گونتای گنجآلپ

 

 

نقدی فلسفی بر انفجار انرزی اتنوس در آذر بایجان جنوبی

 

   تاریخ واحد حوادث است و حوادث در روند نوع تماسها تظاهر میکند. بدین دلیل در تحلیل و آنالیز حوادث بایستی به فطرت و ماهیت نوع تماسها و ارتباطات دقت نمود. بدون در نظر گرفتن ماهیت تماسها موشکافی حوادث میسر نخواهد شد. در تئوری علم تاریخ این کونسئپت تا به امروز ادامه دارد: 1. تاریخ جهان 2. تاریخ کولتور.                                                      

کولتور در نوع تماسهای خود بارور میشود، تغییر شکل میدهد و در شرایط خاص تاریخی خالق فرهنگ ملی – سیاسی میگردد. کونسئپت کولتور را نخستین بار هرودت بمیان آورده و کولتور اروپا را با آسیا مقایسه کرده است. آرنولد توینبی نیز بر روی این موضوع تحلیلهای زیادی عرضه داشته است. آرنولد توینبی کونسئپت «تولید و یا زایش تمدن» را بمیان میکشد. بنا بر این کونسئپت جوامع بشری از طریق تقلید پیشرفت مینند. در جوامع ابتدایی از سالمندان و پدران تقلید میشود. بدین دلیل این جوامع ایستا هستند. در جوامع مدنی شخصییتهای خلاق مورد تقدیر و تقلید قرار میگیرند. این جوامع دینامیک و انرزی زا هستند. آنچنان که در آذربایجان جنوبی دوران تقلید از مجتهدان به زباله دان تاریخ سپرده شده است. تنها عنصر مشترک بین ما و پارس کنندگان نیست گشته است که این بخودی خود سبب تأمل آذربایجان به دگر اندیشی و تمدن سازی مخصوص به خود گشته است. بدین دلیل مشکل اساسی تاریخ در تثبیت فاکتور دینامیزم میباشد. دینامیزمی که اندر درون جامعه حرکت بوجود می آورد، انرزی روحی، معنوی تولبد میکند و هیجانات، تخیلات، تفکرات و شخصییتهای خلاق و نیرومند نوینی میسازد. عوامل قابل تشخیص و غیر قابل مشاهده در مناسبات جهانی در خیزش و بپا خیزی یک اتنوس اشتراک میکند. جذ ب تدریجی انرری معنوی، فکری و بعرصه آمدن نسل نوین تاریخ ساز در شرایط خاص زمانی و مکانی موجب تجمع و تراکم تجارب یبکران میگردد. این پروسه متراکم شدن در آخرین مرحله خود به انفجار مبدل میشود. هر قشر از لایه های جامعه در این انفجار به اندازه توانایی خود سهیم میشود. زیرا جنبش ملی فراگیر است از کارگر گرفته تا بورزوازی ملی تمام لایه های جامعه را فرا میگیرد. در اتنوسهای پاسیونر(محترص) این روند یک حالت پریدیک بخود میگیرد. یعنی هر از گاهی این انرزی متمرکز و متراکم شده باید تخلیه گردد، در عکس تقدیر این انرزی موجب به هم پاشی سیستم اتنوس میگردد و در صورت ادامه دراز مدت سبب از بین رفتن اتنوس میشود. در جوامع غربی به این انرزی هدفهای مشخصی معین کرده  اند که سبب سرعت در ترقی نیز رئالیزاسیون این انرزی بنحو احسن میباشد.                                 

                  

    در آذربایجان جنوبی به مرکزیت تبریز در مدت صد سال چندین بار شاهد انفجار این انرزی گشته ایم. نوع تماسها در پروسه تراکم و شکل گیری آن موثر بوده است. متناسب با نوع تماسها ،روند تراکم انرزی و پسیکولوری حاکم بر جو جامعه شخصیتهای مختلفی نیز بوجود آمده اند. در زمان جنگ سرد بیشتر ایدئولوقهای سازمانهای چپ از آذربایجان برمیخاستند و با جسارتی جاهلانه خود را به خاطر عدالتی تخیلی و برای سرزمینی خیالی بنام ایران که واقعیت تاریخی ندارد و در هیچ برهه ای از تاریخ بنام آن برخورد نتوان کرد به جوخه اعدام میسپردند. همچنین اکثر شخصیتهای شیعه از آذربایجان برمیخاست. کابوس کمونیزم و شیعه انرزی ما را ربودند. ماهیت تماسها نیز چنین ایجاب میکرد. اما کمونیزم و شیعه فارس مرکزی بر علیه آذربایجان جنوبی دست در دست هم اقدام کردند. بر همگان عیان است که در آذربایجان جنوبی پسیکولوزی سئکولاریزم افراطی بصورت آنتی تز خمینیزم بوجود آمده است. یعنی آن جهالت تقریبا پانصد ساله ای که توسط صفویه زیر سازی شده بود فرو ریخته است.                                              

اکنون جو حاکم بر مناسبات بین المللی، نوع تماسها و ماهیت آنها عوض شده و بنفع جنبشهای رهایی بخش ملی تغییر مسیر داده است. در پروسه تجمع انرزی آذربایجان و تمدن سازی، فطرت ارتباطات تغییر شکل و مضمون داده است. دینامیزم فکری، حسسی اتنوس تغییر کرده است. آذربایجان جنوبی به هستی ملی خود پی برده، واقف گشته است. ضرورت بازگشت به فطرت ملی خویشتن خود بخود سیستم تماسها و ارتباطات را نیز مخصوص به احتیاجات همه جانبه خود بوجود آورده است. ملت پاسیونر آذربایجان جنوبی با جغرافیای اتنیکی خود آشنا گشته است. او میداند که تمدن و زبان او محدود به آذربایجان نیست. شعور تاریخی او مدنیت کل جهان ترک را فرامیگیرد.احساس تعلق مدنی به دنیای ترک در او غرور و احتشام بوجود میآورد. در کوتاه مدت شخسیتهای بزرگ وافری بوجود آمده است که اغلبشان مجهول هستند فقط در موقع زمان دقیق انفجار انرزی متمرکز و متراکم شده اینان وارد عرصه سیاسی خواهند شد.اکنون شاهد جذب انرزی و بزرگ شدن بدنه جنبش ملی آذربایجان جنوبی هستیم. انرزیی که هم از ذات و فطرت اتنوس تراوش میکند و هم از حوادث و محیط منطقه ای و جهانی جذب میشود.جذب انرزی بویزه از کشورهای ترک همسایه گوش به گوش، چشم به چشم (نه دیوار به دیوار،زیرا از نظر فکری، حسسی و تاریخی هیج دیواری در بینمان نیست) بسیار وافر رخ میدهد. بدون تردید جذب انرزی فکری بیشتر و بیشتر از طریق زبان اتفاق می افتد. زین دلیل آذربایجان شمالی و ترکیه منبعهای فکری تکامل جنبش ملی آذربایجان جنوبی هستند. زیرا علاوه بر تمدن ملی موجود در این کشورها همه ادبیات بدیعی، سوسیولوزی، تاریخی، فلسفی و علمی جهان بخصوص به ترکی استانبولی ترجمه گشته است. این بار انفجار انرزی جون زمان مشروطه نخواهد شد، نباید باشد. زیرا دنیا فرق کرده است و ماهیت تماسها بنفع ما تغییر شکل داده است. این بار هدف اصلی رهایی  آذربایجان جنوبی هست و بس. هدفی بسیار معین و مشخس.