سیاست تفرقه بیانداز و حکومت کن

                                        در خدمت پان فارسیسم

 

اخیرا در خبرها آمد که در اثرافشای سیاستهای تفرقه افکنانه و قوم ستیزانه پارس گرایان ودر راستای تلاش آنان برای آسیمیلاسیون وتغییر اتنیکی منطقه عربستان داخلی (خوزستان)و مناطق استراتژیک اطراف خلیج عرب، عکس العملی کاملا حقانی و قدرتمندانه در راستای نفی سیاست فاشیستی کوچ اجباری ملل تحت سلطه به سرزمین همدیگر و نابودی آنان به دست همدیگر، از سوی برادران عرب ما در منطقه عربی جنوب صورت گرفت.

ما ملت آذربایجان و طرفداران حقوق مللی –قومی اقوام و ملل تحت سلطه ایران ضمن حمایت کامل از جنبش مردمی عربستان داخلی ، سیاستهای عرب ستیزانه پان فارسیسم وفاشیسم آریایی را به شدت محکوم مینماییم واعلام میداریم که خوزستان و مناطق جنوب سرزمین تاریخی ملت عرب بوده وآنان حق حاکمیت و اداره بر سرزمین خود را داشته وپان فارسیسم استثمارگر در راستای منافع خود و در جهت توسعه سرزمینهای پارس قصد نابودسازی اعراب ودیگر ملل غیر پارس را دارد .

دشمنی با اعراب وتورکان به گذشته بازمیگردد و نیز به منافع ژئواستراتژیک و اکواستراتژیک.

دربعد تاریخی:

زمانی که کورش پارس با حمله وحشیانه به بین النهرین تمدن عظیم وتاریخی اعراب بابل را نابود نمودوضربه ای سخت به تمدن بزرگ عرب وارد آورد،درواقع خیانتی تاریخی به جهان بشرنمود چرا که باعث تاخیر درتوسعه فکری وفرهنگی جامعه بشری گردید.

سیاست تجاوزکارانه کورش پارس در شمال در مقابله با تورکان باشکست سختی روبه رو گردید تومروس آنا امپراتور تورک سر متجاوزپارس را بریده در تشت خون انداخت تا سیرابش نماید.

زمان گذشت وهزارودویست سال بعد طلایه های تمدن نوین اسلامی وصدای رهایی بخش اسلام توسط اعراب مسلمان در جهان فاسد ساسانی لرزه انداخت ونجاتبخش ملل تحت سلطه پارسیان گردید و استثمارسنتی  ساسانیان پارس برملل اسیر را پایان داد.

این مساله دشمنی پنهان و نفرتی تاریخی در ذهن پارسیان ایجاد نمود چنان که فردوسی شاعر پارس در کمال وقاحت نفرت خود علیه اعراب را چنین آشکار میکند:

زشیر شتر خوردن وسوسمار             عرب رابه جایی رسیدست کار

که تاج کیانی می کندبرسرش              تفو  برتو ای دور گردون  تفو

این دشمنی ونفرت نسبت به اعراب مسلمان به حدی شدت می یابد که اسلام رانیززیرسوال برده وسعی درپارسیزه نمودن دین وایجادانفکاک دراسلام نموده ودرمرحله بعد به رشد دوباره زردشتی گری میکوشند.

دشمنی با اعراب و دیگر ملل غیر پارس در دوران ستمشاهی به اوج می رسد و نخبگان پان فارسیست در نشریه "آینده" ارگان رسمی "حزب پان ایرانیست" عملا تورکان واعراب را اصلی ترین وبزرگترین خطر برای ایرانیان(پارسیان) معرفی نموده عملا نابودسازی اقتصادی و هویتی وفرهنگی اعراب،تورکان،کردها ودیگرملل غیرپارس را درسیاست کاری پهلوی طرح وبه مرحله اجرا می گذارند.

این سیاست تا به امروز هم ادامه داشته به گونه ای که رییس جمهور دولت صراحتا اعلام   می دارد که :

زبان پارسی عامل وحدت ایرانیان است.

معنی تلویحی این سخن این است که ایرانیت معادل پارس بودن میباشد و اعراب و تورکان و کردان و دیگر ملل غیر پارس هیچ حقی در این آب و خاک ندارند.

در راستای همین سیاست است که رسانه دولتی ایران با پخش سریال " کمر بندها را ببندیم " با جلوه دادن عرب به عنوان" انسانی که  فقط پول دارد و دیگرهیچ" و معرفی عرب به عنوان انسانی بی شعور و نفهم و بادیه نشین سیاست تخریبی علیه اعراب را پیش می برد.

رسانه ای که با پول همان عرب جنوب و نفت مردم عربستان داخلی ( خوزستان ) شکل گرفته.

