Ana Sehife

 

 

اعلاميه جهانى حقوق زبانى

 

 

ترجمه شده توسط: على دده بيگلو

 

به مناسبت روز جهانى زبان مادرى- ٢٠٠٥

 

 

 

 

مقدمات

 

موسسات و تشكيلات غيردولتى٬ امضاء كنندگان "بيانيه جهانى حقوق زبانى" حاضر٬ گردهم آمده از ٦ تا ٩ ژوئن ١٩٩٦ در بارسلونا؛

با در نظر گرفتن "اعلاميه جهانى حقوق بشر" مورخ ١٩٤٨ ٬ كه در مقدمه اش اعتقاد خود را به "برابرى حقوق پايه اى بشر٬ كرامت و ارزش افراد انسانى و حقوق برابر مرد و زن" بيان مىنمايد؛ و نيز در ماده دوم خود كه اعلام مىكند "همه افراد٬ بدون در نظر گرفتن "نژاد٬ رنگ٬ جنسيت٬ زبان٬ دين٬ باورهاى سياسى و يا ديگر باورها٬ منشاء ملى و يا اجتماعى٬ مالكيت٬ محل تولد و يا خصوصيات ديگر"٬ داراى همه حقوق و آزادىها مىباشند"؛

با در نظر گرفتن "عهدنامه بين المللى حقوق سياسى و مدنى" ١٦ دسامبر ١٩٦٦ (ماده ٢٧) ٬ و "عهدنامه بين المللى حقوق فرهنگى٬ اجتماعى و اقتصادى" به همان تاريخ٬ كه در مقدمه هاى خود بيان مىنمايند آحاد نوع بشر نمىتوانند آزاد شمرده شوند مگر آنكه شرايطى فراهم گردد كه آنها را قادر به اعمال و بهره بردارى از هر دوى حقوق مدنى و سياسى و حقوق فرهنگى و اجتماعى و اقتصادى خود نمايد؛  

با در نظر گرفتن "قطعنامه ١٣٥-٤٧"٬ ١٨ دسامبر ١٩٩٢مجمع عمومى سازمان ملل متحد كه "بيانيه در حقوق افراد متعلق به اقليتهاى ملى٬ ائتنيكى٬ دينى و زبانى" را تصويب نمود؛

با در نظر گرفتن اعلاميه ها و توافقنامه هاى (كنوانسيونهاى) مجمع اروپا مانند "كنوانسيون اروپائى براى حفظ حقوق بشر و آزاديهاى اساسى"٬ به تاريخ ٤ نوامبر ١٩٥٠ (ماده ١٤)؛ "كنوانسيون شوراى وزيران مجمع اروپا" به تاريخ ٢٩ ژوئن ١٩٩٢ ٬ كه "مقاوله نامه (چارتر) اروپائى براى زبانهاى منطقه اى و يا اقليتى" را تصويب نمود؛ "اعلاميه در باره اقليتهاى ملى" تهيه شده توسط نشست سران مجمع اروپا در تاريخ ٩ اكتبر ١٩٩٣ ؛ و "كنوانسيون چهارچوب براى محافظت از اقليتهاى ملى" نوامبر ١٩٩٤ ؛  

با در نظر گرفتن "بيانيه انجمن بين المللى قلم در سانتياگو د كومپوستلا" و "بيانيه ١٥ دسامبر ١٩٩٣ كميته حقوق زبانى و ترجمه اى انجمن جهانى قلم٬ در رابطه با پيشنهادى براى برگزارى كنفرانسى جهانى در موضوع حقوق زبانى"؛

با در نظر گرفتن اين امر كه در شهر رسيف برزيل٬ "اعلاميه ٩ اكتبر ١٩٨٧ دوازدهمين سمينار انجمن بين المللى براى توسعه تفاهم و ارتباط بين فرهنگها"٬ به سازمان ملل متحد توصيه نمود كه گامهاى لازم را براى تصويب و اجراى اعلاميه جهانى حقوق زبانى بردارد؛

با در نظر گرفتن "كنوانسيون ١٦٩ سازمان جهانى كار" مورخه ٢٦ ژوئن ١٩٨٩ در باره مردمان بومى و طائفه اى در كشورهاى مستقل؛

با توجه به "اعلاميه جهانى حقوق جمعى خلقها"٬ بارسلونا ٬ مى ١٩٩٠ ٬ كه اعلام نمود همه خلقها ٬ در درون چهارچوبهاى سياسى متفاوت از حق افاده و توسعه فرهنگ٬ زبان و قواعد سازمانيابى خويش و در نهايت از حق پذيرش و دارا بودن نهادهاى حكومتى٬ ارتباطاتى٬ تحصيلى و سياسى خود برخوردار مىباشند؛

