گفتگو
با همسر سعید
متینپور،
زندانی و فعال
حقوق بشر
همسر
سعید متینپور:
سلامتی همسرم
در خطر است
![]()
اردوان
روزبه
سعید
متینپور
فعال حقوق بشر
و روزنامهنگار
آذربایجانی،
در زندان اوین
که به هشتسال
حبس تعزیری
محکوم شده
دچار عارضهی
قلبی شد. این
زندانی سیاسی
آذربایجانی
روز جمعه ۹
بهمن ۸۸ دچار
درد شدید قلب
شده است و
مسوولین
زندان اوین او
را بعد مدت
زیاد و با
تاخیر به پزشک
منتقل کردهاند.
پزشکان
به متینپور
گفتهاند که
باید در زمان
بروز عارضه
سریعا به دکتر
دسترسی
داشته باشد
اما روند
اداری زندان
مانع از دسترسی
سریع این فعال
حقوق بشر به
پزشک است. متینپور
چندی پیش در ۲۸
شهریور ۸۸ نیز
دچار عارضهی
قلبی گردیده
بود.
به
گفتهی
متخصصین قلب
در صورت تداوم
درد و تکرار
این موضوع
ممکن است
مسالهی جدیای
برای سعید
متینپور پیش
آید. همسرش،
عطیه طاهری،
از وضعیت این
فعال مدنی میگوید:
خانم
طاهری همسر
شما سعید متینپور
در زندان به سر
میبرند و
شنیده میشود
که وضعیت جسمی
خوبی ندارند.
آخرین شرایط
جسمی ایشان را
میتوانید
توضیح دهید؟
بعد
از بازداشت
اولیه در سال
۸۶ که مدت ۷ماه
در انفرادیهای
۲۰۹ اوین و
زنجان گذشت،
سعید دچار
ناراحتیهای
شدید جسمی از
ناحیهی کمر و
معده شد بهطوریکه
تا آخرین لحظه
اجرای حکم هشتساله،
وی تحت درمان
پزشکی بود.

سعید متینپور،
فعال حقوق بشر
و روزنامهنگار
آذربایجانی
پس
از انتقال به
زندان در ۲۰
تیر ۸۸ مشکلات
قلبی نیز به
ناراحتیهای
سعید اضافه شد
بهطوریکه
او سه ماه بعد
از اجرای حکم
در اوین دچار
حملهی قلبی
میشود. همبندیهای
سعید او را پیش
پزشک بند میبرند
و دکتر بند
بدون هیچ سوال
و جواب و
معاینهای از
فاصلهی
۸متری تشخیص
میدهند که
این یک شوک
عصبی بوده و به
این شکل خودش
رو بروز داده
است.
ما
همانموقع با
چند پزشک
متخصص در
بیرون مشورت
کردیم و وضعیت
سعید را شرح
دادیم. پزشک به
ما گفت که این
حمله اگر
دوباره تکرار
شود بهشدت
برای سلامتی
سعید خطرناک
خواهد بود. این
مساله
متاسفانه
دوباره نزدیک
به دهروز پیش
اتفاق افتاده
است و سعید
دوباره دچار
حملهی دیگری
شده است بهطوریکه
سعید را بردهاند
و از او نوار
قلب گرفتهاند.
ولی
دکتر گفته که
این نوار قلب
زمانی جواب میدهد
که دقیقا لحظهای
که این اتفاق
میافتد نوار
قلب گرفته شود.
این امر در
زندان امکانپذیر
نیست چون تا
پزشک عمومی
تشخیص دهد و طی
نامهای
مساله را به
متخصص ارجاع
بدهد و دوباره
تصمیم بگیرند
که آیا میتوان
زندانی را به
پزشک متخصص
فرستاد یا نه،
کلی طول میکشد
و این مساله
عملا در داخل
زندان امکانپذیر
نیست. این
مساله من را بهشدت
نگران کرده
چرا که وضعیت
سلامتی سعید
را واقعا در
معرض خطر جدی
میبینم.
معمولا
در اینجور
مواقع وقتی
زندانیای با
بیماری حادی
مواجه میشود
فرصتی برای
مرخصی یا
درمان بیرون
از زندان به او
میدهند. آیا
شما تقاضایی
برای مرخصی
استعلاجی و یا
پیگیری
بیرون از
زندان برای
ایشان کردید؟
ما
بارها در
دادگاه
انقلاب
درخواست
مرخصی دادیم
ولی هیچگاه
جواب مثبتی
نگرفتیم و
آخرین پیگیریهای
ما نیز بینتیجه
بوده است.
اینها
متاسفانه
برای پروندهای
که واقعا از
داخلاش چیزی
در نمیآید یک
حکم هشتساله
به سعید دادهاند.
حالا با اینکه
این حکم اجرا
میشود هنوز
هم دست از سر
ما بر نمیدارند
طوریکه
دادستان
زنجان طی
مصاحبهای
تلویزیونی ما
را تهدید به
ریختن آبرویمان
کرد. کاری که
به اعتقاد من
جز خدا کسی
قادر به انجاماش
نیست.
هم
اکنون نیز که
سعید زندانی
است حتی از
حقوق اولیه یک
زندانی
برخوردار
نیست. این
حق هر زندانی
است که از
مرخصی
استفاده کند و
مرخصی برود
حتی اگر از نظر
جسمی سالم
باشد و مشکلی
نداشته باشد.
طبق مقرارات
جمهوری
اسلامی میتواند
از مرخصی
استفاده کند
ولی متاسفانه
با اینکه
شرایط سعید بهشدت
شرایط حادی
هست این اجازه
را نمیدهند و
به تمام تلاش و
درخواستهای
ما با درهای
بسته مواجه
شده است. ما در
راستای پیگیری
مرخصی در واقع
هیچ نتیجهای
نگرفتهایم.
با
توجه به گذشت
چندسال از مدت
زندانیبودن
ایشان آیا
امکان طرح عفو
هم وجود داشته
و آیا ایشان
مشمول عفو
خواهند شد و یا
حتی پروندهشان
قابل بازبینی
دوباره است یا
الزاما باید
هشتسال
زندان را تحمل
کنند؟
واقعیت
امر این است که
تا حالا پیگیری
ما هیچ نتیجهای
نداده است.
یعنی دادگاه
انقلاب هیچ
جوابی در
برابر هیچکدام
از سوالهای
ما نمیدهد. ما
پیش قاضی میرویم
پیش مسئول
اجرای احکام
میرویم اما
در این موارد
هیچکسی جواب
خاصی به ما نمیدهند.