آیا این نهایت ظلم و اجحاف نیست؟

آیا همه این سیاستهای پارس پرستانه و عرب ستیزانه از جانب بیگانگان طرح ریزی گشته؟

 پس آیا رسانه دولتی ایران و رییس جمهوری آن عامل دست بیگانگان اند؟

 بلکه شاید این پان فارسیسم و فاشیسم آریایی است که در تمام ارکان فکری و سیاسی جامعه ایران رشد نموده و در نهایت تبدیل به سیاست دولتی گردیده است.

رییس جمهور ایران تسلطی کامل به متون شاهنامه دارند و هر بار که با پارسیان لوس آنجلس نشین دیدارهای صمیمانه برگزار می نمایند، برایشان همچون پدری مهربان از شاهنامه می خوانند در حالیکه خود کاملا بر روح ضد عربی شاهنامه واقفند و با این عمل خود عامدا پان فارسیسم و عرب ستیزی را نه تنها در داخل ایران بلکه در سطح بین الملل ترویج و تبلیغ می نمایند . پس ارتباط دادن متنی که سیاست کاری دولت خاتمی را بیان  می دارد، به بیگانگان چه معنی دارد؟

بیان تلویحی این مقوله که ایران فقط متعلق به پارسیان است و اعراب و اکراد و تورکان و بلوچها و تورکمنان و. . . هیچ حقی در ایران ندارند، در واقع همان سیاست پنهان شده عصر پهلویی است که توسط لژهای فراماسونری نظیر آریا و کورش وافرادی چون اردشیر. جی. ریپورتر، دکتر محمود افشار و کسروی تئوریزه گردیده است.

پس معلوم است که این سیاست ریشه هزار ساله دارد و از فردوسی شاعر پارسی گوی گرفته تا خاندان پهلوی و کسروی و هاشمی و خاتمی همه در راستای پیشبرد سیاست واحدی اقدام نموده اند و ربطی به بیگانگان ندارد و اگر ارتباطی است مربوط به اتحاد تاریخی این بیگانگان با نخبگان فکری و سیاسی و دولتمردان پارس می باشد.

در بعد ژئو استراتژیک:

 بارها وبارها استراتژیستهای پارس در رسانه های دولتی و نشریاتشان اهمیت خاورمیانه و خلیج عرب را اعلام نموده اند.

طبیعی است که اگر ترکیب ائتنیکی این منطقه از عرب به پارس تغییر نکند دولت پارسگرا  نه تنها در آینده نخواهد توانست از موقعیت ژئو استراتژیک آن بهره ای برد، بلکه این منطقه و ملت بیدار شده عرب جنوب تبدیل به نیروی مخالف درمقابل دشمن تاریخی خود یعنی پان فارسیسم خواهند گردید. این مقوله دقیقا در مورد آذربایجان و کردستان نیز مصداق دارد .

اهمیت استراتژیک نفت و گاز اعراب جنوب نیز بر همه آشکار است و اقتصاد ایران بطور کامل اقتصادی وابسته به نفت عربستان داخلی و خلیج عرب است و بدون وجود آن برجهای سر بفلک کشیده تهران واصفهان فرو خواهد ریخت و صنعت وابسته و بی ریشه کرمان و یزد و بلاد پارس محکوم به نابودی خواهد بود و پارسیان در کویر لوت آواره خواهند گردید.  

    به عبارتی حیات استثماری پارسیان در گرو ممات اعراب است و شاید ممات اقتصادی پارسیان در گرو حیات حقیقی اعراب جنوب باشد و پارسیان در این باب دقیقا از اصل تنازع بقا تبعیت می نمایند.

اعرابی که امروز تبدیل به مستعمره پارسیان گردیده اند و خود از نفت و گاز خویش هیچ بهره ای نمی برند و دچار فقر و تنگدستی مضاعفند؛ اکنون بیدار گردیده اند و حقوق پایمال شده خود را خواهانند .

آتش زیر خاکستردوباره شعله ور شده.

این مسئله نه تنها ربطی به بیگانگان ندارد بلکه باز گشت به خود است. وقوف به وضعیت فلاکت باری است که از سیاستهای سانترالیستی و تمرکز گرایانه حاکمیت پارس پرست نشأ ت گرفته .

 بنابر این قیام اعراب جنوب حرکتی مبنی بر حق است که باید حمایت و تقویت گردد.

ما فعالین حرکت آزادی خواهانه آذربایجان جنوبی از این قیام ظلم ستیزانه حمایت کامل نموده و سیاستهای پارس پرستانه حکام پارس را عامل اصلی تشنج و تشویش در منطقه می دانیم و نه جنبش آزادی خواهانه اعراب را.     

به امید بیداری و رهایی ملل تحت سلطه

 

                   

                                                                                       شاخه جوانان حرکت ملی آذربایجان جنوبی