حکومت نا مقبول و متزلزل، فشار های داخلی و خارجی و قوّت گرقتن زمزمه جنگ داخلی در ایران
یعقوب گؤنئیلی
پایان نافرجام گفتگوهای سیاست آرام سازی قدرت های بزرگ جهانی و بی نتیجه بودن شرکت مردم در رأیی گیری و متعاقب آن تظاهرات خیابانی و اینک قوّت گرفتن زمزمه احتمال شروع جنگ داخلی در ایران،
رو در رو شدن سیاست آرام سازی جهانی با عدم شفافیت حاکمیت و نیت های پشت پرده برای تغلیظ اورانیم و سلاحهای کشتار جمعی هسته ائی، نبود آلترناتیو و رهبر قاطع و تمام عیار کثیرالملیتی و عدم امکان گنجانیش خواسته های تمام ملتها در ظرفی بنام ایران و نامیدی مردم در رابطه با انتخاب صندوق رأی گیری برای مبارزه و متعاقب آن بی حاصل بودن آن، اقدام به تظاهرات خیابانی بعنوان وسیله دوم مبارزه و متعاقب آن خشونت بی رحمانه و زیر پا کذارده شدن حقوق بشر و بی توجهی و بی تفاوتی کامل به خواست مردم و اکنون حالت سوم مقابله بطور طبیعی در حال تکوین و قوّت گرفتن است و آن چیزی نمی تواند باشد، بجز آنارشیسم، فرزند نامشروع دیکتاتوری کلّه شق و حرف نشنو و نصیحیت ناپذیر و هرج مرج زائیده این شرایط است و شایعه احتمال شروع جنگ داخلی در ایران هر روز بیشتر در حال قوّت گرفتن است،
ملت و جامعه فارس بخاطر آن باورها و فانتزیهای خیالی تاریخی که از ملت فارس برتر ایرانی در ذهن خود تراشیده و خلق کرده اند و در کل قادر نیستند طور دیگری فکر کنند و با فانتزی پارس از نژاد گلچین آریائی و برتر از همه انسانهای موجود در طبیعت، زیبا، با هوش، با ذکاوت، و با ادب و با پرواز بر بالای ابرها و در عالم هپروت این مرض ریشه دار و مزمن یک صده ائی آنقدر عود کرده، که تشکیل هر نوع حکومتی با پشتوانه و بر اساس چنین ذهنیت و افکار نژادپرستانه ای منجر به تحقیر و عدم تقبل موجودیت دیگر ملل چه در داخل و چه در خارج خواهد گردید، چون وقتی بنای فکری مجموعه انسانی از ملت و جامعه فارس بر این اساس استوار باشد که من برترم، زبان من برتر است، تاریخ من برتر است و دیگرملل هیچ و پوچند، هرگز نمی تواند چنین ذهنیتی نه در داخل ونه در خارج با دیگر ملل کنار بیاید و شما بوضوح می توانید ببینید، از شروع حکومت پهلوی تا به امروز به خاطر تکبر این ملت و تحقیر و کوچک شمردن آنها در تمام دوران حاکمیت ملت فارس، ارتباط این ملت به یک حالت آشتی ناپذیر و تشنج سازی با دیگر ملل و دولتهای جهان منجر شده و همیشه در حال انگولک و تحقیر کردن دیگر ملتها و دولتها هستند و در نهایت مشکل ساز بوده اند و در نتیجه اینگونه برخورد ها، مورد تنفر همگان گشته اند و معمولاّ رهبرانشان بر روی دوش ملتشان بخاک سپرده نشده ا ند و همگی در تبعید مرده اند و قبری از آنها را در داخل ایران نمی توان پیدا کرد البته قبر خمینی هم مثل قبر رضا شاه موقتی است و مثل قبر او در اولین تحول به هوا پرواز خواهد کرد، در حالیکه در همه کشورهای مترقی مقبره رهبران را با عزت و احترام حراست می کنند، البته لازم به تذکر است که تشکیل هر نوع حکومت جدیدی در آینده با اتوریته ملت فارس غیر ممکن خواهد بود، و حتی اگر بفرض محال همچون اتفاقی بیافتد و حتی بشکل دمکراسی اداره گردد در نهایت و بالاجبار خطوط کلی نژاد پرستی و برتریت نژاد پارس بشکل مدرن و فوق العاده خطرناک در حق دیگر ملل غیر فارس اعمال خواهد گردید و بقول آن قصه قدیمی که جوجه های پرنده شانه بسر از مادرشان می پرسند چرا لانه ما اینقدر بوی گند می دهد چرا نمی رویم در لانه دیگری زنگی کنیم و مادر جواب می دهد این مقعدی که شما دارید به هر لانه جدیدی هم که برویم همین بوی گند را در آنجا راه خواهید انداخت در هر حال هر حکومتی زیر سیطره ملت نژادپرست فارس در نهایت منجر به کشمش و تضاد آشتی ناپذیر با دیگر ملل در داخل و در سطح بین الملل خواهد گردید زیر حاکمیت و هژمونی نژادپرستان فارس همان آش و همان کاسه خواهد بود و چیزی عوض نخواهد شد و طبق معمول با شگرد شناخته شده لومپنی همیشگی که در موضع ضعف و در شرایط جنگ و انقلاب متوسل به تملق و چاپلوسی و فرهنگ بادمجان دور قاب چینی و نوکرتم چاکرتم و بعد از محکم کردن پایه های حاکمیت و یا بعد از رفع خطر، تحقیرهای ناجوانمردانه دیگر ملل و پر روئی و تکبر و فخر فروشی در برابر سیاست قدرت های جهانی و تراشیدن مشکل جهانی وبا حمایت از هیتلر در جنگ جهانی دوم و یا برپائی جشنهای دو هزار و پانصد ساله و رویای دروازه های تمدن طلائی و یا حمایت از تروریسم جهانی و یا فانتزی ساخت بمب اتم و به هم زدن توازن و سیاست آرام سازی جهانی می گردند،
