همزمان
با سالروز
امضاي
عهدنامه نفرت
انگيز گلستان
جمعي از
هويت طلبان
آذربايجاني
در تجمع جولفا
بازداشت و به
شهرهاي مبدا
بازگردانده
شدند

bir
ozel sekil:
guney
ile quzey Azerbaycan ehalileri,Savet
hukumetinin dagilan
gunlerine
yaxin Araz cayinin yaninda toplasib Azerbaycan milletinin menevi birligin
seslirler!
به مناسبت
20 مهر ماه سال 1383،
برابر با صدو
نودو يکمين
سالروز امضاي
عهدنامه نفرت
انگيز گلستان
ميان دولتين
ايران و روسيه
، جمعي از هويت
طلبان
آذربايجاني
به هنگام تجمع
در محلي بنام
آسياب مخروبه
در مجاورت
شهرستان مرزي
جولفا بطور
موقت دستگير و
پس از تحمل
چندين ساعت
بازداشت در
اين شهر ،
اواخر شب به
شهرهاي مبدا
خود
بازگردانده
و سپس بعد از
بازجويي،
آزاد شدند.
گزارشهاي
اوليه حکايت
از آن دارد که
ظهر روز سه
شنبه گذشته،
برابر با 21
مهرماه جمعي
ازمبارزان
تساوي حقوق
ملل و اقوام
ايران من جمله
آقايان جمشيد
نيازي(مودراتور
سايت وطنداش) و
حسن ارک(يکي از
چهرهاي
برجسته
آذربايجان) به
همراه جمعي
ديگر از مردم
در حين شرکت و
اجراي مراسم
سخنراني در
محل مذکور ،
توسط نيروهاي
انتظامي و
اطلاعاتي
موقتا دستگير
شدند.
از دو هفته
پيش اعلاميه
هايي جهت شرکت
در اين مراسم و
محکوم کردن
معاهده شوم
گلستان که
منجر به
انفکاک قفقاز
از ايران
قاجاري و نيز
جبرا تقسيم
آذربايجان
گرديد در سايت
وطنداش منتشر
شده بود.

|
فراخوان
براي
برگزاري
همايش در
آسياب خرابه 14/7/83 |
روز
12 اكتبر( 21 مهر
ماه ) مصادف با
عقد عهدنامه
گلستان و
تجزيه
آذربايجان مي
باشد. بدين
وسيله به
اطلاع
علاقمندان به
مسئله ملي مي
رساند در
همين راستا
جمعي از
فعالان عرصه
حركت ملي
آذربايجان در
روز سه شنبه 21
مهرماه ساعت 12
ظهر در آسياب
خرابه(واقع
در كرانه رود
ارس) گرد هم
جمع خواهند
شد. از عموم
علاقمندان,
هويت طلبان,
دانشجويان و
فعالان عرصه
حركت ملي
آذربايجان
دعوت مي شود
تا در اين
همايش شركت
نمايند.
همچنين
مي توانيد
جهت اطلاع
بيشتر به
مقاله «
پيشنهاد براي
برگزاري يك
همايش
استراتژيك»
نوشته جمشيد
نيازي در بخش
مقالات همين
سايت مراجعه
نماييد.
...و اما
عهدنامه
منفور گلستان
و ادبيات حسرت:
در زمان
سلطنت فتحعلي
شاه قاجار و
بدنبال امضاي
قراردادي بين والي
گرجستان و
امپراتور
روسيه تزاري
،اين منطقه
زرخيز تحت
نفوذ تزار
قرار گرفت . اما چون بسياري
از ساکنان اين
منطقه مسلمان
بودند و تبعيت
از يک حکومت
غير مسلمان را
ننگ مي
دانستند به آنسوي
رود ارس کوچ کردند و
وقايع بسيار
تلخي را از
جنايات روسها
،ارامنه و
گرجيهاي
مسيحي عليه
مسلمين حکايت
کردند.
