آغاز دگرديسي در پان آريانيسم!

 

به نظر مي رسد آپارتايد آريايي در حال دگر ديسي است!

اين موجود دوزيست، بعد از وقوع انقلاب سال 57 کوشيد تا ضمن تطبيق خود با شرايط جديد، حضورش را دربغازهاي اقتصادي، آموزشي، اطلاع رساني و حقوقي همچنان حفظ نمايد و در شرايطي کنترل شده از مباني و تملهاي  پان آريانيسم با تکيه به  ثروت و قدرتي که بصورتي نامشروع  بعد از کودتاي  انگليسي سوم اسفند ماه سال 1299 ه.ش. به دست آورده بود دفاع کند.

اما گويا ارباب پان آريانيسم با مشاهده  عمق ريشه هاي حريت طلبي ، قوت ساقه هاي عدالت خواهي و چتر شاخه هاي هويت جويي منتج از حرکات ملي اقوام و ملل ايران و بخصوص  آذربايجان در صدد هستند تا با تسريع در پيمايش محيط دوائر وهن و وهم ، مطابق نسخه جديد يکي از اطباي همه چيز دان نژاد نجيب آريايي، پروژه «درمان اجتماعي»  را براي  بيش از 3/2 مردم غير تات زبان ايران  تدارک ببيند!

يا للعجب، آنها مصممند تا براي ممانعت از اپيدمي شدن  امراض مهلکي چون «خود آگاهي» و«خود باوري» تاريخي در ميان هموطنان عزيز و البته آسيب پذيرشان(!) ، يک بيمارستان وسيع المساحت صحرايي به گستره تمام ايران بر پا کنند!

طي سال جاري  شاهد وقوع برخي دگرديسيها دراقدامات لاروهاي  پان آريانيست بوده ايم!

عدم مجازات چاقو کشان ارمني تهران در جنايت خونين بوستان مريم، حمله فاجعه بار به تحصن کنندگان مسجد سرچشمه اردبيل، انجام مانور نظامي 15 ميليارد توماني در منطقه حفاظت شده ارسباران و درمجاورت قلعه تاريخي بابک، بازداشت نزديک به 5 هزار تن در قورولتاهاي قصر جمهور، صدور احکام وقرار هاي سنگين براي هويت طلبان، ممانعت از عبور راه آهن بسيار مهم کريدور شمال – جنوب از آذربايجان ايران، راه اندازي راديو صداي تالشي براي آنسوي ارس، پيشنهاد تشکيل استاني بنام مکري در آذربايجان غربي، ارايه طرح خطرناک آمايش اقوام، کارشکني شديد درقبال نشريات غير تات بخصوص آذربايجاني، بزير اب بردن بخشي از تمدن عظيم عيلامي در ايذه با آب گيري  سد کارون،حمله به شرکت کنندگان مراسم دومين سالگرد وفات صفرخان،تلاش براي مترادف کردن ترکيب هويت طلبي اقوام  با تجزيه طلبي و وابستگي به بيگانگان در روزنامه هاي دولتي، تلقين غليظ مفروض زبان فارسي يعني امنيت ملي، برابر دانستن فدراليسم با آنارشيسم، افزايش تحقير عليه السنه و البسه اقوامي چون اعراب و لرها و کردها در صدا و سيما، تلاش براي آموزش زبان فارسي در دوره پيش دبستاني براي کودکان مناطق غير تات نشين، بازداشت ناصر پور پيرار به جرم مخالفت با باستانگرايي،… اقدامات ، تهديدات و تبليغات علني و آشکاري  است که لاروهاي در حال دگر ديسي پان آريانيسم مصدر صدور آنها بوده اند.

از نظر نويسنده اين متن ، حوادث و فجايع مذکور سرآغاز دور جديدي از آرياتازي و يا بعبارتي  بربريت آريايي است.

اينجانب  جنايتهاي  هولناک هيولاهاي بربر صفت پان آريانيست را در21 آذر ماه سال 1325 از نزديک ديده  وبا تمام وجودم لمس کرده ام.

