بررسي انقلابها

سه انقلاب سرنوشت ساز قرن بيستم كه دروازه ورود به دموکراسی وپیغام آورمدرنیته بشمارمی روندودرزمره انقلابهاي تاريخ ساز وتاثير گذار در روند حركت وجهت دهي تاريخ معاصر جهان نقش موثري را ايفا نمودند عبارتنداز انقلابهاي فرانسه1798 ،روسيه1917 وايران 1978.

پیش درآمد:وقوع يك انقلاب پيش نيازها وپيش درآمدهاي خاص خود را مي طلبد ،كه عبارتندازفقدان آزادي هاي سياسي از قبيل آزادي بيان وقلم وآزادي مطبوعاتي واندیشه وعدم برخورداری شهروندان ازحق وحقوق شهروندی که عبارتندازعدم آزادي هاي اجتماعي شهروندان از قبيل محدويتهاي اجتماعي چون نوع پوشش تا گزينش هاي اداري واستخدامي وگزينش هاي مراكز عالي دانشگاهي و....همچنین ضعيف بودن اقتصاد وهمزمان فشار سنگين تورم وماليات بر مردم بخصوص قشر كم در آمد كمبود ارزاق ومواد غذايي بخصوص قحطي وكمبود نيازهاي اساسي شهروندان ،خانواده ها اساسي ترين هسته اصلي براي بوقوع پیوستن فرايند انقلاب مي باشند.دوفاکتوراساسی که ازآنها به عنوان کاتالیزورهای اصلی فرایندانقلابهایادمی شود یکی مساله حقوق وآزادیهای مدنی واجتماعی شهروندان ودیگری اقتصادومعیشت مردم می باشدمعضل وعامل اقتصادي درمقام قیاس باعوامل مرتبط باحقوق وآزادیهای بشری در قرن بيستم نقش مهم تري راایفانمود يعني نقشی معادل فاکتوراول یعنی حقوق مدنی وآزادي هاي سياسي اجتماعي شهروندان وبرابر با آن ايفا نمود .حال بانگاهی به ریشه انقلابهای گذشته وباتاملی دوراندیشانه به انقلاب ودگرگونیهای سیاسی اجتماعی درجوامع وحکومتهای معاصرمی توان گفت فاکتور اول در هزاره سوم يعني آزاديهاي سياسي اجتماعي مسبب اصلي انقلابها وتغيير تحولات نظامهاي سياسي معاصروآینده خواهد بود .

فرانسه كه از سال 1878تا 1968 انقلابهاي فرساينده اي را متحمل شده است ويا روسيه كه تا آخرين روزهاي قرن بيستم با بزرگترين انقلاب وشورش سراسري درگير بود نهايتاهر دوجامعه به گزينه انقلاب اخلاقی روي آوردند به گونه اي كه امروزه در آرمانهاي آخرين انقلاب خود تجديد نظرها وتغييرهای اساسی بوجود آورده اندکه قوانین کنونی اکثرکشورهای انقلابی ازآرمانشهربلندپروازانه انقلابیون فرسنگها فاصله گرفته است.بانیم نگاهی به انقلابهای معاصرومطابق اسناد ونوشته هاي مورخان ومطابق تجربه تاريخي انقلابهاي موجود در هر دو جامعه يعني از انقلاب 1876فرانسه وانقلاب تزار ي روسيه وسایرانقلابهامیتوان گفت پدیده انقلاب درمانی دریک مسیردایره تسلسل تکراری حرکت نموده اند :سرنگونی یک دیکتاتوروسرانجام بوجودآوردن یک توتالیترودیکتاتورمدرن واین عمل یعنی بازتکرارپروژه بت سازی تاریخی،یاشکستن یک تابو وهمزمان آفریدن تابویی مقتدرتر.ودراین پروسه تکراری چه قبل ازانقلابها وچه بعدازآن خودانقلابیون واقعی درصدرقربانیان این دایره تسلسل قرارداشته اند. « انقلاب فرزندان خود را مي بلعد ».ویا به عبارتی  اخلاق انقلابي با تجويز خشونت وصدور فرمان انقلاب با سركوب وترورقصدبرقرار ي ساحل ارامش را دارند كه اين امرطبق تجربه تاریخی هرگز به تحقيق نپیوسته است ودر حقيقت محصول خشونت جزخشونت وخونريزي نخواهد بود .هيچ انقلابي خشونت بار تابحال در تاريخ جهان به دموكراسي نينجاميده است . حال بعد از پيش در آمد كوتاه بررسي سه انقلاب مذكور از دوران جنینیي تا مرحله بلوغ ارائه مي گردد. تطبیق وبررسی سه انقلاب یادشده ازبعدهای زیرارائه می گردد.

1- اقتصادی 2- نظامي  3- بين المللي 4- سياسي

فرانسه با وجود حمايت بين الملي بخاطر شكست هاي متوالي ومتعددونيز به سبب بي لياقتي وعدم تدبير پادشاه فرانسه وهمچنين نابود ي اقتصاد وسنگيني فشار اقتصادي ،وفشار ماليات وتورم بر مردم فرانسه جامعه را تا مرحله انفجار برده بود كه به انقلاب فرانسه منجر گرديد .