یعنی
ما هر کجای
دادگاه
انقلاب
رفتیم؛ پیش
قاضی صلواتی
رفتیم، پیش
مسئول اجرای
احکام رفتیم،
و آنها مدام
میگویند که
ما بیاطلاع
هستیم و در
برابر پرونده
اظهار بیاطلاعی
میکنند. در
مورد حتی
مرخصی، ما
نامهی مرخصی
میدهیم و
برای پیگیری
درخواستمان
مراجعه میکنیم
که بالاخره
آیا بایگانی
شده است یا نه،
موافقت شده
است یا نه، و
اگر مخالفت
شده به چه
دلیلی.
تمام
اطاقهای
دادگاه
انقلاب که میرویم
اظهار بیاطلاعی
میکنند و میگویند
که این پروندهها
دست ما نیست و
اصلا اینجا
بایگانی نمیشود
و از این صحبتها.
حالا ما نمیدانیم
که جز دادگاه
انقلاب جای
دیگری هست که
این پروندهها
آنجا نگهداری
میشود یا آنجا
به درخواستها
رسیدگی میشود
و ما اطلاع
نداریم، یا
اینکه
واقعیت را به
ما نمیگویند
و پرونده در آنجاست
و درخواستها
و نتیجهی
درخواستها
آنجاست اما
به ما نمیگویند.
طبق
خبرهای ما،
علاوهی بر
اینکه آقای
سعید متینپور
در زندان تحت
فشار هستند
بعد از
دستگیری و
زندانیشدن
ایشان
خانوادهی
ایشان - از
جمله خود شما و
برادر شما که
از فعالین
آذری در زنجان
هستند - زیر
فشار قرار
دارند. آیا این
فشارها ادامه
دارد؟
بعد
از اینکه حکم
سعید اجرا شد
قصد داشتیم در
خانهی پدری
من برنامهی
دعای کمیلی در
جهت اعتراض به
زندانیکردن
سعید برگزار
کنیم و به غیر
این کار دیگری
نمیتوانستیم
انجام دهیم.
نهایتا اینجا
به این نتیجه
رسیدیم که
مراسم دعای
کمیلی برگزار
شود که با
مخالفت شدید
دستگاه
امنیتی در
زنجان روبهرو
شد.
برادرم
و دو نفر دیگر
را به اطلاعات
احضار کردند و
از آنها
خواستند که
این برنامه را
لغو کنند و آنها
هم گفتند
بالاخره ما
مهمان دعوت
کردیم و نمیتوانیم
کاری کنیم. آنها
را تقریبا دو
هفته در
بازداشت نگه
داشتند و بعد
آزاد کردند.
ولی ما مراسم
دعا را برگزار
کردیم با اینکه
کوچهی ما از
ابتدا تا
انتها پر از
مامور لباس
شخصی و پلیس و
ماشین و موتور
دستگاههای
امنیتی بود.
ولی خوب دعا
برگزار شد که
ده روز بعد
برادرم آزاد
شد و دو نفر
بقیه هم سه
هفته بعد آزاد
شدند.
راه
چاره، تنها
تشکیل یک جبهه
ملی ترکمن است
رژیم
جمهوری
اسلامی که سی
سال بنام الله
و دین بر مردم
ایران ستمها و
جنایات
بسیاری روا
داشت، به
پایان عمر خود
نزدیک شده است.
مردم انقلابی
ایران پس از سی
سال این حقیقت
را دریافته
اند که این
رژیم اصلاح
پذیر نیست و
باید همه چیز
را دوباره زیر
و رو کرد و از
نو ساخت.
در این
میان
ترکمنها،
تحولات اخیر
ایران را با
نگرانی دنبال
می کنند تا
مبادا حوادث
تلخ اول
انقلاب
دوباره تکرار
شود و بار دیگر
ضربه ای جبران
ناپذیر بر
پیکر این
منطقه وارد
آید. مردم
ترکمن صحرا از
اولین
گروههای
جمعیتی بودند
که در اوایل
حکومت ولایت
فقیه با شناخت
از ماهیت این
رژیم، در
برابر آن
ایستادند و در
این روند با
شهید شدن و حبس
و آوارگی
کشیدن بسیاری
از
جوانانشان،
تاوان سنگینی
برای
اعتراضات خود
نیز
پرداختند.
بی شک آتش
انتقام از
عوامل جمهوری
اسلامی در دل
جوانان غیور
ترکمن زبانه
می کشد و
ترکمنها نیز
در فرصتی
مناسب پاسخ
غاصبان
زمینهای
اجدادیشان و
قاتلان
فرزندان
رشیدشان را
خواهند داد.
اما طی دهه های
اخیر تحولات
اساسی ای در
نوع بینش
سیاسی این
مردم رخ داده و
این بار
ترکمنها بی شک
ترجیح خواهند
داد که
حرکتهای
مستقل و واحدی
از خود نشان
دهند و حاضر
نخواهند شد که
خود را تحت
فرمان و رهبری
سازمانهایی
که از خارج
ترکمن صحرا
سعی در اعمال
نفوذ و جهت دهی
حرکتهای
مردمی ترکمن
صحرا دارند،
قرار دهند.
احزاب متفاوت
چپ کشور که سعی
در اعمال نفوذ
در ترکمن صحرا
داشتند، دیگر
نمی توانند در
میان ترکمنها
جایی باز کنند.
چون نتیجه آن
چیزی جز تکه
تکه شدن
ترکمنها و
تقسیم به
احزاب مختلف و
موضعگیری
علیه یکدیگر
نیست. امروز
آنچه که می
تواند وحدت و
یکصدایی
حقیقی را در
میان ترکمنها
ایجاد کند،
اهداف ملی در
محور
سیاستهای ملی
گرایانه است.
از سویی
استقلال
جمهوریهای
ترک نشین در طی
سالهای اخیر
بسیاری از
معادلات
منطقه ای را بر
هم زده حتی بر
ترکهای ایران
نیز بسیار
تاثیر گذار
بوده است.
ترکهای ایران
اعم از ترکهای
آذربایجان و
خراسان که در
اوایل انقلاب
اسلامی فریب
شعارهای شیعی
گرایانه
شوونیسم فارس
را خورده
بودند، امروز
تحولات شگرفی
یافته به
احیای هویت
ملی خود
پرداخته اند
چنان که امروز
در اکثریت
جامعه ترک
ایران سخن از
اتحاد ترکها
به میان می آید
و بی شک ترکهای
ترکمن صحرا که
همچون
آذربایجانیها
اغوزهستند،
نمی توانند
خارج از این
تحولات قرار
بگیرند و در
صورت هماهنگی
بین ترکهای
ایران جمعیتی
فراتر از نصف
جمعیت ایران
در یک صف واحد
قرار خواهند
گرفت که حلقه
شکست ناپذیری
را شکل خواهد
داد و بر قدرت
ترکمنها در
مقابل
شوونیسم فارس
و سیستانیهای
غاصب زمینهای
اجدادی این
مردم کاملا
خواهد افزود و
ضرورت دارد که
در این راستا
از جریانهایی
که بر اتحاد
خدشه وارد
خواهند کرد
دوری گزینیم.
