دانشجويان از نهاد رهبرى مىپرسند:

 

 چرا به ترك زبان ها اهانت مى كنند و موجب رنجش آنان مى شوند؟

 

پرسشهاى دانشجويان در باره مسائل تركهاى ايران و قوميتها و پاسخهاى داده شده از سوى نهاد نمايندگى رهبرى در دانشگاهها. پرسشها و پاسخهاى زير به مسائلى درباره قوميت، نژاد، تنوع و تكثر قومى و چند فرهنگى و غيره در ايران مربوط مىشوند. به جهت آشنايى با ذهنيت، نحوه تفكر و طرز نگرش برخى از دانشجويان و نهاد رهبرى در دانشگاهها با موضوعات فوق و مسائل كلان جامعه آورده مىشوند (برگرفته شده از سايت اينترنتى http://www.nahad.net/Introduction/introd.HTM

در پس هر پاسخ توضيحى از سوى نگارنده اين سطور افزوده شده است):

 

اسدالله خلخالى

 

 

جزئيات سؤال

 سؤال اول  دانشجويان:

چرا ما آذربايجانيها از ابتدايى ترين حقوق (زبان و فرهنگ٫ مطبوعات و... ) محروميم ؟


 جواب نهاد نمايندگى:

در انديشه واقع بينانه اسلام هيچ فرقي بين انسان ها وجود ندارد و برترى و بزرگى فقط با تقوا پيشگان است . پس سزاوار است كه در تمام جوامع - بخصوص در جامعه اسلامى خودمان - صحبت از اختلاف و فرق بين اقوام به ميان آورده نشود و برعكس بايد مشتركات فرهنگى و دينى مورد توجه قرار گيرد.

 

 به هر صورت نامه شما حاوى نكاتى چند است كه ما با برخى از موارد آن موافقيم و با برخى نه . ما با دوران پيش از انقلاب كارى نداريم ولى بعد از انقلاب اسلامى ايران شاهد برادرى و برابرى بين آذرى زبان ها و فارس زبان ها هستيم .

 

همان طور كه مي دانيم بسيارى از مسوولين و مقامات رده بالاى كشور؛ از نخست وزير گرفته تا وزرا استانداران فرمانداران مسوولين قضايى و ... از برادران آذرى زبان بوده و هستند و الان نيز شاهد اين رويه هستيم ؛ بخصوص اين كه مقام معظم رهبرى حضرت آيت الله خامنه اى منتسب به ديار شهيد پرور آذربايجان هستند .هم اينك اساتيد زيادى در دانشگاه ها و حوزه هاى علميه وجود دارند كه آذرى تبار بوده و به نحو شايسته و اكمل دانش خود را در جامعه ما گسسترانده اند؛ مانند علامه محمد تقى جعفري٫ جعفر سبحانى و ... همچنين كتاب ها و تحقيقات فراوانى توسط نويسندگان و اديبان آذرى نگاشته و منتشر گرديده است . بازيگران و كارگردان هاى خوبي در صحنه سينما و تلويزيون وجود دارند و ... حتى زمانى كه در حوزه علميه قم براى مرجعيت تصميم گيرى مي شود مى بينيم از هفت نفر مرجع انتخاب و معرفى شده چهار نفر آنان ( حضرات آيات : خامنه اى تبريزى٫ فاضل لنكرانى و شبيرى زنجانى ) مربوط به اين خطه از كشور عزيزمان هستند .

 

در رابطه با مساله فرهنگ و ادب الان كتاب ها و نشريات گوناگوني به زبان آذرى چاپ و منتشر مي شود؛ مانند : يول وارليق٫ ميثاق آذربايجان٫ نامه فروغ آزادى٫ ديوان فضولى٫ حديقه السعدا٫ آذربايجان ادبياتينه بير باخيش ( هييت )٫ ديوان شهريار٫ سحاب الدموع٫ ادبيات اوجاقى و ... و صدها كتاب نوحه و مصيبت نامه آذرى .

 

 همچنين بعد از انقلاب شاهد بر پايى كنگره هاى بزرگداشت و نكوداشت براى بزرگان اين ديار همانند : علامه محمد تقى جعفرى٫ علامه طباطبايى٫ فضولى٫ شهريار٫ سرداران شهيد آذربايجان و ... بوده  و هستيم .

