شورای عالی انقلاب فرهنگی  و ترویج آشکار شونیزم فارسي

 

ت: صبري بهمني

 

تبلیغات شونیستی و گسترش آن، دهها سال است که هدف حکومت مداران ایران است و فلسفه وجودی این شونیزم تنگ نظر به درازای تاریخ چندین حکومت قبل در ایران است. ج. ا. ایران یکی از آن حکومتها است که  در طول تاریخ زمامداری خود برای انجام این وظیفه از هیچ طرح و نقشه­ای دریغ نورزیده است. شورای انقلاب فرهنگی، یکی از نهادهای رژيم ج.ا. است که در طول سالهای اخیر تماماً در خدمت اجرای این هدف شونیستی بوده است. این شورا تاکنون چندین قطعنامه را به تصویب رسانده است که ماهیت همگی آنها بر علیه ملیتهای ایران بوده و تمام این قطعنامه­ها را از راه کتب آموزشی و درسی وارد فرهنگ مردم ایران کرده­اند. پاک کردن آثار فرهنگ سایر ملل ایران و تحمیل و تثبیت خزنده و اجباری تک ملیتی بودن ایران، از وظایف اصلی این شورا در گذشته و حال بوده و هست. این شورا چند سال قبل و در یک قطعنامه نامگذاری کودکان را با اسامی غیره فارسی و غیر اسلامی ممنوع اعلام کرد و لیستی از نامهای مجاز را که باید در شناسنامه ثبت شوند به اداره آمار و ثبت اسناد ایران داد و فرمان اجرای آنرا صادر کرد.

 

ج.ا. با توصل به فشار و اجبار، نام هزاران شرکت و مرکز کار و حتی مغازه­ها و خیابانها را عوض کرد. از یاد نبریم که با روی کار آمدن رژیم ج.ا. تغییرات وسیعی در کتابها و بویژه در متون کتابهای تاریخی ایجاد شد و اسم دهها شخصیت فارس ایرانی و فرماندهان سپاه اسلام در دوره­های مختلف تاریخ جنگهای اسلام وارد کتب درسی گردیده به گونه­ای که اکنون به ندرت میتوان نامهای غیر فارسی را در کتابهای درسی دید.

 

در یکی از قطعنامه­های شورای انقلاب فرهنگی که از 20 عضو تشکیل گردیده و اخیراً نیز در سایتهای اینترنتی انعکاس یافته است، گذاشتن هرگونه اسم غیر اسلامی  و غیر فارسی بر شهرها و خیابانها، نهادهای دولتی، مراکز اداری، مرکز بهداشت و درمان، سینما، پارک، بازار، کارخانه، بانک، مکان ورزشی و تفریحی، فروشگاه و مکان تجاری، پالایشگاهها، فرودگاهها، مراکز علمی و فرهنگی و حتی ترمینالهای مسافربری، ممنوع اعلام شده است.

 

در بند اول این قطعنامه آمده است که برای این نامگذاریها، اسم شخصیتهای برجسته و معروف تاریخ اسلام و انقلاب اسلامی و کشته شدگان و حوادث مهم مبارزات اسلام در درجه اول و اسم شخصیتهای ادبی و علمی و سیاسی و تاریخی ایران و هنرمندان و بعد نامهای عادی در درجات بعدی، قرار دارند. در بند چهارم آمده است که باید از اسمهایی استفاده شود که نشان دهنده اراده­ی ملی و حماسی و فرهنگ اسلامی باشد و آنرا گسترش دهد.

 

