چرا
بابک خرمدین؟
حرکت
مللی
آذربایجان
جنوبی در روند
تکاملی و
تجربه سازی
خود از دیدگاه
نوینی بر
تاریخ
آذربایجان و
ملت سترگ ترک
نگریستن
آغازیده است.
در زیر سازی
شعور تاریخی و
احساس
منسوبیت به
ملت ترک
تئوریهای
تاریخی
مختلفی بنیان
نهاده شده است.
در این روند
علاوه بر
تحقیقات علمی
که در پلان
تاریخ و
واقعیات
اجتماعی
بوقوع پیوسته
است،
همچنین سوق
طبیعی که از
نهاد و تحت
الشعور ملی
فوران میکند
نیز فراورده
های فکری،
حسسی نوینی
بار آورده است
که با ساختار
روحی، معنوی و
با هدفهای
سیاسی حرکت
ملی
آذربایجان
جنوبی مطابقت
کامل دارد.
حرکت
ملی
آذربایجان
جنوبی که استقلال
سیاسی،
اقتصادی،
ارضی و حربی را
هدف نهایی خود
قرارداده است
علاوه بر درک
واقعیات
فعلی، بالقوه
و مناسبات بین
المللی از
لحاظ حماسی
نیز بایستی یک
شخصییت و
مرحله تاریخی
را بصورت رمز
استقلالمان
سیستماتیزه
میکرد. در این
روند و بنا
براین ضرورت
ملی- سیاسی بود
که تحلیل و
آنالیز ادوار
تاریخی
آذربایجان
وکاراکتریزه
کردن
شخصییتهای
ممتاز و
متمایز آن به
همت پیشگامان
به مرحله
اجرا درآمد.
ملت ترک
آذربایجان
جنوبی هم
اسلام سیاسی
وهم کمونیزم
را تجربه کرده
است. همه
ایدئولوزیها
و گفتمانهای
سیاسی در قرن
بیستم به محک
تجربه مان
کشیده شده است
جز مسئله ملی
در بعد
استقلال
سیاسی آن.
تجارب ملی –
سیاسی مان به
ما آموخته است
که چسان
متناسب با
خواستها و
امکاناتمان
استراتزی و
تاکتیک باید
معین بکنیم. با
توجه به اینکه
حرکت مشروطه
به مرکزیت
تبریز از لحاظ
گشایش ذهنیت
آذربایجان
جنوبی به
دنیای مدرن
مثمر ثمر
بود،اما این
دوره از
تاریخمان
نمیتوانست و
نمیتواند به
خواستهای پر
انرزیک، نو
خاسته و همه
جانبه حرکت
ملیمان جواب
بدهد. زیرا
خواه از
عوامیت
خودمان مایه
گرفته باشد،
خواه از حیله
گری پان
فارسیزم نشات
گرفته
باشد عاقبت
این دموکراسی
خواهی به نفع
ایران و به
ضررآذربایجان
جنوبی
انجامید. بدین
دلیل سوق
طبیعی شعور
ملی ملت ترک
آذربایجان
جنوبی
دیالکتیک
سیال جامعه را
به عمق تاریخ
فرا خواند. در
این فرا خوانی
بابک خرمدین
بصورت قهرمان
ملی
آذربایجان و
به شکل رمز
استقلال
سیاسی کشف گردید.
چرا بابک از
عمق تاریخ سر
در آورد،به
امروز آمد و
آرمان
استقلال
طلبانه اش روح
ملی ملت ترک
آذربایجان
جنوبی را به
تسخیر در
آورد؟
حرکت
ملی
آذربایجان
جنوبی یک نهضت
دینی،ایئولوزیکی
نیست. حرکت ملی
آذربایجان
جنوبی نهضتی
به تمام عیار
سئکولار،فراگیر
است و همه
اقشار و طبقات
جامعه را در
بافت فکری و
سازمانی خود
میگنجاند. در
جمهوریی که
بابک خرمدین
بمرکزیت
قاراداغ در
آذربایجان
تأسیس کرده
بود آن آرمان
پولیتیک و
سوسیولوزیک
که امروز
سئکولاریزم
نام گرفته
است، مراعات
میشد. بدین
دلیل افکار و
احساسات نوین
سئکولار
طلبانه حرکت
ملی
آذربایجان
جنوبی خود را
رو در رو با
آرمانهای
اجتماعی-
سیاسی
خرمدینادن
یافت.
بابک
نخستین بار در
تاریخ به
مسئله حقوق زن
دقت نمود.
تساوی حقوق
زنان با مردان
جزیی از
اعتقادات
خرمیان بود.
همین عدالتی
که امروز بدان
نیاز مبرمی
هست. حرکت ملی
آذربایجان
جنوبی که به
رهایی زنان از
قیود شریعت
سخت معتقد
است، خود را رو
در رو با آیین
برابری
خرمیان یافت.
حرکت
ملی
آذربایجان
جنوبی مظهر
فداکاری و
رهایی فقط و
فقط به نفع
وطنمان
آذربایجان
هست و بس. هر
جنبشی که از
فداکاری و
ایمان به
آرمانهای ملی
تهی باشد،
نمیتواند شوق
و هیجان جامعه
را به حرکت در
آورد. نهضت ملی
و استقلال
طلبانه ما تو
در تو و عجین
گشته با
فداکاریها و
آماجهای بزرک
انسانیست.
آنچنانکه
فرزندان رشید
ترک
آذربایجان به
خاطرایمان به
رهایی
آذربایجان
جنوبی در
زندانهای
وحشتناک
فارسهای
فاشیست زجر
میکشند، اما
دست از
فداکاری به
خاطر استقلال
آذربایجان
جنوبی
برنمیدارند.
زیرا عشق به
استقلال
آذربایجان در
تار و پود
ایمان
آورندگان
ریشه دوانده
است.
چونکه
استقلال ما در
بطن استمرار
هست
زین دلیل
ازآیش آینده
خرسندیم ما
پارس
کردند و
حقارتمان
نمودند
پارسها
زین سبسب
زایران ویران
گشته دل کندیم
ما
عشق
آذربایجان بر
روح ما بنشسته
است
جان و قلب و
خون حود را بر
وی افکندیم ما
خرمیان نیز
به خاطر
استقلال
آذربایجان تا
آخرین نفس
جنگیدند،
تسلیم نشدند.
حتی دردم مرگ،
آنگاه که به
چوبه دار
آویخته شده
بودند نیز درس
عبرتی به
تاریخ دادند
که بعد گذشت 1100
سال ملت ترک
آذربایجان
جنوبی محکوم
فراگرفتن این
درس ایثار،
استقلال و
آزادی شده است.
در صعود و بزرگ
شدن اتنوسها
این انرزی
فراگیر که از
عمق تاریخ
منشأ میگیرد
تأثیر تکان
دهنده ای دارد.
آن نمونه های
فداکاری آمده
و روح ایستای
یک ملت تاریخ
ساز را به حرکت
در آورده است.
آری، بابک
خرمدین هم از
لحاظ حماسی،
فداکاری،
سیاسی و
جنگاوری
بصورت سوق
طبیعی بشکل
اسطوره و رمز
حرکت استقلال
طلبانه
آذربایجان
جنوبی در آمده
است.