آيا کردهای عراق به خواسته های خود می رسند؟

BBC 17/07/2004

 

حدود يک سوم خاک عراق را مناطق کردنشين تشکيل می دهد.

کردهای عراق در گذشته به دليل نداشتن نقش در حاکميت سياسی اين کشور خود را قربانی تبعيض ملی می دانستند.

آنها در تاريخ معاصر عراق همواره به دنبال دستيابی به استقلال و آزادی بوده اند. از سال ۱۹۶۰ پيشمرگه های کرد بارها با حکومت مرکزی وارد جنگ چريکی شدند و تعداد زيادی در اين درگيری ها کشته شدند.

اما از سال 1991 و پس از جنگ خليج فارس، کردهای شمال توانستند با کمک غرب تقريبا به طور مستقل امور کردستان را در دست بگيرند.

کردهای عراق از آوريل ۲۰۰۳ و اشغال عراق راه همکاری با نيروهای ائتلاف را در پيش گرفتند. نمايندگان سياسی کردها هم در شورای حکومتی حضور داشتند و هم امروز در دولت انتقالی اين کشور حضور دارند.

امروزه اغلب کردهای عراق خواهان تشکيل يک نظام فدرالی در اين کشور هستند با حق خودمختاری کامل برای منطقه کردستان. برخی از سازمان های چپگرای عرب نيز از اين خواسته حمايت می کنند.

در بغداد سخن گفتن از استقلال کردها مورد قبول مقامات نيست و ساير دولت های منطقه، سوريه و ترکيه و ايران، که در آنها اقليت کرد سکونت دارد، با استقلال کردها سخت مخالف هستند و آن را مخالف منافع ملی خود می دانند.

گفته می شود که کردها اکنون از به قدرت رسيدن يک حاکميت متمرکز در عراق نگران هستند، زيرا بيم دارند که تقويت نيروهای عرب ناسيوناليست، بار ديگر به فشار بر آنها منجر شود. برخی نگران آن هستند که استقلالی که کردها دوازده سال از آن برخوردار بودند، رو به پايان باشد.

شما در مورد آينده کردهای عراق چه فکر می کنيد؟ آيا آرايش نيروهای منطقه به کردهای عراق اجازه می دهد که از يک خودمختاری واقعی برخوردار شوند؟

 

ديدگاههای شما

احتمال ضعيفی وجود دارد که کردها به حق خود در عراق دست يابند. کردها درعراق با وجود موفقيت های زيادی که کسب کرده اند هنوز نتوانسته اند به صورت کامل اتحاد و يکپارچگی به دست بياورند که پس از خودمختاری دچار ديکتاتور زدگی نشوند. متاسفانه ايران به جای نفوذ در ميان اين مردمان اصيل ايرانی به خاطر ضعف ديپلماسی، اين قوم درجه يک ايرانی تبار را هم در ورطه نابودی قرار داده است و به جای استفاده از اين ايرانيان کهن، خود به جان آنها افتاده و در کنار حکومتهای ترک و عرب به تقليد از استراتژی آنان قصد حفظ منافع خويش را دارد. در صورتی که ايران ميتوانست از اين مردم متحدی قابل اطمينان دست وپا کند. مصطفی - ايران

در واقع مشکل اصلی خود کردها نيستند. اوضاع سياسی حاکم بر منطقه و همچنين وجود حکومتهای غيردمکراتيک فضايی ايجاد کرده اند که نه تنها کردها امکان هيچ گونه آزادی و آرامش سياسی و دمکراتيک را نداشته اند بلکه اين رژيمها تا آنجا که توانسته اند از سعادت مردم خودشان در راه رسيدن به حق و حقوق انسانی و دموکراتيک ممانعت کرده اند. بهبود وضع سياسی کردها در گرو دگرگونی اوضاع سياسی حاکم بر حکومتهای منطقه است. کاوه - استکهلم

 

 ايران يکپارچه است و همه اقوام مانند انگشتان يک دست، بايد متحد در آن زندگی کنند و به هم احترام بگذارند و اسير احساسات و تبليغات و القائات بيگانگان نشوند.

