حركت ملي آذربايجان, رفتار جمعي يا جنبشى تمام عيار؟

علي نظري شيخ احمد

arazqazeti@yahoo.com   

 

هنگامي كه جمع بزرگي از اعضاي يك جامعه به اين نتيجه مي رسند كه حكومت در استفاده و توزيع منابع محدود عدالت را رعايت نمي كند و يا در صدد تحديد حقوق اساسي اين جمع بر مي آيد و ارزشهايي كه براي ادامه حيات اجتماعي و سياسي ضروري است ناديده مي انگارد٬ ناچار اين جمع دست به اعمالي مي زنند كه مبارزه سياسي ناميده مي شود. حتي اگر ماهيت مطالبات برآورده نشده اين جمع , فرهنگي باشد و تهديد منافع آنان نه بطور مستقيم از طرف حكومت٬ بلكه از طرف عده اي كه حداقل در طيفي از حكومت نفوذ كلام دارند و بطور پنهاني سياستهاي اين طيف را تنظيم مي كنند صورت گيرد٬ مخالفتها و اعتراضات ماهيت سياسي پيدا مي كنند .

اين اعتراضات ممكن است بصورت آشكار و يا مخفي و به شيوه هاي رفتار جمعي , مبارزات حزبي, جنبشهاي اصلاحي و يا انقلابي رخ دهد. بسته به اينكه اين اعتراضات دسته جمعي داراي نوعي ايدئولوژي باشند و يا نباشند و اين جمع معترض چه نوع استراتژي را براي مبارزه برگزينند شيوه هاي مختلف مبارزه شكل مي گيرد.

جنبش يكي از مهمترين اشكال رفتار جمعي است كه تعداد زيادي از مردم در آن سازمان يافته و فعالانه شركت مي كنند تا در جامعه نوعي دگرگوني ايجاد كنند .  شركت در جنبش براي اكثر مردم جنبه غيررسمي دارد و تعداد كثيري از آنها به عنوان هوادار و بدون عضويت رسمي از برنامه هاي جنبش حمايت مي كنند و خواستهاي جنبش را خواستهاي خود مي دانند.  داشتن ايدئولوژي , شركت فعالانه تعداد كثيري از مردم بدون عضويت رسمي و داشتن رهبر و يا رهبران كاريزماتيك ويژگي هر جنبشي است.

تمايز جنبش از ساير پديده هاي جمعي آسان نيست و به سبب تداخل خصوصيات آنها به راحتي مورد اشتباه قرار مي گيرد. بنابراين براي شناخت بهتر اين پديده لازم است به طور مختصر تفاوت اين پديده با ساير رفتارهاي جمعي معين شود.

تفاوت عمده جنبش با مبارزه حزبي در اين است كه جنبش از حزب كمتر سازمان يافته و عضويت در جنبش برخلاف حزب غيررسمي است . مبارزه حزبي پيكار رودررو و مستقيم براي كسب و يا حفظ قدرت است٬ در حاليكه جنبش بصورت پراكنده عمل مي كند.  از تفاوتهاي ديگر جنبش و حزب, همگاني بودن جنبش و مشاركت فعالانه اعضاي آن در سطح وسيع است.  همچنين تفاوت اساسي جنبش و انقلاب در نوع اختلاف آنها با حكومت مي باشد كه در اولي تاكتيكي و در دومي استراتژيكي است.

جنبش هر چند به عنوان يكي از انواع رفتارهاي جمعي مورد بحث قرار مي گيرد اما با ساير رفتارهاي جمعي تفاوت اساسي دارد . رفتار جمعي به روش فكري و اعمال تعداد زيادي از مردم كه معمولأ با احساسات همراه است و تفريبأ بصورت خودجوش صورت مي گيرد و از الگويي خاص تبعيت نمي كند گفته مي شود ٬ كه بر خلاف جنبش بدون برنامه, سازمان نيافته, بدون ايدئولوژي و فاقد رهبري مشخص است.

پس از اين مقدمه طولاني به تحليل آنچه كه به عنوان حركت ملي آذربايجان خوانده مي شود مي پردازم.  حركت ملي آذربايجان از تاريخي يكصد ساله برخوردار است كه از واكنشهاي احساسي در مقابل تحقير فرهنگ و زبان آذربايجان و تبعيض اقتصادي بين مركز و پيرامون شروع و به يك جنبش تمام عيار ختم شده است كه گاهأ حالت انقلابي پيدا كرده و با خشونت همراه بوده است . اما به نظر مي رسد آنچه كه امروز با عنوان حركت ملي آذربايجان شناخته مي شود تداوم آن جنبش نبوده٬ بلكه تنها اعتراضاتي است كه بصورت رفتارهاي جمعي نمود پيدا مي كند . به نظر نگارنده اين سطور امتداد جنبش ملي آذربايجان در خط سيري كه در دهه سوم پيموده است به جهت تغيير دولت و همچنين سياست جهاني نه امكانپذير است و نه مفيد, اما عدم آگاهي از سرگذشت جنبش ملي آذربايجان و چالشهايي كه در گذشته اين جنبش را تا آستانه عدم موفقيت و به عبارتي شكست كشانده است خطر بزرگي براي انحراف اين حركت نوپا محسوب مي شود.