ما باور
داریم که
امروز حتی
نیروهای
انقلابی
ترکمن چپگرای
اوایل انقلاب
نیز با
تجربیات
سیاسی خود در
سالهای اخیر
به این نتیجه
رسیده اند و
امروز اگر
چهار رهبر
شیهد ترکمن
نیز در
میانمان
بودند راهی جز
این انتخاب
نمی کردند.
آری این
بار باید با
درایت و
هوشیاری کامل
به حوادث و
جریانهای
سیاسی بنگریم
و نگذاریم که
سازمانهای
سراسری و یا
منطقه ای که
هیچ اشتراک
تاریخی و ملی
با ما ندارند،
سرنوشت ما را
تعیین کنند و
فراموش نکنیم
که آن عنصری که
تمام
گرایشهای
سیاسی بین
ترکمنها را به
هم پیوند
خواهد زد تنها
اهداف ملی
ترکمنها
خواهد بود و
تنها یک جبهه
ملی ترکمن، می
تواند
نیروهای
انقلابی این
دیار را زیر یک
پرچم گرد آورد.
سازمان
آزادیبخش
ترکمن صحرا –
تورکمن صحرا
آزادلیق
قوراماسی
بزرگداشت
چهلمین روز
درگذشت زنده
یاد چنگیز بخت
آور در
استکهلم سوئد
مراسم
بزرگداشت
چهلمین روز
درگذشت مشکوک
چنگیز بخت آور
از فعالین
سرشناس حرکت
ملی
آذربایجان از
سوی فدراسیون
آذربایجان در
سوئد گرامی
داشته خواهد
شد. در این
مراسم در مورد
زندگی و مرگ
مشکوک مبارز
ملی چنگیز بخت
آور و همچنین سیاست
کاربردی رژیم
ایران در
مقابله با
فعالین ملی و
سیاسی
آذربایجان
سخنرانی
خواهد شد.
بابک
بخت آور فرزند
وی در رابطه با
مجادله و
مبارزه پدرش
در راه آزادی و
حقوق ملی ملت
تورک
آذربایجان
جنوبی و
همچنین آخرین
معلومات در
رابطه با مرگ
سئوال
برانگیز وی
صحبت خواهد
نمود.
ویدئو
فیلم هایی از
مراسم پر
ازدحام تدفین
و سخنرانی های
پیش از وداع
این فرزند
قهرمان
آذربایجان
نمایش داده
خواهد شد.
مراسم
چهلم این
مبارز نستوه
روز یکشنبه به
تاریخ 07 فوریه 2010
از ساعت 14 الی 16:30
در استکهلم
سوئد برگزار
خواهد شد.
تمامی هم
وطنان را به
شرکت در این
مراسم
بزرگداشت
دعوت می
نماییم.
مکان
: ABF
Norr Stor Stockholm Filmsalen Esplanaden
زمان
: روز یکشنبه 7
فوریه 2010 از
ساعت 14 الی 16:30
با
احترام
فدراسیون
آذربایجان –
سوئد َAFI
http://www.azfi.org
تلفن
های تماس :
ستار
سئوگین : 0046707120117
ناصر افضل : 00466704920806
بیزیم تبریز
نیوز: به گزارش
کمیته حمایت
از روزنامهنگاران
که مقر آن در
نیویورک است،
هم اکنون ۴۷
روزنامهنگار
در زندانهای
ایران به سرمیبرند
که این میزان
دستگیری از
سال ۱۹۹۶
تاکنون در هیچ
کشوری سابقه
نداشته و
ایران در این
زمینه از چین
هم پیشی گرفته
است.
جوئل سایمون،
مدیر اجرایی
کمیته حمایت
از روزنامهنگاران،
میگوید: «هدف
ما تنها ثبت و
ضبط این سبعیت
نیست، بلکه میخواهیم
دولت ایران
بداند که جهان
نظارهگر [این
رفتار] است». بنا
بر اعلام این
سازمان، این
آمار تنها به
روزنامهنگارانی
که تا روز
دوشنبه یکم
فوریه (۱۲ بهمن)
در زندان بودهاند
اشاره دارد و
شامل بیش از ۵۰
روزنامهنگاری
که در ماههای
گذشته دستگیر
و با ضمانت
آزاد شدهاند
نمیشود.
کمیته
حمایت از
روزنامهنگاران
تاکید میکند
که در بیشتر
موارد به این
روزنامهنگاران
اتهامات
مبهمی چون
تبلیغ علیه
نظام، توهین
به مقامات و
اخلال در نظم
عمومی زده شده
است.
ساوالان
سسی :
سعید متین پور
فعال حقوق بشر
و روزنامه
نگار
آذربایجانی
در زندان اوین
که به هشت سال
حبس تعزیری
محکوم شده
دچار عارضه
قلبی شد.
این زندانی
سیاسی
آذربایجانی
روز جمعه ۹
بهمن ۸۸ دچار
درد شدید قلب
شده است و
مسئولین
زندان اوین او
را بعد مدت
زیاد و با
تاخیر به پزشک
منتقل کرده
اند. پزشکان به
متین پور گفته
اند که باید در
زمان بروز
عارضه سریعا
به دکتر
دسترسی داشته
باشد اما روند
اداری زندان
مانع از
دسترسی سریع
این فعال حقوق
بشر به پزشک
است.متین پور
چندی پیش در ۲۸
شهریور ۸۸ نیز
دچار عارضه
قلبی گردیده
بود. به گفته
متخصصصین قلب
در صورت تداوم
درد و تکرار
این موضوع
ممکن است
مسئله جدی ای
برای سعید
متین پور پیش
آید.
مراجعات
مکرر وکیل و
خانواده متین
پور به
مسئولین
قضائی و
درخواست
مرخصی وی جهت
درمان در خارج
از زندان تا
کنون بی نتیجه
مانده است و
خانواده به
شدت نگران
وضعیت جسمی
این فعال حقوق
بشر
آذربایجانی
در زندان اوین
تهران هستند.
مقامات
قضائی از
ارائه پاسخ به
درخواست
مرخصی این
روزنامه نگار
زندانی
امتناع
میکنند.مسئولین
اجرای احکام
دادگستری
تهران به
خانواده متین
پور گفته اند
که پرونده او
در اجرای
احکام
دادگستری
موجود نیست و
زندانیان
امنیتی حق
استفاده از
مرخصی را
ندارند.
همچنین
مسئولین
زندان اوین در
ملاقات
خانواده این
فعال حقوق بشر
با وی مشکل
آفرینی می
کنند و مانع از
ملاقات
خانواده با وی
در روزهای
مقرر علیرغم
در دست داشتن
نامه دادگاه
می شوند.
لازم به
ذکر است که
متین پور در
اثر شکنجه های
اعمال شده بر
وی در دوران
بازداشت موقت
دچار ناراحتی
های قلبی،
ریوی، سردرد و
کمردرد شدید
شده است.
