آية الله العظمى‏ شريعتمدارى در سال 1341:

    روزنامه كيهان در روز دوشنبه 16/7/41 نوشت:

    طبق لايحه انجمنهاى ايالتى و ولايتى كه در دولت به تصويب رسيده و امروز منتشر شده، به زنان حق راى داده شد.

    به گفته آقاى دوانى، البتّه در آن تصويبنامه،

    اوّلا: قيد اسلام را از شرايط انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان برداشته بودند.

    ثانيا: به جاى قسم خوردن منتخَبين به قرآن مجيد، كلمه كتاب آسمانى گذاشته شده بود

    ثالثا: به جاى كلمه ذكور «از شرايط منتخبين»،كلمه باسواد گذاشته شده بود كه اعّم از ذكور و اناث مى‏باشد.

    همان روز بعد از نماز مغرب و  عشإ، آقايان شريعتمدارى و گلپايگانى و خمينى با هم اجتماع  و مشورت كردند و قرار شد كه هر يك از اين آقايان تلگرافى را به شاه مخابره كنند و خطر اين تصويبنامه را گوشزد و خواستار لغو آن شوند.

    بنا به نوشته آقاى على دوانى، روز 17/7/41 ابتدا آيةاللّه خمينى تلگراف زير را به شاه مخابره كرد.

{.   P نهضت دوماهه روحانيون ص 51 و صحيفه نور ج 22 ص P .29} حضور مبارك اعليحضرت همايونى‏

    پس از اهداى تحيّت و دعا، بطوريكه در روزنامه‏ها منتشر است، دولت در انجمن‏هاى  ايالتى و ولايتى، اسلام را در رأى دهندگان و منتخبين شرط نكرده و به زن‏ها حق راى داده است و اين امر موجب نگرانى علماى اعلام و ساير طبقات مسلمين است. بر خاطر همايونى مكشوف است كه صلاح مملكت در حفظ احكام دين مبين اسلام و آرامش قلوب است .مستدعى است امر بفرمائيد مطالبى را كه مخالف ديانت مقدّس و مذهب رسمى مملكت است از برنامه‏هاى دولتى و حزبى حذف نمايند تا موجب دعا گوئى ملّت مسلمان شود.

    الدّاعى روح الله الموسوى

    و سپس آيةالله شريعتمدارى تلگراف زير را به شاه مخابره كرد.

    بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

 پيشگاه رفيع اعليحضرت همايون شاهنشاه‏

    با ابلاغ سلام و تقديم  ادعيه بطوريكه روزنامه‏ها منتشر كرده‏اند دولت در ضمن تصويبنامه لايحه انجمنهاى ايالتى و ولايتى شرط اسلام و شرط ذكوريّت را در رأى دهنده و انتخاب شونده الغاء نموده و ضمناً رأى دادن و انتخاب شدن را به كليّه افراد ملّت (اعمّ از زن و مرد) داده است، نظر به اينكه اين تصميم دولت مخالف با موازين شرعى و بالنتيجه مخالف با قانون اساسى است و صلاح ملك و ملت نيست لذا خواهشمنديم كه دستور اكيد فرمائيد دولت هم دو مورد مذكور رااصلاح نمايد.

    الاحقر سيد كاظم شريعتمدارى‏

 

 نود اعلاميّه

    نهضت مراجع تقليد و روحانيون و مردم بر عليه تصويبنامه خلاف شرع انجمن‏هاى ايالتى و ولايتى حدود دو ماه طول كشيد تا به لغو آن تصويب‏نامه از سوى دولت منجر شد كه مشروح آن قضا يا در كتاب «نهضت دو ماهه روحانيون ايران» و جلد سوّم كتاب «نهضت روحانيون ايران» نوشته آقاى على دوانى آمده است.

 غائله انجمنهاى ايالتى و ولايتى با سخنرانى آيةاللّه خمينى و آيةاللّه شريعتمدارى و آيةاللّه گلپايگانى در روز 12/9/41 در قم پايان يافت.