 

عليرضا از تهران

اين واقعيتی است که کردها مليت هستند و نه قوميت و حتی در ساير کشورها مهاجرين کرد را به عنوان کردستانی خطاب می کنند و نه مثلاً عراقی، ايرانی، ترک يا اهل سوريه. اما نظر من به عنوان يک غيرکرد اين است که اگر استقلال کردستان با آگاهی، کارشناسی و مردم سالاری انجام گيرد، بسيار مطلوب است. اما نبايد فراموش کرد که جدا شدن دو سيستم حکومتی بسيار پيچيده می باشد و احتياج به بلوغ و آمادگی لازم دارد، شاهد اين مسئله جدائی جمهوری ايرلند از کشور بريتانياست. تشکيل حکومتی غيرمردمسالار و شتابزده ميتواند ويروس ديکتاتوری را در قالب ديگری رقم زند، که بايد از آن به شدت پرهيز کرد، به خصوص که منطقه سابقه طولانی آلودگی را داراست. هر گاه کشورهای منطقه دارای حکومتهای مردمسالارتر بشوند با بر قراری رفراندم و همه پرسی، امکان تولد مليتهای جديد دارای هزينه ای بسيار کمتر از جنگ و کشتار خواهد بود. به رسميت شناختن حقوق بيشتر برای کردهای ترکيه نمونه خوبی از فعاليت جامعه جهانی در اين زمينه می باشد. شاهين زبرجد - لندن

بهترين راه نگاه به تاريخ است تا متوجه شويم طبيعی ترين و بهترين راه برگشت کردستان به ايران است چون خانه کرد ايران بوده و خواهد بود. ضمنآ توجه کنيد نژاد و زبان و آداب و رسوم کردها بيشترين شباهت را با ايرانيها دارد. مرتضی خسروی - تهران

در عصر وجدانهای سوخته چه انتظاری می توان داشت که کردها به حق خود دست يابند! هر کودکی در هنگام به دنيا آمدنش پاک و معصوم است ولی کودکان مظلوم کرد در همين آغاز زندگيشان به دو گناه بزرگ مرتکب می شوند و آن اين است که اولا کرد هستند و ثانيا اهل سنت! وقتی تاريخ کردها را ورق می زنيم هميشه شاهد اين هستيم که در حقشان ظلم شده. ديگر اينکه روحيه متحد بودن را با هم ندارند، در همين زمان نهضت آقای خمينی که کردهای ايران قيام کردند، کردها اولين ضربه را از جاشها خوردند. بنابراين تا زمانی که اتحاد و همبستگی در بين آنها حاکم نباشد، رسيدن به استقلال امری محال است. بايد آگاه باشند که حکومتهای فعلی ايران و ترکيه و عراق و سوريه هر دم در فکر اين هستند که کردها را از رسيدن به اين حق خود محروم کنند. باور کنند که اين حکومتها دست به هر کاری در اين راستا می زنند و چه بسا شاهد بوديم که زبده ترين افراد کرد را ترور کردند (قاسملوها ، شرفکنديها و...) جهانيان نيز بايد گوشهای خودشان را باز کنند و بدانند که تا زمانی که اين حق به کردها داده نشود همواره در خاورميانه شاهد ناامنی و بی ثباتی خواهند بود. هيوا - بوکان

ايران يکپارچه است و همه اقوام مانند انگشتان يک دست، بايد متحد در آن زندگی کنند و به هم احترام بگذارند و اسير احساسات و تبليغات و القائات بيگانگان نشوند. قطره درياست اگر با درياست ورنه او قطره و دريا، درياست. کردهای ايران نباید اسير جوسازی مسموم تجزيه طلبان شوند و بدانند که مردم ايران بيشتر به ايرانيان می انديشند تا بيگانگان. عليرضا - تهران

به نظر من تا زمانی که کردها با همديگر متحد نشوند، به خصوص در کردستان عراق يک حکومت کردی تشکيل نشود و همچنين رهبران کرد به صورت واضح خواسته های خود را بيان نکنند و برای رسيدن به آنها مصر نباشند، اميدی نيست که ملت کرد بتواند به حقوق خود برسد. زردشت - مريوان

کردهای عراق و پس از مدتی تمام کردها به حقوق خود خواهند رسيد. کشورهای منطقه مهمترين عامل به تأخير انداختن اين امر هستند. ولی تقويت هويت ملی و حس اعتماد به نفس در تمام کردها پس از ۱۲سال حکومت نيمه مستقل در بخشی از خاک کردستان، همچنين حمايت افکار عمومی در سطح جهانی، جشن بزرگ کردستان را نزديکتر ساخته اند. هيوا - سنندج