این فعال
حقوق بشر
آذربایجانی
پس از دستگیری
در ۴ خرداد ۸۶
و تحمل ۹ ماه
بازجویی تحت
شکنجه جسمی در
شعبه ۱۵
دادگاه
انقلاب تهران
محاکمه و در
جریان پرونده
مربوط به حضور
عده ای از
شخصیتهای
آذربایجانی
در کنفرانسی
حقوق بشری در
کشور ترکیه به
هشت سال حبس
تعزیری محکوم
گردیده است.
اتهام
متین پور
همکاری با دول
خارجی متخاصم
و تبلیغ علیه
نظام عنوان
شده است اما در
حکم صادره
اشاره ای به
اینکه منظور
از متخاصم
کدام دولت
بوده نشده است.
مدافعان حقوق
بشر در
آذربایجان
اتهامات
وارده به متین
پور را بی اساس
دانسته و
تصریح می کنند
که متین پور به
دلیل فعالیت
هایش در عرصه
روزنامه
نگاری و دفاع
از حقوق بشر در
آذربایجان
مورد خشم
حکومت ایران
قرار گرفته
است.
سازمانهای
بین المللی
حقوق بشر از
جمله عفو بین
الملل و
گزارشگران
بدون مرز متین
پور را زندانی
عقیده و وجدان
نامیده و
خواهان آزادی
بی قید و شرط
وی می باشند.
سایت
جوان آنلاین
،متعلق به
سپاه
پاسداران
انقلاب
اسلامی بعد
بازی پنج شنبه
تیم
تراکتورسازی
مقابل فولاد
خوزستان با
انتشار
تصویری از
ورزشگاه امام
بدون اینکه
نامی از
تراختور ببرد
نوشت که
افراطی گری
های هواداران
یکی از تیم های
لیگ برتری
فوتبال
کشورمان باعث
شدت گرفتن
فعالیتهای
گروه های
تجزیه طلب شده
است سایت
مذکور با زیر
سئوال بردن
مدیران این
تیم بدون آنکه
نامی از این
تیم ببرد!
آنها را متهم
کرد که دست به
تحریک
احساسات
ناسیونالیستی
هواداران می
کنند.
این
سایت در ادامه
می آورد که
برخی گرو ههای
تجزیه طلب در
تعدادی از
مسابقات
اقدام به
توزیع بیانیه
های تجزیه
طلبانه نموده
و باعث شده اند
تا حس قومیت
گرایانه شدت
یافته و
تماشاگران
شعارهای
انحرافی
بدهند.
این
سایت اصولگرا
که نتوانسته
در خبر خود
تفاوت بین حس
ناسیونالیستی
و قومیت گرایی
را تشخیص دهد
با انتشار
تصویری از
ورزشگاه
یادگار امام
که مملو از
تماشاگر است
نه تنها اشاره
به تراختور
نکرده بلکه
اشاره ای به
شعارها و
خواسته های
این گروه
تجزیه طلب و
افراطی که
خواسته ای جز
تحصیل به زبان
مادری واز بین
رفتن تبعیض
اقتصادی و
ملیتی ندارند
نکرده است.
بیانیه
جمعي از
آذربايجانيهاي
مقيم تهران و
كرج در خصوص
بازی تراختور-
سایپا
اريخ
بويو ياشين
واردير «بابک»
تهک
سيرداشين
واردير
«کوراوغلو»
قارداشين
واردير اود
يوردوسان
آذربايجان
هموطنان
محترم
آذربايجاني
ساكن استان
تهران
حضور
تيم فوتبال
تراكتورسازي
آذربايجان به
عنوان نماد
فرهنگ و
همچنين وحدت
آذربايجانيها
در عرصه اول
فوتبال ايران
باعث ايجاد
غرور و انگيزه
و يادآور
سالهاي نه
چندان دور
تعصب و حمايت
ما از اين تيم
قهرمان
گرديده است. در
اين ميان
دشمنان اتحاد
آذربايجانيها
علاوه بر تلاش
در ايجاد
اختلاف بين
شهرهاي مختلف
آذربايجان
تلاش بسياري
نمودهاند كه
حضور پرشور و
پرتعداد ما
آذربايجانيهاي
استان تهران
را در بازيهاي
اين تيم در شهر
تهران را كم
رنگ نشان داده
و چنين ادعا
نمايند كه
تمام
طرفداران
تراكتور از
استان
اذربايجان
شرقي براي
تشويق اين تيم
در برابر
تيمهاي
تهراني در
تهران حاضر
شدهاند، در
حاليكه خيل
عظمي اين
تماشاگران،
ساكن استان
تهران بودهاند؛
لذا حضور ما
آذربايجانيهاي
ساكن تهران با
پلاكاردها و
پارچه نوشتههاي
مخصوص خود در
بازي تيم
تراكتورسازي
با ساپيا كرج
در 30 بهمن ماه
ميتواند
پاسخي كوبنده
براي مدعيان
اين طرز تفكر
باشد، از طرف
ديگر اين بازي
فرصتي براي
اعلام اعتراض
به روند
فاشيستي
برنامه نود كه
سعي در توهين
به جامعه فاخر
تورك را دارد
مي باشد.
همچنين
ضمن احترام به
هموطنان ساكن
استانهاي
آذربايجان از
آنها
تقاضامنديم
تشويق اين
بازي را بر
عهده ما
گذاشته و فقط
ار تركهاي
ساكن تهران
وكرج براي
حضور و تشويق
در اين بازي
دعوت به عمل
آورده و از
تبليغات ديگر
به جز اين
اعلاميه براي
حضور خودداري
نمايند.
ميعادگاه
طرفداران:
ورزشگاه
اقلاب كرج 30
بهمن ساعت 15:15 ،
بازي: سايپا-
تراكتورسازي
¬¬¬¬
تراختور
ائل ايستر
شرفلي ميللت
ايستر
لطفا
به ساير
هموطنان
آذربايجاني
استان تهران
نيز جهت حضور
اطلاع رساني
نماييد.
جمعي
از
آذربايجانيهاي
مقيم تهران و
كرج
پخش
نظرات آیت
الله بیات
زنجانی در
مورد حقوق
زبانی در
اورمیه
به
گزارش
خبرنگاران
گروه خبری
اورمو نیوز
نکته نظرات
آیت الله بیات
زنجانی از
مراجع تقلید
شیعه در مورد
حقوق زبانی
آذربایجانی
ها و وظیفه
شرعی
مسلمانان در
رابطه با
مناقشه منطقه
اشغالی قره
باغ به صورت
گسترده ای
تکثیر و در شهر
اورمیه توزیع
می شود که به
دلیل ترک زبان
بودن این مرجع
تقلید نظرات
شرعی وی مورد
استقبال
محافل و هئیت
های مذهبی
اورمیه قرار
گرفته است.