روسيه به جز حمايت بين المللي شرايط مشابه فرانسه را طي مي كرد ولی بااین تفاوت تنها بواسطه تفاهم با آلمانها روسيه حمايت بين المللي را از دست داد .روسها به سبب بي لياستي وضعف مديريت شخص شاه وتحمل شكستهاي متعدد از جنگ هاي فرمايشی همچون جنگ1905باژاپن وجنگ جهاني اول با آلمانها كه علاوه بر تلفات انساني زياد روسيه مرزهاي خود را از داخل اروپا عقب كشيد واقتصاد خود را نابود نمود كه روسيه با قحطي وگرسنگي وبا بدهيهاي طولاني مدت وفرسايشی در داخل وخارج مواجه بود ولي انقلابها ي ايران عموما پيش درآمدهاي وپيش نيازهای متفاوت وشاخصه های کاملامنحصربه خود را در طول تاريخ ودر مقايسه با انقلاب فرانسه وروسيه تجربه نموده است . كه در اكثر انقلابهاي تاثيرگذارو مهم ايران هسته اصلي پيش نياز انقلاب را نارضايتي مردم واحزاب مخالف وروشنفكران وروحانيون صاحب نفوذ در ميان مردم و مراجع تقلید از عدم آزاديهاي سياسي همچون آزادي انديشه ،آزادي بيان مطبوعات را مي توان ذكر كردالبته تمام مولفه های یادشده باهمراهی توده ها میسرگردیده است ونیزدرانگیزش توده هادرجریان انقلابهای ایران نقش دین ومراجع تقلید غیرقابل انکارمی باشدویکی ازشاخصه های کم نظیرانقلابهای جامعه ایران همین عامل پرنفوذ وتاثیرگذاریعنی نقش دینی میباشد.در جريان انقلاب57 ايران عواملي چون ضعف اقتصادي كشور وشكست نظامي مطرح نبود ورژيم ايران در طول دوران انقلاب با برخورداري از حمايت بين المللي وبا وجود تجربه وتوانايي كافي شاه در حذف مخالفين وهمچنين بهره مندي رژيم ايران از ارتش قوي ومجهز به سلاحهاي مدرن وعلي الخصوص از بعد اقتصادي بواسطه افزايش ناگهاني قميمت نفت در وضعيت اقتصادي مساعد ومطلوبي بسر مي برد .دین همواره درطول تاریخ یکی از شاخصه بارز ومنحصربه فرد انقلابهای تاریخی جامعه ایران بوده است ومتفکران ومراجع تقلید ورهبران دینی همواره دین رابه خاطرارائه رهنمودهای دموکراتیک همچون برقراری مساوات وعدالت ودفاع ازآزادی انسانها وحقوق بشردرمبارزات سیاسی اجتماعی خود دراولویت قرارداده اند ولی بازهم انقلابها به لحاظ ذات خشونت آمیزخودحتی باهمراهی دین نیزشکست خورده اند البته درمرحله اول یعنی شکست رژیمهای جبارودیکتاتورزمان موفق عمل نموده امابعدازانقلابها با یک حکومت به ظاهردینی اماکاملاتوتالیترمواجه گردیده است که انقلاب مشروطه خود مویدونمونه بارزهمین امرمی باشد وبازتسلسل انقلابهابوجودآمده است.

نتیجه گیری:تنهابه لحاظ شرایط سیاسی سه انقلاب یادشده مشابهتهایی رادارابودندکه در دارابودن حکومت پادشاهی وبرقراری فسادسیاسی واداری درتمامی سطوح سه نظام یادشده مشترک  میباشندشاه فرانسه حکومت خودراموهبتی الهی می دانست که هیچ مخلوق زمینی حق مقاومت واعتراض دربرابراونداشت شرایط فوق بااندکی تفاوت برهرسه نظام احاطه داشت ولی ازلحاظ ایدئولوژی ورهبری سیاسی وهمچنین مشارکت مردمی بواسطه ایدئولوژی دینی یعنی اسلام ومذهب شیعه موقعیت ایران متمایزازنظامهای یادشده راطی می کردوهسته اصلی انقلاب ایران راانبوه توده مردم ازاقشارمختلف تشکیل میدادندورهبری کاریزماتیک وپرنفوذانقلاب ایران که ازحمایت اکثریت ممکن برخوردار بودازدیگرامتیازها وتفاوت انقلاب ایران بود .درحالیکه هسته اصلی انقلاب فرانسه راصنف بورژوازی که معدودی ازمردم عامه وتعداداندکی ازناراضیان طبقه حاکم تشکیل میدادندوهمچنین درروسیه به لحاظ فقر وقحطی وگرسنگی شدید توده مردم انقلاب راهمرامی نمودند ولی لنین به عنوان رهبرولیدرانقلاب هدایت انقلاب رابه تعدادی ازصنف بورژوازی که آنان راانقلابیون حرفه ای نام نهاده بود واگذار نمود.نمونه بارزمردمی بودن انقلاب ایران شرکت همه توده ها واصناف وطبقات دراین انقلاب بودواین وضعیت همزمان باپایتخت دراکثرشهرهای بزرگ ادامه داشت که مجاهدتهای مردم تبریزدربدست گیری رهبری انقلاب مشروطه وهمچنین همراهی تبریزدرانقلاب57باخلق حماسه تاریخی بهمن29 همچنان برتارک انقلاب ایران خواهددرخشیدکه درمقایسه باانقلاب 1789 فرانسه وانقلاب1917روسیه انفلاب ایران ازمردمی ترین انقلابهای جهان بشمار می رود

درسال1789 تصرف پاریس واشغال زندان باستیل به انقلاب منجرگردید وگرنه درسایر شهرهاهمراهی خاصی باانقلاب مشاهده نگردید.ودرنقلاب 1917روسیه نیزوضعیت مشابهی راشاهدبودیم که هرازچندگاهی بواسطه  انقلابیون حرفه ای درمسکووسایرشهرهای بزرگ اغتشاشاتی روی میداد وبراین اساس به غیرازانقلاب ایران دوانقلاب یادشده نمی توانند درزمره انقلابهای مردمی قرارگیرند.  

باتقدیم احترامات فراوان بهنام دوستدار-پارس آبادمغان.

تاریخ5/1/84