    مركز اسناد انقلاب اسلامى در جلد پنجم كتاب «اسناد انقلاب اسلامى» حدود 90 برگ از اعلاميه‏ها و تلگرافات و نامه‏هاى آية اللّه‏العظمى آقاى شريعتمدارى از مهرماه سال 1341،  تا روز 22 بهمن 1357 را آورده است كه تقريباً 45 برگ از آنها مربوط به قبل از روز 19 دى ماه سال 1356 و بقيّه نيز مربوط به وقايع انقلاب در سال 1357 مى‏باشد (كه توجّه به آنها براى شناختن موضع آيةاللّه العظمى‏ شريعتمدارى در مقابل جريانات سياسى روز براى اهل تحقيق مفيد است).

 

 آيةالله العظمى‏ شريعتمدارى در سال 1342:

    بعد از اعلان اصول ششگانه انقلاب سفيد از سوى شاه سابق ايران محمد رضا پهلوى، آيةاللّه شريعتمدارى، مبارزه مستقيم با اقدامات شاه را به جهت احتمال ريخته شدن خون بيگناهان صلاح نمى‏ديد و مايل به مبارزه غير مستقيم و مسالمت‏آميز بود، امّا بعد از وقوع قضايائى كه در اوائل سال 42 اتّفاق افتاد آيةاللّه العظمى‏ شريعتمدارى بر خلاف ميل و تشخيص خويش، به مسائلى كشانده شد كه هم وقوع آنها را از قبل احتمال مى‏داد  و هم آنهارا بصلاح اسلام و مسلمين نمى‏دانست.

{.   P در اين مورد به كتاب قيام پانزدهم خرداد به روايت اسناد، ج‏1 -  3 مراجعه كنيد. P}    بالاخره بعد از دستگيرى و زندانى شدن آيةاللّه خمينى در روز 15 خرداد 42، آيةاللّه العظمى‏ شريعتمدارى بعد از صدور اعلاميه‏اى در حمايت از ايشان اقدام به مهاجرت به تهران جهت استخلاص آيةاللّه‏{.   P اسناد انقلاب اسلامى ج 5 ص P .68} خمينى و آيةاللّه قمى و آيةاللّه محلّاتى از زندان و... با همكارى مراجع و علماى ديگر نمود كه البتّه در اين‏كار نيّت خير داشت.

{.   P پرواز روح  ص 153 چاپ دوّم.  P}

 

 تلاش براى نجات آيةاللّه خمينى از اعدام‏

 

 

 روزنامه اطّلاعات مى‏نويسد:

    حضرت آيت اللّه العظمى سيد كاظم شريعتمدارى ديشب در گفتگوئى با خبرگزارى پارس به حوادث 15 خرداد ماه سال 1342 و نيز مسائل كلّى مملكت اشاره كرده وگفتند:

    ما همان موقع به تهران آمديم و درشاه‏عبدالعظيم تمام علماى‏شهرستان‏ها را جمع كرديم و از مرحوم آيت اللّه  ميلانى كه در مشهد تشريف داشتند خواهش كرديم كه به آنجا بيايند و چون در آن موقع طاغوت راجع به مراجع و خصوصاً آيت اللّه خمينى نظر محاكمه و شدت عمل داشتند كه حتى روزنامه‏هاى آن موقع صحبت از اعدام مى‏كردند، از آن نظر لازم ديديم كه پيشگيرى بشود.

    حضور ما در تهران يكى دو ماه طول كشيد و تا حدودى آن خيال باطل از بين رفت و يك اعلاميه يازده ماده‏اى صادر كرديم و تمام ادعاهاى دولت را رد كرديم. در آن موقع حركت مراجع قم را يك عمل ارتجاعى مى‏ناميدند و مى‏گفتند كه مى‏خواهند همه آزادى‏ها را بگيرند در يكى از آن يازده ماده توضيح داديم كه خواسته روحانيت چيست و گفتيم كه آزادى‏هاى مشروع را نمى‏خواهيم از زنان و مردان بگيريم، حتى يكى از سياسيّون در آن موقع در سازمان بين الملل اعلاميه ما را مدرك قرارداد و درباب رد ادعاهاى دولت گفت:در اين اعلاميه آيةاللّه العظمى‏ شريعتمدارى كلمه‏اى نيست كه از بشر سلب آزادى بكند.