آذربایجانی
ها بعد از
وقایع حزب خلق
مسلمان در
اوایل انقلاب
خاطرات خوبی
از برخوردهای
تحقیر آمیز
حکومت اسلامی
و گروه های
سیاسی فارس
زبان با حضرت
آیت الله
شریعتمداری
ندارند. آیت
الله بیات
زنجانی از
مراجع تقلید
منتقد حکومت
اسلامی می
باشد که اخیرا
نیز به دلیل
انتقاد های
صریحش از
حکومت مورد
عتاب محافل
افراطی جریان
راست قرار
گرفته است. آیت
الله در پاسخ
به سوالات
حقوق زبانی و
مسئله قره باغ
اشغالی، برخی
از شهروندان
آذربایجانی
نظرات خود را
منتشر کرده که
در بخش پرسش و
پاسخ پایگاه
اینترنتی آیت
الله بیات
زنجانی منعکس
شده است. در
کنار مسئله
تبعیض های
اقتصادی،
فرهنگی و
سرکوب های
سیاسی موجود
در آذربایجان
مسئله منطقه
قره باغ
اشغالی از
جمله موارد
حساس در نزد
آذربایجانی
ها به شمار می
آید.
بعد
از وقایع
انتخابات
دهمین دوره
ریاست جمهوری
ایران و سکوت
معنی دار
آذربایجانی
ها که در پس آن
دلیل ها و سخن
های فراوانی
نهفته است،
نظرات مشابهی
نیز از سوی
آیت الله
منتظری منتشر
گردید و
فعالین جریان
سبز نیز به
انعکاس
گسترده آن
پرداختند ولی
به دلیل پیش
زمینه های
تاریخی و
سیاسی نظرات
این مرجع شیعه
در بین ملت
آذربایجان با
سردی روبرو شد.
با تحلیل فضای
متفاوت
فعالیت های
انتخاباتی در
آذربایجان
سپس سکوت معنا
دار
آذربایجانی
ها و بیانیه
موضع گیری
روشنفکران
آذربایجانی
در مورد مسائل
سیاسی روز
ایران باید
ارزیابی
جداگانه ای از
سیر حوادث در
آذربایجان
کرد که با
حوادث روی
داده در بازی
های تیم
تراکتور سازی
تبریز می توان
دریافت که
آذربایجان
سکوتش را با
سخنان و خواست
های دیگری
شکسته است.
یکی
از متون پخش
شده

ادعای مشمئز کننده کیهان!
بولتن:
کیهان ارگان
وزارت
اطلاعات رژیم
نژادپرست ،
زمینه حمله به هویت
طلبان ، و
وابسته نشان
دادن آنها را
مهیا میکند!
کیهان
مدعی است ، ۳۰۰۰
فرستنده ضد
رژیم ، مشغول
به فعالیت
هستند ، اما
وقتی نوبت
ارائه آمار
میرسد ، از
۱۵۰ کانال
ترکی و ۶۰
کانال فارسی
و البته ۶ کانال
آذربایجانی !!نام
میبرد.که به
ترتیب حداقل
۲۰۰۰ ساعت به
ترکی !!!! و ۸۰۰
ساعت به
فارسی برنامه
پخش میکنند.
و جالب
آنکه این ادعا
از سوی مديركل
صداوسيماي
آذربايجان
شرقی نقل می شود
تا خواست
سانسور و
سرکوب هویت
طلبان در
آینده را
نتیجه
اعتراضات
آذربایجانیها
قلمدادنمایند.
در زیر
عین خبر از
کیهان نقل شده:
مديركل
صداوسيماي
آذربايجان
شرقي: 3هزار
كانال
ماهواره اي
عليه
ايران
برنامه پخش مي
كنند
تبريز-خبرنگاركيهان:
در
حال حاضر حدود
3000 كانال آزاد
راديويي و
تلويزيوني
توسط 35
ماهواره،
عليه مردم
ايران برنامه
پخش مي كنند.
مديركل
صداوسيماي
آذربايجان
شرقي در جمع
راهيان
عاشورا در
تبريز با
اعلام مطلب
فوق افزود: 60 كانال
از اين كانال
ها، به زبان
فارسي و 150
كانال نيز به
تركي
استانبولي مي باشند.
ضمن اين كه 6
كانال، مربوط
به جمهوري
آذربايجان
است.
به
گفته علي
نواداد، اولين
كانال بيگانه
فارسي زبان
عليه ايران
اسلامي در سال
75 راه اندازي
شده است.
وي
افزود: در
كمترين زمان
پس از آن، اين
تك كانال به 60
كانال افزايش يافت.
نواداد
گفت: اگر هر
شبكه هر روز
فقط 12 ساعت
برنامه داشته
باشد، روزانه 800 ساعت
به زبان فارسي
و 2هزار ساعت
برنامه تركي
عليه ما، پخش
مي شود، وي
افزود: مقابله
با اين حجم و
تراكم برنامه
هاي بيگانه
مستلزم
برنامه ريزي
بيشتر
صداوسيما است.
امام
جمعه اهل سنت
زاهدان: به
تبعیضها
پایان دهید!
مولوی
عبدالحمید،
امام جمعه
اهل سنت
زاهدان میگوید،
پس از انقلاب
دولت در قبال
اهل سنت
سیاست تبعضآمیزی
را اعمال کرده
و اکنون زمان
بازنگری این
سیاست است. وی
در گفتگو با
دویچه وله
درباره
اعتراضهای
مردم توضیح میدهد.
روز
جمعه، ۹ بهمن
،مولوی
عبدالحمید،
امام جمعهی
زاهدان، در
سخنان خود در
مسجد مکی این
شهر، به
مسئولان
جمهوری
اسلامی
یادآور شد که «هیچ
سیستم حکومتی
در دنیا با
قدرت اسلحه
حفظ نشده است،
بلکه آنچه
موجب بقای
حکومتهاست،
گسترش عدالت و
حفظ مردم در
صحنه است». به
گفتهی مولوی
عبدالحمید: «همهی
ما مسئولیتهایی
داریم که
نباید از زیر
بار آنها
شانه خالی
کنیم».
در
بارهی چند و
چون انتقادها
و دیدگاههای
مولوی
عبدالحمید
نسبت به وضعیت
موجود ایران،
با وی گفتوگو
کردهایم.
