با
به شكست رسيدن
پروژه
اصلاحات و رو
شدن ماهيت
خاتمي و ايادي
او و هدر دادن
و ايزوله كردن
پتانسيل هاي
موجود جامعه
ايران و به
درازا كشاندن
عمر جمهوري
اسلامي و
جلوگيري از
شكل گيري
احزاب آزاد و
مستقل و
انتخابات
آزاد و قلع و
قم كردن
مطبوعات و به
وجود آوردن
انسداد سياسي
، فرهنگي در
سايه نظارت
هاي غير منتخب
و انتصابي و
استصوابي
تئوكراتهاي
حاكم بر
ايران، و نيز
عدم شركت بيش
از 15 ميليون از
مردم در
انتخابات
رياست جمهوري
سال پیشین ،
همچنین عدم
شركت بيش از 80
درصد مردم در
انتخابات
شوراهاي شهر و
عدم استقبال
شهروندان
ايران از
انتخابات
مجلس ، هر چند
كه در بسياري
از حوزه های
انتخاباتی به
انحنا مختلف
نتيجه
انتخابات را
شوراي نگهبان
و هيئت هاي
ذيربط
دستكاري
كردند. اين بار
در انتخابات
ماه آينده
رياست جمهوري
، حاکمیت
اسلامي به
دنبال كسب
مشروعيت
ظاهري به هر
طريق ممكن شده
است.
از
جمله اینکه
جمهوري
اسلامي تلاش
كرده است از
مسئله قوميت
هاو مليت ها به
سود خويش بهره
برداري نماید .
در شرايط
كنوني دو تن از
منصب داران
حكومت اسلامي
كه مليت لر
دارند نامزد
رياست جمهوري
شده اند اين
افراد مهدي
كروبي رئيس
سابق مجلس و
محسن رضايي
فرمانده سابق
سپاه
پاسداران و
دبير فعلي
مجمع تشخيص
مصلحت نظام مي
باشند،
ظاهراً اين
مجمع تشخيص
داده كه براي
حفظ و بقاي
رژيم جمهوري
اسلامي این
افراد نامزد
شوند . هر
دو نفر ياد شده
سعي بر سوء
استفاده از
احساسات ملت
لر جهت كسب
آراي بيشتر
براي خود را از
یک طرف و از
طرف دیگركسب
آراي بيشتر
جهت ترميم
موجودیت
متزلزل
جمهوري
اسلامي را
دارند، البته
حاكميت به
دنبال پياده
كردن چنين
سياستي در
ساير مليت هاي
ايران نیز هست
،كه مشخصا
سخنان رمضان
زاده در جمع
نويسندگان و
روزنامه
نگاران كرد در
راستاي چنين
سياستي بوده
است .
درست چند روز
قبل از پايان
سال 1383 محسن
رضايي و
هواداران وي
به دنبال جلب
نظر
دانشجويان لر
از جمله
دانشگاه خليج
فارس بوشهر
برآمدند، كه
ظاهراً عده اي
را جهت ديدار
خصوصي با وي به
وسيله
هواپيما از
تهران بسيج
كرده بودند.
البته برخي از
دانشجويان لر
اين پيشنهاد
را نپذيرفته
بودند، از طرف
ديگر در استان
كهگيلويه و
بويراحمد ،
دوستي
استاندار اين
استان كه از
نزديكان مهدي
كروبي است با
تحريك
دانشجويان لر
و بيان اينكه
از زنديه
تاكنون ايران
حاكم لر
نداشته است. با
دادن وعده هاي
گوناگون
فرهنگي و
اقتصادي سعي
بر تهيج
دانشجويان
جهت بر پا
نمودن ستاد
انتخابات
دانشجويي
كروبي در
استان
كهگيلويه و
بويراحمد را
نموده كه با
واكنش منفي
دانشجويان لر
رد شده است .
نظام
مبتني بر
ولايت فقيه در
طول حيات خود
همواره قوميت
ها و مليت هاي
ايران را
سركوب نموده و
به لحاظ
ساختاري
قابليت تبديل
شدن به يك نظام
دموكراتيك و
مردمسالار
را ندارد و در
هشت سال اخير
اين را به
روشني نمايان
ساخته است .
