حرکت
ملی
آذربایجان
جنبشی فرهنگی-اجتماعی
یا سیاسی؟
محمد
تقی ستاری
دست
کم بیش از یک
دهه است که
محافل تشکیل
یافته از
جوانان،
دانشجویان،
روشنفکران،
روزنامه
نگاران و
ادبای
آذربایجان با
استفاده از
ابزارهای
متنوع در
دسترس، سعی در
احقاق حقوق
ملی- زبانی خود
دارند. در طول
این سالهای
پرنشیب و فراز
رفته رفته بر
تعداد این
فعالان
افزوده شده و
علیرغم
اختلاف سلایق
فراوان، این
محافل حول
محور دفاع از
حقوق فرهنگی-زبانی
متحد شده و
حرکتی تحت
عنوان حرکت
ملی
آذربایجان
را پایه گذاری
نموده اند. این
حرکت
طرفداران
زیادی در بین
طیف ها و طبقات
مختلف
اجتماعی
آذربایجان
داشته و
همانند هر
حرکت و جنبش
اجتماعی دیگر
با وجود نقاط
ضعف و قوت
زیاد، بعضاٌ
اشتباهاتی
نیز مرتکب شده
و نهایتاٌ با
پرداخت هزینه
های بسیار بر
کیفیت خود
افزوده است. در
مورد حرکت ملی
آذربایجان
اظهار نظرهای
فراوانی شده
است. آنهائیکه
مخالف آزادی و
برابری ملل
ساکن در ایران
هستند،
همواره
موقعیت آنرا
در حد حرکتی
خطرناک و
تجزیه طلبانه
از سوی معدودی
ورشکسته
سیاسی تنزل
داده و
آنهائیکه به
نوعی یا غرق در
شور و احساس
جوانی بوده و
یا موج سواران
فرصت طلب
هستند، با آب و
تاب از آن
بعنوان یک
حرکت کاملاٌ
سیاسی و
قویترین
آلترناتیو
سیاسی
یادکرده اند.
بنظر میرسد
ایندو دیدگاه
افراطی
بهرعنوان و با
هر غرض و نظری
که باشند،
خواهان
ارزیابی
واقعی ماهیت
این حرکت
نبوده و آنرا
به نوعی در خطر
افتادن آمال و
آرزوهای خود
میدانند. اما
واقعیت اینست
که حرکت ملی
آذربایجان به
لحاظ
ویژگیهای خاص
خود، اساسا یک
حرکت فرهنگی-اجتماعی
بوده و هنوز
قابلیت تبدیل
به یک حرکت
سیاسی تمام
عیار را ندارد.
از اینروی
تلاش بعضی از
محافل برای
سیاسی جلوه
دادن این
جریان و بهره
برداری سیاسی
از آن بدون در
نظر گرفتن
پتانسیل و
کارکرد واقعی
آن، تلاشی عبث
و بیهوده
خواهد بود.
علیرغم اینکه
جنبش مشروطه،
قیام شیخ محمد
خیابانی و
نهایتاٌ فرقه
دمکرات
آذربایجان
عمدتا کارکرد
سیاسی
داشتند، اما
در شرایط
کنونی و ویژه
ایران و
همجنین با
توجه به طبیعت
فرهنگی حرکت
ملی
آذربایجان
فعلا این حرکت
را نمی توان
بعنوان یک
حرکت سیاسی
ارزیابی نمود.
آنچه مسلم است
جنبشهای
منسوب به
خیابانی و
پیشه وری در
شرایط زمانی
خود طرح قابل
دفاع سیاسی
جهت ایجاد
تغییرات
اجتماعی،
سیاسی و
فرهنگی
داشتند. اما
حرکت ملی
آذربایجان
فاقد یک طرح
جامع و قابل
دفاع جهت
ایجاد هرگونه
تغییر و تحول
در عرصه
سیاسی،
اجتماعی و
اقتصادی است.
اگرچه روند
سیاسی شدن
حرکت های
اجتماعی
آذربایجان تا
زمان تشکیل
حکومت ملی
آذربایجان
اساساٌ صعودی
بود اما بخاطر
ایجاد خلا بین
این حرکت و
حرکتهای بعدی
همچون حرکت
کنونی ملی
آذربایجان،
تا بحال این
حرکت
نتوانسته از
فاز فرهنگی-اجتماعی
خارج شده و به
یک حرکت تاثیر
گذار سیاسی
تبدیل شود.
اولین لایه
های حرکت ملی
آذربایجان که
بعد از جنگ
عراق و ایران
تبلور عینی در
جامعه یافت،
جمعی از ادبا و
شعرای
آذربایجان
بودند که با
الهام از روند
تاریخی گذشته
و با پایان جنگ
سرد شروع به
دفاع از فرهنگ
و زبان
آذربایجان
نمودند. این
خاصیت فرهنگی
رفته-رفته
قالبهای
اجتماعی نیز
بخود گرفت و
وارد
دانشگاههای
کشور گردید.
اما بلحاظ ضعف
پشتوانه
سیاسی این
حرکت، تلاش
وافر
دانشجویان در
سیاسی کردن آن
تقریبا ناکام
ماند. حرکتهای
سیاسی
دانشجوئی قبل
و بعد از
انقلاب که
عمدتا
تمایلات چپ
گرایانه و یا
اسلام
خواهانه
داشتند،
حداقل از دهه
چهل نسبت به
بازسازی و
ایجاد
ساختارهای
تشکیلاتی و
ایدئولوژیکی
خود اقدام
کرده بودند. در
طی همین سالها
این تشکلهای
دانشجوئی با
الهام از حرکت
های سیاسی
دانشجویان
خارج از کشور و
همچنین با
پیروی از
جریانها و
احزاب سیاسی
موجود در متن
جامعه تا
حدودی به
بالندگی
سیاسی دست
یافته بودند.