دویچه
وله: جناب
مولوی
عبدالحمید،
دههی فجر در
کشور آغاز شده
و بزودی هم
سالگرد
انقلاب فرا میرسد،
سی و یک سال از
انقلاب
گذشته، شما در
صحبتهایتان
اشاره کردید،
دولت باید در
سیاستهای
گذشتهی خود
در قبال اهلسنت
بازنگری کند،
بنظر شما کدام
سیاستها
باید بازنگری
شوند؟
مولوی
عبدالحمید: سیاستهایی
که در رابطه با
اهلسنت در
طول این ۳۰ سال
گذشته اعمال
شده اینگونه
بوده که در
واگذاری
مسئولیت و
مناصب اهلسنت
به کار گرفته
نشده است. در
طول این ۳۰ سال
ما یک وزیر اهل
سنت نداشتیم،
معاون وزیر،
سفیر،
استاندار هم
از اهل سنت
منصوب نشده
است. براساس
قانون اساسی
جمهوری
اسلامی هم یک
سنی نمیتواند
رئیس
جمهورباشد،
یعنی قانون هم
این را تصریح
کرده است. ما
به این بند
قانون اساسی
اعتراض داریم
و آن را تبعیضآمیز
میدانیم. این
سیاستهای
تبعیض
نامکتوب هست
ولی در کشور
اعمال شده است.
اهل سنت در
ایران
درخواست میکنند
که در سیاست
دولت بازنگری
شود و این
سیاست دولت
باید تغییر
پیدا کند. اهل
سنت تقاضای
مشارکت دارند
و میخواهند
بالاخره از
شایستگان
آنها استفاده
شود.
شما
در خطبههای
نماز جمعه
زاهدان
گفتید،
دسترسی
مستقیم به
مسئولان نظام
ندارید و اگر
میداشتید
بطور مستقیم
این مسایل را
با آنان مطرح
میكردید،
شما به غیر از
مسائلی که در
خطبههای
نماز جمعه
بیان کردید،
دیگر چه
مسائلی را میخواستید
با مسئولان
نظام طرح
کنید؟
آنچه
که میخواستیم
طرح کنیم،
مشکلات اهلسنت
هست که به هر
حال آنها در
کشور به
مشکلاتی
گرفتارند. از
لحاظ مذهبی،
بسیاری هستند
که بر خلاف
قانون سلیقه
ای برخورد میکنند
و برای اهلسنت
محدودیت
ایجاد میکنند.
مشکلاتی
هم در را بطه
با اعتراضهای
انتخابات در
ایران هست که
ما خواستیم آن
را طرح کنیم.
مردم ایران
اعتراضهایی
میکنند و
مشکلاتی هست
که ما میخواستیم
اینها را
دلسوزانه
برای بقای
جمهوری
اسلامی مطرح
کنیم. بنظر ما
اینها ضروری
هست و این
سیاستها را
که در ۳۰ سال
گذشته جوابی
نداده به این
مشکلات، باید
تغییربدهند.
شما
تشكیل یك دولت
فراگیر متشكل
از گروههای
مختلف
اصولگرا و
اصلاحطلب و
اقوام و مذاهب
را پیشنهاد
کردید. به
پیشنهاد شما
آیا تابحال
سران جناح
اصولگرا و یا
اصلاح طلب
واکنشی نشان
دادند؟
نه
هیچکسی
واکنشی نشان
نداده است و
بنظر بنده اگر
در این رابطه
صحیح فکر شود و
دوراندیشی
گردد،
بهتراست، چون
ما در ظرف این
۳۰ سال تجربه
کردیم که یک
جناح نمیتواند
کشور را اداره
کند. اصولگراها
و اصلاح طلبان
قادر نیستند
به تنهائی
کشور را اداره
بکنند. به هر
حال اقوام
ایرانی هم
مطالبات و
خواسته دارند
و اعتراض
دارند. ما در
ایران دو مذهب
بزرگ اسلامی
داریم، شیعه و
سنی داریم و
تنها اگر یک
طرف خواست
کشور را اداره
بکند و دیگری
را نادیده
بگیرد، این
غیرعادلانه
هست. و به
اعتراضهای
دیگران باید
پاسخ بدهند.
برای اینکه
وحدت ملی حاصل
شود و وحدت ملی
هم امنیت ملی
را پشت سر خود
دارد، لهذا
ضروری است که
یک دولت
فراگیر تشکیل
شود که هم شامل
اصلاح طلبان،
اصولگرایان
و هم شامل
اقوام و مذاهب
بشود، تا ملت
ایران همه
متحد باشند و
وحدت ملی حاصل
شود و کشور را
بدون دغدغه
اداره کرد.
شما
در نماز جمعه
اظهار کردید،
"مسئلهی
اعدامها در
كشور موجب
نگرانی مردم
شده. بویژه
آمار اعدامها
در استان
سیستان و
بلوچستان از
همه استانهای
كشور بیشتر
است."
بر
اساس گزارشهای
مختلفی که میرسد،
برخی از
روحانیون اهلسنت
بازداشت شدهاند
، شما دربارهی
وضعیت آنها با
سران نظام
تابحال صحبت
نکردید؟
بله،
ما با جمعی از
علماء در
رابطه با
روحانیونی که
دستگیرشدند و
بازداشت
هستند، سفری
داشتیم به
تهران و کتبا
هم به مسئولین
مسائل را
نوشتیم. با
برخی از
مقامات هم
دیدار حضوری
داشتیم و
نگرانیمان
را منعکس
کردیم و به
مسئولین
رساندیم.
پاسخ
مسئولین به
درخواستهای
شما چه بود؟
گفتند
رسیدگی میکنند.
ولی مشکلات
متاسفانه
باقی هست. به
بعضی از
مشکلات
رسیدگی شده،
ولی ما
منتظریم که
بقیهی
مشکلات هم حل
شود. چون اخیرا
مسئلهی
احضار
روحانیون به "دادگاه
ویژهی
روحانیت" یا
بازداشت آنها
زیاد بوده است.
دستگیری
روحانیون اهل
سنت، چه
تاثیری بر
همزیستی و یا "وحدت
شیعه و سنی" در
ایران خواهد
گذاشت؟
تاثیر
آن منفی است،
مردم اعتقادی
دارند به علما
و دستگیری و
بازداشت و حتی
احضارشان
چیزی هست که به
همگرائی،
همدلی و وحدت
اثر منفی میگذارد.
مشارکت
اهل تسنن در
سالگرد
انقلاب چگونه
خواهد بود،
جناحهای
مختلف قرار
است در
تظاهرات
سالروز
انقلاب شرکت
کنند، مشارکت
اهلسنت
چگونه خواهد
بود و چه موضعی
در پیش خواهند
گرفت؟
با
توجه به
شرایطی که
اخیرا در
مملکت ایجاد
شده و مسائلی
که پیش آمده،
امسال ممکن
است با سالهای
دیگر تفاوتی
داشته باشد. به
هر حال مردم
بیشتر خواهان
رسیدگی به
مطالباتشان
هستند و اگر به
اینها توجه
بشود و رسیدگی
شود و مسئولین
تغییری در
سیاستهایشان
ایجاد کنند،
تاثیر میگذارد.