با در نظر گرفتن "بيانيه نهائى پذيرفته شده در همايش عمومى فدراسيون جهانى معلمان زبان مدرن" در شهر پچ (مجارستان) به تاريخ ١٦ آگوست ١٩٩١ ٬ كه به شناخته شدن رسمى حقوق زبانى به عنوان حقوق پايه اى انسانى توصيه نموده بود؛

با در نظر گرفتن "گزارش كميسيون شوراى اقتصادى و اجتماعى سازمان ملل متحد٬ ٢٠ آوريل ١٩٩٤ " در ارتباط با طرح "اعلاميه در حقوق خلقهاى بومى" كه به حقوق فردى در پرتو حقوق جمعى نظر مىكند؛

با در نظر گرفتن طرح "بيانيه كميسيون حقوق بشر بين آمريكائى در باره مردمان بومى" ٬ مصوب نشست ١٢٧٨ به تاريخ ١٨ سپتامبر ١٩٩٥؛

با در نظر گرفتن اينكه اكثريت زبانهاى در خطر نابودى٬ متعلق به گروههاى مردمانى مىباشند كه از حق حاكميت ملى خود برخوردار نيستند و اينكه عوامل اصلى كه از توسعه اين زبانها ممانعت كرده و به روند جايگزينى زبانى ديگر به جاى آنها شتاب مىبخشند٬ عبارتند از نبود حكومتهاى خودگردان آنها و سياست دولتها٬ كه ساختارهاى سياسى و ادارى و زبان خود بر آنها را تحميل مىنمايند؛

با در نظر گرفتن اينكه حمله نظامى٬ مستعمره نمودن٬ اشغال و ديگر نمونه هاى به انقياد در آوردن اجتماعى٬ اقتصادى و سياسى٬ اغلب اوقات شامل تحميل مستقيم زبانى خارجى بوده و يا حداقل٬ تصورات موجود در باره ارزش و منزلت زبانها را خدشه دار  نموده و موجب ايجاد آنچنان رفتارهاى زبانى سلسله اى مىگردند كه وفادارى زبانى متكلمين به آنها را از بين مىبرند؛

و با در نظر گرفتن اينكه زبانهاى برخى از خلقهائى كه حاكميت ملى خود را بتازگى بدست آورده اند٬ متعاقبا و در نتيجه سياستى كه زبان قبلى قدرتهاى استعمارى و يا امپرياليستى را مقدم مىشمارد٬ در روند جانشينى زبانى در مىغلطند؛

با در نظر گرفتن اينكه جهانى شدن مىبايست بر اساس تلقىاى از تنوع زبانى و فرهنگى٬ غالب آمده كه بر روندهاى يكسانسازى و تجريد حذفى زبانها و فرهنگها٬ بنياد گذارده شود؛

با در نظر گرفتن اين نكته كه به منظور تامين نمودن همزيستى صلح آميز بين جمعيتهاى زبانى٬ مىبايست اصولى عمومى يافت شوند كه تشويق و ارتقاء موقعيت و احترام به همه زبانها و كاربرد اجتماعى آنها در محيطهاى عمومى و خصوصى را تضمين نمايند ؛   

با در نظر گرفتن اينكه عوامل گوناگون با ماهيتهاى غيرزبانى (عاملهاى تاريخى٬ سياسى٬ سرزمينى٬ جمعيت شناسى٬ اقتصادى٬ اجتماعى-فرهنگى و اجتماعى-زبانى و عوامل ديگر مربوط به رفتارهاى جمعى) مسائلى را ايجاد مىكنند كه منجر به نابودى٬ به حاشيه رانده شدن و يا انحطاط زبانهاى بيشمار مىگردند٬ و نيز براى اينكه بتوان راه حل هاى مناسبى براى هر مورد خاصى اعمال نمود٬ حقوق زبانى مىبايست به طورى همه جانبه بررسى گردند؛

با اعتقاد به اينكه "اعلاميه جهانى حقوق زبانى"٬ به منظور تصحيح عدم توازنهاى زبانى در پرتو تضمين احترام و توسعه كامل همه زبانها٬ و پايه گذارى اصولى براى صلح و برابرى عادلانه زبانى در سراسر جهان به عنوان عاملى كليدى در حفظ روابط اجتماعى موزون٬ مورد نياز مىباشد؛

بدينوسيله اعلام مىدارد كه

 