تنها راه نجات کردها خلاص شدن از سنت های مذهبی است، که اعراب و ايرانيان و ترکها هر کدام به نوعی با بهره سياسی و ايجاد تفرقه بين کردها آنها را در ضعف و در مقابل هم قرار داده اند. حامد م - سقز

به نظر من با وجود اين روش و اين رهبران، کردها نمی توانند به خواسته هايشان برسند و بايد با ديپلماسی قوی تر و پشتوانه بيشتر خواستهای خود را مطرح کنند. مثلا با راه پيمايی و همچنين ارتباط با شخصيتهای مهم فرهنگی و سياسی دنيا. همان روشی که در سال ۱۹۹۱ باعث شد منطقه پرواز ممنوع بر قرار گردد. فواد - سنندج

تا وقتی ما کردها قوی نباشيم، کسی حق ما را نمی دهد. آرمين - هامبورگ

به نظر من کردهای عراق تا زمانی که منفعلانه برخورد ميکنند و سعی دارند که از طريق نيروهای ائتلاف به خواسته هايشان برسند کار چندانی از پيش نمی برند و هيچ تضمينی نيست که دولت عراق کاری در اين زمينه انجام دهد. از طرفی هم به علت دوگانه بودن رهبران کرد و عدم داشتن يک رهبر واحد و حکومت يگانه با اينکه موضعگيريهای آنان ظاهرا يکی است ولی از قدرت آنان ميکاهد. گرچه مدتی است که اين دو حزب ميخواهند با يکديگر متحد شوند ولی تاکنون جرأت اين کار را نداشتند. رسيدن کردها به خواسته هايشان در اين زمان که عراق نياز دارد به امنيت و ثبات بسيار مشکل است چون با واکنش منفی اعراب در داخل و خارج و همچنين همسايگان عراق روبرو ميشود. کردها يکبار ديگر به نيروهای ائتلاف و آمريکا اعتماد کرده اند که با تشکيل مجلس عراق و نوشته شدن قانون اساسی عراق با حمايت آمريکا به خواسته هايشان برسند ولی پيداست که کردها هم پيمان استراتژيک يرای آمريکا نيستند و اگر آمريکا احساس کند رسيدن کردها به خواسته هايشان تبعات سنگين برای ثبات عراق و نيروهايش دارد در رد درخواستهای کردها درنگ نمی کند. لذا کردها قبل از تثبيت عراق و حکومت مرکزی مقتدر بايد خواسته هايشان را جدی تر مطرح نمايند و بر آنها پافشاری کنند.... پوريا حاجی زاده - سنندج

کردها و تمام اقوام ايرانی از تاجيک و بلوچ و آذری و ... بايد ايران بزرگ را بسازند. سازهای جدايی طلبی فقط شعار دول بزرگ است که يک عده ايی به خاطر مقام و ثروت به دنبال اين کارها هستند و از خلوص اقوام استفاده می کنند تا به جايی برسند، آنگاه خود شروع به زورگويی و حق خوری کنند. محمد - ايران

من به عنوان يک جوان ۲۳ ساله از تمام مردم دنيا اين سؤال را دارم که چرا کردها با جمعيت بيش از ۴۰ ميليون نفر نبايد به استقلال خود برسد؟ امير - مهاباد

واقعيت را بخواهيد عراق و بخش کردنشين و غيرکردنشين آن به علاوه افغانستان و پاکستان و تاجيکستان و آذربايجان و حتی سواحل آن سوی خليج فارس و بخشی از ترکيه و نيز يکسری جاهای ديگر همگی متعلق به ايران بزرگ بوده... سياوش - همدان

در ترکيه اگر بگويی کرد هستم بزرگترين گناه را مرتکب شده ای! در سوريه کردها از قشر محروم جامعه هستند. در ايران تبعيض و تفاوت در شهرهای کردنشين نسبت به ديگر شهرها هويداست و عراق هم که ديگر بر کسی پوشيده نيست. با وجود همه ظلمها و محروميتها اگر قصد مقابله داشته باشيم، تجزيه طلب ناميده می شويم. با همه اينها فکر می کنيد عربها به راحتی حقوق کردها را می دهند؟ ديار - آلمان