 

 پس مى توان نتيجه گرفت كه در اين زمينه ها شاهد پيشرفت هاى چشمگيرى مى باشيم و در واقع هيچ تفاوتى بين ترك و فارس گذاشته نمى شود. اما با برخى از گفته هاى جناب عالى موافقيم ؛ مانند اينكه در مقطعى از دوران تحصيلى بايد ادبيات و فرهنگ آذربايجان و زبان تركى گنجانده شود و برادران و خواهران آذرى حداقل بتوانند نوشته هاى تركى را بخوانند يا بنويسند .

 

همچنين در صدا و سيما بايد دقت و تلاش بكنند كه در فيلم ها و برنامه هاى راديويى و تلويزيونى رايحه قوم گرايى و ... به مشام نرسد و احترام تمام اقوام بخصوص وفادارترين آنها به ايران اسلامى ( آذرى ها ) نگه داشته شود .در اين زمينه شما و ديگر عزيزان آذرى مي توانيد اعتراض خود را در نشريات مطرح كنيد و يا كتبا و مستقيما به مسوولين صدا و سيما ارسال داريد كه آنها نيز در برنامه هاى خود تجديد نظر كرده و از پخش برنامه هاى اختلاف برانگيز و توهين كننده جلوگيرى و پرهيز كنند .

 

در آخر ذكر اين نكته خالى از لطف نيست كه دشمنان اين مرز و بوم براى از بين بردن اقتدار و وحدت مردم و دولت دست به تفرقه افكنى و انواع توطيه ها زده اند كه از جمله آنها طرح مسايلى چون پان تركيسم٫ پان عربيسم٫ پان كرديسم و ... مى باشد .البته با وجود افراد فرهيخته و آگاه در كل اين سرزمين مقدس توطيه شوم اين افراد نقش بر آب شده و ايرانيان همه با اتحاد و سربلندى به زندگى خود ادامه خواهند داد .

 

توضيحات:

همانگونه كه در پاسخ آمده، در مقايسه با دوره رژيم نژادپرست پهلوى در مورد اعاده حقوق معوقه تركهاى ايران و تغيير ذهنيتها، هم در سطح جامعه و هم در سطح حاكميت، پيشرفتهايى حاصل شده است (انجام پرسش و پاسخ فعلى نيز نشانه اى ازين دگرگونى مثبت است). با اينهمه حضور تركهاى ايران در عرصه هاى گوناگون حاكميت، سياست، فرهنگ، اقتصاد وغيره بخشى به اين سبب است كه تركهاى ايران از عناصر اصلى سازنده هويت، فرهنگ، تاريخ، قوام و ثبات ايران هستند و اكثريت نسبى جمعيت كشور را تشكيل مىدهند. اين حضور، واقعيت اجتماعى-جمعيتى كشور ايران است.

 علاوه بر آن، حضور مادى-فيزيكى هرگز نشانه برابرى حقوقى و معنوى تركهاى ايران با فارسها نيست. زيرا كه مضمون و مصداق برابرى، متساوى بودن در مقابل قانون، دولت و سيستم حقوقى، برخوردار شدن عملى از حقوق و امتيازات ويژه اى است كه ملت فارس در عرصه هاى آموزشى، قانونى، فرهنگى، سياسى، ادارى و اقتصادى از آن برخوردار مىباشد و همچنين نبود تبعيضات در اين عرصه ها است.

 چاپ چند كتاب و جزوه به زبان تركى آن هم از سوى افراد علاقه مند و مراكز غير دولتى، منحصر به شعر و ادبيات مذهبى و مصيبت نامه-در مقايسه با چاپ صدها هزار كتاب و نشريه و پخش برنامه هاى درون مرزى و برون مرزى رايدو تلويزيونى فارسى از سوى مراكز و نهادهاى دولتى٫ آنهم در تمام زمينه هاى علمى٫ اجتماعى٫ سياسى٫ فرهنگى و ادبى- دليل برخوردارى اين زبان، فرهنگ و قوم از امكانات برابر با زبان فارسى و برخورد يكسان و بىطرفانه دولت به اين دو قوم و زبان نمىباشد. همچنين حضور تركهاى ايران در اين عرصه ها به هيچ وجه مجوز ويا سبب محروم گردانيدن اكثريت مردم ايران از حقوق قومى و بشرىيشان نيز نمى تواند باشد.