    و حتى يك سخنرانى داشتم كه نوار آن موجود است و در آن نكاتى وجود دارد كه قابل توجه است. البته پس از آن تا حدودى موفقيّت حاصل شد و ديگر محاكمه انجام نشد و نظرهاى سوئى كه درباره آيت اللّه خمينى و بعضى از علماء داشتند از آن منصرف شدند.

    و حتى آن موقع كه در تهران بوديم ايشان را از حبس آزاد كردند و در خانه آقاى نجاتى ايشان منزل كردند و ملاقاتى با ايشان كرديم كه البتّه ايشان در آنجا تحت نظر بودند بعداً ما را (چون در تهران بوديم) يك روز دولت وقت تصميم گرفت كه از تهران برويم و چند ماشين سازمان امنيّت ما را تا قم تعقيب كرد و آقاى ميلانى هم به مشهد تشريف بردند و بقيه علما نيز به شهرستان‏هاى خودرفتند.

    حضرت آيت اللّه العظمى اضافه كردند پس از اين اقدامات دولت نتيجه گرفت كه ديگر محاكمه امكان ندارد و آيت اللّه خمينى كه آزاد شده بودند.پانزده روز بعد با هم آمدند و مجدّدا بعد از چند ماه ديگر ايشان را گرفتند ما آن موقع دو نفر را به تركيه فرستاديم تا با حضرت آيت اللّه خمينى ملاقات كنند و براى اين منظور آقاى جليلى كرمانشاهى و عمو زاده ايشان آقاى جليلى به تركيه رفتند.

{.   P اطلاعات ص 8 دوشنبه P .14/3/1358}

 

 اصلاح حوزه علميّه:

    آيةاللّه العظمى‏ شريعتمدارى بعد از نجات آيةاللّه خمينى از دست رژيم شاه به قم برگشت و در روز 17/7/42 در سخنرانى خود، علت حركت خويش به تهران و اقدامات خود جهت نجات آقاى خمينى از اعدام را شرح داد و سپس به مسائل مهم ايران و لزوم اصلاحات در حوزه علميه قم اشاره كرد كه اين سخنرانى در همان ايّام چاپ و منتشر گرديد.

{.   P نهضت روحانيون ايران ج  4 ص 224 - 238.

 P}    بعد از انتشار سخنرانى حضرت آيةاللّه العظمى‏ شريعتمدارى در مورد لزوم ايجاد نظم و اصلاحات در حوزه علميه قم، يكى از مراجع عاليقدرنجف اشرف طىّ نامه‏اى به ايشان نوشت: از مطالعه و شنيدن بيانات حضرت عالى بسيار خوشوقت شديم اميد است كه شما در قم موفق شويد تا ما هم بتوانيم همين كار را در حوزه علميه نجف شروع كنيم.

    آيةاللّه العظمى‏ شريعتمدارى دومين سخنرانى مهمّ خود در سال 42 را در روز عيد فطر 1383 (25/11/42) در مسجد مدرسه حجتيه ايراد فرمود كه باز در همان زمان چاپ و منتشر گرديد.

    آية اللّه خمينى در روز 18/1/43 از تهران به قم برگشت و علماء و مراجع تقليد از جمله آيةاللّه العظمى‏ شريعتمدارى و برادرش و اقشار مختلف مردم از ايشان ديدار نمودند.

    آيةاللّه العظمى‏ شريعتمدارى به خاطر تجربياتى كه از گذشته آموخته بود و نيز كارهاى ضرورى‏ترى كه خود تشخيص داده بود ادامه مبارزه را به طرفدارانش واگذاشت و در فكر كارهاى اساسى‏ترى براى حوزه علميّه عالم تشيّع بر آمد. كه اين امر برداشت‏هاى متفاوتى در جامعه داشت.

 

 كاپيتولاسيون:

    آيةاللّه العظمى‏ شريعتمدارى در روز 4 آبان 43 در قم درباره خلاف شرع و خلاف قانون اساسى بودن طرح مصونيّت مستشاران خارجى كه در مجلس شوراى ملى تصويب شده بود سخنرانى كرد كه خلاصه بيانات ايشان در ورقه‏اى چاپ و منتشر گرديد.

 بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

    يكى از مهمترين مسائلى كه اسلام براى آن اهميّت فراوان قائل شده است استقلال كشور اسلام است، اسلام مى‏خواهد مسلمانان استقلال كامل داشته باشند، استقلال اقتصادى ؛ استقلال سياسى ؛ استقلال قضايى و استقلال دينى، اسلام هرگز اجازه نمى‏دهد كه بيگانگان در شئون زندگى مسلمانان دخالت كنند.

    وَلَنْ يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكافِرينَ عَلَى الْمُوْمِنينَ سَبيلا.

{.   P نساء: 141 : خداى متعال راهى براى تسلط كافران بر مومنان قرار نمى دهد. P}    الا سلام يعلو ولا يعلى عليه‏

{.   P وسائل الشيعه ج 17 ص 367 : اسلام برتر است و بر آن برترى نخواه P}    اما با نهايت تاسّف اخيراً قانونى از مجلس گذشت كه به استقلال مملكت ما لطمه زيادى وارد ساخت و آن مصونيت مستشاران نظامى يك كشور خارجى (يعنى آمريكا) بود.

    مطابق اين طرح، بعد از اين چندين هزار مستشار بيگانه از نظر سياسى مصونيت دارند و هر عملى در حال مأموريت خود انجام دهند در هيچ محكمه‏اى از محاكم ايران قابل تعقيب نيست، گذشته‏ازآن، اموال آنها از حقوق گمركى و ماليات به كلّى معاف است!.

    معلوم نيست به چه دليل چنين طرحى را بمجلس داده‏اند و چگونه مجلس آن را تصويب كرد؟! در حالى كه با دين ما، با قانون اساسى ما مباينت دارد و امنيت و استقلال ما را به خطر مى‏اندازد.

    اين ذلّت بزرگى براى ما است به‏طورى كه از صورت مذاكرات مجلس كه بچاپ رسيده بر مى‏آيد دولت با عجله زياد در يك جلسه طولانى (يك جلسه 8 ساعته!) اين طرح  را به تصويب رسانيده است. تعداد 64 نفر نماينده از همين مجلس رأى مخالف باين طرح داده‏اند! در هر صورت مردم بايد بدانند:

    اولا - اين قانون بر خلاف موازين قوانين اسلامى است و به حيثيت و آبرو و استقلال مسلمانان لطمه بزرگى وارد ميسازد.

    ثانيا - اين قانون بر خلاف مواد متعددى از قانون اساسى است كه رسيدگى بتمام دعاوى را در خور محاكم مملكت مى‏داند، بنابراين نه شرعاً و نه قانوناً چنين مطلبى ارزش نخواهد داشت.

    ثالثا - اگر دولت آمريكا كه خود را مدافع آزادى و استقلال ممالك ديگر معرفى مى‏كند چنين تقاضايى را كرده اين با ادعاى مزبور ابدا سازش ندارد و اگر مجلس ايران چنين حاتم بخشى كرده است بسيار عمل خلافى انجام داده است.

    رابعا - مزايائى كه دولتهاى دنيا به يكديگر مى‏دهند بايد بر اساس احترام متقابل باشد آيا ما كه چنين مصونيّتى را به چندين هزار خارجى داده‏ايم آنها حاضرند نسبت به يك نفر از ايرانيان مقيم آمريكا چنين مصونيتى بدهند؟، البته نه، زيرا اين چيزى نيست كه يك دولت آزادى بتواند آن را قبول كند.

    خامسا - اگر اين اقدام، اقدام خوبى بود چرا ملت ايران را در جريان نگذاشتند؟ چرا مطلبى به اين اهميّت را كه تا كنون در ايران (به اين نحو) ابداً سابقه نداشته قبلاً در معرض قضاوت عمومى نگذاشتند

    در هر صورت مصلحت ايجاب مى‏كند مجلس ايران هر چه زودتر اين قانون خطرناك را فسخ كند و به فرض اينكه فسخ نكند از نظر مردم ايران و قانون اسلام و قانون اساسى كوچكترين ارزش قانونى نخواهد داشت بخصوص كه ما در موقع انتخابات، نظر قطعى خود را در باره تشكيل اين مجلس اظهار داشتيم!.

    امروز روز ميلاد مسعود حضرت فاطمه زهراعليها سلام دختر گرامى پيغمبر ما  بود، ما بايد در اين روزها مسرور باشيم اما موجباتى پيش مى‏آيد كه همه را غمناك و اندوهگين و عزادار مى‏سازد.

