى درمطبوعات و رسانههاى غربى يا فارسى زبان از برخى مواضع و تعابير مقاومت ايران، مانند راهحل سوم بدون ذكر منبع و مرجع ناراحت مىشوند، من نه فقط بدم نمىآيد، بلكه خوشم مىآيد. يك ضرب المثل عربى مىگويد: ببين چه مىگويد، نبين كه مىگويد…

بهمين خاطر در مورد خودم چنانچه حرف مثبت و مفيد و قابل استفاده گفته باشم، ذكر بدون منبع آن را براى همه نه فقط مجاز، بلكه موجب سپاس و قدردانى مىدانم.

آخر مگر تقليد از كار خوب و تكرار حرف درست، بد است كه ناراحت بشويم؟ اگر نظر مرا بخواهيد من دلم مىخواهد كه ايشان، از ساير كارهاى مجاهدين در قبال خمينى و خامنهاى و حتى پدر خودشان هم سرمشق مىگرفتند. چنانكه بعداً خواهم گفت، دلم مىخواهد برچسب تروريستى عليه مجاهدين را هم كه همه مىدانند در حمايت از رژيم ولايتفقيه بوده است، قوياً و قاطعانه محكوم مىكردند. دلم مىخواهد كه رسماًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًً و علناً هرگونه داعيه سلطنت را هم كنار مىگذاشتند و همه موانع و كاسههاى داغتر از آش سلطنت طلب را كنار زده و در خدمت و يارى به جبهه مردم ايران، اعلام مىكردند كه خواهان يك جمهورى دموكراتيك و مستقل مبتنى بر جدايى دين از دولت و نفى تام و تمام رژيم ولايتفقيه و سرنگونى آن هستند. در اينصورت بهراستى چه نام نيكى از خود بهجا مىگذاشت.

سوم اينكه، اگر نظرمرا بپذيريد درست اينست كه او را در اين مقطع تاريخى در برابر وظايفش قرار بدهيم و اينكه چه بايد بكند و چه مىتواند بكند كه تاكنون نكرده است. بگذاريد او هم آزمايش خودش را از سر بگذراند. همچنانكه در مورد موسوى و كروبى و سايرين هم بلااستثنا همين را مىگوييم. همچنانكه در مورد وظايف همه آنهايى كه در داخل يا خارج اين رژيم و در داخل يا خارج ايران هستند نيز همين را مىگوييم.

اما پيشنهاد مشخص من به آقاى رضا پهلوى، اگر مانند برخى جناحهاى رژيم ولايتفقيه گمان نكنيد كه سوداى فردى و گروهى يا قصد سوء دارم، اين است كه اگر بخواهيد مىتوانيد در اين مقطع حساس و تاريخى، خدمت بزرگى به آزادى وطنتان بكنيد. اعلام كنيد:

داعيه سلطنت نداريد و آن را بر هيچكس ديگر هم نمىپسنديد و خود را ملتزم به يك جمهورى دموكراتيك و مستقل و مبتنى بر جدايى دين از دولت با نفى كامل نظام ولايتفقيه و ضرورت سرنگونى آن مىدانيد. رو در رو و برخلاف فاشيسم دينى حاكم برايران، برچسب ناحق تروريستى بر مبارزان راه آزادى وطن خود، بهويژه سازمان مجاهدين خلق ايران و مجاهدان اشرف را محكوم مىكنيد. علاوه بر اين عموم هموطنان خود را به همبستگى ملى براى سرنگونى استبداد مذهبى و به دور ماندن از هر نوع استبداد ديگر تحت هر عنوانى، فرا مىخوانيد…

من بهخوبى بهياد دارم كه روزى خمينى با اهانت به شما گفت: برو درسَت را بخوان و منظورش اين بود كه گرد سياست نچرخيد. حرف من معكوس خمينى است. از قضا با اعلام آنچه گفتم، من خواهان حداكثر فعاليت شما عليه رژيم ولايتفقيه البته درجاده جمهورى و آزادى و استقلال مردم ايران و خواهان بازگشت شما از جبهه ديكتاتورى سلطنتى به جبهه مردم ايران هستم. در آنصورت اگر مايل باشيد، خواهيد توانست در انتخابات رياست جمهورى هم شركت كنيد. اما لازمه آن، كه به سود خود شما هم هست، قبل از هر چيز كسب مشروعيت براى كَنده شدن از گذشته و گام نهادن و حركت بهسوى آينده از طريق پيشنهاد مشخصى است كه ارائه كردم و الا چيزى جز درجا زدن در گذشته باقى نمىماند.