من خود داغدار پدر و برادري هستم که در جلوي چشمان من،خواهرم و مادرم به دستور افسري بنام نصرت الله فردوسي  و بعبارتي بهتر به  فرمان اعليحضرت پهلوي در مذبح شوونيستهاي آريايي  و در شهر سراب قطعه قطعه شدند.

من هر گز چشمها و صورت نفرت انگيز فردوسي و ضجه هاي  به شدت رقت بار و کشنده  مادر گريانم بر سر اجساد متلاشي  شده  آن دو شهيد سعيد را فراموش نمي کنم.

اما به رغم همه اين شکنجه ها  وقتي مي بينم که اشخاصي به رغم هزاران مشقت و بلاي کمر شکني که ملت آذربايجان و حتي فارس از دست آريا پرستان متحمل شده اند مثلا در مقاله به اصطلاح تحليلي خود  نسبت به ترکيب «شوونيسم آريايي» استفاده شده درقطعنامه صفرخان  اعتراض مي کنند و همانند ديو هاي آريايي ، بيشرمانه  برادران و خواهران مبارزشان را به فاشيسم متهم مي کنند بيش از پيش دچار زجر و عذاب مي گردم!

شما چگونه برادرران دلسوزي هستيد  که در برابر مصاديق اظهر من الشمس هيولاي  خون آشام پان آريانيسم همچون کوران رفتار مي کنيد ولي  در مقابل برادران و خواهران  بغايت مظلومتان  مي ايستيد و با ميکروسکوپ عيب سنج  الکترونيکي ، غبار هاي مولکولي  وعادي  موجود در گفتار و رفتار آنها را  تشخيص داده  و در بوق مي کنيد؟

اکنون من ازشما  مي پرسم : ايا شما خود مي دانيد  در کجا ايستاده ايد ؟!

بصراحت در جواب  مي گويم: شما  برروي خون عزيزان مظلوممان  ايستاده ايد!

مثال امثال شما  با اين همه ادعاي وطن دوستي و آذربايجان خواهي، مثال زني است که براي نجات خود و شوهرش از دست دزدان شرط رقص را مي پذيرد اما در حين رقصيدن  براي تکميل عيش  دزدان و حراميان آنچنان خوش  رقصي اي  مي کند که اصل موضوع نجات همسر فراموش مي شود!!!

آيا مي دانيد که بغير از چند گروهک نئو فاشيست فارس و چند توده اي  در حسرت مسکو که هنوزبراي گراميداشت روياهاي ابلهانه نژاد موهوم  آريايي  ويا  مهملات مهلک استالين  در کمال وقاحت فريادهاي  هاي هيتلر و يا  زنده باد استالين سر مي دهند روشنفکران  تمام اقوام و ملل  کشورمان  مدافع جريانهاي  اصيل و هويت طلب  چهار گوشه ايران و مخصوصا آذربايجان هستند؟!

اکنون باز هشدار خود را تکرار مي کنم:

آپارتايد آريايي در حال دگرديسي است!

به قد و قامت  کوچک اين لاروها نگاه نکنيد!

آنها قابليت تبديل شدن به هيولاهاي  بس خون اشامي را دارند.

چراکه غذايشان خون ، سلاحشان قساوت و مقصدشان روياهاي  شيطاني  است!

فلذا  در شرايطي اينچنين حساس،  ماموريني که در مقاله هايشان گهي به نعل و گهي به ميخ  ميزنند، يا مزدوراني که  با دادن آدرسهاي غلط خود را سينه چاک ملت آذربايجان  معرفي مي کنند و يا خام انديشاني  که  با لجاجت  بدنبال کشف گسل در حرکت ملي آذربايجان هستند در ميان ملتي که  رشادت وشجاعتش زبانزد ملل جهان  است هرگز پناهي ، جايي  و يا ارجي نخواهند يافت!   

  

کمال سرابي