|
پنير
ليقوان و
اقتصاد
جمهورى
آذربايجان
مهرداد
همدانى:المار
محمدياراف،
وزير امور
خارجه
جمهورى
آذربايجان
در نشست
مطبوعاتى
مشترك خود
با كمال خرازى،
وزير خارجه
كشورمان
هنگام سخن
گفتن از
آنچه «حسن
همجوارى
ميان ايران
و آذربايجان»
بر آن نام مى نهاد
گفت كه «ما
اقليت بزرگ
آذربايجانى
در ايران
داريم كه روابط
خوبى با
ايرانى ها
دارند و اين
يك مسئله
بسيار مهم
است و بخشى
از روابط دوجانبه
ما را تشكيل
مى دهد.» (نقل
از
خبرگزارى
دانشجويان
ايران) اين
گفته آقاى محمدياراف
كه نقض
آشكار
حاكميت
ايران است،
با هيچ
واكنشى از
سوى آقاى
خرازى كه در
كنار
همتاى تركش
ايستاده و
به اين
سخنان گوش
فرا مى داد
مواجه نشد.
وزير
خارجه
جمهورى
آذربايجان
در واقع به
بينايى
واضح
آذربايجان
ايران را
اتباع دولت
جمهورى
آذربايجان («ما»)
قلمداد
كرده كه در
ايران به عنوان
اقليت
زندگى مى كنند
و ايرانى
محسوب نمى شوند
اما با
ايرانى ها «روابط
خوبى» دارند.
وى همچنين
تاكيد كرده
كه روابط
آذربايجانيانى
كه به زعم
ايشان به عنوان
اقليتى
غيرايرانى
در ايران
زندگى مى كنند
با
ايرانيان،
بخشى از
روابط
دوجانبه
جمهورى
اسلامى
ايران و
جمهورى آذربايجان
را تشكيل مى دهد.
ايشان
در واقع مى خواهند
بگويند كه
مثلاً معاملات
خواربار
فروشى هاى
دريانى در
تهران و
فروش پنير
ليقوان و
عسل سبلان و
آجيل تبريز
در نقاط
ديگر كشور
را بايد در
چارچوب
روابط
دوجانبه
اقتصادى
جمهورى
آذربايجان
و ايران
ارزيابى
كرد. آقاى
محمدياراف
به ايران
آمده است تا
با تقديم
دعوتنامه
به محمد
خاتمى براى
سفر به آن
سوى ارس،
نويدبخش
گرمى رابطه
و دوستى و
حسن
همجوارى
ميان دو
همسايه
باشد، آمده
است تا به
آقاى خاتمى
اعلام كند
كه دولت
جمهورى
آذربايجان
مى خواهد
پذيرايى
گرمى از
ايشان بكند
و از خجالت
ايشان در
بيايد كه در
آن
وانفسايى كه
تمام
ناظران
مستقل بين المللى
اعتبار
انتخاباتى
را كه بر
جلوس الهام
على اف بر تخت
پدر
انجاميد،
زير سئوال
بردند و از
تقلب و تخلف
آشكار در
انتخابات
خبر دادند،
بلافاصله
انتخابات
در جمهورى
آذربايجان
را مورد
تائيد قرار
داد و پيش از
آنكه نام الهام
رسماً به عنوان
رئيس جمهور
اعلام شود،
به او تبريك
گفت.
آقاى
خاتمى البته
حق داشت،
حمايت از
الهام در
مقابل
مخالفانش
در «جبهه
خلق» كه
بارزترين ويژگى شان
قوميت گرايى
در افراطى ترين
شكل خود و
خوى به شدت
ضد ايرانى
است،
صددرصد در
راستاى
منافع
ايرانى و
ابتكارى
درست و بجا
در سياست
خارجى
كشورمان
بود اما آيا
گويه اين
سرمايه گذارى
سياسى نيز
همچون ديگر
سرمايه گذارى هايى
كه ايران
سال هاست روى
دولت هاى
مختلف جهان
كرده، بى حاصل
بودن خود را
دارد نشان
مى دهد.
وزير
خارجه
جمهورى
آذربايجان
در تهران و
فضايى
كاملاً
ديپلماتيك
كه قرار است
نمايشى از دوستى
و حسن
همجوارى
ميان دو
همسايه
باشد، به
خود اجازه
داده و
اظهاراتى
كرده كه حتى
سيد جعفر
پيشه ورى
آن زمان كه
با
پشتيبانى
ارتش شوروى
در تبريز
اعلام
جمهورى خودمختار
كرده بود بر
زبان
نياورد و
جالب اينكه
وزير خارجه
كشورمان هم
هيچ واكنشى
به او
نشان نداد.
چرا هيچ كدام
از
خبرنگارها
در آن نشست
خبرى از
آقاى
محمدياراف
نپرسيدند
كه شما از
حسن
همجوارى
ميان ايران
و جمهورى
آذربايجان
سخن مى گوييد،
چه اقدامى
در مقابل ده ها
گروه و
جمعيت ريز و
درشت كه همه شان
در باكو
دفتر و دستك
و مجله
و بودجه
مخصوص
دارند و
جدايى
آذربايجان
از ايران را
تبليغ مى كنند
انجام داده ايد.
چرا در
آخرين چاپ هاى
كتاب درسى
دوره
دبستانتان
نوشته ايد
كه «ايران
و روسيه ما
آذربايجانى ها
را از هم جدا
كردند؟» و
خوى ضد
ايرانى را
از همان
طفوليت
در
كودكانتان
تزريق مى كنيد؟
چرا هنوز
ديپلمات ها
و مقام هاى
رسمى
خودتان را به
نشست هاى
كنگره
جهانى
آذربايجانيان
مى فرستيد
كه شعارش
تشكيل
آذربايجان
يكپارچه است
و نقشه اى
كه از
آذربايجان
يكپارچه
رسم كرده تا
همين سه راه
آذرى
خودمان را دربر
گرفته است؟
|