برگرفته از : ایران گلوبال

 

 

حکم صادره از دادگاه برای جهانبخش و نادر بخت آور

مراسم ۲۲ بهمن با حضور بسیار اندک طرفداران جمهوری اسلامی در تبریز برگزار شد/گزارش تصویری

در همین حال تلویزیون دولتی ایران با مونتاژ تصاویر راهپیمایی در تبریز سعی‌ در پر شمار نشان دادن این راه پیمایی را داشته است، این در حالی‌ است که مأموران با انسداد ورودی پل‌های عابر پیاده در سطح منطقه راه پیمایی مانع از عکسبرداری شده اند

مراسم ۲۲ بهمن با حضور اندکی‌ از طرفداران جمهوری اسلامی در تبریز برگزار شد

به گزارش بی‌ تی‌ ان از تبریز علی‌ رغم تبلیغات گسترده جمهوری اسلامی و مخالفان حکومتی در به خیابان کشاندن مردم آذربایجان در ۲۲ بهمن امسال گزارشات رسیده حاکی‌ از استقبال کم شور در شهر تبریز از این درخواست داشته است.

تصاویر و گزارشات رسیده از تبریز به بی‌ تی‌ ان  نشان از حضور اندک  گروهی از دانش آموزان و  کارمندان سازمان‌ها و نهاد‌های دولتی در مراسم ۲۲ بهمن ۱۳۸۸ را دارد.

همچنین گزارش می‌رسد در این مراسم از راهپیمایان با انواع هدیه‌ها و خوراکی‌ها پذیریی‌ شده است که این نحوه پذیریی‌ پس از ۳۱ سال از سالگرد ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ بی‌ سابقه اعلام میشود.

در همین حال تلویزیون دولتی ایران با مونتاژ تصاویر راهپیمایی در تبریز سعی‌ در پر شمار نشان دادن این راه پیمایی را داشته است، این در حالی‌ است که مأموران با انسداد ورودی پل‌های عابر پیاده در سطح منطقه راه پیمایی  مانع از عکسبرداری شده اند

 

گفتنی است میزان حضور راهپیمایان به قدری اندک بوده است که شهروندان موتورسوار به راحتی‌ امکان تردد را از میان راهپیمایی داشته اند

 برای دیدن ویدئو اینجا را کلیک کنید

 

 

پنج سال حبس تعزیری برای نقی احمدی آذر نویسنده آذربایجانی

 

نقی احمدی آذر مقدم نویسنده و روزنامه نگار آذربایجانی از سوی شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز به پنج سال حبس تعزیری و ده سال محرومیت از سفر به جمهوری آذربایجان محکوم گردید.  بر اساس حکم صادره از سوی قاضی بیات رئیس شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز، اتهام احمدی آذر جاسوسی در خاک ایران علیه ارمنستان و به نفع جمهوری آذربایجان عنوان شده است.

این نویسنده آذربایجانی پس از رفت و آمد به محافل ادبی در جمهوری آذربایجان با این اتهام سنگین مواجه گردیده است.

احمدی آذر ۱۵ فروردین ماه ۸۸ بازداشت و پس از تحمل تحمل صد و چهل و شش روز بازداشت به قید وثیقه ۱۵۰ میلیون تومانی از زندان تبریز آزاد شده بود.

دادگاه این نویسنده آذربایجانی به صورت غیرعلنی برگزار شده و وی از حق داشتن وکیل در دوران بازداشت محروم بوده است.یوسف نوجوان وکیل دادگستری در تبریز وکالت احمدی آذر را برعهده دارد.

نقی احمدی آذر مقدم از اعضای هيئت تحريريه هفته نامه توقیف شده شمس تبريز می باشد. اين نويسنده آذربایجانی آثاری مانند «زبان ترکی و تاريخ آذربايجان»، «سلطان محمد و مکتب مينياتور تبريز»، «وقايع مشروطيت» به زبان فارسی و چند کتاب به ترکی تأليف و ترجمه کرده است.

پیش از این نیز سعید متین پور فعال حقوق بشر آذربایجانی و علی عباسی از فعالین مدنی آذربایجانی در اردبیل به ترتیب پس از سفر به کشورهای ترکیه و جمهوری آذربایجان با اتهام جاسوسی به هشت و پنج سال حبس تعزیری محکوم گردیده بودند.

دادگاههای ایران در سالهای اخیر فعالین آذربایجانی را پس از سفر به کشورهای جمهوری آذربایجان و ترکیه بازداشت کرده و به اتهام ساختگی جاسوسی محاکمه و زندانی می کند.