من کرد هستم و به ندرت کسی را ديدم که درباره خواستهای ما، روشنفکرانه و منصفانه قضاوت کند. با وجود جمعيت چند ميليونی از داشتن کمترين حقوق خود محروم هستيم! درمورد آينده کردستان عراق يا هر جای ديگر با زور و سرکوب کار به جايی نمی رسد و بر عکس، مردم از زورگويان متنفرتر و بر خواستهايشان مصرتر می شوند. درباره کرکوک هم اسنادی معتبر وجود دارد که اين شهر جزيی از خاک کردستان است. در تعجبم شيعيان عراق هم مانند کردها ستم صدام را تجربه کرده اند، حالا می خواهند به کردها ستم کنند! تنها راه حل برای عراق و همه کشورهای منطقه اينست که از دموکراسی وحشت نداشته باشند و حقوق ملتهای ستمديده را بدهند. نريمان - استکهلم

اگر چنانچه نسيم آزادی که تحت عنوان خاورميانه بزرگ قرار است در منطقه بوزد واقعی و درست باشد، خواست و تقاضای کردها چندان پيچيده ودشوار نيست. شيوه حکومت فدرالی نيت آنهاست و چندين بار هم آن را تکرار کرده اند وليکن دشواری کار کردها در ۴ کشور عراق، ايران، سوريه و ترکيه در اين است که به تجزيه طلبی محکوم و با يک شيوه متحد قربانی می شوند ... اگر حکومت آينده ای که در عراق مستقر می شود براساس احترام به مردم و بر مبنای دموکراسی باشد و شيوه فدرالی، برای ملت کرد مشکلی پيش نخواهد آمد و اگر به غير از اين باشد بايد ديد برای کل منطقه خاورميانه چه خوابی ديده اند. اسماعيل - تهران

من بر اين باورم که وجود فدراليزم در زمان حال و با وضعيت جاری خاورميانه در کردستان عراق يک لازمه انکار ناپذير است. چون در اين صورت همانند يک وزنه سنگين در معادلات گروههای تندرو تأثيرگذار خواهد بود... هادی - تهران

با توجه به اينکه سقوط حزب بعث و تشکيل دولت جديد عراق به عنوان يک نمونه تازه از دموکراسی در منطقه تلقی مي شود، دو ابر قدرت جهانی امريکا و بريتانيا نيازمند اين هستند که اين واقعيت را در عراق بجا بياورند. کردها به واضحی می دانند که خواست آنها برای ايجاد يک کشور فدرال يک خواست نيست، بلکه حق مسلم آنهاست، همانطور که بسياری از دول دنيا حتی تعدادی از دول خاورميانه نيز دارای اين نظام فدرالی هستند. تهديد بسيار جدی سران کرد به جدا شدن از عراق غيرفدرال خود نشان از اين واقعيت دارد که دنيای امروز به دنبال خواست ملتهاست، نه ديکتاتورها. احمد عبدالله - اربيل

من به عنوان يک ايرانی آذربايجانی معتقدم که يک نظام فدراتيو مناسب ترين مدل برای عراق است و اين به سود کليه اقوام عراق و کشورهای همسايه است. اين مدل به طور نظری در واقع يکی از دستاوردهای انقلاب مشروطه ايران بود که متاسفانه هرگز به ثمر نرسيد. بعد از پايان جنگ جهانی و تبعيد رضا خان اين آذربايجانی ها بودند که با اتکا بر قانون اساسی وقت که به نوعی ميراث مبارزات مشروطه خواهی مردم در آن متبلور بود، اولين بار ايده حکومت فدراتيو مبتنی بر احترام متقابل اقوام با فرهنگهای متفاوت ولی تاريخ مشترک را داده و آن را برای مدت حدود يک سال عملی کردند. سرکوب اين حرکت با کمک قدرتهای جهانی (آمريکا، شوروی استالينی و انگليس) برای شاه جوان ميسر شد. زدن انگ جدايی طلبی به آن حرکت مترقی و برخی اشتباهات سياسی رهبران آن حرکت در اين سرکوب نقش مهمی ايفا کرد. کردهای عراق می بايست درسهای اين تاريخ را به خوبی مرور کرده و بياموزند. اين در بلند مدت به سود ايران و ترکيه هم خواهد بود. مشکلات قومی و حقوق مدنی اقليتهای قومی يکی از مهمترين مسايل در اين کشورهاست. ضمنا مردم کرد عراق بايد به آمريکاييها بفهمانند که نمی تواند از ايشان تنها به عنوان ابزار سياسی استفاده کند. نبايد به آنها (قدرتهای خارجی) اجازه داده شود که سياستهای قديمی خود را بار ديگر به مرحله اجرا بگذارند. رضا - سيدنی