نقش بارز و
کلیدی تعدادی
از این تشکلها
در سازماندهی
مردم برای
انقلاب
اسلامی مشهود
است. در واقع
این قسمت از
کارکرد آنها
بر اساس تجربه
های چندین
ساله آنها
بدست آمده بود.
اما حرکت ملی
آذربایجان و
دانشجویانیکه
نمایندگی این
حرکت را بر
عهده داشته
اند نه تجربه
حرکت سیاسی را
داشتند و نه
جریانهای
پرتجربه
سیاسی منسوب
به این حرکت در
بیرون از
دانشگاه بود
که از آنها
الهام بگیرند.
خلا تاریخی که
بعد از حکومت
ملی
آذربایجان به
رهبری پیشه
وری تا دهه
هفتاد در این
حرکت اتفاق
افتاد، عملا
همه منابع و
اطلاعاتی که
می توانست
راهنمای این
حرکت نوین
دانشجویان
آذربایجانی
باشد را از بین
برد. در چنین
شرایطی تنها
شاعران و ادبا
بودند که
الهام بخش
دانشجویان
شدند،
بطوریکه
ارتباط فعلی
جریانات
دانشجوئی با
جماعت فرهنگی
آذربایجان
نیز در راستای
همین موضوع
قابل ارزیابی
است. واقعیت
اینست که ریش
سفیدان حرکت
ملی
آذربایجان
علیرغم
جایگاه رفیع
فرهنگی و
اجتماعی خود
نه تنها شخصیت
های سیاسی
نیستند بلکه
عمدتا
شخصیتهایی
فرهنگی بوده و
قدرت رهبری
سیاسی جنبش
ملی
آذربایجان را
ندارند. از
سوئی دیگر
آنچه در حرکت
ملی
آذربایجان
مشهود است،
ناتوانی
فعالین این
حرکت اعم از
تشکلها،
انجمنها و
محفلهای
دانشجویی و
غیر دانشجوئی
در ارائه یک
برنامه و پلان
مشخص برای
رسیدن به
اهداف خوداست.
بعبارتی تنها
کلی گویی در
باب آزادیهای
اجتماعی-سیاسی
برای
آذربایجان و
ایران شعار
آنها بوده و
هنوز موفق به
ارائه یک
استراتژی
دقیق و مورد
قبول همه
طیفها نشده
اند. با وجود
اینکه بیشتر
احزاب و
جریانات
سیاسی موافق و
مخالف در
ایران فارغ از
اندیشه سیاسی
شان نسبت به
پرورش
کادرهای
مدیریتی و
سیاسی خود
اقدام نموده
اند و حتی
تجربه
مدیریتی نیز
دارند، اما
حرکت های
منسوب به جنبش
ملی
آذربایجان نه
فرصت و نه توان
پرورش چنین
کادرهایی را
داشته و نه
تجربه پستهای
مدیریتی را
داراست. حرکت
ملی
آذربایجان در
سالهای اخیر
عیلرغم گسترش
کمی و کیفی
هنوز هم که
هنوز است،
نتوانسته جای
پای خوبی برای
خود در
ارگانها و
نهادهای
دولتی و غیر
دولتی ایجاد
کند. بعبارتی
این حرکت قادر
به ایجاد
تعامل سازنده
با توده های
مردم، احزاب و
جریانات
سیاسی موافق و
مخالف نبوده و
این مسئله
باعث شده که
این جریان تا
حدودی در
انزوا قرار
بگیرد. ضعف های
اساسی و
خصوصیات فوق
الذکر فعلا از
تبدیل این
حرکت به یک
حرکت سیاسی
جلوگیری کرده
و همچنان آنرا
در فاز فرهنگی-اجتماعی
نگهداشته است.
چه بسا وزن
اجتماعی این
حرکت در
مقایسه با
سایر حرکت های
سیاسی مخالف و
موافق در داخل
کشور قابل
توجه باشد،
اما بعلت وجود
این ضعف های
ساختاری،
حرکت ملی
آذربایجان
قادر به
سازماندهی
این وزن و توده
اجتماعی برای
نیل به اهداف
خود نیست.
البته ذکر این
مطالب به
معنای نفی
حقانیت این
حرکت نبوده و
بالطبع قصد
تخریب هیچ طیف
و گروهی در این
بین نیست.
تلاشهای
دانشجویان
آذربایجانی
برای ایجاد
گفتمان
سازنده بین
خود و تزریق
عقلانیت و
افکار مدرن
سازگار با
شرایط جهانی
به داخل حرکت
ملی
آذربایجان
قابل تقدیر و
ستایش است. چاپ
نشریات، ویژه
نامه ها،
برگزاری
کنگره ها و000
همگی از نشانه
های تمایل
دانشجویان به
ایجاد
ساختارهای
مدرن و عقلگرا
در داخل حرکت
ملی
آذربایجان
است. اما با
توجه به ضعف
های فوق الذکر
هنوز تا سیاسی
شدن این جنبش
فاصله طولانی
وجود دارد.
ارزیابیهای
عجولانه از
شرایط جهانی،
برخوردهای
احساسی و
تحلیلهای
مبتنی بر
اطلاعات غیر
دقیق و ناکافی
و اقدام بر
اساس این
ارزیابیها نه
تنها باعث
بالندگی زود
هنگام این
جریان نخواهد
شد، بلکه
امکان
شکستهای قابل
توجه و
گسستهای
تاریخی را
فراهم خواهد
آورد.