    از خداوند متعال مى‏خواهيم همه ما را به راه راست هدايت فرمايد و از شر دشمنان محفوظ و مصون بدارد.

 

 آيةالله العظمى‏ شريعتمدارى در سال 1344

    آيةاللّه العظمى‏ شريعتمدارى در روز 4/2/44 به مناسبت پايان سال تحصيلى و آغاز مسافرتهاى تبليغى روحانيون در مسجد اعظم قم سخنرانى كرد و در آن سخنرانى از شرايط تبليغ و مبلغين و گرفتارى‏هاى روز و تبعيد آيةاللّه خمينى به تركيه و اعزام نمايندگانى جهت ملاقات با ايشان صحبت كرد كه در همان ايّام چاپ و به صورت جزوه‏اى منتشر گرديد.

    ايشان در روز 27/9/44 نيز سخنرانى مفصّلى در مورد اقدامات خويش جهت انتقال آيةاللّه خمينى از تبعيدگاهش (بورساى تركيه) به نجف اشرف ايراد كرد كه نوار سخنرانى ايشان موجود مى‏باشد.

 

 تأسيس دارالتّبليغ اسلامى:

    آيةاللّه العظمى‏ شريعتمدارى در روز 11/2/1343 جهت تأسيس دارالتبليغ اسلامى در مراسم كلنگ زنى،سخنرانى پر محتوائى را ايراد كرد كه در همان ايّام چاپ و منتشر گرديد.

    تأسيس دارالتبليغ اسلامى فصل نوينى را در فعّاليّت اسلامى و اجتماعى اين مرجع دور انديش شيعه گشود.

    به گفته آقاى على دوانى، بايد گفت: مهمترين كارى كه در عالم روحانيّت انجام گرفته است همانا تأسيس دارالتبليغ اسلامى قم است.

{.   P اجمالى از زندگانى آيةالله شريعتمدار P}    شاعرى مى‏گويد:

 كارى كه در زمانه شريعتمداركرد

 كمتر كس از گذشته در اين روزگار كرد

 چرخاند شرع را به قرار و مدار خويش

 زين روى نام خويش شريعتمدار كرد

    معظّم‏له در روز 16/6/1343 طى مصاحبه‏اى كه بصورت جزوه‏اى چاپ شده هدف خويش از تأسيس دارالتبليغ و مقدار پيشرفت كار را شرح داد.

    ضمناً سخنرانى ايشان در روز 15/7/44 در مراسم افتتاح دارالتبليغ اسلامى به صورت جزوه‏اى چاپ شده است.

    دارالتبليغ اسلامى كه از تبرّعات و هداياى مردم و تجّار علاقمند به شخص آيةاللّه العظمى‏ شريعتمدارى طىّ پخش قبوض خاصّ جمع آورى و خريدارى شده بود داراى توليت و هيئت مديره و اٌمناء خاصّ بوده و داراى شخصيّت حقوقى ميباشد و در اسفند ماه 1349 در دفتر ثبت مؤسسات غير تجارى ثبت گرديده بود تا در آينده مورد سوء استفاده اشخاص قرار نگيرد  و متّكى به شخص نبوده و مستقل باشد.

{.   P سيماى اسلام  P}    دارالتبليغ اسلامى داراى يك كتابخانه عمومى بزرگ و نيز يك كتابخانه امانى و مركز انتشارات و چاپخانه و بيمارستان سهاميه و درمانگاه و مدرسه علميّه بانوان«دارالزهرا»، شعبات مختلفى در تهران و اهواز و تبريز و پاكستان و... بوده است.

    از دارالتبليغ اسلامى سه مجلّه جالب و اسلامى بنامهاى الهادى، نسل نو، پيام شادى  منتشر ميشد و در طى حيات 15 ساله خود دهها نشريه اسلامى بزبانهاى فارسى و عربى و انگليسى در موضوعات مختلف به صورت رايگان منتشر و علاوه بر داخل كشور به بيش از 1500 مركز اسلامى در خارج از كشور توزيع مى‏گرديد.