به اعتقاد نگارنده اعتراضاتي كه پس از پايان جنگ تحميلي شروع شده و هم اكنون توسط عده اي حركت ملي آذربايجان نامگذاري شده است يك جنبش تمام عيار نبوده بلكه واكنشهاي دسته جمعي است در مقابل پان ايرانيست ها و رفتارهاي تبعيض آميز طيفي از حكومت كه تحت تأثير تئوري يكسان سازي آرياپرستان قرار دارند و يا حداكثر مي توان گفت كه اين حركت در مرحله ابتدايي و آشفتگي و هيجان باقي مانده است . براي اثبات اين امر ذكر چند مورد ضرورت مي يابد.

1- حركت ملي آذربايجان فاقد ايدئولوژي است و يكي از دلايل مهمي كه نتوانسته است پشتوانه مردمي پيدا بكند همين مسئله مي باشد. ايدئولوژي به يك سلسله باورها و اصول عقيدتي و ارزشها كه اعضاي يك فرهنگ و يا خرده فرهنگ به طور مشترك آنرا مي پذيرد دلالت مي كند و براي توجيه اهداف و رفتارهاي اعضاي جنبش ضروري است. به نظر مي رسد حركت ملي آذربايجان جهان بيني خاصي براي توجيه اهداف خود ندارد و يا حداقل مي توان گفت كه طرفداران آن فاقد توانايي علمي براي تبيين و تبليغ ايدئولوژي اين حركت مي باشند.

2- حركت ملي آذربايجان از كمترين انسجام برخوردار است و تعداد اقلي از مردم در حركت مشاركت فعالانه دارند. هر چند برخي از فعالان اين حركت سعي دارند حركت ملي آذربايجان را يك جنبش نخبه اي قلمداد كنند٬ اما شركت فعالانه نخبگان آذربايجان نيز در اين حركت چشمگير نيست.

3- هدف نهايي حركت ملي آذربايجان مشخص نيست و استراتژي متناسبي با اهداف اعلام شده اتخاذ نشده است. به عنوان نمونه عده اي از فعالان حركت, هدف نهايي را دستيابي به سيستم فدراليسم عنوان مي كنند . در حاليكه توانايي لازم را براي تدوين استراتژي مناسب براي نيل به اين هدف ندارند. اين عده ادعا مي كنند كه براي مطالبه حقوق مردم آذربايجان در چارچوب قوانين نظام موجود مبارزه مي كنند٬ در حاليكه برقراري سيستم فدرال مستلزم فروپاشي نظام موجود مي باشد. اين عده هدفي را براي حركت ملي آذربايجان ترسيم مي كنند كه دست نيافتني است و شايد حتي معني آنچه را كه مي گويند نمي دانند٬ چه برسد به تدوين استراتژي براي رسيدن به آن هدف.

4- حركت ملي آذربايجان فاقد رهبر يا رهبراني است كه مورد اقبال عموم مردم آذربايجان و يا حداقل اكثريت فعالان اين حركت باشند, اگر چه پديده ظهور رهبري كاريزماتيك در جوامع متكثر امروزي رنگ باخته٬ اما وجود سازماني كه جنبش را رهبري مي كند ضرورتي انكارناپذير است.

با توجه به موارد گفته شده آنچه كه حركت ملي آذربايجان نام گرفته از سطح رفتارهاي جمعي فراتر نرفته ٬اما امكان تبديل شدن آن به يك جنبش فراگير ملي وجود دارد و اين مسئله تا حد زيادي وابسته به توانايي فعالان اين حركت در تبيين ايدئولوژي خاصي براي حركت , تبيين اهداف قابل دستيابي و پرهيز از اعلام هدفهاي موهوم , تدوين استراتژي متناسب با اهداف حركت و جلب اعتماد عمومي مي باشد.

در خاتمه ذكر اين نكته ضروري است كه هدف اين نوشتار تحقير حركت ملي آذربايجان نيست٬ بلكه نقد علمي نقاط ضعف آن براي اصلاح كاستي ها و پيش گيري از انحراف است.

  خوانندگان محترم مي توانند انتقادات خود را نسبت به مقاله فوق جهت چاپ در نشريه آراز به آدرس    arazqazeti@yahoo.com   ارسال نمايند.