آغاز

 موقعيت هر زبان٬ در پرتو ملاحظاتى كه در زير آمده اند٬ محصول تقارب و اندركنش دامنه وسيعى از عوامل با ماهيتهاى سياسى و قانونى٬ ايدئولوژيك و تاريخى٬ جمعيتشناختى و قلمرو-سرزمينى٬ اقتصادى و اجتماعى٬ فرهنگى٬ زبانشناختى و زبانى-اجتماعى٬ بين زبانى و ذهنى استּ

در حال حاضر٬ اين فاكتورها بدينگونه تعريف مىشوند:

- تمايل ديرينه يكسانسازى اكثريت دولتها به كاهش تنوع و تشويق رفتارهائى كه بر ضد چندگانگى فرهنگى و تكثر زبانى مىباشندּ  

- سير به سوى اقتصاد جهانى و بدنبال آن بازار جهانى اطلاعات٬ ارتباطات و فرهنگ كه باعث مختل گرديدن محيطهاى مناسبات مشترك و گونه هاى تاثير متقابلى كه انسجام درونى جمعيتهاى زبانى را تضمين مىنمايند٬ مىشودּ

- مدل رشد اكونوميسيستى پيشنهاد شده توسط گروههاى اقتصادى ماوراءملى٬ كه خواهان يكى نشان دادن كاهش كنترلهاى دولتى با پيشرفت و فرديت گرائى رقابتى بوده و باعث ايجاد نابرابريهاى جدى و فزاينده زبانى٬ فرهنگى٬ اجتماعى و اقتصادى مىگرددּ

- جمعيتهاى زبانى در عصر حاضر از سوى عواملى مانند نداشتن حكومتهاى ملى (خودگردان) خود٬ نفوس محدود٬ و يا جمعيتى كه به لحاظ جغرافيائى قسما و يا كاملا پراكنده شده است٬ اقتصادى شكننده٬ زبانى استاندارديزه نشده٬ و يا مدلى فرهنگى در ضديت با مدل فرهنگى مسلط٬ در معرض تهديد قرار دارندּ اين عوامل٬ ادامه حيات و گسترش بسيارى از زبانها را عملا غيرممكن مىسازد مگر آنكه اهداف اساسى زيرين ملحوظ شوند:

ּּ) از ديدگاه سياسى٬ هدف طراحى روشى براى سازماندهى تكثر و تنوع زبانى به گونه اى كه به مشاركت موثر جمعيتهاى زبانى در اين مدل توسعه جديد اجازه دهدּ

ּּ) از ديدگاه فرهنگى٬ هدف تامين و ايجاد محيط ارتباطات جهانىاى سازگار با مشاركت برابر همه خلقها٬ جمعيتهاى زبانى و افراد در روند توسعهּ   

ּּ) از ديدگاه اقتصادى٬ هدف تشويق پايدار توسعه بر پايه مشاركت همه و بر اساس احترام به تعادل محيط زيست جوامع و در روابط برابر بين همه زبانها و فرهنگهاּ

بنا به همه دلايل فوق الذكر٬ اين اعلاميه مبداء حركت خود را "جمعيتهاى زبانى" و نه "دولتها" قرار مىدهد و مىبايست به اين اعلاميه در متن تقويت موسسات بين المللى قادر به تضمين نمودن توسعه برابر و پايدار همه جامعه بشرى نگريستּ به همين دلايل٬ همچنين از اهداف اين اعلاميه٬ تشويق ايجاد چهارچوبى سياسى براى تنوع زبانى مبتنى بر احترام٬ همزيستى هماهنگ و منافع متقابل مىباشدּ

                                                                                                                                                

عنوان مقدماتى: مفاهيم

 

ماده ١

١- اين بيانيه "جمعيت زبانى" را بدين گونه تعريف مىنمايد: هر جامعه انسانى كه به لحاظ تاريخى در "محيط سرزمينى" معينى٬ فارغ از به رسميت شناخته شدن و يا نشدن آن٬ سكنى گزيده و خود را به عنوان يك توده با هويت واحد دانسته و زبان مشتركى را به عنوان وسيله اى طبيعى براى ارتباط و هم بندى فرهنگى بين اعضاى آن توسعه داده استּ تعبير "زبان خاص يك سرزمين" (زبان نياخاكى) به زبان جمعيتى كه به شرح فوق در همچو محيطى سكنى گزيده باشد اطلاق مىشودּ