 بارزترين نمونه نابرابرى و تبعيض موجود در اين عرصه، رسمى و دولتى شمرده شدن منحصر زبان فارسى، حمايت همه جانبه دولت از گسترش اين زبان در داخل و خارج كشور، تاسيس فرهنگستان زبان فارسى و بنيادهاى گسترش زبان فارسى (بدون تاسيس فرهنگستان زبان تركى و بنيادهاى گسترش زبان تركى)، جايگزين كردن اجبارى آن در داخل ايران، به راه انداختن برنامه هاى "پارسى را پاس بداريم" (در حاليكه از برنامه هاى "تركى را پاس بداريم" خبرى نيست) و به موازات آن محروميت تركهاى ايران (مانند ديگر اقوام غيرفارس) از آموختن زبان، ادبيات، فرهنگ و تاريخ خويش و به جاى آن وادار شدن نونهالان و كودكان و جوانان و بزرگسالان و زنان و عشاير ترك به آموختن زبان، فرهنگ، ادبيات و تاريخ عموما خيالى ملت فارس و آريانژاد محور، محروميت از كاربرد زبان ملى-مادرى خود در سيستم آموزشى، ادارى، قانونگذارى و حقوقى، و در نهايت اعلام زبان خلق فارس به عنوان رمز هويت ملى ايرانيان و ايجاد تناظر بين فارس بودن و ايرانيت و حتى تشيع است. با اين اقدامات و تدابير٫ دولت ايران از يك دولت فراملى يعنى دولت تمام اقوام و ملل باشنده در ايران٫ خارج و تبديل به دولت ملى قوم فارس شده است.

ادبيات تركى در اين سرزمين به وضعيتي دچار شده كه امروز در زادگاه شاعرانى مانند ختايى و صائب بجز افراد انگشت شمارى شايد كسانى يافت نشوند كه بتوانند توانايى روخوانى اشعار تركى آنها را داشته باشند. اين در حالى است كه دولت ايران به جاى نگرانى و اهتمام به امر تعلم و تعلم در زبانهاى اقوام ايرانى به ايشان، سالانه دهها هزار جلد كتاب فارسى از بيت المال مردم چاپ و به كشورهاى افغانستان و تاجيكستان ارسال مىدارد. با منطق فوق لابد مىبايست دولت و حكومت ايران امر آموزش و پرورش تركهاى ايران را نيز به دولت آذربايجان و يا تركيه محول نمايد.

 خود زبان تركى نيز در نتيجه اقدامات و تعلل دولت و نگرش امنيتى به زبان و فرهنگ و حقوق بشرى تركهاى ايران٫ به سرعت در آستانه نابودى قرار گرفته است. امروزه تنها شمار نسل اول و دوم و سوم تركهاى ايران كه قادر به تكلم به زبان تركى نيستند٫ از مرز 6-7 ميليون تن نيز گذشته است. تمام مشاهدات و گزارشات حاكى از به تحليل رفتن سريع زبان و فرهنگ تركى در ايران است. اين٫ يك ائتنوسيد واقعى است كه در ايران جريان دارد و نتيجه مستقيم به حاشيه راندن و انكار زبان و فرهنگ تركى از طرفى و در معرض بمباران زبان و فرهنگ فارسى قراردادن مردم ايران از طرف ديگر و وضعيتى صد درصد تصنعى٫غير طبيعى٫ دولت ساخته و جبرى است.

كار دولت در اين رابطه بررسى وضعيت اسفناك موجود زبان و ادبيات گروههاى غيرفارس كشور، آنچه كه عملا و به طور عينى و واقعى اتفاق مىافتد، ترك سياست زبانى رسمى فارس مركزى فعلى كه ميراث دخالت بيگانه٫ عمال اجنبى و استعمار انگليس در ايران است،اتخاذ موضع بىطرفانه در مقابل زبانهاى رايج در ايران و انديشيدن تدابيرى عاجل (مانند تهيه كتب درسى و تربيت كادر آموزشى براى آغاز آموزش به زبان تركى٫ از مهد كودكها تا عالىترين سطوح دانشگاهى٫ ايجاد مراكز و فرهنگستانهاى زبان٫ ادب٫ تاريخ و فرهنگ تركى٫ گشايش كانالهاى راديو تلويزيونى سراسرى به زبان تركى آذرى) است و نه اظهار نظرهاى ذهنى و گفتارهاى مجرد و وقت كشى در اين مورد.