{.   P گنجينه دانشمندان ج 2P  ص16}

 

 وابستگى مجلّه مكتب اسلام به دارالتبليغ اسلامى:

    مجلّه مكتب اسلام نيز كه قبلاً به دست تواناى آيةاللّه العظمى‏ شريعتمدارى تأسيس شده بود بعد از تأسيس دارالتبليغ اسلامى مدّتى دفتر مركزيش را در يكى از اتاقهاى دارالتبليغ مستقرّ نمود تا اينكه در سال 1347 ساختمان مستقلّى براى اين مجلّه از سوى هيئت مديره و مؤسّس عاليقدر آن تهيّه شد.

    آقاى دوانى مى‏نويسد:

    نمونه فعاليّت ديگر دارالتبليغ اسلامى، سرپرستى و اداره نمودن مجلّه محترم مكتب اسلام است  كه به دستور حضرت آيةاللّه العظمى آقاى شريعتمدارى شروع بكار كرده و تا كنون زير نظر و تحت سرپرستى معظم له مشغول به كار است‏

{.   P اجمالى از زندگانى آيةالله شريعتمدار Pص 3}    در ماده 32 اساسنامه مجلّه مكتب اسلام آمده است: هرگاه مجلّه نتوانست مطابق اين اساسنامه به حيات خود ادامه دهد و يا به علل پيش بينى نشده ديگرى امكان ادامه انتشار آن وجود نداشته باشد تمامى اموال و دارائى مجلّه بلافاصله خود بخود به دارالتبليغ اسلامى حوزه علميّه قم منتقل مى‏گردد.

 

 بخش آموزش دارالتبليغ اسلامى:

    اين بخش  عبارت بود از كلاس‏هاى مختلف درسى در ساختمان مركزى.

    1- در دارالتبليغ اسلامى  .با دروس متنوّع بر اساس سيستم واحدى براى طلّاب حوزه علميّه قم كه فضلاى زيادى در آن آموزش ديده و به تبليغ معارف اسلام در داخل كشور پرداختند.

    2- و در معهدالدراسات الاسلاميّه براى طلّاب خارجى علوم دينى‏

    3- و در مدرسه دارالزهراء براى بانوان جهت يادگيرى علوم اسلامى

 اساتيد دارالتبليغ اسلامى عبارت بودند از:

    آية اللّه شريعتمدارى، آية اللّه حاج سيد موسى شبيرى زنجانى،مفسّر گرانقدر مرحوم حاج سيّد مرتضى شبسترى،استاد مرتضى مطهرى، دكتر احمد بهشتى، استاد صدرالدين بلاغى، استاد محمد جواد مغْنيّه، دكتر على قائمى، استاد محمود شهابى، مرحوم دكتر مهدى حائرى يزدى، استاد جعفر سبحانى، استاد اختر عباس پاكستانى، آيةاللّه محمد كرمى، استاد حاج شيخ باقر ملكى ميانجى، دكتر احمد احمدى و...

    موادّ درسى عبارت بودند از تفسير قرآن، علم التفسير، فقه استدلالى، علم رجال، عقايد و مذاهب و اديان، فن خطابه و نويسندگى و مناظره، روانشناسى، جامعه‏شناسى، فلسفه، زبان عربى و انگليسى و اردو و...

 

 آية الله العظمى‏ شريعتمدارى در سال 45:

    آيةاللّه العظمى‏ شريعتمدارى در سالروز تأسيس دارالتبليغ اسلامى در روز 20/1/45 بيانات مهمى در رابطه با وظائف ما در دنياى معاصر و وضع تبليغات اسلامى ما در داخل و خارج ايران و وظيفه محصلين دارالتبليغ اسلامى ايراد فرمودند كه در آن زمان چاپ و منتشر گرديد.

{.   P سيماى اسلام Pص 3}    همچنين در روز 4/7/45 پيامى منتشر كردند كه قابل توجه و دقت است.

    و نيز در روز 15/4/45 به مناسبت تأسيس مسجد امام حسين‏عليه السلام در تهران پيامى را فرستادند كه توسط مرحوم حجةالاسلام والمسلمين حاج شيخ عباسعلى اسلامى قرائت گرديد.

    اين مرجع دورانديش در سال 45 به حجّ بيت اللّه الحرام مشرف شد و حضور ايشان در مراسم حجّ و اقتداى مراجع تقليد ديگر شيعه مانند مرحوم آية اللّه العظم