٢- اين اعلاميه مبداء حركت خود را بر اين اصل قرار مىدهد كه حقوق زبانى در عين حال و يكجا٬ هم فردى و هم جمعى مىباشندּ در تعريف دامنه كامل حقوق زبانى٬ اين اعلاميه مرجع خود را مورد يك جمعيت زبانى تاريخى٬ در محيط سرزمينى خود قبول مىنمايدּ و آنچه از اين محيط درك مىشود٬ نه تنها گستره جغرافيائىاى كه جمعيت در آنجا زندگى مىنمايد٬ بلكه محيط اجتماعى و عملىاى كه براى توسعه و شكوفائى تمام و كمال يك زبان حياتى است مىباشدּ تنها بر اين اساس امكان دارد كه حقوق زبانى گروههاى ذكر شده در نقطه ٥ ام اين اعلاميه و حقوق افرادى كه در خارج سرزمين زبانى خويش مىزيند را٬ برحسب پيوستگى و درجه بندى تعريف نمودּ   

٣- به منظور كاربرد در اين بيانيه٬ گروههايى كه داراى يكى از موقعيتهاى زير باشند نيز متعلق به يك جمعيت زبانى و ساكن در سرزمين خود شمرده مىشوند:

الف- هنگامى كه آنها از بدنه اصلى جمعيت خود توسط مرزهاى ادارى و يا سياسى جدا شده باشندּ

ب – هنگامى كه در طول تاريخ٬ در منطقه كوچك جغرافيائىاى محصور شده توسط اعضاء جوامع زبانى ديگر٬ تثبيت شده باشندּ

ج- هنگامى كه در منطقه جغرافيايىاى كه در آن با اعضاء جمعيتهاى زبانى ديگرى با سوابق تاريخى مشابه٬ سهيم و شريكند تثبيت شده باشندּ

٤- اين بيانيه همچنين مردمان عشايرى كوچرو در مناطق قشلاق-ييلاق خودشان و همچنين مردمان تثبيت شده در نواحى به لحاظ جغرافيايى پراكنده را به عنوان جمعيتهاى زبانى در سرزمينهاى تاريخى خود مىپذيردּ

٥- اين اعلاميه "گروه زبانى" را بدين شكل تعريف مىنمايد: هر گروه از اشخاص داراى زبان واحد٬ كه زبانشان در محيط سرزمينى جمعيت زبانى ديگرى تثبيت شده اما داراى سابقه تاريخى برابرى با اشخاص جمعيت مهمانپذير نبوده نباشدּ نمونه هاى اين چنين گروههائى مهاجرين٬ پناهندگان٬ اشخاص ديپورت شده و اعضاى دياسپورا مىباشندּ

 ماده ٢

١- اين بيانيه اعلام مىدارد كه هرگاه گروهها و جمعيتهاى زبانى گوناگون در سرزمين واحدى مشترك باشند٬ حقوق مندرجه در اين اعلاميه مىبايست بر اساس احترام متقابل و به گونه اى اعمال شوند كه دمكراسى به حداكثر اندازه ممكنه تضمين گرددּ

٢- در جستجو براى وصول به تعادل اجتماعى-زبانى رضايت بخش٬ به عبارت ديگر به منظور ايجاد هماهنگى مناسب بين حقوق مربوطه چنين جمعيتها و گروههاى زبانى و افراد متعلق بدانها٬ عوامل مختلفى - علاوه بر سوابق تاريخى مربوطه آنها در سرزمينها و مطالبات آنها كه به روشهاى دمكراتيك بيان شده اند- مىبايد در نظر گرفته شوندּ اينچنين عواملى شامل ماهيت اجبارى مهاجرتها٬ كه منجر به همزيستى جمعيتها و گروههاى مختلف مىشود و همچنين درجه آسيب پذيرى فرهنگى٬ اجتماعى-اقتصادى و سياسى آنها مىگرددּ  

ماده سوم

١- اين اعلاميه حقوق زير را به عنوان حقوق شخصى غيرقابل سلبى كه در هر گونه شرايط٬ امكان برخوردارى از آنها وجود دارد٬ قبول مىنمايد:

- حق به رسميت شناخته شدن شخص به عنوان عضوى از يك جمعيت زبانى؛

- حق شخص براى استفاده از زبان خود در مكانهاى خصوصى و عمومى؛

- حق شخص براى استفاده از نام خود؛

- حق شخص براى ايجاد مناسبات و پيوند با ديگر اعضاى جمعيت زبانى مبداء خود؛

- حق شخص براى حفظ و گسترش فرهنگ خود؛

- و همه حقوق ديگر مربوط به زبان كه در "عهدنامه بين المللى حقوق سياسى و مدنى ١٦ دسامبر ١٩٦٦ " و "عهدنامه بين المللى در باره حقوق  اقتصادى٬ اجتماعى و فرهنگى" به همان تاريخ به رسميت شناخته شده اندּ