و در نهايت دولت جمهورى اسلامى مىبايست صريحا اعلام نمايد كه براى جلوگيرى از فاجعه نابودى زبانها و گروههاى قومى ايران و بويژه تركى٫ چه تدابيرى انديشيده است و براى اعطاى حقوق برابر به زبان تركى و اجراى اصول اسلامى تساوى زبانها و اقوام مسلمان و پايان دادن به شعوبيت فارسى حاكم منتظر چه چيزى است.

 

جزئيات سؤال

 سؤال دوم  دانشجويان:

چرا مردم به ترك زبان ها اهانت مى كنند و موجب رنجش آنان مى شوند؟


 جواب نهاد نمايندگى:

از اين كه به خاطر عادات غلط در رفتار اجتماعى برخى مردم ناراحت شده ايد متاثر شديم . برادرعزيز! بدگويى هاي اقوام مختلف از يكديگر علاوه بر آن كه كارى نامشروع  و خلاف اخلاق است ، از نقشه هاى استعمارگران براى ايجاد اختلاف بين مردم است . اميد است با روشنگرى افرادى چون شما اين عادات از بين مردم رخت بربندد .

 

شما نيز از اين بابت چندان نگران نباشيد، چرا كه ترك يا لر يا فارس هيچ تفاوتى با هم ندارد .همه بندگان خداوند در برابر اويكسانند .

 

اميد است صدا و سيما و ديگر رسانه ها با اتخاذ شيوه هاى خردمندانه در رفع اين عادات و رسوبات غلط رژيم ستم شاهى كوشا باشند. همه مردم بندگان خداوند هستند و به فرموده پيامبر اكرم ( ص ) همانند دانه هاى شانه با هم برابرند .علاوه بر آن كه بسيارى از مشاهير  و بزرگان علم و سياست و ادب كه از افتخارات ايران و جهان هستند، ترك زبانند. رهبر انقلاب خود اصالتاً ترك زبانند. دانشمندانى بزرگ چون شهريار و علامه محمدتقى جعفرى و صدها نمونه از اين قبيل افتخارى براى همه ما و شما هستند .

 

بنابراين شما از ترك زبان بودن برخود بباليد وهرگز تحت تاثير سخنان نسنجيده افراد بى فرهنگ قرار نگيريد.

 

توضيحات:

 هرچند رفتارها و سياستهاى مذموم فوق ريشه در تربيت اجتماعى دارد ولى در ايران هيچگاه بين اقوام و زبانها و فرهنگهايشان اصطكاك و تنشى و در نتيجه رنجشى كه باعث تجزيه قومى مردم كشور شود٫ وجود نداشته است. مطلب نه برابرى ترك و فارس و لر در برابر خداوند، حتى نه مناسبات اين گروهها با يكديگر بلكه عدم برابرى، تبعيض اعمال شونده مابين اين گروهها و برتر شمردن زبان و فرهنگ يكى از اقوام ايرانى يعنى فارسها بر ديگران از سوى دولت است.

 مشكل عمده و عاجل فعلى نقش دولت و حكومت ايران در پيدايش و آموزش اين سيستم ايدئولوژيكى فارس مركز و آريا دوست، گسترش و آموزش اين ضدارزشها و اجراى مصرانه اين سياستها توسط  دستگاههاى دولتى و در راس آن وزارت كشور، صدا و سيما و آموزش  و پرورش است كه باعث ايجاد رنجش فراوان و كاشتن تخم تجزيه قومى مردمى كه هزارارن سال است با آرامش و دوستى به همزيستى مشغول بوده اند است.