در اين ميان برادر
حاکم گرجستان
که از امضاي اين قرار
داد ناراضي
بود به دربار
فتحعلي شاه
آمد و خاقان مغموم ايران
را به جنگ با
روس ها دعوت
کرد . در پي اين
حوادث و
با حرکت قشون
قاجار به سمت
قفقاز، قواي
روس با يورش به
شهرهاي گنجه، شوشا
و ايروان آن
مناطق را مورد
تعرض قرار داد و
به دليل
همکاري نزديک
ارامنه با
سپاه مهاجم
موفقيتهايي
را نيز به دست
آورد. پس
از اين حملات جنايتکارانه
، نايب
السلطنه
قاجار، جناب
عباس ميرزا،
سردار کبير
آذربايجان به
همراه بسياري
از مردم
مناطق شمال
غرب کشور جهت
دفاع از
ناموسهاي ملي
، اقدام
به جنگهاي
شجاعانه اي
با روسها
کردند.
بدين ترتيب
بود که دوره
اول جنگ هاي
ايران و روس
آغاز شد و پس
از گذشت 10سال
از شعله ور شدن
آتش جنگ،
قواي هر دو
دولت چنان
ضعيف شد که
طرفين آمادگي
خود را براي
پايان جنگ
اعلام کردند .
بر همين اساس و بدنبال
عدم مشارکت
جدي مردم
مناطق مرکزي و
شرقي ايران،
دوراول جنگ، با
دخالت دولت
انگلستان ، در قالب عهد نامه
گلستان ميان
دو کشور ايران
و روسيه به پايان رسيد
.
به موجب اين
قرار داد ،
تمامي شهر
هايي که تا آن
تاريخ به تصرف
روسيه در آمده
بود ، جزء خاک
روسيه باقي
ماند و مالکيت
روسيه بر
شهرهاي قره
باغ ، باکو ،
دربند ،
لنکران و بخشي
از طالش نيز
پذيرفته شد. اما در اين
قرار داد
مرزهاي دو
کشور دقيقا
معين نشد .
با
تصرف قفقاز و
بخصوص
آذربايجان
شمالي توسط
تزار، جان و
مال و ناموس
مردم اين
نواحي بخصوص
ترکان مسلمان
آذربايجاني
هدف تعرض
ناجوانمردانه
روسها و
ارامنه قرار
گفت و صدها
هزار نفر کشته
شدند. اين
مسايل باعث شد تا
غيرتمندان
آذربايجاني
برهبري سردار
کبير قاجار،
جهت استخلاص
مسلمين آنسوي
ارس و نيز
استرداد
اراضي
مغصوبه،
مجددا با
روسها و ارمني
ها در گير
جنگهاي خونين
جديدي شوند.
متاسفانه
به رغم
مجاهدتهاي بي
نظير
مبارزان،
شرايط بين
المللي، قدرت
مدرن و عظيم
نظامي روسيه،
خيانت برخي از
عوامل دربار و
نيز سکون و
سکوت بسياري
از اهالي غافل
مناطق تات
نشين(فارسستان)
، منجر
به تحميل عهد
نامه سياه
ترکمنچاي به کشور
مان شد!
اما به رغم
تحميل اين دو
معاهده
جانکاه و
انفکاک قفقاز
و انقسام
آذربايجان،
ملل آن ناحيه
هرگز
ارتباطات و
مناسبات خود
را با جنوب ارس
قطع نکردند.
در حال
حاضر ادبياتي
بنام ادبيات
حسرت (که بعضا
از ان با
نامهاي
ادبيات فراق و
نيز جدايي هم
اسم برده مي
شود) ميان
آذربايجانيهاي
دو سوي رود
ارس بوجود
آمده است که بي
شک يکي از پر
محتواترين و
موثرترين و
جانسوز ترين
نحله هاي ادبي
جهان در
ميان ملل
تقسيم شده مي
باشد!
همچنين پل
سنگي
آرازباري (خداآفرين)
، بر روي رود
خروشان ارس
نماد اين
ادبيات و سمبل
پيوند معنوي و
فرهنگي
آذربايجانيهاي
هر دو ساحل «
آراز چايي » مي
باشد.