٢- اين بيانيه اعلام مىدارد كه حقوق جمعى گروههاى زبانى٬ علاوه بر حقوق فوق الذكر كه تك تك افراد عضو گروههاى زبانى از آنها برخوردار مىباشند٬ در تطابق با شرايط تشريح شده در بند ٢ּ٢ شامل موارد زير مىباشد:

- حق گروههاى زبانى براى آموخته شدن زبان و فرهنگشان؛

- حق گروههاى زبانى براى دستيابى به خدمات فرهنگى؛

- حق گروههاى زبانى براى حضور برابر زبان و فرهنگهايشان در رسانه هاى ارتباطى؛

- حق گروههاى زبانى در دريافت توجه و اعتناء نهادهاى حكومتى و در روابط اجتماعى-اقتصادى تهيه شده به زبان خودּ

٣- حقوق فوق الذكر اشخاص و گروههاى زبانى به هيچ طريقى نمىبايست مانع برقرارى مناسبات متقابل بين اينگونه اشخاص و گروههاى زبانى٬ با جمعيت زبانى مهمانپذير و يا ادغامشان در آن جمعيت گرددּ همچنين اين حقوق نبايد به محدود نمودن حقوق جمعيت مهمانپذير و يا اعضاء آن در كاربرد زبان خود جمعيت در سراسر فضاى سرزمينى آن زبان منجر شودּ   

ماده ٤

١- اين اعلاميه بيان مىدارد اشخاصى كه به سرزمين جمعيت زبانى ديگرى رفته در آنجا ساكن مىشوند حق دارند و موظف اند كه نسبت به اين جمعيت (مهمانپذير) رفتارى همگرايانه از خود نشان دهندּ آنچه از اين بيان استنباط مىشود تلاشى اضافى است از سوى اينگونه اشخاص براى انسيت با اعضاء جمعيت مهمانپذير؛ به طرزى كه در ضمن حفظ خصوصيات فرهنگى اصلى خويش ؛ مراجع٬ ارزشها و گونه هاى رفتارى كافىاى را با جامعه اى كه در آن سكنى گزيده اند سهيم شوندּ اين امر آنها را قادر خواهد ساخت كه به لحاظ اجتماعى و بدون مواجه شدن با مشكلاتى بيش از آنچه اعضاى جمعيت مهمان پذير با آن مواجه اند٬ كارآ عمل نمايند ּ   

٢- اين اعلاميه٬ از سوى ديگر٬ بيان مىكند كه يكسانسازى –آسيميلاسيون٬ تعبيرى به مفهوم اخذ فرهنگ جامعه ميهمان پذير به شكلى كه خصوصيات فرهنگى اصلى٬ با مراجع٬ ارزشها و گونه هاى رفتارى جامعه مهمان پذير جايگزين مىگردند٬ به هيچوجه نبايد تحميلى و يا جبرى بوده و تنها مىتواند كه محصول انتخابى تماما آزادانه باشدּ

ماده ٥

اين اعلاميه بر اين اساس استوار است كه حقوق تمامى جمعيتهاى زبانى مساوى و مستقل از موقعيت اين زبانها به عنوان زبان رسمى٬ محلى و يا اقليتى بودن مىباشدּ در اين اعلاميه٬ تعبيراتى مانند محلى و يا اقليتى بكار برده نشده اند زيرا - هرچند در بعضى موارد مشخص٬ شناسانى زبانها به عنوان اقليتى و يا محلى مىتواند احقاق برخى از حقوق معين را تسهيل نمايد- با اينهمه٬ اين و ديگر تعابير جرح و تعديل كننده٬ غالبا براى اعمال محدوميت بر حقوق جمعيتهاى زبانى بكار برده مىشوندּ


ماده ٦

اين اعلاميه اعلام مىكند كه نمىتوان تنها بر اين مبناء كه يك زبان٬ زبان رسمى دولت است و يا به طور سنتى براى مقاصد ادارى و يا برخى از فعاليتهاى فرهنگى مشخص در يك سرزمين بكار رفته است٬ آنرا "زبان خاص سرزمين" بشمار آوردּ

 

عنوان اول: اصول عمومى

ماده ٧

١- همه زبانها بيان هويتى جمعى و راهى مجزا براى درك و توصيف واقعيت اند و بنابراين مىبايست كه از همه شرايط لازم براى گسترش و پيشرفتشان در همه نوع فعاليت و كاركرد برخوردار باشندּ

٢- همه زبانها محصول آفرينش جمعى بوده و به عنوان ابزار همبستگى٬ تعيين هويت٬ ارتباط و افاده خلاق براى استفاده فردى در درون يك جمعيت٬ در دسترس همگان قرار دارندּ

 ماده ٨