قانون
اساسي قدرت
مطلقه چنان
تنظيم شده است
كه هر طرحي و
پيشنهادي كه
در راستاي
اهداف و
مطالبات حقه
مردم باشد مي
بايستي تحت
نظارت
روحانيون از
صافي شوراي
نگهبان و
ولايت فقيه (
با تفسير خاص
كه حفظ نظام به
هر طريق ممكن
اوجب واجبات
است ) بگذرد .
قانون
اساسي جمهوري
اسلامي دارای
اصولي است كه
بر اصول مرتبط
با حقوق ملتها
خط بطلان می
كشد؛ براي
اينكه اصول
متضاد با حقوق
ملتها زدوده
شوند، یقینا
می بایست كل
قانون اساسي
تغيير كند .
حتي
براي ايجاد
رفراندوم و
مراجعه به نظر
و راي مردم
نياز به
موافقت رهبري
جمهوري
اسلامي است و
عملاً قدرت در
دست نهادهاي
انتصابي غير
منتخب است كه
رهبري آنها را
منصوب مي كند ،
شوراي نگهبان
و مجمع تشخيص
مصلحت نیز
مانند دو لبه
تيز قيچي
هستند كه از
سوي رهبري نصب
مي شوند، و پر
واضح است چاقو
دسته خود را
نمي برد . جالب
اينجاست هر
كسي كه بخواهد
به عنوان
نماينده مردم
حتي در
شوراهاي شهر و
روستا فعاليت
نمايد بايد
قبلاً ارادت
خاص خود را
نسبت به نظام
ولايي جمهوري
اسلامي ثابت
كرده باشد و از
آنجايي كه
هيئت حاكمه
جمهوري
اسلامي بقاي
حكومت خود را
در جلوگيري و
سركوب احزاب و
سنديكاها و
مؤلفه هاي
جامعه مدني مي
داند،
بنابراين هر
گونه اميد به
گشايش سياسي و
فرهنگي فريبي
بيش نيست .
از
نظر اقتصادي
هم میتوان گفت
تا زماني كه،
اين هيئت
حاكمه بر
اريكه قدرت
نشسته اند
داستان هزار
فاميل ادامه
دارد ....
در جمهوري
اسلامي نه
تنها مردم
عادي از هيچ
گزندي در امان
نيستند بلكه
نماينده مجلس
نيز مصونيت
سياسي ندارد (
به زندان
افتادن حسين
لقمانيان
نماينده مردم
همدان در مجلس
ششم ) تا چه رسد
به دیگران.
این
رژیم از بدو
تأسيس خود
همواره حقوق
مليتهاي
مختلف كرد ـ
عرب ـ آذري ـ
تركمن ـ
قشقايي ـ بلوچ
و از جمله ملت
لر را پايمال
كرده و نخبگان
و مدافعان
حقوق اين
مليتها را
سركوب و ترور
نموده است .
بارها به
وسيله مجامع
بين المللي به
علت نقض حقوق
بشر محكوم
گرديده است ؛
حتي از كشتن
خبرنگار
ايراني كه
تابعيت
كانادايي
دارد ابا
ندارد . جنازه
او را بدون
اجازه
خانواده اش و
بدون بررسي
پزشكي به طور
عجيبي دفن مي
کند .
اما
ببینیم منصب
داران حكومت
اسلامي كه
اینبار خود را
لر معرفي کرده
اند تا به حال
چه حركتي در
گشايش مشكلات
ملت هميشه
محروم لر
انجام داده
اند ؟
4 استان از 10
استان محروم
ايران يعني
بوشهر ـ
كهگيلويه و
بويراحمد ـ
چهارمحال
بختياري و
لرستان
لرنشين هستند
زادگاه مهدي
كروبي استان
لرستان و
خوزستان
خاستگاه محسن
رضايي ( با
ترکیبی از
لرها و اعرب )است
.