 به نظر نمىرسد كه كه دستگاهى مانند صدا و سيما با اميد و پند و اندرز، اعتراضات كتبى ويا مستقيم شهروندان در رويه ناشايست، تفرقه انگيز و توهين كننده خويش تجديد نظر نمايد. علاوه بر آن شهروندان ترك و نخبگانشان تاكنون و به كرات به تمام اين روشها متوسل شده٫ اما كوچكترين نتيجه مثبتى حاصل نشده است. (هم چنانچه علىرغم اينگونه اقدامات مردم، دولت با تمام نهادهايش از صدر تا ذُيل در امر اجراى مواد معوقه قانون اساسى در باره آموزش زبانهاى ملى نيز تاكنون هيچگونه اقدامى نكرده است).

 بنابراين در اين ميان لزوم بازنگرى و تصحيح سياستهاى كلان قومى دولت، و نيز قصور جدى دولت در اجراى وظايف خود در اين رابطه مطرح است. از سياستهاى كلان قومى دولت كه محتاج به دگرگونى اساسى اند، نگريستن به مطالبه حقوق قومى و شهروندى و حقوق برابر با قوم فارس به شكل توطئه خارجى و يا تجزيه قومى و مسئله اى امنيتى است. نيز اين نگرش كه ادامه حاكميت انحصارى٫ قوميت گرايى فارسى و يكسان سازى اقوام ايرانى غيرفارس را مترادف با وحدت ملى و ميهن دوستى و دولتمردى مىشمارد مىبايست از بنيان ترك و طرد شود.

 وظيفه دولت بسنده كردن به پند و اندرز و اميد، محول نمودن وظايف خويش به شهروندان، نظاره اعمال تبعيض بين گروههاى قومى و نابودى زبانها و فرهنگهاى رنگارنگ كشور، سكوت در مقابل پايمال شدن حقوق اقوام غيرفارس ايرانى ويا غرق شدن بيش از حد لزوم به تفكرات جناحى و حزبى نبوده، اقدام موثر در حفظ حقوق اقوام ايرانى غير فارس٫ تدوين قوانين و مقررات صريح و جلوگيرى كننده، ايجاد ضمانتهاى اجرايى، تحقيق و تفحص و كنترل و حساب پرسى مداوم از نهادهاى دولتى است كه آگاهانه ويا ناآگاهانه عامل اجراى اينگونه بىفرهنگىهاى نسنجيده و نقشه هاى استعمارگران نباشند. به نظر نمىرسد كه دولت (هر آنگاه كه بخواهد) كوچكترين مشكلى در اعمال كنترل بر شهروندان و نهادهايى تماما تحت كنترل مانند صدا و سيما و وزارت آموزش و پرورش داشته باشد.

 

جزئيات سؤال

 سؤال سوم دانشجويان:

امامت فردى كه نسبت به زبان تركى بسيار متعصب است به نحوى كه منافى با اتحاد و وحدت است چگونه است ؟


 جواب نهاد نمايندگى:

تعصب همان گونه كه از اسم آن پيداست حمايت ناحق و بي جا از خود و يا متعلقين به خود مى باشد ولي علاقه به فرهنگ و ملت و زبان خود در صورتى كه اصطكاكى با آرمان هاى دينى نداشته و يا موجب اختلاف و چند دستگى نشود بلا مانع است .

 

 آنچه كه مذموم و ناپسند است احساس برترى كردن و يا نژاد پرستى و ملى گرايى است كه استعمار با هياهوى پان تركيسم٫ پان ايرانيسم. پان عربيسم و ... در صدد تفرقه بين ملت اسلام است . بنابراين علاقه داشتن به زبان خاصى بدون قصد ايجاد تفرقه و فتنه مضر به عدالت شخصى نيست هر چند بهتر است از اين گونه امور اجتناب شود .

 

توضيحات:

 آموزش اجبارى زبان قوم فارس به تمام ايرانيان به قيمت محروم نمودن ديگر اقوام از تعليم و تعلم به زبانهاى ملى خويش و نابودى آنها، همچنين حمايت هاى همه جانبه دولت و حكومت ايران از گسترش  و جايگزين ساختن زبان و فرهنگ فارسى در ايران و در خارج آنهم با ثروت ملتهاى غيرفارس ايران مصداق بارز حمايت بيجا، برتر شمردن قوم فارس، ملىگرايى، تجزيه قومى و ايجاد چند دستگى در ميان مردم ايران است. يعنى اين احساسات برترى قومى و نژادى بيش از آنكه در سطح فردى و جامعه ويا توطئه دول خارجى حضور داشته و مجسم شده باشند در سياستهاى كلان خود دولت و حكومت ايران حضور دارند.