مهمترین بند این قطعنامه تصویبی بدین شکل است: "با هدف حفظ اتحاد سیاسی و فرهنگی کشور و هویت ملی، اسمها باید فقط فارسی باشند." در بند ششم آمده است:  "در قسمتهای مختلف ایران و با توجه به ویژگیهای آن مناطق میتوان از نامها و القاب شهرهای دیگر استفاده کرد." یعنی در کردستان که دارای جنبشی بر ضد ج.ا. است، استفاده از اسمهای کردی ممنوع است و باید از اسم شخصیتهای فارس و یا کشته شدگان ج.ا و تاریخ اسلام استفاده کرد.لازم به ذکر است که از این 20 عضو شورای انقلاب فرهنگی، 19 نفر فارس زبان و تنها یک نفر از آنها مازنی زبان، که او هم ناطق نوری است. اما تمایلات تند روانه و تعصباتی شونیزم فارسی ماهیت اصلی وی را نیز پوشانده است. قطعنامه­های فرهنگی و موارد تصویبی که از صافی 20 عضو شونیست این شورا عبور کند، معلوم است که تا چه اندزاه میتواند حقوق ملیتهای دیگر ایران و فرهنگ آنها را حفظ کرده باشد؟ اگر تاکنون عظمت طلبی فارس(ایرانی) به آهستگی و سرپوشیده از طرف زمامداران حکومتی ایران گسترش داده می­شد از این به بعد این کار به طور علنی صورت می­گیرد.

 

سایر ملل ایران تحت فشار شونیزم حاکم در ایران، از ابتدایی­ترین حقوق انسانی خود یعنی نهادن نام دلخواه بر فرزندان خود محرومند، اما مجبورند روزانه نام شخصیتهای بیگانه کشورهای اسلامی و تاریخچه پر از جنایات جنگهای اسلام را بر سر زبان بیاورند که نامهایشان را روی کوچه­ها و خیابانها گذاشته­اند. تاریخچه ایران و کردستان آکنده است از نام هزاران انسان تلاشگر و مبارز که در راه سعادت انسانها جان باخته­اند، اما نام جلادانی همچون صیاد شیرازی، چمران، خلخالی و صلاح الدین ایوبی باید بر دیوار کوچه و خیابانها نوشته شود. مطابق این مصوبه باید از این نامها استفاده شود. زیرا از دید رژیم سبب اتحاد سیاسی می­گردد. این به معنی انکار وجود تمام ملیتهای ساکن در ایران به جز ملت فارسها است.

 

به زبان دیگری سخن گفتن از حقوق ملیتهای دیگر ایران و حماسه ­آفرینان آنها، اتحاد سیاسی کشور را به خطر می­اندازد. در واقع این بی­شرمیهای حکومت استبداد مذهبی ایران است که اتحاد سیاسی این کشور را به مخاطره خواهد انداخت و آنچه که می­تواند تضمین کننده این اتحاد باشد، در نظر گرفتن حقوق اقلیتهای ملی و مشارکت آنها در حکومت است. این امر تنها با پیاده کردن سیستم حکومتی فدرالی تحقق خواهد یافت نه با ممنوع کردن نامگذاری شهرها و خیابانها با اسامی غیرفارسی و غیر اسلامی. مقابله با این مصوبات، که حقوق همه ملیتهای ایران را تضییع می­کند، وظیفه تمام مردم ایران است. اعتراض به آن نوعی مبارزه بر حق و متحدانه در مقابل جمهوری اسلامی است. مردم کردستان باید در مقابل هر گونه فشار و اجبار در اجرای اینگونه قوانین مقاومت کنند. احیای نامهای کردی و نام فعالین و مبارزان جنبش کردستان و حماسه آفرینان تاریخ انقلاب مردم کرد، نامهایی که شونیستها و مرتجعین ایرانی نمی­خواهند آنها را بشنوند، نامهایی که یادآور جنبشهای برابری خواه هستند، مناسبترین راه حل جهت مقابله با تصمیمات و مصوبه­های شورای کهنه پرست انقلاب فرهنگی است. جمهوری اسلامی گر چه توانسته است کردستان را اشغال کند و در کمال بی­عدالتی با مردم رفتار نماید، اما هیچگاه نتوانست و نخواهد توانست با فرهنگ پوسیده اسلامیش در فرهنگ ترقی خواهانه کردستان نفوذ کند.

 

گر چه جمهوری اسلامی تا کنون نام بعضی از اماکن در کردستان را تغییر داد و نام افراد بد نام و کسانی که انزجار مردم را برمی­انگیزد، بر آنها نهاد، اما این نامها هرگز مورد پذیرش مردم کرد قرار نگرفتند. عرصه­های مقابله مردم کردستان و رژیم ایران، در مناسبتهای ویژه امسال و بویژه نوروز و سال نو و چهارشنبه سوری نشانه تفاوتهای عمیق فرهنگ مردم کردستان و فرهنگ جمهوری اسلامی است.