جناب
مولوی
عبدالحمید
شما به عنوان
امام جمعهی
اهلسنت
زاهدان و یکی
از رهبران اهل
تسنن در ایران
بمناسبت
سالگرد
انقلاب بهمن،
چه پیامی برای
پیروان خود و
یا مردم ایران
دارید؟
من
پیام خاصی
ندارم.
مصاحبه
گر: طاهر
شیرمحمدی
قومیتها
و انقلاب ۵۷
قومیتها
در پیروزی
انقلاب بهمن
۵۷ نقش مهمی
داشتند. ولی
آیا آرزوها و
مطالبات آنها
پس از انقلاب
برآورده شد؟
نگاه کنونی
آنها به
انقلاب و
مسائل کنونی
کشور چگونه
است؟
کارشناسان
قومی به پرسشهای
دویچه وله
پاسخ میدهند.
به
نظر
کارشناسان
اقوام، از
جمله یوسف
عزیزی بنیطرف،
نویسندهی
عرب ایرانی،
در تاریخ
معاصر ایران
از انقلاب
مشروطیت تا
انقلاب بهمن
ماه ۵۷،
هیچگاه تهران
بدون تبریز
نتوانسته
انقلابها را
به ثمر برساند.
بنیطرف
در این رابطه
به فاکتهای
تاریخی اشاره
میکند و میگوید:
«درانقلاب
مشروطیت
ستارخان،
باقرخان و
جنبش
آذربایجان
بود که توانست
انقلاب
مشروطیت را به
پیروزی نهائی
برساند. در
انقلاب بهمن
۵۷ هم این قیام
تبریز در ۲۹
بهمن ۵۶ و بستن
شیرهای نفت
توسط کارگران
عرب در
خوزستان
ومبارزات
سایر خلقهای
ایران بود که
انقلاب ۵۷ را
به پیروزی
رساند.»
سی
سال ناامیدی
پس از انقلاب
یوسف
کر، یکی از
تحلیلگران
مسائل ترکمنهای
ایران که در
دوران پیش از
انقلاب دوبار
در زندان
بوده، معتقد
است، بخش قابل
توجه جامعهایران
را اقوام
تشکیل میدهند
وهیچ گونه
تحول عمده و
مردمی بدون
مشارکت قومیتها
در ایران
امکانپذیر
نخواهد بود. وی
میافزاید: «ترکمنها
در انقلاب
۱۳۵۷ که مردم
بطور گسترده
علیه رژیم
دیکتاتوری
حرکت کردند،
شرکت فعالی
نمودند و
انتظار
داشتند با
پیروزی این
انقلاب به
مطالبات ملی و
قومی خود
برسند. آنها میخواستند
بزبان مادری
خود تحصیل
کنند و در امور
خود مختاریت
داشته باشند
که با سرکوب
سختی مواجه
شدند و پس از
گذشت ۳۰ سال از
انقلاب هنوز
امید و آرزوی
آنها برآورده
نشده است.»
تبدیل
شدن امید
قومیتها به
یاس
دکتر
عبدالستار
دوشوکی، یکی
از موسسین "انجمن
بلوچهای
مقیم مرکز" در
زمان انقلاب،
به رویدادهای
پس از انقلاب
اشاره میکند
که امید و
آرزوی قومیتها
را از بین برد.
وی می گوید: «پس
از پیروزی
انقلاب، مردم
بلوچ اگرچه
آمیخته با
دلهره و
نگرانی، ولی
در نهایت
مشتاقانه
منتظر عملی
شدن وعدههای
آیتالله
خمینی و دولت
حکومت جمهوری
اسلامی در
زمینه اعطای
آزادی،
مساوات، رفع
تبعیض و عدالت
اجتماعی
بودند. در سال
۵۸ یعنی
نخستین سال
استقرار
جمهوری
اسلامی سرکوبهای
شدید مردم
بلوچ
درعیدگاه
زاهدان، قتل
رهبران ترکمن
در گنبد
کاووس، سرکوب
مردم عرب در
خوزستان و ترک
آذری در
آذربایجان
واعزام نیروی
نظامی به
کردستان
اتفاق افتاد،
اکثریت اقوام
و ملیتهای
ایرانی نسبت
به جمهوری
اسلامی مایوس
شدند و این یاس
سی سال ادامه
داشته است.»
با
جنبش سبز
قومیتها
امیدوار شدند
دوشوکی
در ادامهی
صحبتهایش
اشاره میکند
که پاسخگویی
به مطالبات
اقوام ایرانی
یکی از موضوعهای
عمدهی
مبارزات
انتخاباتی
نامزدهای
ریاست جمهوری
در انتخابات
خرداد امسال
بوده است.
وی
در این رابطه
میافزاید: «میرحسین
موسوی در
استادیوم باغ
شمال تبریز به
زبان ترکی و
فارسی
سخنرانی نمود
که از آن میتوان
بعنوان یک
حرکت نمادین
یاد کرد.
وانگهی حمایت
بلوچها،
ترکمنها،
عربها، ترکهای
آذری و کردها
از کروبی و
موسوی
بیانگرهمسویی
ملی در بیان
درد مشترکی
است.»
دوشوکی
در ادامه میگوید:
«جنبش سبز در
حقیقت انعکاس
همان صدای
آزادیخواهی
مردم کرد و
بلوچ و عرب و
ترکمن و غیره
است که در طی
سی سال اخیر
جمهوری
اسلامی با
سرکوب سعی در
خاموش کردن
آنها داشته
است. اینک بعد
از سی سال،
شاید بتوان
گفت که اقوام
ایرانی و بقیه
مردم ایران
درد مشترک
خویش را
دریافتهاند
و آن را با هم
فریاد میزنند.
اگرچه در
بازتاب رسانههای
بین المللی
آواز معترضین
در تهران
رساتر به گوش
میرسد.»
نقش
آذربایجانیها
در انقلاب
یاشار
حکاک پور،
مسئول روابط
عمومی انجمن
دفاع از
زندانیان
سیاسی
آذربایجانی
در ایران، میگوید،
علیرغم نقش
عمدهی
آذربایجانی
ها در به وقوع
پیوستن
انقلاب بهمن
آنها
نتوانستند به
ابتدائی ترین
حقوق خود
برسند. وی در
گفتگو با
دویچه وله در
این مورد میافزاید:
«انقلاب بهمن
۵۷ مجموعهی
همکاری
نیروهائی
بوده است که در
جامعه ایران
وجود داشت.
آذربایجانیها
به عنوان یکی
از پرجمعیتترین
اتنیکها در
ایران نقش
عمدهای در
انقلاب ۵۷
داشتند. قیام
۲۹ بهمن سال ۵۶
نقش مهمی در
پیروزی
انقلاب داشته
است، اما
آذربایجانیها
پس از گذشت ۳۰
سال از انقلاب
از ابتدائی
ترین حقوق
خود، از جمله
حق تحصیل به
زبان مادری و
حقوقی که در
اعلامیه
جهانی حقوق
بشر آمده،
محرومند و
مبارزهی
مسالمت آمیز
آنها سرکوب میشود،
فعالین
آذربایجانی
زندانی میشوند
و مورد اذیت و
آزار قرار میگیرند.»