ايجاد يک نظام فدرالی در عراق و دادن يک خودمختاری کامل به کردها حداقل حقوق حقه کردهاست که هر وجدان پاک و هر انسان آزادی خواهی آن را قبول دارد اما چرا رهبران شيعه عراقی که خود دم از خدا و پيغمبر و ائمه و قرآن می زنند با اين حداقل خواسته کردها مخالفت کردند و می کنند شايد آزمونی بود برای آنها، که جهانيان بتوانند سرشت حقيقی آنها را بشناسند. اما حق کامل کردها اين است که آنها بار ديگر از اين کشور ها جدا شوند و در يک کشور مستقل کردستان زندگی کنند. تنها در آن موقع است که منطقه به ثبات خود خواهد رسيد... اشکان - تهران

به نظر می رسد کردهای عراق پس از جنگ خليج فارس تجربيات زيادی را از دموکراسی و آرامش موجود در کردستان عراق آموخته اند و به واقع، آمادگی لازم برای يک سيستم فدرالی را در آن منطقه دارند. اما متاسفانه معادلات ژئوپولتيک منطقه فقط در کردستان رقم نمی خورد و ساير دولتها در راستای منافع خود سعی دارند تا آرامش و ثبات را از آنجا دور کنند. با اين همه آرزوی همه کردها در درجه اول صلح و ثبات و در مرحله بعد خودمختاری در قالب يک سيستم فدرالی در عراق می باشد. کاميار - تهران

امروزه ديگر برای بشريت متمدن در جهان اثبات شده که کردها از لحاظ تاريخی و فرهنگی و زبانی و غيره ملتی کهن هستند و بايد صاحب حق تعيین سرنوشت خويش باشند... کردها اثبات کرده اند که ملتی صلح جو و ترقی خواه هستند و به ديگر همسايه گانشان احترام می گذارند و در عين حال ملتی هستند که از شرف ملی خود به شدت دفاع می کنند و هرگز تسليم زور و تزوير نشده اند و نخواهند شد. ايوب - زوريخ

همکاری کردها با نيروهای ائتلاف فقط برای رسيدن به خواسته های خود که يک نظام فدرال می باشد بوده و اگر کردها احساس کنند که به هدفشان نمی رسند به مبارزه با حکومت جديد عراق خواهند پرداخت و حکومت آينده عراق برای جلوگيری از ناامنی و خشونت بيشتر مجبور به پذيرش خواسته کردها می شود. بهنام - سنندج

کردها که شمارشان بيشتر از بيست ميليون است، اکنون بايد به استقلال کامل و دولت آزاد خود دست يابند. بايد جامعه جهانی مناطق کردنشين در عراق، ترکيه، ايران و سوريه را به هم بياورد و دولت متحد کردستان تشکيل شود. اين حق طبيعی کردهاست که دولت خود را داشته باشند. سازمان ملل بايد حق کردها را به دستشان بدهد. چرا اسرائيل با شش ميليون توانست دولت خود را داشته باشد، ولی کردها نه؟ به اين گونه بی عدالتيها در جهان بايد خاتمه داد. آذر کيانی - تاجيکستان

مسلماً اوضاع منطقه به کردها اجازه استقلال نخواهد داد و آمريکا و متحدانش نيز در اين باره با کشورهای منطقه همفکرند. بخش اعظم مردم کرد در عراق از تکرار تاريخ هشتاد ساله عراق در هراسند؛ هربار وحت ملی عراق به چالش کشيده شده، کردها به عنوان غنی ترين سرمايه ملی عراق نقش کاتاليزور و نيروی فعال همبستگی ملی را بازی کرده و آخر سر هم به قول آقای قذافی "بدون نخود از ميهمانی برگشته اند". نگاهی کوتاه به تاريخ بيانگر نقش کردهاست در موازنه وحت ملی در عراق. اين پيشينه تاريخی و اين تجارب تلخ باعث شده که کردها هميشه با ترديد به به قدرت رسيدن نيرهای عرب عراق بنگرند، بخصوص آنکه عراق هميشه يکی از کانونهای ناسيوناليسم عرب بوده و علت آنهم تعدد قومی بوده که در کمتر کشور عربی به اين صورت است. از اين لحاظ هميشه بيم آن وجود دارد که دولت عراق نتواند خود را از اسارت افکار ناسيوناليستی برهاند. جمله بسياری معروف امروزه در کردستان عراق بر سر زبانهاست که می گويند: "اگر مقتدی صدر بتواند، ما چرا نتوانيم؟" ريبوار کريم ولی