بوشهر
، كهگيلويه ،
چهارمحال
بختياري و
لرستان زير
بار فقر و
تنگدستي و
بيكاري خميده
اند ، زاگرس بر
حال فرزندان
لر و كرد خود
خون گريه مي
كند ، پدران و
مادران لر در
غم محروميت
فرزندان خود
از شغل ، مسكن
، تغذيه مناسب
و بالا رفتن سن
ازدواج و
بيكاري
روزافزون
ناله سر مي
دهند ، با وجود
اينكه
بيشترين
منابع ثروت ،
نفت ، گاز ، آب
و ذخاير معدني
در مناطق
لرنشين قرار
دارد، كمترين
ميزان از
بودجه كشور در
اين مناطق
هزينه مي شود .
اگر
لوله گاز بيد
بلند و
آغاجاري و
گچساران و
ياسوج چند
ساعت قطع شود
وزارت نفت و
نيرو فلج مي
شوند و نه تنها
روسيه و اروپا
بلكه، اخيراً
تركيه هم
ايران را زير
سؤال خواهد
برد و خبر آن
تا آن سوي جهان
مي رود ولي
ساليان است كه
هيچ كس از درد
صاحبان اصلی
آن، مردم لر
هيچ خبري نمي
شنود چرا ؟!
مهدي كروبي
كه رياست مجلس
ششم را داشت
بزرگترين
كارشكني ها را
عليه مردم
ايران و ملت لر
انجام مي داد .
همواره به
دنبال تأمين
نظر نامشروع و
غاصبانه
اولياي قدرت
بود . بر حكم
حكومتي رهبر
جمهوري
اسلامي كه طرح
اصلاح قانون
مطبوعات را
وتو كرد صحه
گذاشت و آنرا
از دستور كار
مجلس خارج كرد
. هيچ وقت اين
اراده را
نداشته كه در
راستاي مصالح
مردم و
مطالبات
حقوقي آنان
گام بردارد .
اصولاً
مهدي كروبي از
نظر فكري در
كسوت
روحانيون
متحجر است و
همانطور كه
تاکنون نشان
داده مفاهيم
دموكراسي ،
حقوق بشر ،
آزادي و ... در
مدل هندسي
تفكر وی و
دوستانش نمي
گنجد.
مهدي
كروبي در
خوشبيانه
ترين صورت
بهتر از محمد
خاتمي نيست .
محسن رضايي و
كروبي و
امثالهم به
حكومتي خدمت
مي كنند كه
اساس آن بر زر
و زور و تزوير
است و اموال
ملت لر را
همواره غارت و
هويت لر را
لگدمال کرده
اند .
این
افراد هيچ گاه
اجازه بروز
عقايد و آزادي
بيان و ظهور
احزاب و
نهادها و
انجمن هاي
مستقل مبتني
بر هويت لر را
به این مردم
نداده اند .و
همواره در
تحقيرملت لر
تلاش ورزيده
اند .
هیچ
وقت با توقیف
معدود
نشرياتي كه در
مناطق لر
منتشر مي شده
است برخورد
نکرده و سخنی
نگفته اند.
به
عنوان مثال با
بسته شدن هفته
نامه لرستان
به مدير
مسئولي عباس
دالوند كه در
شهر خرم آباد
انتشار مي
يافت مخالفتی
نمی کنند ،به
زندانی شدن
آقاي دالوند و
بيكارشدن
ساير كاركنان
آن هیچ
اعتراضی
نکردند. و...
متأسفانه
ما لرها در
ايران آنقدر
ضعيف واقع شده
ايم كه هيچ كس
حتي انجمن
صنفي
نويسندگان و
روزنامه
نگاران ايران
كه در دست چهره
به اصطلاح
اصلاح طلب
مجلس به نام
رجبعلي
مزروعي
نماينده
اصفهان بود هم
به اين
موضوعات
نپرداخت . گویا
ما شهروندان
کشوری
آفریقایی
هستیم؛ البته
در مورد ستم به
مردم آفریقا
حتما خطی
مینوشتند.
جمهوري
اسلامي در سال
هاي اخير بر
سركوب و ارعاب
مردم لر
افزوده است در
شهر ياسوج به
تجمع آرام
فرهنگيان و
معلمان در سال
1380 كه فقط
خواسته صنفي
داشتند حمله
مي كند و موجب
هتك حرمت قشر
فرهنگي مي شود
. آنان را با
باتوم مورد
ضرب و شتم قرار
مي دهد و اگر
حمايت و دخالت
دانش آموزان
فهيم و غيور
نبود نيروهاي
سركوبگر
مرتكب اعمال
فجيع تر از این
هم مي شدند ؛
در شهر
نورآباد
ممسني نيز
مردم را مورد
ضرب و جرح قرار
مي دهد و حكومت
نظامي راه مي
اندازد، صدای
هیچ مجمعی در
نمی آید.
