چه
خبرها می شود
که خبرمان نمی
شود !
(
برای مهدی
نعیمی )
در محله
های قدیمی و
روستاها خبری
نیست که کسی از
آن خبردار
نباشد . اما در
محله های
جدیدِ طبقه
متوسط به بالا
, ممکن است
روزها از مرگ
همسایه بگذرد
و همسایه خبرش
نشود . در
مملکت جدید
ایرانشهر هم
که روشنفکران
محله های جدید
ساز تبلیغش
کردند و
رضاخان ساخت و
پسرش پرداخت و
مرده ریگش را
به ما گذاشت چه
خبرها
می شود که
خبرمان نمی
شود !
تازه
یاد گرفته
بودیم که به
مدد اینترنت
خبرهایمان را
رد و بدل کنیم
که آن هم چند
صباحی است به
سهولت بدست
نمی آید و سایت
ها پشت سرهم
فیلتر می شوند
. امروز در یکی
از کافی نت های
شهر ( زنجان ) به
سراغ هر سایتی
رفتم بسته بود
. تا یکی سایت
از مرض جسته – آن هم در
آن کافی نت –
یافتم .
باز کسی را
گرفته بودند !
«
مهدی نعیمی »
دانشجوی فوق
لیسانس
اقتصاد
دستگیر و گویا
به زندان اوین
منتقل شده است
. چند روزی از
واقعه گذشته و
تازه خبر را می
خوانم !
( بماند این
قصه خبر! )
مهدی
نعیمی را در
حالی که معترض
اجتماع و
تظاهرات
ارامنه در
تهران بوده در
خیابان
دستگیر می
کنند . سالهاست
ارامنه در
تهران در روز 24
آوریل به
خیابان می
آیند و با مجوز
وزارت کشور به
سمت دفتر
سازمان ملل
متحد
راهپیمائی می
کنند و هر چه
به دهانشان می
آید نثار
ترکیه و ترک ها
می کنند و هیچ
روشنفکر مسلم
غیر مسلم و هر
آدم دیگری لب
از لب باز نمی
کند . و باز هر
سال جمعی از
جوانان ترک که
عمدتا"
دانشجو هستند
در مقابل
اجتماع آنها
جمع می شوند .
از روزی که خبر
اعتراض ترک ها
درز کرده و راه
به دنیای
اخبار برده
ترک ها کتکش را
هم می خورند .
شاید در
نگاه اول
روشنفکر و
عامی ما برآید
و بگوید که شما
را به ترکیه چه
؟ اما اینجا ,
گویا تنها
طرفی که فعلا"
قضیه هیچ ربطی
به آن ندارد
ترکیه است !
در
خاک ترکیه
طرفداران P
. K . K
بدتر از این را
هم می کنند و
در جلوی چشم
میلیونها ترک
پرچم ترکیه را
به زیر پا می
اندازند و آب
از آب تکان نمی
خورد و قضیه
مثل یک حادثه
اجتماعی بدست
بررسی سپرده
می شود .
مسئله
این است که
لابی ارامنه
در دنیا این
کار را در
راستای سیاست
های بیش از
دویست ساله
خود برای
برپائی
ارمنستان
بزرگ در قفقاز
انجام می دهد .
ارامنه که
امروز مملکت
خود را دارند و
در چند کشور از
جمله آمریکا ,
روسیه , فرانسه
و لبنان صاحب
لابی های بزرگ
اقتصادی ,
سیاسی و مذهبی
هستند چرا از
طریق مجاری
بین المللی
اقدام
نمی کنند ؟
رهبر دو حزب
حاکم بر
پارلمان
ترکیه چند ماه
پیش در یک جلسه
مشترک اعلام
کردند در
آرشیوهای
ترکیه به روی
همه محققین
باز است ,
بیایند و در
باب این مسئله
که آیا در
فاصله سالهای
1914 و 1915 قتل عامی
توسط دولت
عثمانی رخ
داده است یا نه
, تحقیق کنند .
که آیا واقعا" یک و نیم
میلیون ارمنی
کشته شده و یک
میلیون ارمنی
آواره شدند ؟
تا
به امروز
ارامنه اسناد
قابل قبول و
مستندی بجز
گزارش چند
روزنامه دور
از حادثه
مفروض , متعلق
به مسیحیان
اروپائی (
البته نه
مطابق آنچه
امروز ادعا می
کنند ) ارائه
نداده اند و در
مقابل این
سخنان مقامات
ترکیه نیز
هنوز عکس
العملی دیده
نشده است .