کردها هم عراقی اند لذا بايد از حقوق مساوی برخوردار باشند. سياستها بايد بر اساس منافع مردم عراق گرفته شود نه منافع کشورهای همسايه. کشورهای همسايه هم به جای نگرانی و دخالت بهتر است به حقوق مردم خود احترام بگذارند، بخصوص اقليتها. متأسفانه در کشورهای جهان سوم هميشه اقليتها شهروندان درجه سه اند. آمريکا اصرار دارد کردها به حقوق مساوی برسند وگرنه به آبرو و رسالتی که ظاهراً اعلام کرده، لطمه می خورد. علی - شيراز

تا کردها با هم متحد نباشند، به هيچ خواسته ای نمی رسند، مخصوصاً دو حزب يکيتی و پارتی. آمانج - کردستان

هيچگاه به خودمختاری کامل نخواهند رسيد و نبايد هم برسند. اگر به اين وضعيت باشد، فردا لابد ترکها، بلوچها، لرها، تهرانيها، مشهديها نيز می خواهند برای خودشان کشوری داشته باشند. اينها تماما ًدسيسه است. نمی فهمم چرا در کشوری مثل آمريکا، اسپانياييها يا فرانسويها يا آلمانها هيچگاه درخواست استقلال نمی کنند اما در سريلانکا که به اندازه يک نعلبکی است، ببرهای تاميل استقلال می خواهند. اگر راست می گوييد ياد بگيريد و ياد بدهيد در کنار يکديگر زندگی کردن را. کيوان - توکيو (ژاپن)

درد اصلی اين قوم اصيل ولی بسيار مظلوم، فقدان رهبرانی عالی مقام و بلند همت است، طوری که هر کسی به عنوان رهبر بيشتر خواسته های خود را در نظر می گيرد تا رفع درد مردم و اعتلای نام کرد. ابتدايی ترين راه حل برای رهايی از اين بن بست، حفظ اتحاد بين افراد و گروهها و حزبهای اين قوم و اميد داشتن به نيروهای خودی تا نيروهای اجنبی و بيگانه برای دستيابی به خواسته هايشان است. ديگر اينکه رهبران بايد بلند پروازی را به دور ريخته و بر اساس داشته ها و سرمايه ها و اعتبار نام و تاريخ کرد به فکر سازندگی و آبادانی منطقه کرد در هر کشوری باشند. همچنين رهبران بايد به فکر زدودن تنش و همچنين کاستن تعصب بين قوم کرد با ديگر اقوام در هر کشوری باشند و به انسانيت انسان ارجحيت بيشتر نسبت قوميت کرد بدهند. مسئولان اين قوم اصيل بايد به جای تکيه به نيروهای بيگانه و اجنبی بر مردم کرد و ديگر قومهای نزديک خود تکيه داشته باشند و اجازه هر گونه بازی و بازيچه بودن بيشتر را به ديگر کشورها و ديگر سياستمداران ندهند. مهرداد رجبی کرمانشاهی- تهران

برگشت عراق به گذشته، دور از تصور می نمايد. به زير کشيدن صدام از قدرت، راندن جبری عراق به فاز اجتماعی - سياسی ديگری بود. اين فاز جديد، سيستم و چوکات (زمينه) سياسی خاص خودش را می خواهد و اين چوکات (زمينه) خلق خواهد شد. کرد ها در فاز جديد به جايگاه ثابت تری خواهند رسيد که نه آن جايگاه بلند است که خودشان خيال می کنند و آن جايگاهی که اعراب خيال می کنند و کشورهای همسايه ای دارای اقليت کرد عراق. هزاره - کابل