در
سال 82 اعتراض
مردم دهدشت را
كه بر اثر
دستكاري
نتيجه
انتخابات ( آن
هم انتخاباتي
كه خود حكومت
با شرايطي كه
براي نامزدها
قايل مي شود )
به وجود آمده
بود در هم مي
شكند و در
شهر دهدشت به
مدت چندين
هفته اعلام
حكومت نظامي
می کنند؛ به
مردم ايذه در
همان ايام
انتخابات سال
82 حمله می شود و
با خشونت موجب
قتل چندين نفر
مي شوند.نه از
آقایان
کاندیدای
امروز ریاست
جمهوری بلکه
از مدافعان
حقوق بشر هم ...!!!
در
شهر دهدشت
علاوه بر
جوانان اقدام
به دستگيري
پيرمردان و
افراد كهنسال
مي نمايد و با آنان
رفتار غير
انساني که نه
بلکه حيواني
مي كند و در
وضعيت بد
بازداشتگاه
سپاه دهدشت
ريش سفيداني
كه يك عمر با
عزت زندگي
كرده اند را
وادار به خود
ادراري مي كند
و حرمت آنان را
مي شكند . اما
آقایان( کروبی
ورضایی ) به
فکر مجلس و
مصلحت نظام
هستند!
آيااین
كارگزاران
حكومت اسلامي
لر ستيز مي
دانند عزت
ابراهيم نژاد
كه در كوي
دانشگاه به
وسيله عوامل
سركوبگر
جمهوري
اسلامي شهید
شد از فرزندان
ملت لر و از
اهالی پلدختر
بوده است ؟
آيا میشود
محسن رضايي و
مهدي كروبي ندانند
چه تعداد از
فرزندان لر در
كشتارهاي
تابستان 67 به
صورت دسته
جمعي اعدام
شدند وبر سر
خانواده آنها
چه آمد ؟
آيا
میشود محسن
رضايي نداند
چه تعداد از
فرزندان لر در
جنگ ايران و
عراق كه خود وی
يكي از عوامل
طولاني شدن آن
بود شهيد
شدند؟ و چه
خانواده هایي
را داغدار
نمود ؟
آيا
میشود محسن
رضايي آمار
بزهكاري در
استان
خوزستان
وسایر
استانهای
لرنشین را كه
نتيجه فقر و
بيكاري است
نداند ؟
به هر حال
امروز اتحاد
ملت لر با سایر
ملل ایران
براي كسب
آزادي و حقوق
حقه خويش
بسيار ميمون و
مبارك بوده و
هدف نهايي
مردم ما است .
اما محسن
رضايي و كروبي
مي خواهند از
ملتي كه همیشه
تحت ستم و ظلم
قرار گرفته
براي بقاي
حكومت
سركوبگر
جمهوري
اسلامي شريك
جرمی بسازند
تا فردا
فرزندان لر را
حامی نظامی ،
سركوبگر و
جنايتکار
نشان دهند ؟
با وجود
اينكه ماهيت
كروبي و محسن
رضايي بر هيچ
كس پوشيده
نيست اما هر
رأيي كه به
طرفداري از
اين اشخاص در
صندوق هاي
انتخابات
انداخته شود
رأي به رژيم
جمهوري
اسلامي است كه
همواره به
عنوان رژيمي
سركوبگر و
ظالم و غارتگر
در رابطه با
تمام مليت هاي
ايران خصوصاً
ملت لر عمل
كرده است لذا
در مقابله با
چنين ترفندي
عدم شركت و
تحريم
انتخابات و
ناكام گذاشتن
جمهوري
اسلامي
كمترين كار
ممكنی است كه
ملت لر مي
تواند انجام
دهد .
نوشاد
مامویی
28/04/2005
برابر با1384/اریبهشت/08