پیدایش بحران سیاسی و شکاف خون آلود در حاکمیت و زخمی و جریحه دار شدن احساسات و فروپاشی آخرین توهمات مردم از عدم صداقت حاکمیت، یک بن بستی که تبدیل به یک گره لاینحلی گردیده است که با حذف هر یک از جناههای طرفین جناح دیگر قادر نیست حاکمیتی منسجم و مورد تأیید سرتاسری و عموم ملیتی تشکیل دهد، چون نماینده و جناح برنده اگر کوچکترین اهمیتی به خواسته های ملتهای غیر فارس بدهد، مورد غضب ملت فارس و بایکوت خواهد گردید و یا اگر بی توجه باشد به خواستهای ملل غیر فارس، که مورد بی اعتنائی ملت ترک و دیگر ملتها وااقع خواهد گردید که در هر دو حالت حاکمیت دارای قدرتی منسجم نخواهد بود
در نهایت این ملت نژادپرست و مشکل ساز و بی ریشه فارس هرگز نخواهند توانست بدون تحقیر دیگر ملل به حیات خود ادامه دهند چون موجودیت این ملت همیشه در رابطه با نهی و تحقیر دیگر ملتها در داخل و در خارج مفهوم پیدا کرده و پا برجا بوده و بدین سبب در آینده اصلاّ صلاحیت تشکیل حکومت را ندارند،
به هر حال این شرایط نمی تواند ادامه یابد، یا باید ملت فارس موجودیت دیگر ملیتها و زبان ملی آنها را باید برسمیت بشناسند، که این بعید و غیر ممکن بنظر می رسد که این ملت از آن تقطه اوج جاه و جبروت و یکه تازی، ایران یعنی فارس، فارس یعنی آقا و ارباب همه، و همه ملتهای غیر فارس علی الخصوص ملت ترک یعنی نوکر و برده حلقه بگوش آنها و ملتی که آنقدر قدرت داشته که توانسته زبان مادری ملتی را در سرزمین مادری خود ممنوع کنند و دانش آموزان ترک را در سر کلاس به زور شکنجه چوبدستی و خط کش و شلاق و مشت و لگد و امروزه با جریمه مالی، الفبای زبان خود را در حلقوم این کودکان معصوم و بی گناه فرو کنند، و یا اینکه ملتهای غیر فارس سروری و آقائی ملت فارس و ارجحیت زبان فارسی را بعنوان ملتی دارای ژنهای برتر و زبانی خارق العاده برسمیت بشناسند، که این کمدی الهی هم هرگز تکرار نخواهد شد ولی از طرف دیگر، تکبر نژادپرستانه ملت پارس هم هرگز فروکش نکرده و نخواهد کرد و به هیچ وجه زیر بار نخواهند رفت و موجودیت هیچ ملتی را و سرزمینهای اجدای آنها را و اقتصاد مستقل و حاکمیت ملتها به سرنوشت خود را، نخواهند پذیرفت و ادامۀ این وضعیت ممکن نیست و این موقعیت اجتناب ناپذیر دقیقاّ نقطه شروع و چاشنی انفجار و عامل وقوع و شروع یک جنگ داخلی تمام عیار خواهد بود و آغاز فروپاشی ایران همانند اتحّاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بوقوع خواهد پیوست
با علم به اینکه کلیه گروهها و سیاستمداران ملت ترک آذربایجان چه در داخل و چه در خارج طبق موازین حقوق بشر و پایبندی به اصول انسانی بدنبال راهی هستند که با حداقل تلفات جانی و خسارت مالی حداکثر نتیجه را نصیب ملت خود بکنند، و با توجه به تکبر اصلاح ناپذیر راسیسم نژادپرست فارس و با توجه به کثرت ملت ترک و دیگر ملیتها و بلوغ هویت طلبی و آنتاگونیستی آنها با نژاد پرستی، در چهارچوب جغرافیائی ایران افراد و گروههای نژادپرست فارس دگماتیست که نمی توانند تسلیم آگاهی هویت طلبی نسل جدید گردند، قطعاّ رل مهمی را در ایجاد جنگ داخلی و براه انداختن حمام خون بازی خواهند کرد،
با پیش آمدن چنین شرایط بحرانی، بی توجهی رهبران آذربایجان نسبت ترکهای پراکنده در نقاط مختلف ایران از جمله ترکهای قشقائی، خراسان، تهران، قزوین، کرج، قم، همدان، اراک و ترکهای ترکمن و دیگر ساکنان ترک پراکنده و مهاجر درنقاط مختلف ایران و تنها گذاشتن آنها گناهی است نا بخشودنی،
پا ورقی: با توجه به اشعار زیر از فردوسی بعنوان پیامبر و ایدولوگ و بانی ذهنیت راسیستی قبیله نژاد پرست فارس، که فکرکردن به اصلاح نژاد پرستان فارس وقت تلف کردن است
درختي كه تلخ است وي را سرشت
گرش برنشاني به باغ بهشت
ور از جوي خلدش به هنگام آب
به بيخ انگبين ريزي و شهد ناب
سرانجام گوهر به بار آورد همان ميوه ي تلخ بار آورد
در این لینک شما روح خشمگین نسل جوان را که از دست نژادپرستان فارس به تنگ آمده اند را می توانید ببینید
http://www.youtube.com/watch?v=p7zRnukr_vQ&feature=related