دیوار
بی اعتمادی
میان قومیتها
و "مرکز"
یاشار
حکاکپورنتیجه
می گیرد که نوع
نگاه مردم
آذربایجان
اکنون با
دوران اوایل
انقلاب فرق
کرده است.
بگونهای که
اعتراضهای
بعد از
انتخابات
بیشتر در
شهرهای
تهران،
اصفهان و
شیراز متمرکز
بود و
آذربایجان
سکوت کرد. وی
اضافه میکند:
«در ماههای
اخیر بحثهای
زیادی دراینباره
شده و اشارههائی
به "قهر
آذربایجانیها"
شد که به
اعتقاد من این
مسئله یک مبحث
جدی تلقی نمیشود.
کاهش اعتماد
میان قومیتها
و مرکز و تفاوت
خواستها در
این رابطه
تاثیر زیادی
داشته است.»
آقای
یاشار حکاک
پور همچنین به
تفاوت این
خواستها
اشاره میکند
که مانع
همگرائی
قومیتها و
جنبش سبز شده
است و بنظر او
پذیرش خواستهای
آذربایجانیها
از سوی رهبران
جنبش سبزمیتواند
دیوار بی
اعتمادی را از
بین ببرد.
ادامهی
حمایت ترکمن
ها از جنبش سبز
اما
یوسف کر، آگاه
به مسائل
ترکمن های
ایران از
همسوئی منافع
قومیتها و
اصلاح طلبان
در ایران صحبت
می کند. بنظر
او ترکمنها
درهر فرصتی در
طی این ۳۰ سال
از نیروهای
آزادیخواه،
تحول طلب و
اصلاح گرا در
ایران حمایت
کردند و در
انتخابات
ریاست جمهوری
هم با همین
امید به
آقایان کروبی
و موسوی رای
دادند. وی به
دویچه وله میگوید:
«مهدی کروبی
در رابطه با
سالگرد
مختومقلی
فراقی، شاعر
ملی ترکمن،
پیام داد و گفت
که علیرغم
اینکه در
قانون اساسی
به زبانهای
قومی آزادی
داده شده، چرا
زبان این شاعر
و عارف در
ایران باید
ممنوع شود،
ترکمنها به
همین دلیل از
کروبی حمایت
کردند و یا
موسوی با برتن
کردن لباس ملی
ترکمن مسئله
رعایت حقوق
بشر را طرح کرد.
ترکمنها
امیدوار شدند
و در جنبش سبز
هم از آنجا که
برای آزادی،
حقوق بشر و
دمکراسی تلاش
میشود،
حمایت میکنند.»
امیدها
از انقلاب
بهمن به جنبش
سبز
به
نظر فعالان
حقوق اقوام،
همزمان با
سرکوب جنبش
سبز در تهران و
دیگر شهرهای
بزرگ ایران،
فشار بر قومیتها
نیز افزایش
یافته است.
برخی
ازکارشناسان
امور اقوام
دربارهی
ناهماهنگی
تلاشهای
قومی و جنبش
سبز هشدار میدهند.
بنیطرف
نویسندهی
عرب ایرانی،
در این زمینه
چنین میگوید:
«اکنون با جدا
بودن مبارزان
و فعالان خلقهای
غیرفارس از
مبارزات
آزادیخواهانه
و دمکراسیخواهانهی
مردم تهران،
مشهد، اصفهان
و تبریز، بنظر
من این جنبش یا
ناکام خواهد
بود یا طولانی
مدت خواهد بود
و حتی در صورت
پیروزی در
نبود فعالیت و
کوشش و
تظاهرات
مردمان غیرفارس
این پیروزی
ناقص خواهد
بود. و ما
دوباره شاهد
سربرآوردن
مشکل ملی
قومیتهای
غیرفارس
خواهیم بود.
بنابراین
ایجاد
هماهنگی و
همگرائی در
لحظهی کنونی
بهترین راه حل
هست.»
طاهر
شیرمحمدی
نماينده
مجلس: طرح
احداث
بزرگراه
ايران-ارمنستان
تصويب شد
تبريز-
نايب رييس
کميسيون
برنامه و
بودجه مجلس
هشتم از تصويب
طرح ايجاد
بزرگراه
ايران -
ارمنستان در
مجلس خبر داد.
به
گزارش ايرنا
،عليرضا
منادي روز
شنبه در آيين
يادواره
شهداي روستاي
سفيدان تبريز
گفت: اين طرح
ارتباطي از
تبريز آغاز و
پس از عبور از
روستاي
سفيدان، بخش
خاروانا و
نوردوز،
کشورمان را به
ارمنستان
متصل مي کند.
وي، اعتبار
برآورد شده
براي اجراي
اين طرح را
حدود 200
ميليارد ريال
اعلام کرد و
افزود: با
اجراي اين
طرح، گشايش
مهمي در مسير
شهرها و
روستاهاي
واقع در
محدوده طرح،
ايجاد و اين
منطقه از بن
بست خارج مي
شود.
وي، از کاهش
فاصله بين
مرکز استان با
شهرها و
روستاهاي
واقع در مسير
بزرگراه
ايران -
ارمنستان به
عنوان يکي
ديگر از
مزاياي اجراي
اين طرح ياد
کرد.
منادي با
اشاره به آغاز
عمليات
اجرايي اين
طرح تا پايان
سال جاري،
ابراز
اميدواري کرد
با اجراي آن
شاهد تسريع در
روند توسعه
شهرها و
روستاهاي سر
راه باشيم.
نايب رييس
کميسيون
برنامه و
بودجه مجلس
شوراي اسلامي
در جمع مردم
آذرشهر و اسکو
نيز با تبيين
فلسفه قيام
عاشورا، گفت:
نگرش به قيام
عاشورا بايد
از سطح به عمق
تغيير يافته و
فرهنگ
عاشورايي در
بطن زندگي
روزمره جاري
شود.
وي با اشاره به
فرمايش رهبر
معظم انقلاب
اسلامي مبني
بر " عاشورا ،
يک فرهنگ است "
، ادامه داد :
اگر اين مهم
تحقق يابد،
هيچ گاه احساس
ياس بر ما غلبه
نخواهد کرد.
وي يادآور شد:
اگر امروز در
کشور آزاد
زندگي مي
کنيم، به برکت
خون شهدا و
فرهنگ عاشورا
بوده و بر اين
اساس بر همه ما
وظيفه است که
آموزه هاي اين
نهضت تاريخي و
فراموش نشدني
را سرلوحه
زندگي مان
قرار دهيم.