 اگر مىبايست كه از علاقه به زبان خاصى بويژه به شكل حمايت ناحق و بيجا واحساس برترى كردن و اختلاف انگيزانه اجتناب شود٫ در آن صورت مشكل اساسى نه حادثه اى انفرادى بلكه در تعصب، حمايت بيجا و اعطاء برتريت به زبان فارسىاى خواهد بود كه از سوى دولت اعمال مىشود. به نظر مىرسد اين سياستها و اجرا آنها از سوى دولت منافى با اتحاد و وحدت و عدالت باشد.

افزون بر آن برترى خواهى قومى-ملى در ميان ايرانيان غيرفارس پديده اى مشاهده نشده است. فى المثل تركها با آنكه اكثريت نسبى جمعيت ايران را تشكيل مىدهند، نه تنها فارسها را از آموزش زبان و ادبيات و فرهنگ فارسى محروم ننموده و زبان تركى را به عنوان رمز هويت ايرانى بودن عرضه نكرده اند٫ بلكه حتى خواستار آموزش اجبارى زبان تركى به فارسها و ديگران نيز نشده اند. اعلام زبان فارسى به عنوان رمز هويت ملى تمام ايرانيان، آموزش اجبارى آن به گروههاى غير فارس و علاوه بر آن محروم نمودن اين گروهها از تحصيل و تعلم به زبانهاى ملى خويش كه مصداق بارز برترى خواهى قومى اند البته كه از اقدامات تركهاى ايران نيستند. مخاطب برترى طلبى قومى در ايران بىشك عنصر قومى حاكم مىبايد باشد.

   البته هشيار بودن در مورد خطرات بالقوه و محتمل پان تركيسم، پان عربيسم و پان كرديسم لازم است اما مسئله اصلى، موجود و بالفعل ايران نه اينها بلكه پان ايرانيسم آغاز شده در زمان رژيم پهلوى (كه امروزه نيز باكمال تاسف در حال اجراست) و جريان نابودسازى زبان و فرهنگهاى مردم غيرفارس ايران مىباشد. علاوه بر آن در تاريخ ايران معاصر بسيار بيشتر و پيشتر از آنكه پان تركيسم و پان عربيسم و غيره ابزار توطئه ها و مقاصد استعمارگران باشد پان ايرانيسم و قوميت گرايى فارس اين نقش را بازى نموده است. اساسا نمىبايست اين واقعيت بسيار مهم تاريخى از ياد برود كه رژيم پهلوى و سياست زبانى-قومى نژادپرستانه فعلى كه بازمانده آن است٫ خود زائيده استعمار و هياهوى پان ايرانيسم است.

تعصب دولت ايران نسبت به زبان و قوم فارس٫ و ايجاد تناظر نادرست بين تشيع و قوميت گرايى فارسى٫ علاوه بر داخل كشور٫ در خارج و در مقياس اسلامى نيز منافى وحدت و اتحاد است. جانبدارى و يكى شدن روز افزون دولت اسلامىايران با قوم فارس و سياست ترك ستيزانه آن آنچنان آشكار است كه امروزه نه تنها باعث دلسردى بسيارى از تركهاى شيعه آذربايجان٫ عراق و تركيه از دولت ايران شده٫ بلكه سبب رويگردانى گروه گروه از آنها از مذهب شيعه نيز گرديده است. علاوه بر اين٫ آنچه كه بر زبان و فرهنگ تركها در ايران مىرود(كه عامل عمده گسترش تشيع و پيدايش قوم شيعه مذهب فعلى فارس نيز مىباشند)  و تصور وجود نيت و تلاشى براى يكسان نمودن مذهب تشيع و قوميت گرايى شعوبى فارسى را در تمام منطقه و ايران بوجود آورده است ٫ پوئنى بسيار منفى در كارنامه هر دولت شيعى شمرده خواهد شد.

 

  جزئيات سؤال