اگر بخواهيم واقعگرايانه با مسائل بغرنج کردها برخورد کنيم، تحقق نسبی خواسته های کردها نيز بدون ذکر يا قيد واژه هايی چون خودمختاری و فدراليسم چندان مشکل نخواهد بود. اين مهم هنگامی حل خواهد شد که در قانون اساسی آينده عراق، دمکراسی و آزادی برای همه تضمين شود. تضمينی که قدرت اجرايی آن نه سازمان ملل، که بيست کشور عربی ضددمکراسی را عضو خود کرده. تضمين بريتانيا و آمريکا يا شورای امنيت برای کردها قابل قبولتر خواهد بود. پروژه گسترش اروپای بدون مرز، حقانيت مدرنيته بخشی از جامعه بشری است. کردها و بخصوص روشنفکران واقعی آن به اين پروژه موفقيت آميز اروپا رشک می برند. آريز - کردستان

رهبران کرد عراقی بر خلاف رهبران قبلی، سياست کاملاً درست و زيرکانه ای در پيش گرفته و مردم کردستان عراق نيز از درک سياسی بالايی حداقل نسبت به ساير عراقيها برخوردارند که برای آينده سياسی آنها اميدوار کننده است. اما از طرف ديگر، سه کشور ايران، سوريه و ترکيه که هر سه فاقد حکومتهايی با رعايت اصول دموکراسی اند مانع عمده ای بر سر راه آرزوی ديرينه کردها برای رسيدن به حق آزادی و دموکراسی اند. اتحاد تازه ای که بين اين سه کشور بر سر مسئله عراق برقرار شده نيز نشانه هايی از کمرنگ شدن باور تحقق آرزوی کردهاست. سفر بی سابقه بشار اسد به ترکيه و ايران، شايعه پراکنی حضورنيروهای امنيتی اسرائيل در کردستان عراق توسط ترکيه، درگيری ايران با چريکهای کرد ترکيه و همچنين حمايت ايران از شيعيان تندرو عراق از جمله مقتدی صدر در جهت تحت فشار قرار دادن نيروهای چند مليتی و ... شواهدی از تلاشهای اخير اين سه متحد تازه در مقابل خواست کردهای عراق است. آزاد - کرمانشاه

متأسفانه کردهای عراق اشتباهات تاريخی خود را بار ديگر تکرار می کنند و بدون توجه به عروسک گردان اين خيمه شب بازی سياسی، خود را در آغوش دشمن اصلی خود، يعنی آمريکا می اندازند. آمريکا همان دشمن خوش خط و خالی است که چه در جنگهای داخلی و چه جنگهايی که بين ممالک دارای اقليت کرد پيش آمده، هميشه خنجر را از پشت بر پيکر وجودی نهضتهای آزاديخواه کرد زد. عروسک صدام را برمی دارد و عروسک ديگری می گذارد و داستان رنج کردها همچنان باقی خواهد بود. فقط بايد منتظر بيدار شدن وجدان بين المللی بود تا به اين کشتار و بيرحمی آمريکا خاتمه داده، روی آرامش و صلح و آزادی را به ملت کرد باز گردانند.
آرام - کولمبورخ

تجربيات گذشته نشان می دهد که هميشه ابر قدرتها از کردها مانند ابزاری برای تقويت منافع خود استفاده کرده اند و به همين خاطر، کردها اطمينان خود را نسبت به همه تقريباً از دست داده اند. همين تغيير سياست امريکا در انتخاب دولت موقت عراق اين امر را تائيد می کند و کشورهای منطقه هم، سخت از اينکه کردها به حقی برسند نگرانند و سخت با آن مخالفت می کنند و البته سياستمداران کرد هم ضعيف عمل کردند و امروزه کردها بيشتر از همه چيز به اتحاد بيشتری با هم احتياج دارند تا به آرزوهای ديرينه خود رسند که همان آزادی خواهی است. پيشوا - کردستان

کردها به حق و حقوق خود نرسيدند و بار ديگر در تاريخ به بازيچه دست آمريکا و انگليس تبديل شدند. تنها راه رسيدن به حق و حقوق خود، اين است که بايد در همه پرسی آزاد خواستار کشور مستقل شوند . تنها اراده توده های مردم است که می تواند ضامن حق و حقوق مردم باشد. علی خراسانی