اما
واقعتی تلخ در
اوائل دهه نود
در خاک
آذربایجان به
وقوع پیوست .
آذربایجانی
که در اوائل
قرن حاضر در
بلوای بین
الملل اول در
شهرهای سلماس ,
خوی و ارومیه و
برخی ولایات
جمهوری
آذربایجان
هزاران نفر از
نفوس خود را
بدست جیلوها ,
ارامنه و برخی
مسیحیان از
دست داد در
اواخر قرن
توانست تکرار
این جنایت را
در شهرهای
خوجالی , آغدام
و غیره با دهها
دوربین به
حافظه تاریخ
بسپارد . صدها
آذربایجانی
فقط در شهر
خوجالی قتل
عام شدند .
آنجا فقط
ارمنی نمی
جنگید . اگر
حمایت قاطع و
همه جانبه روس
را همه می
دانستند
آذربایجانی
ها بارها
اسرایی را
تسلیم کردند
که به مزدوری
از کشورهای
مختلف
اروپائی آمده
بودند . بیست
درصد از خاک
آذربایجان
تصرف شد و بیش
از یک میلیون
آذربایجانی
آواره شدند . (
کسانی که گاهی
روزهای آخر
هفته به
نخجوان می
روند اگر
بخواهند
خواهند
توانست با
دخترک شرم
آلود یکی از
رستورانها
صحبت کنند و
ممکن است او
پرده از
واقعیتی
بردارد و
بگوید که پدر و
مادرش هنوز در
چادر زندگی می
کنند و .... )
حال
ممکن است کسی
برآید که شما
را چه به
آذربایجان ؟ (
می گذریم خیلی
ها به
آذربایجان
کاری دارند و
به بالا و
پائینش هم کار
ندارند . )
واقعیتی
هست و آن هم
ملت
آذربایجان
نام دارد . این
ملت با دو دولت
زندگی می کنند
. اما هیچکس
نمی تواند
یگانگی قومی ,
زبانی , مذهبی
و فرهنگی آن را
نفی کند .
ترکان
آذربایجان
تاریخ مشترک
دارند و وارث
فرهنگ و زبان
مشترک هستند
که بعد از
جدائی سیاسی
هر کدام به
طریقی به آن
پرداختند و
حیاتش را دوام
دادند .
امروز
روشنفکر ترک
با مد نظر قرار
دادن مرزهای
سیاسی موجود
به روح مشترک و
فرهنگی مشترک
می پردازد که
در هر جایی به
شکلی سعی در
استحاله کردن
و تغییر دادنش
هستند . اگر در
آنسوی
آذربایجان
تمامیت ارضی
اش در خطر است
در این سوی نیز
تمامیت فرهنگ
و حیثیت ترک در
خطر است . در
قسمتی تن به
یغما می رود و
در
جایی دیگر روح
.
ارمنی
داشناک اگر در
تهران فریاد
می کشد نه برسر
ترکیه است ( که
دیگر نه
عثمانی است و
نه سلسله اش و
در خاکی که در
کنار دریاچه
وان روزگاری
ارامنه هم
ساکن بودند
امروز کرد
ساکن است . ) که
برسر منِ ترک
در ایران است .
انگار دارد
دیوار جدائی
این و آن سوی
ارس را بلندتر
می کند
وبرادران را
دورتر .
ترکیه
ترس و ضرری از
این فریاد
ندارد . و اگر
من اینجا با
دست خالی و
بدون هیچ حامی
چشم در چشم
داشناک تهران
نشین می کنم
برای باز یابی
آن روح مشترک
در میان
هموطنانم در
ایران است و
برای گشودن
گرهی که دو سمت
آذربایجان
ناچار به
همفکری در
گشودنش هستیم .
ما قادر
نیستیم
فرهنگی را که
تا 80 سال پیش
یکی بود و بعد
از آن جدائی
مطلق باز به
پیوند مشغول
است و به سمت
یگانگی
فرهنگی می رود
دوباره دوشقه
نگه داریم .
«
مهدی نعیمی »
ها فرزندانی
هستند که به
آشتی دادن
پدرانشان
مشغولند .
پدرانی که
روزی
برادرانی
بودند و هر
کدام غربتی
غربتی شدند .
باز خوانی فکر
و روح یک ملت
را برعهده
گرفتن آسان
نیست . در حالی
که در جایی خاک
را نشانه می
روند و سربازت
می سازند و در
جایی فرهنگت
را می آلایند و
نویسنده می
شوی . و تو هم
نویسنده ای و
هم سرباز .
سعید متین
پور